الْأَعْرابُ أَشَدُّ کُفْراً وَ نِفاقاً توبه97 به ابجد 22شیطان22عمر22ابابکر22بدبختی22مقصر22دشمن اسلام22عمر 22ابابکر22گنده لات22شرور22نابکار22قلدر22منافقان22 مجرمان22شیطان22عمر 22ابابکر22سست ایمان22عمر22گنده لات 22شرور 22نابکار22قلدر22نابحقه22 ناخلفه22درآتشه22دوزخه 22نابکار22دینها22دروغ22کلک22نیرنگ22 مکارا 22روباه22لواط22 ایدز22فاحشه22تباهی22بدیها22آلوده22 عمر22شیطان22 ابابکر 22 بدبختی 22ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت و آرزوی خلافت را به گور بردسیاهی لشگر نیاید به کار که یک مرد جنگی به از صد هزار ظالم 971 - 430 مقصر= 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 مرگ کافر 541 ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت و آرزوی خلافت را به گور برد همه ناحقها دوسال خلافت نکرده از دنیا می روند قتی سلاح را از بسیجی بگیری مجبور است با قلم جهاد کند {مداد العلماء افضل من دماء شهداء} نساء 44 کسی که دانای بقرآن است ولی خریدار ظلالت می خواهند اهل ایمان را نیز گمراه کنند خوارج حافظ قرآن و نماز بودند و همیشه هستند چون ولایت حق555-541 فتنه ها = 14 معصوم نمی شناسند اهل شیطانند{ تنها راه نجات دین اسلام }1312-1202 سه خلیفه = 110 علی 110دین الهی110 جلوه الله 110 حامیان 110 دین الهی110 نگین دین الهی 110ماه دین110علی110ولی دین 110«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده آیه - 55+55=110 دین الهی 110 ) علی 110پلیسی110نامت صدو ده یا علی حقا پلیس عالمی پلیس110شیعه یعنی مذهب الله محمد 110 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا اگر مذهب شما حق میباشد لطفایک آیه از قرآن نام مذهبتان بیاورید
پيغام مدير
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست تقدیم به روی ماه عالم مهدی موعود منجی تمام عالم هر که منجیست خدا یارو نگهدارش باد هم که عیسی و موسی محمد باشد طراح و نوسینده حجت اله عرفانیان مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صدحدیث آئینه روی محمد علیست دره علم خدا غیر از علی نیست جانشینه مصطفا این مرتضی مولاء علیست به ابجد خانواده محترم پیامبر583 پادشاه اصلی عالم 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583پادشاه اصلی عالم 583به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583 583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 میشود 385 شیعه 385 74 فرقه گمراه دین اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشیدبه ابجد 245 دینه بحق الله 245 افق دین اسلامه حق245اسلامه حق245 فاطمه +علی =245 علی110+135فاطمه=245 یا اسلام محمد 245 با اسلام علی 245دین الهی فاطمه 245با اسلام علی 245 با اسلام بحق بدینه حق اللهی 245 با دین انسان 245 اهل منطقی 245بسیجیان علی 245 مقام جانباز 245دعا کنید مهدی بیاید 245 انقلابیان 245 بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر =245 اسلامه حق 245حکم الهی دین الله245 فاطمه 135+110 علی=245 اسلامه حق 245 سلطان سریرولایت علی قل انماولی یکم الله علی245مدار245مراد245 ما شیعیان فقط اهل بیت پیامبر را دوست میداریم و از کفار قریش بیزاریم به ابجد با قاصبان اهل بیت 786-245 اسلامه حق 245 علی فاطمه =541 عمر ابوبکر 231 باقاصبه دین الله231 ابوبکر231 راه دزدی231 فلسفه دین الله 385شیعه 385 حرفهای حسابی 385راز اهل عالم 385فرق نمیکند که سنی بر حق باشد یا شیعه وحدت اسلام برایم مهم است و پذیرش بحق به ابجد وحدت کل اسلام 600 منهای 541 ابوبکر و عمر = 59 مهدی 59 بزودی خواهد آمد و همه ادیان را به وحدت فرا میخواند ما باید کمکش کنیم صحابه حضرت مهدی بودن زحمت داردو 202دین الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد=202 بلغ اولا بکمالهی کشف دوجا به جمالهی حسنت جمیعو خصالحی صلو علیه و آلهی حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تا به شانه بود علیا"علیا"یا علی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است بوود نام مولاء الهی بحق که وصی مصطفی مرتضایی بت شکنی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است
اسلام نجاتبخش 1488 - 1202 عمر ابوبکرو عثمان = 286 یعنی 286 عید محمد علی 286 به ابجد 12منتخب12 اسلام 12 حق 12اخلاق12 نجاتبخش 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 قلب 12هوا 12 ساعت 12 ماها 12 قلب 12جانها 12حم 12 گل گل12 دلی که نیست حب علی سنگ است چرا که نور وی و نور حق هماهنگ است مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست وصی بحق محمد سلام سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ سلام بر جمال حیدر کرار اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه نه 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان =74باعث 74 فرقه شدن دین شدند74والشجرتها الملعونه 74 ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 به هزار نام خدا قسم 1000به ابجد محمد مصطفا 92 قسم = 1092 منهای ابجد سه خلیفه کن 1202- منهای 1092 = 110مولا و مقتدای عالم علیست افتخار دین 1346- 1202= 144 ضرب 12 امام در خودش 144 ابجد آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" و لا تفرقو 144 گمراه دین 310 عمر 310فاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار310 مانع های سده دین 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310310مفسدین به جهان310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق 310بفریبی ها310مکرن310 کفری 310گمراه دین310عمر 310منکر310 نیرنگ310عمر310با قاصب کل دین 310 بناحق پلید اهله دینه310 بیداد گرانه ابله 310 احمقان اهل دینی 310 یا وهابیه منافقه 310احمقان اهل دینی 310 فاسدان پلید دین ها 310 بمار زنگی 310کفری 310 عمر 310 310کلب کلب هار310 ابله منافقا 310نمرودی310 ناحق عالمی 310 عمر 310بمار زنگی 310منکر 310جاهل منافق 310 ابله منافقا 310 اباجهل در دین 310 ابالهبا در دین 310 اباجهل در دین 310 بیداد گران ابله 310 قاصبان بدین 310نامردیه 310 کفری 310 عمر 310 گمراه دین 310یا بلاء دین اسلام 310نیرنگ310نمرودی310 سامری310 گمراه دین310 مکرن310حرامیان 310بی ایمان دین اسلام310 عمر 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 نامردیه 310دلیل نفاق310 عمر 310 جاهل منافق310 ابله منافقا 310 با اهل منافق 310 310اباجهل در دین 310 کفری310 احمقهای فاسد 310 منکر 310 حرامزاده پلید 310وهابی کودن دین اسلامی310 قاصبان بدین 310 رمززناه 310 گمراه دین310 کوره دینیه 310جهل عرب 310 اباجهل در دین310یا بلاء دین اسلام 310منکر 310نامردیه 310با وهابیه نادان دین حق 310 دلیله نفاق310کفری310 نیرنگ310نمرودی 310 کلب کلب هار 310 عمر 310سگ هار پلید 310 دلیل نفاقه 310 جهل عرب 310سامری310 310دائش وهابی نادان 310 اباجهل در دین 310گمراه دین 310 جاهل منافق 310 ابله منافقا310 کفری 310حرامیان 310 نامردیه 310دزدانه فدک فاطمه 310بمار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق 310 نامردیه 310عمر 310یا بلاء دین اسلام 310 سگ مردها310 نیرنگ 310نمرودی 310سامری310 گمراه دین310یا بلاء دین اسلام 310 نیرنگ 310 منکر 310 کفری 310 مکرن310 خباثتی1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر 310نامردیه 310 منکر310 کفری310نیرنگ 310 عمر310ناهنجار 310پلیدی بقاصبانی 310بوگند مردابا 310سگ مرد ها 310 کبر پلید دین 310بقلدره دینه 310احمق بی دین ها 310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 گراز ناهلی 310 دزده دین اسلامی 310 نار جهیما310بدعت شیطانه 851-541= 310عمر 310 با اهل منافق 310 حرامیان 310 بمزاحم های دین اسلام 310 رزل بدینی 310 با اهل منافق 310 اهل دین دین عدوالله 310عمرفاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310 مفسدین به جهان310 310فاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار310 مانع های سده دین 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310310مفسدین به جهان310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310 فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310 310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310 فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310بفریبیها310 مکرن310 کفری310گمراه دین310عمر 310قاصبه دین الله310 فریب کاران اهل عالمی 715 -541 فتنه ها عمر ابوبکر = 310 عمر 310 گمراه دین 310خاک عالم بر سرت کنم عمر عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام 310چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکندتف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکروعمر عثمان بوود عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 اهل بی مغز بدین 231ابوبکر 231با قاصبه دین الله 231 لانه جاسوسیه 231 قاصب ابله 231231محکومان بدین 231ادیانی جعلی باطل 231 دو رویه 231 یا ابوسفیانی 231 نفاق231 فاسق231 اهل بقاصب231یا اهل مفسد 231 اهل نامرد 231 محکومان بدین231جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541= 231 ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231 با جاهلا نادان ملحد 231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 یا ابوسفیانی 231لانه جاسوسیه231 ادیانی جعلی باطل 231 دورویه 231 با دزد گربها 231 بابی عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر نابحق دینها 231 بااحمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 ابوبکر و عمر 541در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن 310کفری310 ناحق عالمی310 عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310 مکرن310کفری دزدان فدکه فاطمه310بمارزنگی310 کفری310 اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310 پرمدعاه 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310 پلیدها احمق نادان 310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها 310نامردیه310 کفری310عمر310نیرنگ 310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310مکرن 310 بکج راه 231 ابوبکر231 دزده دینه اسلامی 231ابله بکل عالم 231دزدا فدک نگونه 231ابوبکر 231رکب وبا 231 احمق ملحد 231 اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 بکودن احمق 231 دین حرام الهی 231 نفاق 231 عصیان 231 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم میباشد 971-661 عثمان = 310 عمر310 با قاصب دین الهی 310 عمر 310 منکر 310 حرامیان 310 کفری 310 عمر ابوبکر231+ 310عمر 310ناحق عالمی = 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 عدواهل بیت بوده اند به ابجد صغیر شیطان 22 مقصر 22 هذیان 22 عمر22شیطان 22 ابابکر22دشمن اسلام22 مجرمان 22 منافقان 22 بدبختی 22 بدیها 22 دروغ 22نیرنگ 22 کلک 22 کید 22 مکارا 22 روباه 22 ابوبکر رکب وبا من از خار سر دیوار دانستم بناحقی دو سال خلافت نکرده از دنیا رفت عمر به او سم ری سامری قوم محمد او را به درک اسفل سافلین فرستاد در طبقه سوزان جهنم که به آنجا اسفله سافین میگویند فقط شیطان نمرود شداد حامان فرعون عمر ابابکر شمر یزید معاویه و بت پرستان و قاصبان ولایت را عذاب میکنند قرار دارندهفت طبقه زیرداخل جهنم سوزان ترین جای جهنم را درک اسفله سافلین میگویند علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر عمر 541 مقصر 430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541گمراه دین بناحق دینها 541 ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه 541جهل عرب ابله به کل عالم 541 اباجهل در دین عقیده باطل 541کفری دین حرام الهی 541دلیل نفاق به لعین دین 541 به دقل باز کودن با قاصب کل دین541 پلید ناکسان حرامیان 541ابله منافقا بناحق دین ها 541 بی دینها احمق جاهل منافق 541جهل عرب عقیده باطل541ملحد ها یا منافق آل سعود 541شیطان آل سعود541 آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی 541دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی 541 با قاصب کل دین نفاق541 کافر پلید دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام با دشمن ابله نادان 541 به نامرده ابله دین 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541آفت کلی 541انحرافه دین اسلام یا حقه بازان پلید اسلامی به نامرده ابله دین 541 عقیده باطلی نامردی 541 با منافقان ابله ملحد نادان 541دشمنه اسلامی 541کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541انحرافه دین اسلام 541
ما همه باید با هم برابر و برادر باشیم همه دینها یکی شویم و نام دینی که در تمام کتب پیامبران آمده 385 منظور شیعه 385 میباشد به ثنای اسم اعظم شده چون علی محمد بدرید کعبه از هم شده بت شکن به کعبه اسدالله اعظم
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صدحدیث آئینه روی محمد علیست دره علم خدا غیر از علی نیست جانشینه مصطفا این مرتضی مولاء علیست
کلمه امام به علم ریاضی قرآن امام 82 مهدی هم به دو ابجد صغیر و کبیر 82 میباشد علمی هم ثابت شده است علم ریاضی قرآن مهدی به ابجد صغیر 23 این آیه قرآن هم 23 حرف میباشد وکل شیی احصیناه فی امام مبین 23 حرف امامی که به امر خدا از همه چیز با خبر است 23 مبارک 23 3 مباهله 23 ریاست 23 بعالم 23 سلیمان 23 مهدی 23
امام صادق علیه السلام فرمودندکسی که ذره ای ازمحبت اولی و دومی را به دل داشته باشداستحقاق بهشت ندارد پیامبر فرمود پای شرابخار به بهشت نخواهد رسید حتی اگر حاتم طایی باشد لعن یعنی یک عبادت یک دعا بر علیه دشمن دین خدا لعن رسمی عاطفی دینی بود کاشف از نوعی جهان بینی بود لعن یک اصل است نزد شیعیان می کند اصل تبری را بیان اگر خدا اعمالت را نپذیرد عمرخود را تباه ساخته ای خاک عالم برسر تو ای عمر دشمن اسلام بودی بی پدر ابجد نام عمر شیطان بوود بنادانی این آیه هم 22 کلمه دارد مفهوم جامعی كه پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو شامل میشود(1 مورد)؛ «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(اسراء/71)؛ «یاد كن روزی را كه هر گروهی را با پیشوایان آنها فرا میخوانیم.»22 بدبختی 22 بدیها 22 شیطان 22 لامذهب 22 دشمن اسلام22عمر22 ابابکر 22 ابالهبه 22 ابن ملجم 22ابله شر22بنادانی22 بظلمت22تنفر22انزجار22تکبر22بناحقه22نابحقه22پررو22نکبته22بامنافق22 خبیسی22بپلید 22احمقه22 بنادانی22دروغ22نیرنگ 22کلک 22کید 22 مکارا22 روباه 22 ابلهانه22 مکارا22 روباه 22شرابیا22 منافقان 22مجرمان22 درآتشه 22دوزخه22 بنفاقه22 بامنافق22 منافقان 22 دشمن اسلام 22عمر22ابابکر22
ابجد22شیطان22عمر22ابابکر22دشمن اسلام 22عمر 22دشمن اسلام22بدبختی22سست ایمان 22لامذهب22 مقصر22 هذیان 22بدبختی 22تنفر22انزجار22بظلمت 22تکبر 22مقصر22هذیان22عمر22ابن ملجم22قطمه 22مقصر22بدبختی22 دروغ 22نیرنگ 22کلک22کید 22 مکارا22روباه 22ابوبکر رکب وبا 22عمر22رمع 22 درآتشه22دوزخه 22ناخلفه22 عمر22بناحقه22 حقه باز22درآتشه22دوزخه22مقصر 22نابحقه22 عمر22ناخلفه 22مفسدها 22دشمن اسلام22مقصر 22لامذهب 22هذیان22عمر 22شیطان22مرگی22بدیها 22احمقه22ایدز 22لواط22 عمر 22فاحشه22دشمن اسلام22 فاحشه22ایدز22لواط22عمر22 ابابکر 22رکب وبا 22 تمام ایدزی ها 10 سال بیشتر عمر نمی کنند ابوبکر و عمر ده سال نشده از دنیا رفتند ابابکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین عمر گفت باکی ندارم با کسی لواط یا بامن لواط کنند عمر رهبر همجنس بازان جهان بوده است عمر 22 لواط22
این مطلب در كتاب الطبقات الكبیر ( الطبقات الكبری ) - چاپ مكتبة الخانجی بالقاهرة - جلد ۳ - كتاب طبعة الاولی فی البدریین من المهاجرین و الانصار - باب ذكر استخلاف عمر - صفحه ۲۶۹ موجود می باشد.عمر میگفت باکی ندارم با کسی لواط و یا بامن لواط کنند در زمان جاهلیت هیچ گناهی نبوده که مرتکب نشده باشم وقتی آیه شراب نازل شد فرمود گمان نکنم از پس این یکی بر بیایم و تا آخر عمر شراب را ترک نکرد و شرابی از کون شهید شد حضرت ابولولو او را به درجه پارگی آوارگی بیچارگی به جهنم فرستاد و خودش به سوی بهشت ایران رهسپار گردید جانم به فدایت حضرت سالار بعد از علی خدایی بت شکنی یعنی کون همه بت پرستهای عالم را پاره کردی دیگه کسی جرات نمیکنه بگه عمر فقط لاغها عرعرمیکنند عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل وهابی همه خر میکند عرعر خر هم بوود لعن عمر
به علم ابجد بهترین دین ها 737-541 عمر ابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم شیعه میباشد 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 از پیامبر سئوال شد جانشینان شما چند نفرند فرمود 12 نفر پیامبران چند نفر بودند فرمود 124 هزار نفر و فرمود رسولان حق چند نفر بودند ایشان فرمود 313 نفر به ابجد رمز الله 313هر سال 313 روز با 52 جمعه 52+313= 365 روز سال رمز الله 313+72 یاران امام حسین72 +313 یاران امام زمان = 385 شیعه 385با آل قرآن 385شیعه 385 مردعالم 385
به ابجد راز قرآن 559-541 فتنه ها = 18 ذالحجه" غدیر خمبه هزار نام خدا قسم 1000 به ابجد محمد مصطفا 92 قسم = 1092 منهای ابجد سه خلیفه کن 1202- منهای 1092= 110 مولا و مقتدای عالم علیست حقانیت ابوبکر و عمر و عثمان شیعه بودن یک افتخار است و خداوند هم به آن افتخار میکند شیعه عقیده خداوند است نه انسان وقتی خدا خانه اش را کعبه قرار داد به ابجد کعبه 25 شیعه 25 کعبه خانه شیعیان است و بعقیده خداوند باید احترام گذاشت به ابجد کلام حق 31 بعقیده 31 یعنی 14 معصوم +12 امام +5 تن = 31 بع عقیده خدا باید احترام گذاشت حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است. حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟ فرمود: به خاطر دوستىیشان با دشمنان ما و دشمنىشان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود همجنس بازی عمر بن خطاب ( از کتب اهل تسنن ) نویسنده : محمد طاها - ساعت ۳:۳٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳ اهل سنت، کفر، عمر لعنت الله علیه و یابو در این پست برای شما از معتبرترین کتب خود جماعت مخالفین نشان می دهیم که عمر بن خطاب خود را در اختیار مردان قرار می داده است و با مردان به لواط می پرداخته است. این مطلب در کتاب الطبقات الکبیر ( الطبقات الکبری ) - چاپ مکتبة الخانجی بالقاهرة - جلد ۳ - کتاب طبعة الاولی فی البدریین من المهاجرین و الانصار - باب ذکر استخلاف عمر - صفحه ۲۶۹ موجود می باشد. تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۲۶۹ کتاب الطبقات الکبیر ( الطبقات الکبری ) می باشد.
عمر میگفت باکی ندارم با کسی لواط و یا بامن لواط کنند در زمان جاهلیت هیچ گناهی نبوده که مرتکب نشده باشم زنا با محارم کسی کهمادرش عمه اش و پدرش دائیش باشد به عمه خاله و مادر و خواهرش ر حم نکند میخواهد به خلافت رحم کند آدرس از کتب عمری و همجنس باز بودن عمر و یارانش 310 گمراه دین 310 فاسدان پلید دینها 310 عمر 310 من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی تمام ناحقها دوسال نشده به درک میروند ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت چون310ناحق عالمی310 کمکش کرد عمر 310 گمراه دین 310 فاسدان پلید دین ها 310جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 ابله منافقا310عمر 310مکاره پلید310 بی ایمان دین اسلام 310 فاسق دینه 310 جاهل منافق 310 نیرنگ 310 منکر310 کفری 310 گمراه دین 310 عمر310 حرامیان 310 مکارپلیده310ناحق عالمی 310 قاصبان بدین310 نمرودی310بی ایمان دین اسلام 310 310جهل عرب 310 اباجهل در دین 310گمراه دین310عمر310 حرامیان310حرامزاده پلید310 اباجهل در دین310 مکارپلید310نمرودی 310سم ری 310سامری 310دزدانه فدک فاطمه نامردیه 310عمر 310اباجهل دردین310جهل عرب310 مکاره پلید310 عمر310 گمراه دین 310 فاسق دینه 310 قاصبان بدین 310 ناحق عالمی 310 عمر 310 جهل عرب 310 ابا جهل در دین 310 مکاره پلید310 فاسق دینه310 ناحق عالمی 310 قاصبان بدین 310 اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310 پلیدها احمق نادان 310منکر310 کفری 310 حرامیان 310 گمراه دین 310 عمر 310 درصحیح مسلم و بخاری گفته اگر آب نبود نماز نخوان تیمم بلد نبود چلپاسه خور وهابی عمر گفته در زمان جاهلیت هیچ گناهی نبوده که مرتکب نشده باشم کسی که به خواهر مادرش رحم نمیکند میخواهد به خلافت رحم کند آیه شراب که نازل شد عمر گفت گمان نکنم از پس این یکی بر بیایم و تا آخر عمر شراب را ترک نکرد غلامانش را با شلاق حد میزند نه به خاطر خدا بلکه ای پدر سوخته چرا شراب مرا خورده ای از گوزه من چرا می نوشی و شراب مرا تمام میکنید تا یکی از غلامان مس میکرد میگفت بخدا از کوزه شما خوردم عمر میگفت غلط کردی باید حد بخوری و یک بار هم بدهی تا دیگراز شراب من نخوری عمر میگفت باکی ندارم کسی با من لواط و یا من باکسی لواط کنم والله این حدیث در کتب عمری موجود میباشد
این مطلب در كتاب الطبقات الكبیر ( الطبقات الكبری ) - چاپ مكتبة الخانجی بالقاهرة - جلد ۳ - كتاب طبعة الاولی فی البدریین من المهاجرین و الانصار - باب ذكر استخلاف عمر - صفحه ۲۶۹ موجود می باشد.
تصاویر زیر مجلد كتاب و صفحه ۲۶۹ كتاب الطبقات الكبیر ( الطبقات الكبری ) می باشد.
وقتی آیه شراب نازل شد عمر گفت گمان نکنم از پس این یکی بر بیایم و تا آخر عمر شراب را ترک نکرد در صحیح مسلم و بخاری حدیثش موجود میباشد صحيح بخاري 1/302، صحيح مسلم 1/155، صحيح ...تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت این نام عمر چیست که عرعر میکندعرعرخر هم بوود لعن عمر این نام عمر چیست که عر میکند اهل وهابی هم خر میکند عرعر خر هم بوود لعن عمرای ارباب رو سیاه عمر چپ چشم هم بوده بی پدر هشت نفر ادعا کردند عمر پسر آنهاست مادرش میداد هر روز اینو آن چون عمر میکرد تعارف در دکان خر فروشی بود بس بی حیا دست میکرد در ته خر پس چرا دست من چون سرد گردد بی حس است گرم میگردد در اینجا چون فس است گفت بارها عمر نادان منم هم شرابو گوشت سگ هم میخورم چلپاسه خور شرابی مست آدم کشی بی حیاء عمر هست عمر می گفت بجای مرغ و گوسفند برای من چلپاسه بیاورید بیشتر دوست میدارم خاک عالم برسر تو ای عمر هرزنی میدید میزد با لگد
صدای عمر از مدینه تا فسا عمر ساریه را به فرماندهی برگزید بشرط اینکه وقتی برگشتی بگو ما در حال شکست بودیم که ناگاه صدای عمر گفت ساریه برو بالای کوه بگو روز جمعه
اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتابهاي لغت نيز آن را نقل كردهاند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل ميكنيم
ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.
جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري چلپاسه خور كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ آنها هم آمدند به سمت كوه و جنگيدند. بعد از 3 ماه كه لشكر آمد به مدينه، سؤال كرديم كه آيا اين قضيه را شما هم ديديد؟ گفتند: بله، در فلان روز در بيابان نهاوند بوديم كه صداي آقاي عمر در فضا طنين انداز شد و همه لشكر هم صداي او را شنيدند و او از مدينه صدا زد: «يا ساري الجبل»، و اگر صداي عمر نبود، همه از بين رفته بوديم و اين پيروزي هم نصيب اسلام نمي شد
البداية و النهاية، ج7، ص94، قصه جنگ فسا و المغني ، عبد الله بن قدامه ، ج 10 ، ص 552 و الشرح الكبير ، عبد الرحمن بن قدامه ، ج 10 ، ص 387 و فيض القدير شرح الجامع الصغير ، المناوي ، ج 4 ، ص 664 و تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 87 و دقائق التفسير ، ابن تيمية ، ج 2 ، ص 140 و أسد الغابة ، ابن الأثير ، ج 2 ، ص 244 و الإصابة ، ابن حجر ، ج 3 ، ص 5 – 6 و تاريخ اليعقوبي ، اليعقوبي ، ج 2 ، ص 156 و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 42 – 43 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 1 ، ص 384 و تاريخ ابن خلدون ، ابن خلدون ، ج 1 ، ص 110 و تاج العروس ، الزبيدي ، ج 16 ، ص 327 .
رود نیل به فرمان عمر
فخر رازي در تفسيرش از جمله مينويسد :
الثاني : روي أن نيل مصر كان في الجاهلية يقف في كل سنة مرة واحدة وكان لا يجري حتى يلقى فيه جارية واحدة حسناء ، فلما جاء الإسلام كتب عمرو بن العاص بهذه الواقعة إلى عمر ، فكتب عمر على خزفة : أيها النيل إن كنت تجري بأمر الله فاجر ، وإن كنت تجري بأمرك فلا حاجة بنا إليك ! فألقيت تلك الخزفة في النيل فجرى ولم يقف بعد ذلك .
تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .
رود نيل طغيان كرده بود و خانه هاي مردم داشت نابود مي شد. آمدند خدمت عمر بن خطاب كه اي خليفه رسول الله! به داد ما برس كه خانه هايمان رفت. جناب عمر بن خطاب گفت: يك سفالي براي من بياوريد؛ سريع براي او آوردند و با دست مباركش بر روي آن سفال نوشت :
اگر به امر خداوند جاري مي شوي، پس جاري شو و اگر به امر خودت جاري مي شوي، ما كاري نداريم هر كاري مي كني بكن.
بعد از آن، اين رودخانه ديگر طغيان نكرد و مردم از طغيان رود نيل راحت شدند.
زمين از شلاق عمر ترسيد !
فخر رازي مينويسد :
الثالث : وقعت الزلزلة في المدينة فضرب عمر الدرة على الأرض وقال : اسكني بإذن الله فسكنت وما حدثت الزلزلة بالمدينة بعد ذلك
وزي در مدينه زلزله شديدي آمد و مردم ريختند بيرون و پناه آوردند به خليفه دوم، خليفه دوم شلاق خود را محكم بر زمين كوبيد و گفت: " آرام باش به اذن خدا " زمين هم آرام شد؛ بعد از آن، زمين مدينه ديگر زلزله نگرفت .
آتش ، تحت فرمان عمر!
الرابع : وقعت النار في بعض دور المدينة فكتب عمر على خزفة : يا نار اسكني بإذن الله فألقوها في النار فانطفأت في الحال .
تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .
يكي از خانه هاي مدينه آتش گرفت و سرايت كرد به بخش أعظمي از خانه هاي مدينه. مردم مانده بودند حيران و سرگردان كه خانه ها آتش گرفته. عمر نوشت : " اي آتش به اذن خدا ساكن و خاموش شو" و آن را انداخت در آتش و آتش در همان لحظه ساكت و خاموش شد .
اين نمونه كوچكي بود از غلوهاي اهل سنت در باره خليفه دوم . اگر خداي نخواسته يكي از شيعيان عين همين مطالب را در باره امير المؤمنين يا يكي ديگر از ائمه عليهم السلام نقل كند ، فوراً او را متهم به غلو كرده و فتوي به كفر او ميدهند .
آهاي وهابي ها ! شما چه جوابي به اين مطالب داريد ؟
در رابطه با غلو در مذهب اهل سنت نيست مي توانيد به لينک زير مراجعه کنيد: عمر میگفت من با یک دست چهار چلپاسه را میگیرم
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +17 نماز +14 معصوم = 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 حمعسق 26علی26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر26 راه حق26 حمعسق468تقسیم بر26 = 18 ذالحجه غدیر خم اگر هر دو کف دست را بچسبانی به هم دوتا 18 روی هم میافته یعنی خلافت علی را پنهان نمودند ما شیعیان دستهای خود را باز و در قنوت هم باز ولی شیاطین دستهای خود را میبندند و دست چه کنم چه کنم روی هم میگذارند و در سینه خود این امر مهم غدیر خم را پنهان میکنند بخاطر این دست بسته نماز میخوانند وگرنه در صحیح مسلم و بخاری فرموده پیامبر دست باز مثل شیعیان نماز میخوانده و بخاک پاک سجده میکرده با خاکهای نجس و آلوده به درگاه خدا نمیشود عبادت کرد مکان سجده باید پاک و پا نخورده باشد زیبا ترین داستان قرآن مثل غدیر خم که در 18 ذالحجه"غدیر خم روخ داد به ابجد یونس 18 پانصد سال خداوند قوم یونس رادر قعطی و خشکسالی قرار داد شما مواظب باشید که مولایمان مهدی از شما روی بر نگرداند که بیچاره عالم خواهید شد خیلی باید مواظب خود باشید که سگ تارک صلات نباشید دیروز سگ همسایه موقع نماز صبح سر به آسمان نموده و زوزه می کشید انسان تارک صلاه" از سگ پست تر است لا اقل سگ برای نماز انسان را بیدار میکند ولی تارک صلاه" از سگ پست تر است که وقت خود را صرف کارهای بیهوده میکند چهار ساعت گیم و بازی های رایانه ای کلاش حرام است حرام است حرام است
رسول الله صلی الله علیه واله وسلم صراحتا فرمود : یا علی اگر بنده ای هزار سال خدا را عبادت كند و روز ها روزه بگیرد و شب ها شب زنده داری كند و به اندازه كوه احد طلا و نقره داشته باشد و همه انهارا در راه خدا انفاق كند و در بین صفا و مروه مظلوما كشته شود ، اگر ولایت توو فرزندان تو را نداشته باشد هیچ یك از اعمالش قبول نمیشود و حتی بوی بهشت هم به مشامش نمی رسد و نیز ولایت تو بدون برائت از دشمنان تو و دشمنان فرزندان تو قبول نیست (1).
امام صادق علیه السلام :
دروغ میگوید كسی كه ادعا كند ما را دوست دارد و از دشمنان ما برائت نمیجوید . (2)
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس در کفر دشمنان ما (اهل بیت ) و کسانی که به ما ظلم کرده اند شک کند او خود کافر است (3)
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) فرمودند: والله اگر این امت روی خاك بایستند با پای برهنه در حالی كه بر سر خود خاكستر ریخته باشند و گریه و زاری كنند و بر كسانی كه آنها را گمراه كردهاند و راه خدا را بستهاند و مردم را به سوی جهنم خواندهاند؛ لعنت كنند باز این امت در لعن و بیزاری كم كاری كردهاند. (4) در روایت آمده است: مرد خیاطی دو پیراهن نزد امام صادق(علیهالسلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن یكی از این دو پیراهن صلوات بر محمد و آل محمد میفرستادم و هنگام دوختن دیگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) میفرستادم. شما كدامیك را اختیار مینمایید؟ امام صادق(علیهالسلام) پیراهنی را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من این پیراهن را بیشتر دوست دارم. (5)
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در حال طواف كعبه بود مردی پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) میفرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را دیدند ولی سلام نكردند. آن مرد عرض كرد یا امیرالمؤمنین! چرا این بار به من سلام ننمودید؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه این بار میگفتی باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) بالاتر است. (6)
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: ای اباحمزه ! همانا کسی (واقعا) بندگی خدا را می کند که شناخت به او داشته باشد. واما کسی که شناخت به او ندارد مانند کسی است که عبادت و بندگی غیر او را می کند این چنین که مخالفین را در گمراهی می بینی. ابوحمزه می گوید عرض کردم: خدا امور شما را اصلاح فرماید معرفت و شناخت خدا چیست ؟ حضرت فرمودند: شناخت خدا و معرفت به او چنین است که در پیروی از امیرمومنان علی علیه السلام و اقتدا به او و پیشوایان هدایت(امامان) بعد از او، و برائت و بیزاری از دشمنان ایشان به سوی خدا، تایید و تصدیق خدا و رسول ص را بکند. ابوحمزه می گوید: عرض کردم خدا امور شما را اصلاح فرماید چه عملی را انجام دهم تا حقیقت ایمان را در خود کامل کنم؟ حضرت فرمودند: دوستی کن با دوستان خدا و دشمنی کن با دشمنان خدا و با راستگویان باش همانطور که خدا تو را امر فرمود. (کونوا مع الصادقین)ابوحمزه گوید عرض کردم: دوستان چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: دوستان خدا حضرت محمد رسول خدا ص و علی و حسن و حسین و علی بن حسین علیهم السلام پس امر منتهی به ما میشود و سپس به سوی فرزندشان جعفر علیه السلام اشاره نمود و فرمودند: پس هر کس که دوست بدارد ایشان را همانا دوستدار دوستان خداست و با راستگویان است. همانطور که خدا به او فرمان داده است. ابوحمزه گوید: عرض کردم خدا امور شما را اصلاح فرماید، دشمنان خدا چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: چهار بت هستند. عرض کردم: چه کسانی هستند؟ فرمودند: ابوالفصیل و رمع و نعثل و معاویه (ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه) و هر کس که متدیّن به دین آنها باشد. پس هر کس که با آنان دشمنی کند همانا با دشمنان خدا دشمنی کرده است. ( 7)
امام صادق علیه السلام فرمودند: دوستی اولیای پروردگار واجب و بیزاری جستن از دشمنان اولیای خدا نیز واجب است. بیزاری از کسانی که به آل پیامبر ص ظلم نمودند و نسبت به آنان پرده دری کردند. فدک را از حضرت فاطمه سلام الله علیها گرفتند و او را از ارث محروم داشتند و حقوق او و همسرش را غصب نمودند. و برای آتش زدن خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها همت گماردند و ظلم به آنها را پایه ریزی کردند و سنت رسول الله ص را تغییر دادند واجب است. همچنین واجب است بیزاری جستن از ناکثین و قاسطین و مارقین و نیز بیزاری از تمامی انصاب و ازلام و پیشوایان گمراهی و رهبران ظلم از ابتدا تا انتهایشان. و نیز واجب است بیزاری از شقی ترین اولین و شقی ترین آخرین، پی کننده شتر ثمود و قاتل امیرالمومنین علیه السلام و نیز واجب است بیزاری از تمامی قاتلان اهل بیت علیهم السلام. ( 8 )
امام باقر علیه السلام فرمودند: همانا آن دو شیخ (عمر و ابابکر) از دنیا رفتند وتوبه نکردند و به یاد نیاوردند آن ظلمهایی که در حق امیرالمومنین علیه السلام روا داشتند پس لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آن دو باد. (9)
امام کاظم علیه السلام فرمودند: اولی و دومی همان دو نفری هستند که به اندازه چشم به هم زدنی ایمان نیاوردند.(10)
امام كاظم علیه السلام فرمودند: هردو نفر (عمر و ابابکر) کافرند. نفرین و لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها باد. به خدا سوگند هیچگاه به دل ایمان نداشتند ... همیشه حیله باز و اهل شک و ریب و نفاق بودند تا ملائکه عذاب, آنها را قبض روح و به جایگاه ذلت و خواری در دارالمقام (دوزخ) فرستادند (11)
ابوحمزه ثمالی می گوید: به امام سجاد علیه السلام عرض کردم: از شما درباره فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) سوال دارم ؟ حضرت در پاسخ فرمودند: لعنت خدا بر آن دو باد به عدد تمام لعنت های الهی و به خدا سوگند آن دو مردند در حالی که کافر و مشرک به خدای بزرگ بودند. (12)
ابو علی خراسانی از غلام امام سجاد علیه السلام نقل می کند که او گفت: در خدمت امام سجاد علیه السلام خلوتی داشتیم به او عرض نمودم: از من بر شما حقی است اگر من را از احوال آن دو (عمر و ابابکر) با خبر نسازید ؟ پس حضرت فرمودند: آن دو کافرند و هر کس محبت آنها را داشته باشد کافر است.(13)
شیخ مفید از طریق اهل سنت به اسناد خویش از محمد بن سائب و او از کلبی نسابه نقل نموده که گفت: هنگامی که امام صادق علیه السلام به عراق آمده و در منزل حیره اقامت گزیدند. ابوحنیفه به محضر آن حضرت شرفیاب شده و در مورد مسائلی از حضرت سوال نمود که از جمله آنها این بود: فدایت شوم امر به معروف چیست؟ فرموند: ای ابا حنیفه ! معروف نزد اهل آسمان و زمین, امیرالمومنین علیه السلام است. عرض کرد: فدایت گردم منکر چیست؟ فرمود: منکر آن دو نفر هستند که در حق او ظلم کردند و خلافتش را غصب کردند و مردم را بر او مسلط نمودند. عرض کرد: پس این که می بینیم مردم معصیت می کنند و آنها را نهی از معاصی می نماییم چیست؟ فرمود: آن امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه (آنچه که گفتم) خیری است مقدم بر آنچه که تو می گویی.(14)
فضیل بن رسان از امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند: مثال ابوبکر و پیروانش مثال فرعون و فرعونیان است و مثال امام علی علیه السلام و شیعیانش مثال موسی علیه السلام و پیروانش است(15)
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که ذره ای از محبت اولی و دومی را به دل داشته باشد استحقاق بهشت ندارد(16)
سلمان فارسی رحمه الله به عمر گفت: از رسول خدا صلی الله علیه واله در مورد آیه: در آن روز (قیامت) کسی مانند او عذاب نمی شود و کسی مانند او به بند کشیده نمی شود. (فجر 25-26) سوال کردم. حضرت فرمودند: به درستی که آن شخص تو هستی ای عمر . او به سلمان گفت ساکت شو! (17)
حسین بن ثویر و ابوسلمه سراج نقل کرده اند که: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که آن حضرت بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را. اما مردان عبارتند از: ابابکر, عمر, عثمان, معاویه و زنان عبارت بودند از: عائشه,حفصه, هند و ام الحکم خواهر معاویه من مادرتان را به اعزایتان همی بنشانم (18)
امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است که فرمودند: خدا پسر خطاب (عمر) را لعنت کند. اگر او نبود هیچ مرد و زنی زنا نمی کرد مگر زن و مرد شقی.(19)
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: به خدا قسم در هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین میکنم.(20)
امیر المومنین علیه السلام فرمودند: خدا رحمت کند سلمان و اباذر و مقداد را, هیچ کس به اندازه ایشان آن دو (عمر و ابابکر) را نشناخت و از آنان بیزاری نجست و آنان را لعنت ننمود(21)
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که حضرت قائم عج ظهور فرماید آن دو (عمر و ابوبکر) را لعنت نموده و از آنها برائت می جوید.(22)
مناقب ال ابی طالب ج3 ص2 ، التحصین ص 539 ، شواهد التنزیل ج1 ص 554 ،
كشف الیقین ص 224 و 226 ، مجمع النورین ص 214 ، بحارالانوار ج 27 ص 199حدیث 66 ،
غایه المرام ص 17 حدیث 9 و ص 44 حدیث 48 اثبات الهداه ج4 ص 168 و ....
(2) بحارالانوار ج27ص57
(3) بحارالانوار ج2 ص337
(4) بحار الانوار ج30 ص 126
(5) امارة الولایة: ص 51 ـ و تعلیقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48
(6) مجمع النورین و ملتقی البحرین: ص 208
( 7) بحارالانوار ج27ص57ح16
( 8 ) خصال شیخ صدوق ج2ص607 – بحارالانوار ج27ص52ح3
(9) اصول کافی, ج8 ص 246 ح343
(10) بحارالانوار ج3ص409
(11) اصول کافی ج 8 ص 125 ح95
(12) بصائر الدرجات ص269 ح9 – بحارالانوار ج30 ص145
(13) بحارالانوار ج72 ص 137 ح25
(14) غایة المرام علامه بحرانی ص257
(15) بحارالانوار ج30 ص383
(16) تفسیر عیاشی ج1ص156 – بحارالانوار ج30ص215
(17) تفسیر نور الثقلین ج5ص576ح25
(18) الكافی ج3 ص342
(19) بحارالانوارج53 ص31
(20) الامامة و السیاسة 1/20
(21) سلیم بن قیس ص921ح67
(22) بحارالانوار 52/386 ح201 ------------------------------------------------------ فرمود رضا بغض عمر راه کمال است
زیرا که عمر دشمن حی متعال است
تا مهر برائت نخورد برگ عبوری
رفتن به بهشتی که خداگفته محال است
عبادت بی ولایت حقه بازیست
اساس مسجدش بت خانه سازیست
چرا سنی نمی خواهد بداند
وضوی بی ولایت آب بازیست
هر کس که بجز علی امامش باشد
باطل همه صوم و صلاتش باشد
هر کس که نمک خورد و نمکدان بشکست
نان و نمک علی حرامش باشد
با هر تپشی که در دل آگاه است
یک لعنت بر عمر عدو الله است
حب علی و بغض عمر راه نجات
هر کس که جز این ره برود گمراه است
روزی بـه عـــمـــر(ل) رسـیـد شــیـطــان در راه
بگـریـخـت از او تـا کـه نـگـردد گـمــراه
میرفت عـمــر(ل) زپیش و شیطان میگفت
لــا حــــول و لــا قـــــــوة الــاّ بــا لــلّــه
نام علی مرتضی ذکر مدام ماست
لعن سه خصم فاطمه در مرام ماست
ما را محبت علی و آل او بس است
دشمن برو بمیر که حیدر امام ماست
لـعن حـق بر آن که روی حکم یزدان پا نهاد
از هـمـان اوّل بـنـای ظـلـم بـر مـــولا نـهـاد
تا کند غصب حقوق حَقّه مولا علی "علیه السلام"
ظالمانه رو بسوی خانه زهرا "علیها السلام"نهاد
تمام آیه قرآن همین است
که قرآن حرف یزدان این چنین است
به کوری دو چشم اهل سنت
فقط حیدر امیر المومنین است
هرکس که بگوید که تبری ضرر است
او را نه دین و نه ز ایمان خبر است
فرزند علی اگر تبری نکند
فرزند علی نیست ز نسل عمر است
گر گیری وضو با آب زمزم
اگر سجاده گردد عرش اعظم
اگر گویی اذان بر بابه افلاک
اگر در سجده ها صد سال مانی
خدارا از درونه سینه خوانی
مبادا بر نمازه خود بنازی
ولایت علی (ع)گر نداری بی نمازی
کعبه بی نام حیدر سنگ چینی بی صفاست
آبروی کعــبه هم از آبروی مرتـــــضاســـــت
گو به سنی که پرستد ذات حق را بی علی
بت پرستی صد هزاران بار بهتر زین خدا ست
ای عمر نامت چه غوغا میکند
قفل وبندی گر بود وا می کند
گر بگیرد هر کجا چاه مبال
نام تو بردن کند رفع ملال چاه مبال را وا میکند
بر آن قومی که زهرا کرده لعنت
سخن از اشتی معنا ندارد
سخن از هفته وحدت میارید
که وهابی دزد در دل ما جا ندارد
عمر محکوم و منفور است زیرا
رضایت نامه از زهرا ندارد
تا نکند به اذن حق مهدی فاطمه قیام
تا ز ابوبکر و عمر او نگرفته انتقام
تا که بود به کربلا غم همه روز و ماه و سال
چه سال نو چه عید نو غم بود این بهار نو
هر کس که به این سلسله پاک جفا کرد
بد کرد و نفهمید و غلط کرد و خطا کرد دیدی به درک رفت به روحش شرر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
چون خـلاف ره خاتـم(ص) رفتی
شکر حق را که تو درهـم رفتی
خصم زهرا و علی(ع) بودی تـو
به جهــنـم کــه جهــــنم رفتی
چندی به سفر بودم و چندی به حضر
دیدم بسی ز اهل دانش و هنر
معلوم شده ز صحبت اهل بصر
ذکری نبود نکوتر از لعن عمر
سر دفتر سبز مرتضی را صلوات
بر پایه دین عرش خدا را صلوات
هرکس که نبود در دلش عشق علی
بفرست برای مرگ او صد صلوات 10000وات
در بعضي از روايات آمده است كه سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نشست. عده اي از اشراف عرب خشمگين شدند و به او گفتند: تو كيستي؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم. پيامبر در اين هنگام سلمان را تصديق كرد و فرمود: كسي كه مي خواهد به مردي بنگرد كه خداوند قلبش را سرشار از ايمان كرده است، به سلمان نگاه كند.39 در زمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) روزي ابوسفيان با گروهي از مسلمانان، از كنار سلمان فارسي، صهيب رومي و بلال حبشي، كه با هم بودند، عبور كردند. آنان تا ابوسفيان را ديدند، گفتند: افسوس كه شمشيرها در گلوي اين دشمن خدا كارساز نشد. ابوسفيان اين سخن را شنيد (با توجه به اينكه او به ظاهر مسلمان بود.) ابوبكر به آنان گفت: آيا شما به بزرگ قريش (ابوسفيان) چنين كنايه اي مي زنيد؟ سلمان و همراهان از اعتراض ابوبكر ناراحت شده، نزد پيامبر آمدند و ماجرا را به اطلاع آن حضرت رساندند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ابوبكر فرمود: گويا آنان را خشمگين كرده اي! اين را بدان كه اگر آنان را خشمگين كرده باشي، خدا را خشمگين كرده اي. ابوبكر نزد سلمان، بلال و صهيب رفت و عذرخواهي كرد و آنان نيز عذر او را پذيرفتند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: پروردگار حكيم، مرا به دوست داشتن چهار تن امر كرده است. گفتند: يا رسول اللّه! آنان چه كساني هستند؟ پيامبر پاسخ داد: علي بن ابي طالب. سپس فرمود: «خدا مرا به محبت چهار نفر امر كرد» اين بار، وقتي پرسيدند: آن چهار دسته، چه كساني هستند، پاسخ داد: علي بن ابي طالب. اين كلام رسول خدا(صلي الله عليه وآله) چهار بار تكرار شد و فقط علي(عليه السلام) را نام برد و بار چهارم افزود: علي، مقدادبن اسود، ابوذر غفاري و سلمان فارسي.40 نيز آن حضرت فرمود: «سلمان از من است. هركس در حق او ستم كند، در حق من ستم كرده است و هر كس او را بيازارد، مرا آزار داده است.»
نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فرقه های دین همه باطل بوود نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم نیامده خجالت بکشید نامرد نباشید بقرآن اگر نام شما در قرآن بود به عنوان برادر دینی قبولتان میکردم بزودی جنبش مکتب وحی قرآن حکومتهای پلید را سرنگون خواهد کرد اولین دولتی که باید از بین برود دولت دزد آدمیان در حج آل سقوط کافر است دولت وهابی کافر باید از بین برود پیامبر فرمود دشمن اهل بیتم را به بهشت راه نخواهند داد پیامبر فرمود از مردم بپرسید هر کسی علی را دوست دارد اهل بهشت و هر کسی علی را دوست ندارد اهل دوزخ است دنیا اگر علی نداشت آبرو نداشت دنیا مدام شکر چنین آبرو کند سلطان سریر ولایت علی قل انما ولی یکم الله علیست
خلقت به روی دست علی را گرفتو گفت دست کسی اگرنظیر او هست روکند قال رسوالله کتابی الله و عترتی به ابجد عترت برسوالله 1404-1202 سه خلیفه = 202 ابجد محمد و علی 202 فاصله ندارندجانشینه مصطفی این مرتضی مولاء علیست یا صاحب الزمان قبول داری من مسلم ابن عقلیلت باشم آقا نیا آقا نیا این جوانانی که من دیدم به درد لای جرز هم نمیخورند
حضرت مهدی موعود فرمودند: اگر شیعیان من مرا به اندازه آب خوردن میخواستند ظهور اتفاق افتاده بود......... این آبی که نوش میکنی حلالت باد سلام کن بگو صلوات بر جمال قائم آل محمد ولی مولاء فقط با ترک گناه و برای یک بار هم که شده از ته دل بخواهیم برگرده.... بخداوندی خود خدا زندگی هامون بااومدنش رنگ وبوی واقعی زندگیو میگیره بیایید عادت نکنیم به این که بدون مهدی(عج) زندگی کنیم...
ساعت به وقت شر عي زهرا ،دوازده"
سالها کشیدایم دردتمنا ماه هادوازده
دوازدهیم سوره قرآن یوسف است جانم به فدایت یوسف زهراء دوازده علمی هم بگو حق بگو12 حق 12 اسلام 12 اهل 12 اخلاق 12 بهریاضی قرآن اسلام 12 حق 12 اسلام 12 اهل 12 اسلام 12 حم 12 قلب 12 نجاتبخش 12 هوا 12 ساعت 12 ماه ها 12واجب 12 اخلاق 12 امامن 12 پیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر از اهل بیت من میباشند شما هم حقانیت مذهب خود را علمی ثابت کنید اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید ای قبله ی ابرهای بار آور تو! دریا به نماز ایستاده دربرتو
باران که گرفته است تسبیح به دست دارد صلوات می فرستد بر جمال با شکوه گوهر بی مثال تو این سینه پراز شهوت دنیاست نیا کاخی است که با دروغ بر پاست نیا
بگذار که بی پرده بگویم آقاگر آمدنت به خاطر ماست نیا چندیست دلم تشنه دیدار شماست
شایع شده بدجور طرفدارشماست اما به عمل که می رسد آقا جان انگار که بی شرم طلبکار شماست جز چند بسیجی که طرفدار نداری جانباز تر از من که شما یار نداری هر جا که روم گریه زاریست پنهان چون من گریه کن زار نداری
بگذار بمیرم که طرفدار نداری آقایی و ارباب ولی یار نداری جزنیمه شعبان که پرازگریه وشوراست سرباز زنند خیمه سردار نداری
تنهایی و در شهر خریدار نداری بگذار که راحتت کنم آقا جان این جمله دروغ است که جایت همه خالیست
ای وای دوباره ازشما دور شدیم کم کم دلمان سیاه وتاریک شدیم .. بر دامنتان وصله ناجور شدیم
تا کی بنشینم و ببینم با وهابی کافردشمن قدار چنین کار نداری امری بکن امروز که فردا دیر است با یاد خدا حج بکنیم دشمن قدار نداریم
بگذار بمیرم که طرفدار نداری آقایی و ارباب ولی یار نداری جزنیمه شعبان که پرازگریه وشوراست سرباز زنند خیمه سردار نداری
تنهایی و در شهر خریدار نداری بگذار که راحتت کنم آقا جان این جمله دروغ است که جایت همه خالیست
ای وای دوباره ازشما دور شدیم کم کم دلمان سیاه وتاریک شدیم .. بر دامنتان وصله ناجور شدیم
یک عمر تو زخم های ما را بستی هر روز کشیدی به سر ما دستی شعبان که به نیمه می رسد آقا جان!
ما تازه به یادمان می آید هستی!هم چاه سر راه تو باید بکنیم هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست نیا نیا گل نرگس زمین که جای تو نیست دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست
این نامه ی چندم است که می خوانی داریم رکورد کوفه را می شکنیم هر چند که خسته ایم از این حال نیا!
شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا! ما خط تمام نامه هامان کوفی است آقای ی گلم زبان من لال نیا! از هر که سراغ او گرفتم دیدم در شهر کسی نمی شناسد او وای نیا آقا خودمانیم چه کیفی دارد وقتی بزنی به برجک بعضی ها
نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه
کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست
نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه که ندبه ، ندبه
خرقه است و پایگاه تو نیست نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟ نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا کسی برای شهادت به کربلای تو نیست نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست
السلام علیک یا مظلوم یا حجه ابن الحسن العسکری
این شکاف کعبه را منظور چیست عصمت آل عباء مولاء علیست علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست به ابجد کعبه 97+13 رجب تولد مولاء در محراب کعبه =110 علی 110 دین الهی 110 به ابجد110 بحق 110دین الهی 110 علی 110 نگین 110 دین الهی 110 بحق 110حامیان 110 دین الهی 110 نان جو 110 نمک110 به نانو نمک مرتضاء علی قسم
این دو سه خط اگر در باره عمر بود من عمری میشدم پاره گین را کی قریه با ثاقی کوثر کنم من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی ابوبکررکب وبا بخوان نام خلفاء بر عکس میفهمی حق با علی مولاء است عمر رمع عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل وهابی همه خر میکند تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکر و عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت به ابجد شیطان 22 عمر 22 شیطان 22 ابابکر22 دشمن اسلام 22 بدبختی 22پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامدهنام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده نام امام هم 12 بار آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲ لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان دشمن اسلام 22 لا مذهب 22 بدبختی 22 بدیها 22 روباه 22 نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد
زیبا ترین داستان قرآن مثل غدیر خم
بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند مثل قضییه غدیر خم یاران اصلی درخواست معرفی جانشین رسول خدا را نمودند از جانب خدا علی معرفی شد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
«إِذْ قَالُواْ لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ». (سوره بقره، آیه 246) بنی اسرائیل 600 پیامبر خود را سر بریدند و نفرین شده پروردگار عالم میباشند (آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...) پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن 26 طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26جان محمد 26 راه حق 26 حدید 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 علی 26خیلی 26مردی26طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 امام دین26علی26 جانه قرآن 26بارهبر26دینی 26 عالمه 26 عشق اسلام 26 جان محمد 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26راه حق 26 بدین الهی 26 نجات دین 26 شیعها 26باجانشینه 26جانه دین 26 جان دینه 26 اسلام بحق26 با روح 26 جان محمد 26یدالله 26 دست الله 26 امام دین 26 امام بکل 26 دینی 26 غدیر26 عسلی 26 علی 26 جانه قرآن 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26با ریاست 26جان محمد 26 امام بکل 26 دینی 26 الحمدو الله رب العالمین دین الهی پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود و چشم دشمنان اسلام کور شد هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند قوم بنی اسرائیل از پیامبر خود تقاضای جانشین و رهبری قوی نمودند و خداوند نام فرمانروا طالوت را معرفی نمود با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان) (از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست،صد بار نقشه ترور پیامبر و علی را کشیدند بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى نماینده پروردگار باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شدهنگامی که رسول خدا(ص) علی(ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه این ها را پذیرفتیم، اما با این ها راضی نشدی، تا اینکه این جوان(اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است". " نعمان" روی بر گرداند در حالی که می گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت".
سوره اعراف آیه 44 می فرماید: این آیه 22 حرف میباشد "ان لعنه الله على الظالمین" تشدید * لعنت خداوند بر ستمگران باد*
به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 آفت کلی 541 آفتین 541مکافات 541 ابجد ابوبکر عمر 541 +430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید مقصر430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971+231 ابوبکر= 1202 ابجد سه خلیفه قاصب دین و قاصب فدک اینم آیه قرآن 1202 به ابجد سه خلیفه نادان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان دین را سخت انتقام خواهیم گرفت به ابجد 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد کبیر ابوبکر عمر عثمان 1202 بکافران محض 1202 ارتش کفار 1202
لعن یعنی یک عبادت یک دعا بر علیه دشمن دین خدا لعن رسمی عاطفی دینی بود کاشف از نوعی جهان بینی بود لعن یک اصل است نزد شیعیان می کند اصل تبری را بیان
بحث لعن کمی تبیین شود چرا که گاها افراد فکر می کنند که در دین لعن نداریم و لذا افعال بعضی از شیعیان و حتی وهابی ها را منکَر می شمارند و این کار را از شأن مسلمان به دور می دانند.
تعریف لعن : لعن کردن یعنی طلب دوری از رحمت خداوند برای فرد ملعون.
اگر کسی بگوید که چرا باید لعن بکنیم ؟؟؟ جوابمان این است که چون بعضی افراد را خداوند لعن کرده و بعضی را هم پیامبر آنها را لعن کرده که در ادامه خواهم گفت. و همه مسلمانان می دانند که فعل معصوم حجت است و اگر پیامبر کاری را انجام می دهد یعنی می خواهد بفهماند که این کار از نظر شرع مقدس منعی ندارد. و اصلا اگر بنا بود لعن کار بد و زشتی باشد خداوند هیچ گاه در قرآن بعضی از افراد را لعن نمی کرد و اگر ما شیعیان بعضی از افراد را لعن می کنیم ملاک هایی را داریم که آنها را بیان خواهم کرد:
یکی از فروع دین مقدس اسلام بحث تولی و تبری است.
تبری یعنی بیزاری و دوری جستن و کناره گرفتن از دشمنان خداوند و تولی از نظر شیعیان یعنی قبول کردن سرپرستی ائمه و منحصرا در حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیست و در واقع یعنی محبتی که منجر به اطاعت می شود و لی از نظر اهل سنت یعنی دوست داشتن و اظهار محبت نسبت به دوستداران خداوند پس مسلمانی که تولی و تبری نداشته باشد ، مسلمان نیست و این دو، مثل دو بال مسلمان می مانند و قطعا کسی که نسبت به کسی اظهار محبت می کند قطعا از دشمنان او هم متنفر می شود و اهل سنت که ولایت را به معنی دوستی و محبت می دانند به طریق اولی باید بحث برائت را جدی تر بگیرند .
نکته دوم:
اما ملاک لعن در اسلام چیست و در واقع خداوند تبارک و تعالی چه کسانی را لعن کرده است ؟؟
1- شیطان
سوره «ص» آیه 78 میفرماید : "انّ علیک لعنتی الی یوم الدین" *و تا روز قیامت لعنت من بر توست*
2- کافران
سوره «احزاب»آیه 64 می فرماید : "ان الله لعن الکافرین و أعدّ لهم سعیراً" *خداى بزرگ کافران را لعنت نموده و براى آنان عذاب سختى را آماده نموده است*
سوره مائده آیه 78 میفرماید: "لعن الذین کفروا من بنى اسرائیل على لسان داود و عیسى بن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون " *کافران از بنى اسراییل با زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعن قرار گرفتند، و این نفرین به خاطر معصیت و تجاوزگرى آنان بود*
و دیگر آیات مثل : سوره بقره آیه 161 و 89 و سوره عنکبوت آیه 25 و سوره احزاب آیه 66 و 68 و ....
3- اذیت کنندگان خدا و رسول
سوره احزاب آیه 57 می فرماید : "ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الآخره و اعدّ لهم عذاباً مهیناً" *همانا کسانى که خداوند و رسولش را اذیت مى کنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعنت مى فرستد ـ از رحمت خود دور ساخته ـ و براى آنها عذاب خوار کننده اى مهیا کرده است*
البته باید نکته دیگری را باید توجه کرد و آن این که در برخى روایات شیعه و اهل سنّت در خصوص مقام حضرت زهرا آمده است رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «فاطمه بضعه منى فمن أغضبها أغضبى» فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. (صحیح بخاری ج 5 ص 26)
و در جاى دیگر فرمود: «ان فاطمه منّى یؤذینى ما آذاها» فاطمه پاره تن من است هر چه او را آزار دهد مرا مى آزارد(صحیح مسلم، ج 4، ص 1903، باب فضائل فاطمه و تفسیر نمونه، سوره احزاب در ذیل همین آیه)
4- قتل مومن به طور عمد
سوره نساء آیه 93 می فرماید : "و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاءهُ جهنم خالدا... و غضب الله علیه و لعنه و اعدّ له عذاباً عظیماً" *هر کس به عمد مؤمنى را بکشد جزاى او جهنم است که جاودانه در آن خواهد ماند و خدا بر او خشم گیرد، او را لعنت کند و عذابى شدید براى او مهیا ساخته است*
5- ستمگران
سوره اعراف آیه 44 می فرماید: "انّ لعنه الله على الظالمین" * لعنت خداوند بر ستمگران باد*
و همچنین در سوره هود آیه 18 و 59 و 60 و سوره غافر آیه 52 و...
6- فسادگران در زمین
در سوره رعد آیه 25 می فرماید : "و یفسدون فى الأرض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار" *و فساد مى کنند در زمین، برایشان لعنت است و بد جایگاهى*
7- دروغ گویان
سوره آل عمران آیه 61 می فرماید : "فنجعل لعنه الله على الکاذبین" * لعنت خداوند را بر کاذبین را خواستاریم *
و همچنین سوره نور آیه 7 می فرماید : "ان لعنه الله علیه ان کان من الکاذبین" * لعنت خدا بر او باد اگر از دروغ گویان باشد*
و همچنین افراد دیگری مانند : پنهان کننده حقائق و متمرد و لجوج و نسبت دادن فحشاء به کسی و .... که به خاطر طولانی نشدن مطلب از بیان آن صرف نظر کردم ولی شما با یک سرچ کوچک در موتورهای جستجوگر به راحتی می توانید همه ی آنها را ببینید.
پس دیدیم که لعن در قرآن بسیار آمده و جزء دین است و اگر شیعه بعضی از افراد خاص را لعن می کند به این دلیل است که میگوید ملاک لعن در او وجود دارد مثلا کافر بوده یا پیامبر را اذیت میکرده یا حضرت زهراء سلام الله علیها را اذیت می کرده و بقیه ملاکات.
نکته مهمتر این است که تبری در واقع یعنی زدودن زنگارهای دل برای اینکه ولایت در آن جای بگیرد چرا که ولایت به هر دو معنا (چه دوستی و چه سرپرستی) در ظرفی که زنگار دارد ، جای نمی گیرد.
پس باید مراقب بود که تبری از روی هوای نفس نباشد و مقدمه ای باشد برای ولایت.
نکته سوم:
حال که فهمیدیم لعن جزء دین است سوال دیگری مطرح است که: چگونه لعن بکنیم؟؟
باید در چگونگی لعن کردن دقت کرد چرا که دیده می شود بعضی از افراد در مجالس نه ربیع یا به اصطلاح عید الزهراء به مقدسات برادران اهل سنت توهین می کنند و آنها را سب و یا دشنام و یا فحش می دهند که در شأن کسی که پیامبر را ناظر بر اعمال خود میداند و همیشه خود را در محضر حضرت زهراء می داند بعید است که چنین الفاظ رکیکی را به زبان جاری کند و حساب اینها را باید از شیعه و عقائد شیعه جدا کنند چرا که به عقیده شیعه به فرموده قرآن در سوره انعام آیه 80 که فرمود :
· " وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ " *و آنها را که کفار به جاى خدا مىخوانند (مانند بتها و اجنّه) دشنام ندهید که آنها نیز از روى عداوت و نادانى به خدا دشنام دهند. این گونه ما براى هر گروهى کردارشان را آراستیم، سپس بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است، پس آنها را از آنچه (در دنیا) انجام مىدادهاند آگاه خواهد نمود*
و حضرت علی علیه السلام در خطبه 197 نهج البلاغه می فرمایند : ( زمانی که در جنگ صفین افراد ایشان به معاویه و شامیان دشنام می دانند )" انی اکره لکم ان تکونوا سبابین " * من خوش ندارم که شما مردمانی دشنام گو باشید*
و در روایات ، بسیار از این کار( سب و دشنام و فحش) نهی شده است :
*خـداوند بهشت را بر هر فحّاش بی آبرو و کم شرمی که باکی از آنچه گوید و آنچه به او گویند ندارد حرام کرده است ، زیرا اگر درباره او کنجکاوی و بازرسی کنی یا از زناست یا شیطان در نطفه او با پدرش شریک است* بحار الانوار ج60 ص207
*در کلامتان از فحش استفاده نکنید چرا که فحش و بدزبانی زیبنده ما خاندان و شیعیان ما نیست و انسان فحاش شایستگی و لیاقت دوستی را ندارد*
مستدرک الوسائل ج12 ص82
و بسیاری از این قبیل روایت ها که به شدت در مقابل سب و دشنام و فحش ایستاده و این کار را از مذهب تشیع و اسلام به دور می داند. نکته چهارم :
در مورد بحث جنجالی لعن که می گویند با توجه به اینکه لعن امری است که موجب ولایت می شود ( چرا که لعن مصداق بارز تبری است) پس بالاخره کسی را که آن ملاک های لعن را دارد ، لعن بکنبم یا نکنیم؟؟؟
الف: همیشه مقتضای زمان خیلی از احکام را تغییر می دهد مثلا در یک زمانی فردی که مستطیع شده ، حج رفتن برای او حرام می شود. یا قمه زدنی که مستحب بوده ، در یک زمانی حرام می شود. و بسیاری از همین قبیل که مواردش خیلی زیاد است و اگر بخواهیم زمان الان را نگاه کنیم کسی را با بصیرت تر از رهبرمان امام خامنه ای پیدا نمی کنیم در عین حال ایشان فرمودند لعنی که موجب تفرقه بین مسلمانان و موجب کشته شدن بعضی از شیعیان مظلوم می شود مشکل دارد.
در این زمان دشمن به دنبال تفرقه بین شیعه و سنی است و بعضی از افرادی که نسبت به مقام ولایت غافل هستند و خودشان را بچه شیعه تر از رهبر می دانند پشت سر هم می گویند که ما با سنی برادر نمی شویم در حالی که زیربنای تمام احکام و تشیع بحث ولایت است و به یقین این ولایت هم در راستای ولایت ائمه است چرا که خود آنها فرمودند که در زمانی که ما نیستیم « فارجعوا الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم» یعنی به عالم به زمان رجوع کنیم که حجت خداوند بر ما هستند . و در واقع کسی که ولایت ایشان ( امام خامنه ای ) را قبول نداشته باشد یعنی حرف خود ائمه را قبول ندارد.
ب: لعن کردنِ در دل را کسی منکر نشده و حتی وقتی مقام معظم رهبری نسبت به سب و لعن موضع گرفتند خیلی ها ندای اعتراضشان بلند شد که چرا لعن نکنیم و این مخالف با تبری است که باید در کنار تولی باشد ولی غافل از اینکه معنای تبری یعنی : « کناره گرفتن » و اگر کمی در این مورد مطالعه داشته باشید می بینید که در آداب بسم الله گفتن و صلوات فرستادن امر به اظهار و آشکارا شده ایم و حتی می فرمایند که صلوات بلند موجب از بین رفتن نفاق می شود ؛ ولی در آداب اعوذ بالله گفتن و لعن ، امر به اخفاء شده ایم. (این مطلب را آقای مهدی طیب استاد دانشگاه تهران در کتاب ره توشه بیان فرموده اند) و همچنین «حجة الاسلام والمسلمین غفارفام» یکی از منبری های باسواد و ملا در مشهد مقدس می فرمودند که :
نکته جالب که وجود دارد این است که در صلوات فرستادن ، امر به بلند صلوات فرستادن شده ایم ولی در لعن یک روایت صحیح هم دال بر اینکه بلند لعن بگوییم ، نداریم(این مطلب را بنده خودم از زبان ایشان شنیده ام).
ج : نکته مهمتر اینکه کمی چشممان را باز کنیم و به دور و برمان هم نگاهکی بکنیم که دشمن مشغول کار است باید گوش جان به حرف امام راحلمان دهیم که فرمودند:
«ملاک کارتان دشمن باشد و ببینید کدام کارتان دشمن را شاد می کند و کدام کار آنها را خشمگین و ناراحت می کند»
و اگر کمی دقت کنیم می فهمیم که تمام تلاش دشمن برای تفرقه بین مسلمانان است علی الخصوص بین شیعه وسنی.
در ضمن نهایتا سنی می خواهد که شیعه نباشد ولی دشمن می خواهد که اسلام نباشد حالا به نظرتون کدومش بهتره با چه کسی باید متحد بود؟؟ با دشمن که می خواهد اصل اسلام را از بین ببرد یا با سنی؟؟
د : ما با برادران عزیز اهل سنت بیشتر از اینکه اختلاف داشته باشیم اشتراک داریم و اختلافاتمان کمتر از اشتراکات است و بقاء جامعه اسلامی منوط به وحدت شیعه و اهل سنت است .
پس کسی که بین شیعه و سنی تفرقه می اندازد به هر دلیلی از سه وجه خارج نیست:
1- جاهل است
2- با دشمن هم دست است
3- در جهل مرکب است و درمانش این است که توجهش را نسبت به مقام ولایت بیشتر کند.
و در پایان نظر بنده به عنوان یک طلبه نسبت به کسانی که سب می کنند و هنوز هم اهتمام به لعن عمومی که موجب تفرقه می شود دارند این است که :
برادری که می فرمایید که ما با سنی برادر نمی شویم و بی خیال سیلی زهرا نمی شویم و از این حرف ها که بیانگر محبت زیاد شما به خاندان اهل بیت است و به خاطر این محبت باید روزی هزار مرتبه خدا را شکر کنید ولی باید از یک نکته غافل نباشید و آن این است که :
شیعه ترین افراد در طول تاریخ کسانی بودند مثل جناب ابوذر و سلمان و بعضی دیگر که در زمان خود حضرت علی علیه السلام بوده اند و محبتشان به خاندان اهل بیت بیشتر از من و شما بوده که سلمان به درجه " منا اهل البیت " رسیده است ولی این افراد در آن زمان به خاطر این جریانی که شما بی خیالش نمی شوید سکوت کردند چرا که تبعیت از امام را واجب تر از هر کاری می دانستند و چون حضرت علی علیه السلام ( به خاطر باقی ماندن اسلام ) امر به سکوت کرده بودند ، این افراد هم ساکت بودند و فقط در دل از آنها بیزار بودند و تنفر داشتند ، اگر دقت کنید امروز هم نائب آن حضرت می فرمایند که سکوت کنید تا تفرقه ای بین شما نیفتد و لعن عمومی را تعطیل کنید و دلیلشون هم اینه که اصل اسلام باقی بماند چرا که دشمن در حال کار برای از بین بردن اسلام و ریشه کن کردن آن است ( با نگاهی مختصر به دور و برمان این را می توان به خوبی درک کرد ) و برای این که اصل اسلام باقی بماند نیازی ضروری است به وحدت بین مسلمانان از جمله شیعه و سنی ، دقیقا مانند عصر امام علی علیه السلام فقط تنها فرقش این است که الان خود حضرت نیستند و نائب آن حضرت ( مام خامنه ای ) دارند امر به سکوت و وحدت می کنند. (مّا الحَوادِثُ الواقِعَةْ فَارْجَعُوا اِلی رَواةِ حَدیثُنا فَانّهُمْ حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجّةُ الله عَلَیهِم...» «در رخدادهایی که اتفاق میافتد به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هست». ( جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، مرکز نشر اسراء، 1381، ص 141.)
برادران عزیز کوفیان یک بار به نائب امامشان اعتماد نکردند و او را تنها گذاشتند( به هر دلیلی) تا آخر جزء بی وفایان شمرده شدند و ما که شعار می دهیم ما اهل کوفه نیستیم پس بیایید وحدت را حفظ کنیم و از لعن عمومی پرهیز کنیم و بتوانیم سلمان و ابوذر زمانمان باشیم یا حداقل به آنها نزدیک باشیم به امید روزی که خود امام زمان ( عجل الله تعالی فی فرجه الشریف) تشریف فرما شوند و همه مسلمانان را از این ناگواریها وگرفتاریها نجات دهند.
* ما مسلمانان به خاطر سرکوب کردن همه دشمنان اسلام در میان خودمان وحدت را حفظ می کنیم تا دشمن بداند مسلمان یعنی چه؟؟؟؟*
نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فرقه های دین همه باطل بوود نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم نیامده خجالت بکشید نامرد نباشید بقرآن اگر نام شما در قرآن بود به عنوان برادر دینی قبولتان میکردم بزودی جنبش مکتب وحی قرآن حکومتهای پلید را سرنگون خواهد کرد اولین دولتی که باید از بین برود دولت دزد آدمیان در حج آل سقوط کافر است دولت وهابی کافر باید از بین برود پیامبر فرمود دشمن اهل بیتم را به بهشت راه نخواهند داد پیامبر فرمود از مردم بپرسید هر کسی علی را دوست دارد اهل بهشت و هر کسی علی را دوست ندارد اهل دوزخ است دنیا اگر علی نداشت آبرو نداشت دنیا مدام شکر چنین آبرو کند سلطان سریر ولایت علی قل انما ولی یکم الله علیست
خلقت به روی دست علی را گرفتو گفت دست کسی اگرنظیر او هست روکند قال رسوالله کتابی الله و عترتی به ابجد عترت برسوالله 1404-1202 سه خلیفه = 202 ابجد محمد و علی 202 فاصله ندارندجانشینه مصطفی این مرتضی مولاء علیست یا صاحب الزمان قبول داری من مسلم ابن عقلیلت باشم آقا نیا آقا نیا این جوانانی که من دیدم به درد لای جرز هم نمیخورند
حضرت مهدی موعود فرمودند: اگر شیعیان من مرا به اندازه آب خوردن میخواستند ظهور اتفاق افتاده بود......... این آبی که نوش میکنی حلالت باد سلام کن بگو صلوات بر جمال قائم آل محمد ولی مولاء فقط با ترک گناه و برای یک بار هم که شده از ته دل بخواهیم برگرده.... بخداوندی خود خدا زندگی هامون بااومدنش رنگ وبوی واقعی زندگیو میگیره بیایید عادت نکنیم به این که بدون مهدی(عج) زندگی کنیم...
ساعت به وقت شر عي زهرا ،دوازده"
سالها کشیدایم دردتمنا ماه هادوازده
دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراست است جانم به فدایت یوسف زهراء دوازده عالمی هم بگو حق بگو12 حق 12 اسلام 12 اهل 12 اخلاق 12 بهریاضی قرآن اسلام 12 حق 12 اسلام 12 اهل 12 اسلام 12 حم 12 قلب 12 نجاتبخش 12 هوا 12 ساعت 12 ماه ها 12واجب 12 اخلاق 12 امامن 12 پیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر از اهل بیت من میباشند شما هم حقانیت مذهب خود را علمی ثابت کنید اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید ای قبله ی ابرهای بار آور تو! دریا به نماز ایستاده دربرتو
باران که گرفته است تسبیح به دست دارد صلوات می فرستد بر جمال با شکوه گوهر بی مثال تو این سینه پراز شهوت دنیاست نیا کاخی است که با دروغ بر پاست نیا
بگذار که بی پرده بگویم آقاگر آمدنت به خاطر ماست نیا چندیست دلم تشنه دیدار شماست
شایع شده بدجور طرفدارشماست اما به عمل که می رسد آقا جان انگار که بی شرم طلبکار شماست جز چند بسیجی که طرفدار نداری جانباز تر از من که شما یار نداری هر جا که روم گریه زاریست پنهان چون من گریه کن زار نداری
بگذار بمیرم که طرفدار نداری آقایی و ارباب ولی یار نداری جزنیمه شعبان که پرازگریه وشوراست سرباز زنند خیمه سردار نداری
تنهایی و در شهر خریدار نداری بگذار که راحتت کنم آقا جان این جمله دروغ است که جایت همه خالیست
ای وای دوباره ازشما دور شدیم کم کم دلمان سیاه وتاریک شدیم .. بر دامنتان وصله ناجور شدیم
تا کی بنشینم و ببینم با وهابی کافردشمن قدار چنین کار نداری امری بکن امروز که فردا دیر است با یاد خدا حج بکنیم دشمن قدار نداریم
بگذار بمیرم که طرفدار نداری آقایی و ارباب ولی یار نداری جزنیمه شعبان که پرازگریه وشوراست سرباز زنند خیمه سردار نداری
تنهایی و در شهر خریدار نداری بگذار که راحتت کنم آقا جان این جمله دروغ است که جایت همه خالیست
ای وای دوباره ازشما دور شدیم کم کم دلمان سیاه وتاریک شدیم .. بر دامنتان وصله ناجور شدیم
یک عمر تو زخم های ما را بستی هر روز کشیدی به سر ما دستی شعبان که به نیمه می رسد آقا جان!
ما تازه به یادمان می آید هستی!هم چاه سر راه تو باید بکنیم هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست نیا نیا گل نرگس زمین که جای تو نیست دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست
این نامه ی چندم است که می خوانی داریم رکورد کوفه را می شکنیم هر چند که خسته ایم از این حال نیا!
شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا! ما خط تمام نامه هامان کوفی است آقای ی گلم زبان من لال نیا! از هر که سراغ او گرفتم دیدم در شهر کسی نمی شناسد او وای نیا آقا خودمانیم چه کیفی دارد وقتی بزنی به برجک بعضی ها
نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه
کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست
نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه که ندبه ، ندبه
خرقه است و پایگاه تو نیست نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟ نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا کسی برای شهادت به کربلای تو نیست نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست
السلام علیک یا مظلوم یا حجه ابن الحسن العسکری
این شکاف کعبه را منظور چیست عصمت آل عباء مولاء علیست علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست به ابجد کعبه 97+13 رجب تولد مولاء در محراب کعبه =110 علی 110 دین الهی 110 به ابجد110 بحق 110دین الهی 110 علی 110 نگین 110 دین الهی 110 بحق 110حامیان 110 دین الهی 110 نان جو 110 نمک110 به نانو نمک مرتضاء علی قسم
این دو سه خط اگر در باره عمر بود من عمری میشدم پاره گین را کی قریه با ثاقی کوثر کنم من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی ابوبکررکب وبا بخوان نام خلفاء بر عکس میفهمی حق با علی مولاء است عمر رمع عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل وهابی همه خر میکند تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکر و عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت به ابجد شیطان 22 عمر 22 شیطان 22 ابابکر22 دشمن اسلام 22 بدبختی 22پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامدهنام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده نام امام هم 12 بار آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲ لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان دشمن اسلام 22 لا مذهب 22 بدبختی 22 بدیها 22 روباه 22 نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد
زیبا ترین داستان قرآن مثل غدیر خم
بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند مثل قضییه غدیر خم یاران اصلی درخواست معرفی جانشین رسول خدا را نمودند از جانب خدا علی معرفی شد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
«إِذْ قَالُواْ لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ». (سوره بقره، آیه 246) بنی اسرائیل 600 پیامبر خود را سر بریدند و نفرین شده پروردگار عالم میباشند (آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...) پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن 26 طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26نابقه اسلام 26 راه اسلام 26 امام خرد 26 ارباب اسلام 26 بقلب اسلام 26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26جان محمد 26 راه حق 26 حدید 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 علی 26خیلی 26مردی26طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 امام دین26علی26 جانه قرآن 26بارهبر26دینی 26 عالمه 26 عشق اسلام 26 جان محمد 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26راه حق 26 بدین الهی 26 نجات دین 26 شیعها 26باجانشینه 26جانه دین 26 جان دینه 26 اسلام بحق26 با روح 26 جان محمد 26یدالله 26 دست الله 26 امام دین 26 امام بکل 26 دینی 26 غدیر26 عسلی 26 علی 26 جانه قرآن 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26با ریاست 26جان محمد 26 امام بکل 26 دینی 26 اهل اخلاص 26 جان رسول 26 سید حق 26 ارباب اسلام 26 نابقه اسلام 26 علی 26بیعت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26علی 26جان محمد26جانه قرآن26عشق اسلام 26 علی26 الحمدو الله رب العالمین دین الهی محمد (ص) پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود و چشم دشمنان اسلام کور شد پیامبر فرمود من کنتو مولاء فهذا علی مولاء فرمود هر که من مولای اویم این علی مولای اوست هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند قوم بنی اسرائیل از پیامبر خود تقاضای جانشین و رهبری قوی نمودند و خداوند نام فرمانروا طالوت را معرفی نمود با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان) (از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست،صد بار نقشه ترور پیامبر و علی را کشیدند بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى نماینده پروردگار باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شدهنگامی که رسول خدا(ص) علی(ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه این ها را پذیرفتیم، اما با این ها راضی نشدی، تا اینکه این جوان(اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است". " نعمان" روی بر گرداند در حالی که می گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت".
به ابجد دروغگوبه ابجد دروغگو 1216 -14 معصوم = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202دروغگو بوده اند دروغگو کل اسلام 1398-196 ضرب 14 معصوم = 1202 دروغگو عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 اینم آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر در یک آیه به ابجد صغیر و هم کبیر جدا جدا 1202بکافران محض 1202ارتش کفار 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202ما مجرمان را سخت انتقام میگیریم 1202 به ابجد اهل آتش 737-196 ضرب 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا=عمر 541 کافران ملحد مکه ای 541 با کفاره ملحده اهل مدینه 541کافر پلید دین اسلام 541 کافران ملحد مکه ای 541ابله منافقانی 370 مکر پلیدانی 370شیطان 370 مشگل 370 مکاری پلیدن 370 فاسقین دینه 370 کفری پلیدیها 370 منافقه پلیدن 370 نادان احمق ابله ملحده 370شیطان 370 به گمرهان ادیان 370 دزد ابله اصل دین اسلام 370 به گمراهان ادیان 370 گمراهان دینی 370 شیطان 370+171 آل سعود = 541 مردان گمراه 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 عمر ابوبکر 541 کافران ملحد مکه ای 541 با کفاره ملحده اهل مدینه 541 کافر پلید دین اسلام 541دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 مکافات 541 آفتین 541 آفت کلی 541 مکافات 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به علم ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 دلیل کفر منافق ها 651-110 دین الهی = 541 به ابجد ظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541مقصرا دین الهی541احمق مارقان541کفر نفاقی 541 لعین بدین ها 541 عهد شکنی ملحد 541 کینه توزه ابله 541 اهل کفرفساد پلیدی ها 541 ام شر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 آفت کلی 541 مکافات 541 آفتین 541 نفاق حرامیان 541 مقصرا دین الهی 541نفاق گمراه دین541 بدشمن فاسد 541 بملحد امتی 541 بعهد شکنهای دینی 541 مقصرا دین الهی541 عهد شکنی ملحد 541 با قاصب ها پلید نامرد 541 منافقان احمق دین ها 541 بنامردان قاصب 541اولین نامردانی 541اصل دشمنی ها 541 یا لعین شیطان541 لعین شیطان ها 541 احمق های شیطانه ها 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 541
به ابجد اهل آتش 737-196 ضرب 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا=541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 آفت کلی 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 فتنه ها 541 دروغگو کل اسلام 1398-196 ضرب 14 معصوم = 1202 دروغگو عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 اینم آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیرشیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 دشمن اسلام 22 بدبختی22مقصر22لا مذهب 22بدیها22مجرمان22منافقان22
خبیث امت 1553-351 قرآن=1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 سوره سجده آیه 22 به ابجد شیطان 22 مقصر 22 عمر 22دشمن اسلام 22ابابکر22 بدبختی 22 ملحد22 لعنت 22 نیرنگ 22 دروغ 22 کلک 22 کید 22 روبا 22 مکارا 22 منافقان 22 مجرمان 22 ابلفاسد22 مجرمان 22 منافقان 22 دشمن اسلام 22 عمر 22 ابابکر 22 و به ابجد کبیر عمر و ابوبکر ابجد ابوبکر 231+310 عمر = 541 دشمنه اسلامی541 اهله شر 541 فتنه ها 541 آفتین 541 عداوتین 541 مرگ کافر 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 آل سعود 171+370 شیطان = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپا خیزند به ابجد علم ریاضی قرآن فتنه ها 541 آفت کلی 541 آفتین 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 مرگ کافر 541 به قاصبان ملحد بدین اسلامی541 دشمنه اسلامیکافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 عمر ابوبکر 541 کافران ملحد مکه ای 541 با کفاره ملحده اهل مدینه 541 کافر پلید دین اسلام 541دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 مکافات 541 آفتین 541 آفت کلی 541 مکافات 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به علم ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541ابله منافقانی 370 مکر پلیدانی 370شیطان 370 مشگل 370 مکاری پلیدن 370 فاسقین دینه 370 کفری پلیدیها 370 منافقه پلیدن 370 نادان احمق ابله ملحده 370شیطان 370 به گمرهان ادیان 370 دزد ابله اصل دین اسلام 370 به گمراهان ادیان 370 گمراهان دینی 370 شیطان 370+171 آل سعود = 541 مردان گمراه 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 عمر ابوبکر 541 کافران ملحد مکه ای 541 با کفاره ملحده اهل مدینه 541 کافر پلید دین اسلام 541دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 مکافات 541 آفتین 541 آفت کلی 541 مکافات 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به علم ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 به ابجد دلیل کفر منافق ها 651-110 دین الهی = 541 به ابجد ظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541مقصرا دین الهی541احمق مارقان541کفر نفاقی 541 لعین بدین ها 541 عهد شکنی ملحد 541 کینه توزه ابله 541 اهل کفرفساد پلیدی ها 541 ام شر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 آفت کلی 541 مکافات 541 آفتین 541 نفاق حرامیان 541 مقصرا دین الهی 541نفاق گمراه دین541 بدشمن فاسد 541 بملحد امتی 541 بعهد شکنهای دینی 541 مقصرا دین الهی541 عهد شکنی ملحد 541 با قاصب ها پلید نامرد 541 منافقان احمق دین ها 541 بنامردان قاصب 541اولین نامردانی 541اصل دشمنی ها 541 یا لعین شیطان541 لعین شیطان ها 541 احمق های شیطانه ها 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 هنوز افراد جا طلب نمیدانند علم نزد خداست و به هر که بخواهد میدهد هر کسی در هر علم محبوب خداستبه ابجد اهل آتش 737-196 ضرب 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا=541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 آفت کلی 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 فتنه ها 541 دروغگو کل اسلام 1398-196 ضرب 14 معصوم = 1202 دروغگو عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 اینم آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلامه 541 فاجران دین اسلامی 541اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده دین 541 با ناکسهای اهله قرآن 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بنامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541به ابجد آفتین 541 541آفتین 541فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 دشمنه اسلامی 541مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 میباشند
به ابجد راز قرآن 559-541 فتنه ها = 18 ذالحجه" غدیر خمبه ابجد بدعت کنندگان 651-110 دین الهی = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 آفت کلی 541عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541عمر ابوبکر 541 عمر ابوبکر بارها در جمع یاران خود را ملامت نموده چرا حق علی و فاطمه را باغ فدک را غصب نمودند و بدعتها در دین نمودند خود را بسیار ملامت مینمودند عمر میگفت بدعت کردم 740 -430 مقصر = 310 عمر بدعت کردم 740 مقصر عمر 740 بدعت کردم 740 مقصر عمر 740 توجه شمارا به معادله و صیغه بدعت جلب می کنم به ابجد دین بدعتا 541 عمر ابوبکر541 بدعتی پلیدیه 541 بدعتگر 676-135 دینه الله135 فاطمه 135 = 541 عمر ابوبکر541 بدعتگرهای پلیدا 737-196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم 196 = 541
بدعتگرانی 737-196 دین اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 بدعت کرد 700-430 مقصر = 370 شیطان +170 آل سعود= 541 عمر ابوبکر541 بدعت کردی 710-661 عثمان = 49 عمر ابوبکر 49 به ابجد صغیر 49 شجره ملعونه 49ابوبکر عمر49 عمر میگفت 740 بدعت کردم 740-430 مقصر = 310 عمر مقصر عمر 740 به ابجد کبیر ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر پرتگاه منافقا 878-337 محمد علی فاطمه = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر541 دشمنه اسلامی
با پرتگاه اهل دین اسلام 851-541 عمر ابوبکر = 310 عمر ظالم 971- 310 عمر = 661 عثمان 661مردان رجس یا ابله پلید661عثمان661 -971 ظالم = 310 عمر= یامردان رجس ملحد 651 بله اسراف کاران 651 مردانه فاسده دینه اسلام 651-110دین الهی=541 فتنه ها 541 مکافات541عمرابوبکر541 اهله شر541 آفت کلی 541 آفتین 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541
دروغ گویان دین اسلام 1473-271 منافق = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت به ابجد خیانت امانت در قرآن به علم ابجد خیانت امانت 1553-351 قرآن = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 بکافران محض1202 احمق پلیدی دشمن خدا 1202 ارتش کفار 1202 بخیانت کاران ابله 1473-271 منافق = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفتبه ابجد خیانت امانت در قرآن به علم ابجد خیانت امانت 1553-351 قرآن = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 بکافران محض1202 احمق پلیدی دشمن خدا 1202 ارتش کفار 1202 بخیانت کاران ابله1473 -271= 1202 -بخیانت کاران ابله1473 - 271 منافق =1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت
به ابجد بدعت کنندگان 651-110دین الهی=541 عمر ابوبکر 541فتنه ها541اهله شر541دشمنه اسلامی541عمرابوبکر 541فتنه ها541دشمنه اسلامی541مکافات541آفت کلی541 پیامبرفرمودبعدازمن فتنه هابپا خیزندبه ابجدفتنه ها541عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 ظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541
زیبا ترین داستان قرآن مثل غدیر خمحضرت مسیح بشارت به آمدن «فارقلیط»که به علم ریاضی قرآن فارقلیط 46 منظور محمد 20+26 علی جانشین بحق رسول خدا 46 با کلام وحی 46میباشدبه ابجد ماه 46 لا اله الا الله 46 +ماه 46= 92محمد 92+18ذالحجه غدیر خم = 110 علی110 دین الهی 110علی را به عنوان جانشین انتخاب نمود در تمام کتب اهل سنت موجود میباشد قرآن میفرماید انی جاعلک لناس اماما خداوند میفرماید ما امام را انتخاب میکنیم
قاصبان ملحد بدین اسلام 74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74 چرا دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 اینم آیه قرآن به ابجد سه خلیفه قاصب 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74ان من المجرمین منتقمون 74 دین اسلام مثل دین مسیح 74 فرقه شد ابجدصغیر ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان=74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74فرقه میگویم74 باشیطان دین های اسلامه 74 شیطان ها مکار پلیده 74 مکار پلیده شیطان ها 74بنامردان پلید روزگار 74بپلید به نامردان74 نامرده پلید روزگار 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها الملعونه 74 منافق پلید بدین اسلامه 74میباشند 74با عهد شکنهای دین 74با نامردان عهدشکن پلید 74=74دشمنان اصلی دین اسلامی74عمرابوبکرعثمان74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74
به ابجد تروریست 1276-1202= 74 بزرگترین گناهان کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه لامذهب قاصب = 74 کافرا پلیدبی دین 74بی دینها کافران اسلام 74 تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 کسانی که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندابوبکر 27+22 عمر+25 عثمان = 74 قیامت دین 615 -541 عمر ابوبکر541 مجرمان دین ها اسلامه= 74 بمنافقان پلید بدین اسلام74
اگر شما دین الهی را یاری نکنید، خدا قوم دیگری را خواهد آورد که دین را به کمک آنها یاری خواهد کرد. بسیاری از تفاسیر شیعه و سنی، قوم مذکور را ایرانیان دانستهاند:
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابوصد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +17 نماز +14 معصوم =365 روز سال 365+20 محمد = 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 حمعسق 26علی26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر26 راه حق26 حمعسق468تقسیم بر26 = 18 ذالحجه غدیر خم اگر هر دو کف دست را بچسبانی به هم دوتا 18 روی هم میافته یعنی خلافت علی را پنهان نمودند ما شیعیان دستهای خود را باز و در قنوت هم باز ولی شیاطین دستهای خود را میبندند و دست چه کنم چه کنم روی هم میگذارند و در سینه خود این امر مهم غدیر خم را پنهان میکنند بخاطر این دست بسته نماز میخوانند وگرنه در صحیح مسلم و بخاری فرموده پیامبر دست باز مثل شیعیان نماز میخوانده و بخاک پاک سجده میکرده با خاکهای نجس و آلوده به درگاه خدا نمیشود عبادت کرد مکان سجده باید پاک و پا نخورده باشد
پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده نام امام 12 بار در قرآن آمده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها 22بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲ لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند مثل قضییه غدیر خم یاران اصلی درخواست معرفی جانشین رسول خدا را نمودند از جانب خدا علی معرفی شد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند: «إِذْ قَالُواْ لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ». (سوره بقره، آیه 246) بنی اسرائیل 600 پیامبر خود را سر بریدند و نفرین شده پروردگار عالم میباشند (آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...) پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.)با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...) ابجد طالوت26علی26 ارباب اسلام 26 امام خرد26 بقلب اسلام26خلف حق26 اهل اخلاص 26 نابقه اسلام 26 سید حق 26امام بکل 26 عالمه 26 پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن 26 طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی26 خلف حق 26 ارباب اسلام 26 آیاتی 26بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26جان محمد26 محمود26علی 26 قلب اسلام 26 نابقه اسلام 26راه اسلام 26سید حق 26 سید اسلام 26 راه اسلام 26 راه حق 26حدید 26بت شکنی 26بدوش نبی 26علی 26خیلی 26مردی26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 امام دین26علی26 جانه قرآن 26بارهبر 26دینی 26 عالمه 26 عشق اسلام 26 جان محمد 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26راه حق 26 بدین الهی 26 نجات دین 26 شیعها 26باجانشینه 26جانه دین 26 جان دینه 26 اسلام بحق26 با روح 26 جان محمد26 ارباب اسلام 26 تاج سری 26 سالاری 26با ریاست 26 کل اسلام 26یدالله 26 دست الله 26 امام دین 26 با رهبر 26امام بکل 26 دینی 26 غدیر26 عسلی 26 علی 26 جانه قرآن 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26جان ائمه 26نجات دین 26باریاست 26جان محمد 26امام بکل 26آیاتی26 دینی26باریاست 26 کل اسلام 26 ارباب اسلام26 امام دین26 تاج سری 26 دوش نبی 26 بت شکنی 26 سالاری 26ارباب اسلام 26 راه اسلام 26 قلب اسلام 26 سرداره 26 امامه بکل 26عالمه26 ارباب اسلام 26 الحمدو الله رب العالمین دین الهی پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود و چشم دشمنان اسلام کور شد هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند قوم بنی اسرائیل از پیامبر خود تقاضای جانشین و رهبری قوی نمودند و خداوند نام فرمانروا طالوت را معرفی نمود با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان) (از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست،صد بار نقشه ترور پیامبر و علی را کشیدند بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى نماینده پروردگار باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شدهنگامی که رسول خدا(ص) علی(ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه این ها را پذیرفتیم، اما با این ها راضی نشدی، تا اینکه این جوان(اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است". " نعمان" روی بر گرداند در حالی که می گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت".
امام در اصطلاح
از مجموع آیاتی که ذکر شد ـ به کمک معانی لغوی ـ این برداشت را میتوان کرد که: امام در اصطلاح اسلامی و مسلمین به «کسی یا چیزی میگویند که با فرمان الهی، راهنما و هدایتگران ما به راه خداست خواه انسان باشد(مثل آیاتی که فرمود: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» و «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً») یا کتاب باشد (مثل آیهای که میفرماید: «وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسی إِماماً وَ رَحْمَةً»)
همچنین این نکته بدست میآید که: امام در اسلام باید یک شرط داشته باشد و آن این که اگر امام «کتاب» باشد باید از جانب خدا بر رسول حق نازل شده باشد.(در جهت هدایتِ مردم) اگر «انسان» باشد، اولاً: باید از جانب خداوند معیّن شده باشد؛ چرا که تعبیر شده به «انّی جاعلک للناس اماماً» یا «و جعلنا هم ائمةً» و ثانیاً: معصوم باشد و به طور مطلق ستمگر نباشد(چه نسبت به خود، چه دیگران)؛ چرا که فرمود: «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.»(بقره/۱۲۴)؛ «پیمان من به بیدادگران نمیرسد.»
خلاصه: امام در اصطلاح اسلامی (از دیدگاه قرآن) دو کاربرد دارد:
۱٫کتابی مُنْزَل از جانب خدا بر رسول الهی برای هدایت مردم؛
۲٫آن انسان تعیین شده از جانب خدا برای هدایت مردم که دارای مقام عصمت باشد.۲
به مادر و اصل و اساس چیزی «اُمّ» گویند؛ چرا که مورد توجّه انسان است یا به مقتدا و پیشوا و رهبر «امام» گویند؛ چون مردم با توجه خاص به سراغ او میآیند.به مادر و اصل و اساس چیزی «اُمّ» گویند؛ چرا که مورد توجّه انسان است یا به مقتدا و پیشوا و رهبر «امام» گویند؛ چون مردم با توجه خاص به سراغ او میآیند.
اصول مسائل امامت
از بررسی آیه ۱۲۴ سوره بقره و سایر آیات مربوط به امامت، میتوان اصول ذیل را نتیجه گرفت: ۳ تمام موجودات یک رهبر و فرمان روا دارند این دقل دوستان که میبینی مگسانند گرد شیرینی به ابجد علی 26 عسلی 26 امام دین 26
۱٫امامت یک منصب مجعول و قرار دادی از سوی خداوند است؛
۲٫امام باید معصوم به عصمت الهی باشد؛
۳٫هر زمان که مردمی روی زمین زندگی میکنند باید امامی در میان آنها باشد؛
۴٫امام باید از طرف خدا تأیید شود؛
۵٫اعمال مردم از امام پنهان نیست؛
۶٫امام باید کلیه اموری را که در دنیا وآخرت مورد احتیاج مردم است، بداند؛
۷٫محال است در میان مردم کسی پیدا شود که در فضایل نفسانی از امام برتر باشد.
نتیجه
مقام امام و امامتی که در قرآن مطرح است (امام به معنای پیشوای بر حق و عادل رهیافته)، مقامی بس والا و عالی است که فقط برخی از پیامبران به این منصب الهی دست مییابند (لذا در آیه ۲۴ سوره سجده تعبیر به «منهم»؛ یعنی بعضی از آنها شده «و جعلنا منهم ائمة یهدون بأمرنا»؛ همچنان که حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ با این که مقام نبوت را دارا بود پس از امتحانات و آزمایشهایی که سربلند از آنها بیرون آمده، به این مقام میرسد. (قل انّی جاعلک للناس اماماً خداوند در قرآن میفرماید ما امام را قرار میدهیم نه مردم دیوانه ابله منافق
امام کسی است که دارای روحیه صبر بلند و یقین و کشف و شهودات است و عالم ملکوت را مشاهده میکند، باران و رحمت و نعمتهای الهی به واسطه او نازل میشود، حجت زمین و زمان است.
این مقام آخرین مرحله سیر تکاملی انسان است و به تعبیر قرآن «عهد» خداست که به «جعل» و یقین الهی است ـ نه به رأی و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول خدا ـ صلّی الله علی و آله ـ هم مستقیماً نمیتواند امام را معرّفی کند؛ بلکه به دست خالق جهان است.
دیگر اینکه، امامت تنها رهبری ظاهری دینی و دنیوی نیست، بلکه جهان آفرینش و تکوین را زیر نظر دارد. مقام امامت در واقع تحقّق بخشیدن به برنامهی الهی، اعم از حکومت و اجرای احکام الهی و تربیت و پرورش نفوس انسانی، در ظاهر و باطن است.۴
مقام امام و امامتی كه در قرآن مطرح است (امام به معنای پیشوای بر حق و عادل رهیافته)، مقامی بس والا و عالی است كه فقط برخی از پیامبران به این منصب الهی دست مییابند (لذا در آیه 24 سوره سجده تعبیر به «منهم»؛ یعنی بعضی از آنها شده «و جعلنا منهم ائمة یهدون بأمرنا»؛ همچنان كه حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ با این كه مقام نبوت را دارا بود پس از امتحانات و آزمایشهایی كه سربلند از آنها بیرون آمده، به این مقام میرسد. (قل انّی جاعلك للناس اماماً) بقرآن اگر یهودی ها میدانستند شیعه هزار برابر بالاتر و شریف تر از دین یهود ماقبل تاریخ خجالت بکشید یهودی ها 600 پیامبر خود را سر بریدند یعنی احمق تر از امت یهود در تاریخ نخواهد آمد آدم اینقدر کودن بیشعور باشه که بجای پرستش خدا مجسمه و گوساله بپرستد دروغ میگویند حضرت موسی را هم قبول ندارند مسیح را نپذیرد و محمد(ص) قائم آل محمد (عج) را نشناسد رهبر من پور ابیطالب است پیرو هر بی پدری نیستم لعن به روح پدر دومی شکر خدا من عمری نیستم... لعن چیست؟ لعن ما باشد جواب لعن ها پاسخ زخم زبان و طعن ها لعن اعلان برائت از عدوست بغض تاریخ است که، اندر گلوست لعن شد مولای ما هشتاد سال حال می گوئید ای شیعه منال لعنتی که بر لبان شیعه است جلوۀ رنج نهان شیعه است لعن یعنی آتشی در سینه ها دفتر ابراز بغض و کینه ها لعن شرح اعتراض ما بود چون شعار مرگ بر اعدا بود لعن یعنی مرگ بر کفر و نفاق آن که در امت فکند این انشقاق لعن یعنی یک عبادت یک دعا بر علیه دشمن دین خدا لعن رسمی عاطفی دینی بود کاشف از نوعی جهان بینی بود لعن یک اصل است نزد شیعیان می کند اصل تبری را بیان لعن یعنی فاطمی هستیم ما با علی عهد وفا بستیم ما لعن یعنی ما سپاه حیدریم گوش بر فرمان چو مالک اشتریم
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل مثل شما یک بار هم نیامده ولی نام فرشته خدا شیطان آمده پستر از شیطان نیامده پست تر از شیطان سگ بی نماز است اسم سگ و خوک آمده ولی اسم فرقه شما نیامده اسم یهود و مسیحیان آمده ولی اسم شما نیامده خداوند از آنها انتظار ندارد ولی از شما که اسم اسلام را به یدک میکشید ولی ولایت ندارید و به فرموده رسول خدا محمد (ص) هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا میرود ولایت علی و قائم آل محمد (عج) نداشته باشی از سگ کمتری سگی که صاحبش را نشناسد وهابی بهایی عمریست انگار مسلمان باشی ولی نماز نخوانی مسلمان باشی ولی جهاد نروی مسلمان باشی ولی خدا را نشناسی مسلمان باشی ولی آدم نباشی مسلمان باشی حق دیگران را ضایع کنی مسلمان دزد باشی کسانی که ولایت ندارند بیچاره عالمند خفاش صفتند نمیتوانند خورشید را درک کنند چشمشان کور دندشان نرم اهل دوزخند
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال
خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود365 روز سال5+6+3= 14 معصوم نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است خجالت بکشید تکلیف خودتان را روشن کنید ما فرزندان آدم و حواء یک پدر و مادر داریم و دینمان خدایمان هم باید یکی باشد با مولایتان مهدی(عج) عهد ببندید تا رستگار شوید چرا خداوند حیوانات درنده را آفرید وقتی پیامبر رحلت نمود گرگهای پلید نادان به گله اسلام حمله ور شدند کفتارها آمدند گروه شیرها که معروف به شیداء و شیعه میباشند پیامبر را بخاک سپردند و کفتارهای سقیفه بنی ضاعده از بین خود ابومکر یا ابوبکر رکب وبا روباه را انتخاب نمودند من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی تمام ناحقها دوسال نشده به درک میروند ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت چون310ناحق عالمی310 کمکش کرد عمر 310 گمراه دین 310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 ابله منافقا310عمر 310مکاره پلید310 بی ایمان دین اسلام 310فاسق دینه 310 جاهل منافق 310 نیرنگ 310 منکر310 کفری 310 گمراه دین 310 عمر310 حرامیان310مکارپلیده 310ناحق عالمی 310قاصبان بدین310 نمرودی310بی ایمان دین اسلام 310 310جهل عرب 310 اباجهل در دین 310گمراه دین310عمر310حرامیان310حرامزاده پلید310اباجهل در دین 310مکارپلید310نمرودی 310سم ری 310سامری310دزدانه فدک فاطمه نامردیه 310عمر 310اباجهل دردین310جهل عرب310 مکاره پلید310 عمر310 گمراه دین 310 فاسق دینه 310 قاصبان بدین 310 ناحق عالمی 310 عمر 310 جهل عرب 310 ابا جهل در دین 310 مکاره پلید310 فاسق دینه310 ناحق عالمی 310 قاصبان بدین 310 درصحیح مسلم و بخاری گفته اگر آب نبود نماز نخوان تیمم بلد نبود چلپاسه خور وهابی عمر گفته در زمان جاهلیت هیچ گناهی نبوده که مرتکب نشده باشم کسی که به خواهر مادرش رحم نمیکند میخواهد به خلافت رحم کند آیه شراب که نازل شد عمر گفت گمان نکنم از پس این یکی بر بیایم و تا آخر عمر شراب را ترک نکرد غلامانش را با شلاق حد میزند نه به خاطر خدا بلکه ای پدر سوخته چرا شراب مرا خورده ای از گوزه من چرا می نوشی و شراب مرا تمام میکنید تا یکی از غلامان مس میکرد میگفت بخدا از کوزه شما خوردم عمر میگفت غلط کردی باید حد بخوری و یک بار هم بدهی تا دیگراز شراب من نخوری عمر میگفت باکی ندارم کسی با من لواط و یا من باکسی لواط کنم والله این حدیث در کتب عمری موجود میباشد
براساس نقل مفسران شیعه[۱۳] و سنی[۱۴] هنگامی که آیهٔ ۱۳۳ سورهٔ نساء نازل شد که: «اِن یَشَأ یُذهِبکُم اَیُّهَا النّاسُ ویَأتِ بِـاخَرینَ وکانَ اللّهُ عَلی ذلِکَ قَدیرا = ای مردم، اگر او بخواهد شما را از میان میبَرد و افراد دیگری را بهجای شما میآورَد، و خدا بر این کار تواناست»، پیامبر اسلام دست بر پشت سلمان فارسی زد و گفت: آنها عجم و فارس، قوم سلمان هستند.از سعیدبن جبیر نقل شده که مرادازقوم دگرا،به ابجد351قرآن351فارسی351قوم دگرا351قرآن 351 قوم دگرا 351 دین اسلام ناب محمدی351باگنجینه نابه دین اسلام351+14 معصوم =365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم اَبنای فارس هستند.17
385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ریاضی قرآن به ابجد فرقه 385 شیعه 385راز اهل عالم 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 با امرای دین الله 385راز اهل عالم 385 مهدی راه بحقی 385آبروی دین محمدی385 مهدی راه بحقی 385جمال روی الهی مهدی 385 دین اسلام ناب محمدی 385 با گنجینه نابه دین اسلام 385 به قبله عالم اهل دین 385 جمال روی الهی مهدی 385امام اهل دین بجهان اسلام385به اهله قانون دین الله385با امرای دین الله 385 فلسفه دین الله با امرای دین الله 385راز اهل عالم 385اسلام پیامبر 385عجب مردانیه385 با آل قرآن 385یاره اهله حسنی 385یاره اهل حسین 385پیروه علی جان385مردان ابولولوی 385 ایرانی عجم 385اهل بدین سلمان محمدی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385باآل قرآن 385 اهل میباشدد385آبروی دین محمدی 385جمال روی الهی مهدی 385 دین اسلام ناب محمدی 385 با گنجینه نابه دین اسلام 385 به قبله عالم اهل دین 385 جمال روی الهی مهدی 385 دین الهی الله محمد علی 385 با امرای دین الله 385با باطنه اهل قبله اسلامی 385 دین ناب الله محمد علی 385 با جان دین های الهی محمد علی 385 بدین اسلام واقعی 385 کل دین اسلام ادیانه الله 385 امام اهل دین بجهان اسلام385به اهله قانون دین الله385با امرای دین الله 385 فلسفه دین الله 385شیعه 385فرقه 385 جمال روی الهی مهدی 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 شیداء 385شهید الله385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 با وصی دین محمد علی 385 شیعه 385 در تفسیر آیهٔ «اِلاّ تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـًا ویَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ولا تَضُرّوهُ شیــًا واللّهُ عَلی کُلِّشَیء قَدیر = اگر (بهسوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی میکند و گروه دیگری غیر از شما را بهجای شما قرار میدهد و هیچ زیانی به او نمیرسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست». (توبه، ۳۹) از سعیدبن جبیر نقل شده که مراد از قوم دگرا،به ابجد قرآن 351 فارسی 351قوم دگرا 351 اَبنای فارس هستند351 دین اسلام ناب محمدی 351 با گنجینه نابه دین اسلام 351 +14 معصوم =365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم
پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ریاضی قرآن به ابجد فرقه 385 شیعه 385راز اهل عالم 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 با امرای دین الله 385راز اهل عالم 385 مهدی راه بحقی 385
در آیهٔ «یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم ویُحِبّونَهُ اَذِلَّة عَلَیالمُؤمِنینَ اَعِزَّة عَلَی الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ ولا یَخافونَ لَومَةَ لائِم...» = ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کسی از شما که از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمیرسانَد و] خداوند در آینده جمعیتی را میآورَد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، فروتن و در برابر کافران نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت سرزنشکنندگان هراسی ندارند...» (مائده، ۵۴)، روی سخن با مرتدّانی است که طبق پیشبینی قرآن از آیین اسلام روی برمیگردانند. خداوند در این آیه به مسلمانان عرب هشدار میدهد که اگر شما از دین بازگردید خدا بهجای شما گروهی را میآورَد که دارای صفاتی ممتاز بوده، دین خدا را یاری خواهند کرد. برخی مفسران اهل سنت[۱۵] و تشیع[۱۶] مقصود از آن قوم را ایرانیان دانسته و نوشتهاند: چون این آیه نازل شد، یاران پیامبر از او پرسیدند: آنها چه کسانی هستند که اگر ما بازگردیم خدا آنان را جایگزین ما میکند؟ در آن هنگام،سلمان فارسی نزد پیامبر بود. پیامبر دست خود را بر دوش او نهاد و گفت: این شخص و کسان او (هذا و ذووه) یا مردمی که این از آنان است. سپس پیامبر گفت: اگر دین در ستارهٔ ثریا باشد، هرآینه مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم نیامده است که نیامده نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فرقه های دیگری باطل بوود
بخش پایانیِ آیهٔ ۳۸محمد «واِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ثُمَّ لا یَکونوا اَمثالَکُم» هشداری است به عرب مسلمان که اگر قدردان نعمت پاسداری از آیین اسلام نباشند و از آن روی برگردانند، خداوند این مأموریت را به گروه دیگری خواهد سپرد که در ایثار و فداکاری و نثار جان و مال در راه خدا بهمراتب از آنان برترند. نقل شده که پس از نزول این آیه، برخی صحابه از پیامبر اسلام پرسیدند: مقصود از این گروهی که خداوند به آنان اشاره کرده چه کسانی هستند؟ در آن هنگام سلمان کنار پیامبر بود. او دستش را بر ران او زد و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او و قومش اگر ایمان به ثریا آویختهباشد، آنها بدان دست خواهند یافت.[۱۸]جعفر بن محمد الصادق نیز آنان را غیرعرب و از مَوالی دانستهاست.[۱۹] بنا به نقل برخی مفسران، با نزول این آیه، پیامبر خوشحال شد و گفت: «هیَ أَحَبّ إلَیَّ مِنَ الدّنیا = این برای من محبوبتر است از دنیا».[۲۰]
برخی مفسران چون میبدی، آلوسی و رشید رضا ذیل آیهٔ «فَاِن یَکفُر بِها هـؤُلاءِ فَقَد وکَّلنا بِها قَومـًا لَیسوا بِها بِکافِرین» (اَنعام، ۸۹) مقصود از قومی را که در راه کفر گام برنمیدارند و در برابر حق تسلیماند، ایرانیان دانستهاند[۲۱]، که بهزودی اسلام را پذیرفته، در پیشرفت آن، با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامی کتابهای فراوانی تألیف کردند.[۲۲] برخی ذیل این آیه روایتی از پیامبر آوردهاند که در آن، او قریش را بهترین عرب و فارس را بهترین عجم (غیرعرب) معرفی کرد.[۲۳]
در صحیح مسلم روایت شدهاست که هنگام نزول آیهٔ «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیّینَ رَسولاً... = او کسی است که در میان مردم بیسواد رسولی از جنس خودشان مبعوث کرد...». او آن را تلاوت کرد تا به آیهٔ «وءاخَرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقوا بِهِم... = (و همچنین او) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشدهاند...» (جُمُعة، ۳)، یکی از صحابه از پیامبر پرسید: مقصود از کسانی که هنوز به ما نپیوستهاند، کیاناند؟ پیامر دست را بر سلمان نهاد و گفت: اگر ایمان در ثریّا باشد، هرآینه مردانی از آنها (ایرانیان) بدان دست خواهند یافت.[۲۴] مانند این روایت به طرق دیگر نیز از قیسبن سعدبن عباده و... نقل شدهاست.[۲۵]سیوطی این روایت را از برخی کتب حدیث، ازجمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و... از پیامبر اسلام نقل کردهاست.[۲۶]قُرطُبی بهترین تفسیرِ «وَآخَرینَ مِنهُم» را ایرانیان میداند.[۲۷]
براساس روایتی، جعفر بن محمد الصادق هنگامی که آیهٔ «فَإذا جاءَ وَعدُ اُولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا اولی بَأس شَدید...» (اِسراء، ۵) را تلاوت نمود، از او پرسیده شد: مراد از این بندگان رزمنده و پیکارجو در این آیه، که با بنیاسرائیل و یهود در هنگام فسادشان میجنگند، کیاناند؟ گفت: به خدا سوگند آنان اهل قم هستند.[۲۸]
سلفیگری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته میشود که مخالفان خود را کافر میشمارند کافر همه را به کیش خود پندارد و مطرحترین آنان «وهابیت تکفیری» با محوریت عربستان سعودی لعنت الله علیه میباشد است. فرعون وقتی شنید دشمنش بدنیا آمده همه پسرها را سر میبرید وقتی شنیدند طالوت فرمانده است همه فرار کرده و زمستان و تابستان کردند وقتی فهمیدند حضرت مهدی خواهد آمد به دنیا خواهد آمد امامان شیعه یکی پس از دیگری شهید می شدند هم اکنون بدستور قائم آل محمد شیعیان آن حضرت فقط از مولایشان مهدی دستور میگیرند و مدام به زیارتش نائل میشوند و عشق واقعی آنان امام مبین قائم آل محمد (عج) میباشد در آیه 12 یاسین که 23 کلمه دارد مهدی هم به ابجد 23 میباشد این آیه هم 23 کلمه دارد23 وکل شیی احصیناه فی امام مبین 23 امام مبین بدون وحی به امر خدا از همه عالم آگاه میباشد از مولایم پرسیدم مورد اعتماد ترین قوم نزد الله پروردگار عالم فرمود شیعیان من میباشند نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است به ابجد کبیر مهدی 59امید مستضعفان جهان 59 قرآن کتب محمدی59 بمعنای 114 سوره 114+59+23 مهدی = 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 صاحب اهل زمین 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 گل سر سبد 14 معصوم مهدی میباشد
در مسلک عـشق با تو بودن چـه خـــوش است حسرت به دل وحریص بودن چــــه خــوش است
دردی اســـت نــهـــان در دل عُشــــــــاق صــبور بر صبر نشستن وســــــرودن چـــه خــوش است
دیـــــدم هــــمه را عـــــاشق و مـعشوق هم اند بـــا دیــــده دل بصیر بـــودن چـــــــه خوش است
هـــــر کــس ز جفـــای دل یــــــــارش گــــــویـد دور اسـت زمن، از تـو ســتودن چــه خوش است
چندی اســــت کــــه دل گرفــــته وبیـــــــــــمارم در وصف تـو این چنین سرودن چـه خوش است
هر لحظه غـــــبار غــــم تــــــو محسوس اســت گرد از رخ آئینــه زدودن چـــــــه خـــــوش اســت
حـــــاشا کـــــــه هــــــــوای رخ تو در نظر است تـقدیم بــــه تو کـــــه دل ربودن چه خوش است خوشحالم از اینکه تو امام حقی حق بودن حق گفتن برای تو خوش است گریه کردن چو باران برای تو خوش است سیل آسا ببرد غم ز دلو جان چه خوش است
سر راهت نشستن داره اما نگاه کردی نگاه کردن به رویت جان مولاء وهابیت تکفیری یکی از مشکلات دنیای کنونی مسلمانان (شیعه و سنی) است.49 وهابی کافر 49 عمر 22+27 ابوبکر = 49 شجره ملعونه 49
آنها با اتهامهای ناشایستی که به شیعیان میزنند باعث گمراهی مسلمانان و عده زیادی از مردم دنیا میشوند. گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس بر آن است تا در سلسله مطالبی، به عمدهترین شبهاتی که وهابیت درباره شیعیان مطرح میکند پاسخ گوید.
یکی از شبهاتی که وهابیها مطرح میکنند این است که چرا نام امامان شیعه در قرآن نیامده است؟
در پاسخ باید گفت: پرسشگر تصور مىکند اگر نام امام و یا امامان در قرآن مىآمد، اختلاف از بین مىرفت، در حالى که این اصل، کلیّت ندارد. به موارد زیر دقت کنید:
1. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست مانند بنیامیه به نسلکشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند.
بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
(آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...)
پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...»علم حروف این آیه 23 کلمه مهدی 23 میباشد فرمانروای عالم مهدی میباشد (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26 راه حق 26 حدید 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 علی 26 خیلی 26 مردی 26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 الفجر 26 پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نموددر حدیثی از رسول خدا (ص )خواندم ، دعائی که توسط دیگران برای شخص خوانده می شود اجابت می گردد ، پس در آن لحظه التماس دعا .هنگامی که رسول خدا(ص) علی(ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه این ها را پذیرفتیم، اما با این ها راضی نشدی، تا اینکه این جوان(اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است". " نعمان" روی بر گرداند در حالی که می گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت". سالی سرشار از خوشی و خوشبختی برای تک تک شما به همراه سلامت خواهانم ، و این هفت سین قرآنی عیدی من به شما ، باشد که در سایه قرآن پیروز و کامیاب گردید . یا حق به امید ظهور منجی انشالله
هفت سین آیات قرآن: *سلام علی نوح فی العالمین (آیه 79 سوره صافات) * سلام علی ابراهیم (آیه 109 سوره صافات) *سلام علی موسی و هارون (آیه 120 سوره صافات) * سلام علی آل یاسین (آیه 130 سوره صافات) *سلام علی المرسلین (آیه 181 سوره صافات) * سلام علیکم بما صبرتم (آیه 24 سوره رعد) *سلام هی حتی مطلع الفجر (آیه 5 سوره قدر)
هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزنند والله این هم مثل واقعه غدیر و قوم موسی و یهودی های احمق نادان و پررو میباشند
با وجودى که نام فرمان روا طالوت به صراحت در کتاب خداگفته شد،و قرآن هم برای ما روشن ساخت باز آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند:46 «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...»علم حروف این ایه 46 ابجد محمد 20+26 علی = 46 حروف میباشد (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شد فرعون برای نابودی موسی هر پسری را میکشت و در زمان عمر310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 دختران را زنده به گور میکردند ولی در این زمان هم دختر هم پسر دویست میلیون در سال گورتاژ و از این بچه های سه تا شش ماهه برای تهیه لوازم آرایشی از آنان استفاده میکنند کرم های صورت روژ لب غنچه لپ سفید کننده ها کرم های نرم کنند و در نوشابه ها ی طعم دار از کبد این بچه های مرده استفاده میکنند
درباره حضرت مهدى (عج) هم که اشارهاى به نسب و خاندان ایشان در روایات شده بود، حساسیتهاى فراوانى پدید آمد و خانه حضرت عسکرى (ع) مدتها تحتنظر و مراقبت بود تا فرزندى از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
2. چه بسا برخی، نام فرزندان و نوههای خود را مطابق نامهایی که در قرآن آمده، انتخاب میکردند و اختلافات در تعیین مصداق بیشتر میشد.
3. با توجه به جو سنگینی که علیه ائمه شیعه بود چه بسا این مساله، باعث تحریف قرآن کریم میشد.
4. رسول خدا (ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه مىفرماید: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون». (سوره نحل، آیه 44)
(و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه براى مردم نازل شده است، براى آنها بیان کنى و آشکارسازى، شاید آنان بیندیشند.)
در آیه یادشده دقت کنید، مىفرماید: «تبیّن» و نمىگوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنى را روشن کند.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که فردى را به نام معرفى کنند، چنانکه مىفرماید: «و مبشّراً برسولٍ یأتى من بعدى اسمه احمد» (سوره صف، آیه 6)، ((عیسى مىگوید): من به شما مژده پیامبرى را مىدهم که پس از من مىآید و نامش احمد است.)
در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفى مىکند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل مىنماید.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که افرادى را با عدد معرفى کند، چنانکه مىفرماید: «و لقد أخذ الله میثاق بنىاسرائیل و بعثنا منهم اثنى عشر نقیباً ....» (سوره مائده (5)، آیه 11) (و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.)
بعضى اوقات شرایط ایجاب مىکند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفى کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتى معرفى کرده است.
«الذین یتّبعون الرسول النّبىّ الأمّىّ الذى یجدونه مکتوباً عندهم فى التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التى کانت علیهم ....» (سوره اعراف (7)، آیه 157)
(کسانى که از رسول و نبى درس ناخواندهاى پیروى مىکنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته مىیابند، که آنان را به نیکى دعوت کرده و از بدىها بازشان مىدارد، پاکىها را براى آنان حلال کرده و ناپاکىها را تحریم مىنماید و آنان را امر به معروف و نهى از منکر مىکند و بارهاى گران و زنجیرهایى که بر آنان بود، از ایشان بر مىدارد ...)
درباره ولایت امیرالمومنین (ع) نیز آیات مهمی وجود دارد که در تفاسیر شیعه و سنی آمده است و برخی از علما مانند آیتالله مکارم شیرازی کتابی درباره «آیات ولایت در قرآن کریم» نوشتهاند که میتوانید مراجعه کنید.
همچنین پیامبر اکرم (ص) در مکانها و زمانهای مختلف مانند غدیر خم، ولایت امیر المومنین علی (ع) را ابلاغ فرموده است.
5. مسائل زیادى وجود دارد که قرنها مایه جنگ و جدل و خونریزى در میان مسلمانان شده است، ولى قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع که ریشه کن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
- صفات خدا عین ذات اوست یا زائد بر ذات؟
- حقیقت صفات خبرى مانند استوارى بر عرش چیست؟
- کلام خدا قدیم یا حادث است؟
- خلقت بر اساس جبر استوار است یا اختیار؟
این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولى آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است.
6. همیشه علت اختلاف، جهل علمی نیست. بسیاری از کسانی که در عاشورا، مقابل امام حسین علیهالسلام ایستادند و ایشان و یارانش را کشتند و خاندانش را به اسارت بردند، میدانستند که حسین (ع) به حق است اما هوای نفس، امور مادی، رسیدن به مقام و پول و ...، ترس از جان و .... باعث شد دست به این کار بزنند.
اینهمه در آیات قرآن، تاکید بر نماز و زکات شده است. آیا همه مسلمانان (به طور صد در صد) آن را اقامه میکنند؟
در آیات فراوانی، از ربا، نهی شده است. آیا ربا از کشورهای اسلامی، ریشه کن شده است؟
این مثالها فراوان است و روشن میکند که مشکل، تنها جهل علمی نیست تا با ذکر آن در قرآن، مساله حل شود
قرطبي، از مفسّران نامدار (م 671ق)، مي نويسد: هنگامي كه اين آيه نازل شد، رسول خدا خوش حال گرديد و فرمود: اين آيه نزد من از همه دنيا محبوب تر است.5 منظور از جمله (يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) ايرانيان هستند. برخي مفسّران نيز آنان را يكي از احتمالات آيه دانسته اند.6 در حديث آمده است: هنگامي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آيه شريفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را تلاوت كردند، حاضران عرض كردند: اي رسول خدا! كساني كه اگر ما اعراض كرديم خدا آنان را جانشين ما مي كند و آنان مانند ما نخواهند بود، كيانند؟ رسول خدا دست بر ران سلمان فارسي زد و فرمود: اين و طايفه اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دين خدا آويزه ستاره ثريا باشد، حتماً مرداني از فارس به آن خواهند رسيد.7 ابونعيم مي نويسد: بيشترين بهره اسلام از آنِ ايرانيان است و اگر اسلام در ستاره ثريا قرار داشته باشد، مرداني از ايران آن را به دست مي آورند. ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند: به خدا سوگند خداوند به اين وعده خود وفا كرد و گروهي از غيرعرب را، كه بهتر از آنان بودند، جانشينانشان ساخت.8 2. (أُولِي بَأس): (قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَي قَوْم أُوْلِي بَأْس شَدِيد تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ) (فتح: 16); به متخلّفان از اعراب بگو: به زودي از شما دعوت مي شود كه به سوي قومي رزمنده و جنگجو برويد و با آنان پيكار كنيد، تا اسلام بياورند. از مفسّر بزرگ، ابن عباس، نقل شده است كه گفت: «منظور از اين قوم جنگجو و رزمنده، ايرانيان هستند.»9 همچنين خداوند مي فرمايد: (فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِي بَأْس شَدِيد فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولا) (اسراء: 5); هنگامي كه نخستين وعده فرا رسد (و شما دست به فساد و خون ريزي و جنايت بزنيد) ما گروهي از مردان پيكارجو و رزمنده را بر شما مي فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند) و براي پيدا كردن مجرمان، خانه هاي شما را جستوجو كنند و اين وعده اي قطعي است. در تفسير اين آيه، مطالب گوناگوني گفته شده است. بعضي احتمال داده اند كه منظور از فساد و جنايت، فساد و جنايت صهيونيست هاست كه به رزمندگان نيرومند اسلام وعده غلبه بر آنان داده شده است. در بعضي از روايات آمده است كه امام باقر(عليه السلام)آيه ياد شده را تا آخر خواند، حاضران پرسيدند: منظور از اين قوم رزمنده و پيكارجو، كه دشمن را در هم مي كوبد، چه كساني اند؟ امام باقر(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «وَ هُمْ وَاللّهِ اَهلُ قُم»;10 سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند. در حديث ديگري آمده است: آيه ياد شده در حضور امام صادق(عليه السلام)خوانده شد، يكي از حاضران پرسيد: فدايت شوم! منظور از اين قوم رزمنده و پيروز كيست. امام صادق(عليه السلام) سه بار فرمود: سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند.11 3. (لَمَّا يَلحَقُوا): (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُالْحَكِيمُ)(جمعه: 3); و همچنين (او) رسول است (بر آنان و) بر گروهي كه هنوز به آنان ملحق نشده اند و او عزيز و حكيم است. صاحب نظران درباره منظور از (لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)احتمالاتي بيان كرده اند كه يكي از آن ها عبارت است از: ايرانيان، و در ذيل آن، يكي از صحابه نقل مي كند كه ما نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بوديم كه سوره «جمعه» نازل شد. آن حضرت شروع به تلاوت كردند و پس از خواندن آيه (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)، مردي پرسيد: يا رسول اللّه! اينان چه كساني هستند؟ حضرت پاسخ نداد تا اينكه وي سه بار سؤال كرد. سلمان هم در ميان ما بود. حضرت دست مبارك خويش را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ثريّا باشد، حتماً مرداني از اينان به آن مي رسند.12 و بنا به نقلي، دست بر سر سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ستاره ثريا قرار گيرد، مرداني از اين گروه (ايرانيان) به آن دست مي يابند.13 4.(يَسْتَبدِلْ قَوماً غَيْرَكُمْ): (إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَي كُلِّ شَيْ قَدِيرٌ) (توبه: 39); اگر به سوي ميدان جهاد نشتابيد، خدا شما را مجازات دردناكي مي كند و گروه ديگري غير از شما را به جايتان قرار مي دهد و هيچ زياني به او نمي رسانيد. و خداوند بر هر چيزي تواناست. بسياري از مفسّران يكي از احتمالات در تعيين مصداق اين قوم را ايرانيان دانسته اند.14 5. (وَ يَأتِ بِآخَرينَ): (إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَي ذَلِكَ قَدِيراً) (نساء: 133); اي مردم! اگر او بخواهد، شما را از بين مي برد و افراد ديگري را به جاي شما مي آورد و خدا بر اين كار تواناست. شيخ طوسي نقل مي كند كه وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود: آن جمعيت، قوم اين مرد، يعني مردم عجم و فارس هستند.15 6. (لَيْسُوا بِهَا بِكافِرينَ): (فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ) (انعام: 89); اگر مشركان مكّه (به كتاب و حكم و نبوّت) كفر بورزند، كسان ديگري را نگهبان آن مي سازيم كه به آن كافر نيستند. مصداق «قوم» در اين آيه، انسان هايي اند كه با پذيرش اسلام، همه توانشان را در خدمت آن، به كار خواهند بست. طبق نظر مفسّران، يكي از احتمالات در اين آيه، ايرانيان هستند.16 در روايت آمده است كه جمعي از ايرانيان براي انجام مراسم حج، به حجاز رفتند. در مدينه، به محضر امام باقر(عليه السلام) رسيدند و مطالبي درباره مسائل مهم ديني پرسيدند و امام باقر(عليه السلام) پاسخ آن ها را داد. يكي از پرسش ها اين بود: شنيده ايم كه سلمان تمايل پيدا كرده بود با دختر عمر، خواهر حفصه، ازدواج كند و از او خواستگاري كرده بود. لطفاً چگونگي آن را براي ما بيان فرماييد و امام باقر(عليه السلام) فرمود: عمر از خواستگاري ناراحت شد و نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) گِله كرد. ها ها ها ها رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به عمر فرمود: واي بر تو! آيا خرسند نيستي كه سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزديك گردي؟ سلماني كه بهشت مشتاق ديدار اوست و خداوند درباره سلمان و شما جمعيت قريش، اين آيه را نازل كرد ]آن گاه آيه 89 سوره انعام را خواند.[ عمر گفت: اي رسول خدا! منظور از گروه «نگهبان دين» (در اين آيه) كيست؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) در پاسخ فرمود: «هُوَ وَ اللّهِ سَلمانٌ وَ رَهْطُهُ»; سوگندبه خدا! اين گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند. سپس فرمود: سوگند به خدا! اين آيه (38 سوره محمّد) نيز در شأن سلمان و قوم او نازل شده است. و در پايان فرمود: اي گروه قريش! شما مردم فارس (ايرانيان) را با شمشير (در فتح ايران) مي زنيد تا به سوي اسلام بيايند. سوگند به خدا! روزي خواهد آمد كه آن ها شما را براي كشاندن به سوي اسلام، با شمشير مي زنند. حُذَيفة بن يمان، كه در آنجا بود، گفت: اين پيش گويي گوارا باد بر سلمان و ايرانياني كه راه ايمان و تقوا مي پيمايند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله)فرمود: اگر اسلام در لابه لاي زمين گم شود، ايرانيان آن را مي يابند و اگر اسلام در آسمان قرار گيرد، جز مردم ايران كسي به آن دست نيابد. ]امام باقر(عليه السلام) افزود:[ عمر با شنيدن اين سخن، غمگين شد و برخاست و رفت.17 7. (يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ): (يَا أَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْم يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّة عَلَي الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِم...) (مائده: 54); اي كساني كه ايمان آورده ايد! هر كه از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نمي رساند) خداوند در آينده، جمعيتي را مي آورد كه (داراي اين ويژگي ها هستند): (1) خداوند آنان را دوست مي دارد; (2) و آنان (نيز) خدا را دوست دارند; (3) آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر كافران، سخت و نيرومندند; (4) آنان در راه خدا جهاد مي كنند و از سرزنش ملامتگران هراسي ندارند. روضه دین خدا یعنی همین اشک مظلومان عالم را ببین روايت شده است كه شخصي درباره منظور اين آيه از پيامبر(صلي الله عليه وآله) پرسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله) دست بر شانه يا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»; منظور آيه، اين شخص و قوم او هستند. آن گاه فرمود: «لو كانَ الدّينُ بالثُريّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.»18 8. (بَعْضِ الأَعْجَمِينَ): (وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَي بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ)(شعراء: 198 و 199); هرگاه ما اين قرآن را بر بعضي از مردم عجم (غيرعرب) نازل مي كرديم و پيامبر اين آيات را براي آنان به زبان تازي (اعراب) مي خواند،عرب آنان هرگز به قرآن ايمان نمي آوردند. وای بحال اینکه عربی نازل شده ایمان نمی آورند اگر فارسی بود که هرگز ایمان نمیآوردند میگفتند چون فارسی است ما ایمان نمیآوریم در حديثي آمده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ايمان نمي آورد; ولي قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ايمان آورد و اين براي عجم، فضيلتي است.19 آيات مزبور غير از آيه اخير، همگي از سوره هاي مدني اند و در اواسط يا اواخر سال هاي هجرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مدينه نازل شده اند20 قطعاً منظور اين آيات اقوامي نيستند كه در زمان پيامبر مسلمان شدند; اما آيه اخير (89 سوره انعام) گرچه از آيات مكّي است، ولي با توجه به اينكه بعضي از قرآن، بعضي ديگر را تفسير مي كند (إنّ القرآنَ يُصَدِّقُ بَعضُهُ بعضاً)21 به احتمال قوي، منظور همه اين آيات، يك چيز است: اين آيات از قومي خبر مي دهند كه در آينده نزديك، مسلمان مي شوند و مانند اعراب مسلمان نخواهند بود و طبق روايات ياد شده، آن قوم ايرانيان هستند. داشتن روحيه حق پذيري و نداشتن عصبيّت جاهلي حقيقتي است كه آيه اخير آن را بيان كرده است. سلمان به عنوان يك مسلمان ايراني و با ايمان، همواره طرف مشورت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بود. حفر خندق در جنگ «احزاب» و تهيه ارابه جنگي در محاصره «طائف» توسط همراهان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دو نمونه از پيشنهادهاي سلمان فارسي است.22 در اواخر عمر پيامبر، هنگامي كه باذان، عامل (دست نشانده) پادشاه ايراني در يمن، مسلمان شد، به دنبال آن، بسياري از ايرانيان مقيم يمن نيز مسلمان شدند و فتنه اسود عنسي ـ از پيامبران دروغين ـ را دفع كردند و او به دست ايرانيان كشته شد. سپس ايرانيان مسلمان يمن با گروهي از مرتدان عرب مبارزه كردند تا آنكه مرتدان شكست خوردند و سركرده آنان اسير شد و او را به مدينه فرستادند.23 در احاديث مربوط به ايمان ايرانيان آمده است: ايرانيان با ميل و رغبت خود، مسلمان شدند.24 در نبرد «قادسيه»، چهارهزار ايراني به سپاهيان عرب پيوستند. اين عده براي پيوستن خود به سپاهيان عرب، شرط كردند كه پس از جنگ، به هر جا خواستند، بروند و با هر قبيله اي خواستند، هم پيمان شوند و سهمي از غنايم جنگي برگيرند. اينان پس از پيوند با بعضي از قبايل عرب (زهرة بن حويه سعدي، از قوم بني تميم) موالي آن قبايل ناميده شدند و در كوفه مسكن گزيدند. «حمراء» نام ديگر آن ها بود.25 در تاريخ آمده است: چهار هزار نفر از اهالي «بحر خزر»، پس از مشاوره با بزرگان خود، تصميم گرفتند به ميل خود، مسلمان و به قوم عرب (مسلمان) ملحق شوند. اين عده، در تسخير «جلولاء»، در زمان عمر به لشكر اسلام كمك كردند و سپس با مسلمانان در كوفه ساكن شدند. اشخاص ديگري نيز گروه گروه به رضا و رغبت خود به اسلام گرويدند.26
ايرانيان در ركاب موعود اسلام
منظور از «اهل مشرق»، «اصحاب الرايات السود»، «اهل خراسان» و «الرجل الخراساني»، «فرس»، «اعاجم»، «موالي»، «بنوالحمراء»، «قوم سلمان»، «اهل قلم» و «اهل طالقان» كه در برخي از احاديث به چشم مي خورند، ايرانيانند. اينان زمينه ساز حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)هستند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله) فرمود: مردماني از مشرق زمين قيام مي كنند و زمينه را براي حكومت جهاني مهدي آماده مي سازند.27 بيشترين ياران مهدي (عج) را ايرانيان تشكيل مي دهند. در احاديث آمده است: بسياري از ياران امام زمان (عج) از اهالي مرورود، مرو، توس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فارياب، طالقان، سجستان، نيشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سيراف، ري و كرمان هستند.28 اميرمؤمنان(عليه السلام) درباره ياران حضرت مهدي (عج) از طالقان مي فرمايد: «خوشا به حال طالقان! زيرا براي خداوند ـ عزّوجل ـ در آنجا گنج هايي ذخيره شده كه از جنس طلا و نقره نيستند، بلكه در آنجا مرداني هستند كه خدا را واقعاً شناخته اند و آنان همچنين ياران مهدي در آخرالزمان هستند.»29 همچنين است بيانات امام صادق(عليه السلام) درباره ويژگي هاي ياران امام مهدي (عج) از مردم طالقان.30 يكي از ياران اميرمؤمنان (اصبغ بن نباته) مي گويد: از اميرمؤمنان شنيدم كه مي فرمود: گويا چادرهاي عجم را مي بينم كه در مسجد كوفه برپا شده اند و در ايّام حكومت امام مهدي، قرآن را همان گونه كه نازل شده است، به مردم ياد مي دهند.31 محيي الدين عربي، عارف معروف، در كتاب خود، فتوحات، درباره وزيران امام مهدي (عج) مي نويسد: همه آنان از عجمند و در ميان آنان هيچ فردي از عرب وجود ندارد.32
نفي ملّي گرايي
توجه بدين نكته ضروري است كه مطرح كردن ايرانيان در قرآن، با مسئله «ملّي گرايي» ارتباطي ندارد. در اينجا نمي خواهيم بگوييم كه نژاد ايراني، از ديگر نژادها برتر است، بلكه فقط مي گوييم: ايرانيان نيز در كنار ديگران مورد توجه و مرحمت قرآن هستند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) در موارد گوناگون، از جمله پس از فتح مكّه، با تأكيد و صراحت لازم اعلام كرد كه همه خرافات و تعصّبات جاهليت را نابود كرده ام. هيچ افتخاري براي عرب بر عجم و سفيد بر سياه و... نيست، مگر به ملاك تقوا. و فرمود: «ايُّها النّاسُ كُلُّكُم لادَمَ و آدَمُ مِنْ تُراب لاَفضَلَ لِعَرَبي علي أعجَمي الاّ بالتَّقوي.»33 همچنين فرمود: آنان كه به قوم و ملت خود افتخار مي كنند، بايد اين عقيده را رها كنند. آن مايه هاي افتخار، جز هيمه دوزخ نيستند و اگر انسان ها دست از اين عقيده برندارند، نزد خدا از سوسك هايي كه كثافت را با بيني خود حمل مي كنند، پست تر خواهند بود.34 ابن حجر در الاصابة نقل مي كند كه مردي از ايران، به نام ابي شاه، پس از خطبه بليغ و سودمند رسول خدا(صلي الله عليه وآله) برخاست و تقاضا كرد كه دستور دهد آن را بنويسند و در اختيارش قرار دهند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ياران فرمود: آن را براي ابي شاه بنويسيد. اين مسئله نشان مي دهد كه هرگز عصبيّت و قوم گرايي در ديار اسلام راه ندارد. در تاريخ آمده است هنگامي كه جواني ايراني در جنگ «احد» در صف سپاه اسلام، ضربتي سخت بر دشمن وارد ساخت و فرياد برآورد: اين ضربت را از من بگير كه جواني ايراني هستم، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دريافت كه سخن او ممكن است شعله تعصّب نژادي ديگران را برافروزد. به آن جوان فرمود: بگو: از يك جوان انصاري!35 امام صادق(عليه السلام) در ردّ شخصي كه مي خواست بين عرب و عجم فرق بگذارد و عرب را بر عجم برتري دهد، فرمود: مگر سخن رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به تو نرسيده است كه فرمود: من مولاي هر فرد مسلمان هستم، خواه عرب باشد، خواه عجم. آن گاه فرمود: كسي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را دوست بدارد، آيا از جان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نيست؟36 امام باقر(عليه السلام) فرمود: روزي پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر بلندي كوه صفا ايستاد. بني هاشم و بني عبدالمطلّب در آنجا حاضر بودند، آن حضرت به آنان رو كرد و فرمود: من رسول خدا به سوي شما هستم و با شما مهربانم، ولي بدانيد كه هر كس در گرو عمل خويش است; من در گرو عمل خود هستم و شما نيز در گرو عمل خودتانيد. نگوييد: محمّد از ماست و به زودي در همان جايگاه محمّد قرار مي گيريم (و در كنار او به پاداش مي رسيم.) سوگند به خدا! هيچ كس از شما و غير شما دوست من نيست، مگر آنكه پرهيزگار باشد. آگاه باشيد كه مبادا شما را در قيامت، در حالي ملاقات كنم كه بار دنياپرستي را بر پشت خود حمل مي كنيد، ولي ديگران با توشه معنوي با من روبه رو گردند! آگاه باشيد كه اكنون حجت و عذر را بين خود و شما و بين خود و خدا تمام كردم.37
سلمان; افتخار ايرانيان
اگر ديده مي شود كه به واسطه پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا امامان(عليهم السلام) به وجود حمزه و جعفر و ديگر رجال برجسته اسلامي افتخار شده، به دليل تقوا و كمال آنان است، نه به علت قوميّت و ملّيت. چنان كه بيان شد، افتخار به افرادي كه در پيش خدا منزلتي دارند، ملّي گرايي نيست. به همين دليل، در احاديث فراواني به وجود برخي از انسان هاي الهي افتخار شده است. در احاديث آمده است: روزي سلمان فارسي در مسجد پيامبر(صلي الله عليه وآله) نشسته بود، عده اي از بزرگان اصحاب نيز حاضر بودند، سخن از اصل و نسبت به ميان آمد. هر كس درباره اصل و نسب خود، چيزي مي گفت و آن را بالا مي برد. نوبت به سلمان فارسي رسيد. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. اين مرد فرزانه و تعليم يافته و تربيت شده مكتب اسلام، به جاي آنكه از اصل و نسب و افتخارات نژادي سخن بگويد، گفت: «أَنا سَلمانُ بنُ عبداللّهِ كُنتُ ضالّاً فَهَداني اللّهُ ـ عزَّو جَلَّ ـ بِمُحَمَّد، و كُنتُ عائلا فأغناني اللّهُ بِمُحمَّد و كُنتُ مَملُوكاً فَأعتَقِني اللّهُ بِمُحَمَّد»; نام من سلمان است و فرزند يكي از بندگان خدا هستم. گم راه بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا راه نمايي كرد. و فقير بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا بي نياز كرد. برده بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا آزاد كرد. در اين هنگام، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وارد شد و سلمان آنچه را گذشته بود، به عرض آن حضرت رساند. رسول خدا رو به آن جماعت، كه همه از قريش بودند، كرد و فرمود: اي گروه قريش! نسب افتخارآميز هر كس، دين اوست; مردانگي هر كس، خوي و شخصيت اوست; و اصل و ريشه هر كس، عقل و ادراك او.38يعني: ملاك هاي برتري در اسلام، با دين و اخلاق و انديشه سنجيده مي شوند، نه با نژاد و قبيله و رنگ و زبان. سپس پيامبر(صلي الله عليه وآله) آيه 13 سوره حجرات را خواند و به سلمان فرمود: هيچ يك از اينان بر تو برتري ندارند، مگر به ملاك پرهيزگاري. اگر تقواي تو از آنان بيشتر است، از آنان برتري. روزي سلمان به مجلس پيامبر(صلي الله عليه وآله) وارد شد. حاضران برخاستند و به او احترام كردند و او را در بالاي مجلس نشاندند. در اين هنگام، فردي وارد شد و تا نگاهش به سلمان افتاد، گفت: اين عجمي كيست كه در بالاي مجلس، در ميان عرب ها نشسته؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) براي محكوم كردن چنين عقيده اي، بر منبر رفت و خطبه خواند و در بخشي از آن فرمود: انسان ها از زمان آدم تا امروز، مانند دندانه هاي شانه (كنار هم مساوي)اند. عرب را بر عجم و سرخ پوست را بر سياه پوست برتري نيست، جز به ملاك تقوا. سلمان دريايي است كه به انتهايش نتوان رسيد و گنجي است كه تمام نمي شود. سلمان از ما اهل بيت است. او آب گوارايي است كه از آن حكمت مي تراود و برهان ارائه مي دهد. در بعضي از روايات آمده است كه سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نشست. عده اي از اشراف عرب خشمگين شدند و به او گفتند: تو كيستي؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم. پيامبر در اين هنگام سلمان را تصديق كرد و فرمود: كسي كه مي خواهد به مردي بنگرد كه خداوند قلبش را سرشار از ايمان كرده است، به سلمان نگاه كند.39 در زمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) روزي ابوسفيان با گروهي از مسلمانان، از كنار سلمان فارسي، صهيب رومي و بلال حبشي، كه با هم بودند، عبور كردند. آنان تا ابوسفيان را ديدند، گفتند: افسوس كه شمشيرها در گلوي اين دشمن خدا كارساز نشد. ابوسفيان اين سخن را شنيد (با توجه به اينكه او به ظاهر مسلمان بود.) ابوبكر به آنان گفت: آيا شما به بزرگ قريش (ابوسفيان) چنين كنايه اي مي زنيد؟ سلمان و همراهان از اعتراض ابوبكر ناراحت شده، نزد پيامبر آمدند و ماجرا را به اطلاع آن حضرت رساندند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ابوبكر فرمود: گويا آنان را خشمگين كرده اي! اين را بدان كه اگر آنان را خشمگين كرده باشي، خدا را خشمگين كرده اي. ابوبكر نزد سلمان، بلال و صهيب رفت و عذرخواهي كرد و آنان نيز عذر او را پذيرفتند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: پروردگار حكيم، مرا به دوست داشتن چهار تن امر كرده است. گفتند: يا رسول اللّه! آنان چه كساني هستند؟ پيامبر پاسخ داد: علي بن ابي طالب. سپس فرمود: «خدا مرا به محبت چهار نفر امر كرد» اين بار، وقتي پرسيدند: آن چهار دسته، چه كساني هستند، پاسخ داد: علي بن ابي طالب. اين كلام رسول خدا(صلي الله عليه وآله) چهار بار تكرار شد و فقط علي(عليه السلام) را نام برد و بار چهارم افزود: علي، مقدادبن اسود، ابوذر غفاري و سلمان فارسي.40 نيز آن حضرت فرمود: «سلمان از من است. هركس در حق او ستم كند، در حق من ستم كرده است و هر كس او را بيازارد، مرا آزار داده است.»4
پينوشتها
1 «فرس» (forc) كلمه اى است عربى كه مورّخان اسلامى و عرب زبانان بر ايرانيان اطلاق كرده اند; همان گونه كه واژه «عجم» را نيز در مورد ايشان به كار برده اند. 2ـ غلامحسين مصاحب، دائرة المعارف فارسى، ج 2، ص 1876، واژه «فرس». 3ـ ابن منظور نيز مى نويسد: «والعرب تسمّى الموالى الحمراء»; عرب ها موالى را حمراه مى ناميدند. (ابن منظور، لسان العرب، ج 4، ص 210.) 4ـ بلاذرى، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، بخش مربوط به ايران، ص 41 / ابن منظور، لسان العرب، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405ق، ج 4، ص 210. 5ـ قرطبى، تفسير قرطبى، ج 7، ص 259. 6ـ محمّدبن جرير طبرى، تفسير طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، بيروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179. 7ـ ابونعيم اصفهانى، تاريخ اصفهان، ج 1، ص 4 / متقى هندى، كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126. 8ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 5، ص 108. 9ـ همان، ج 9، ص 192. 10ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 57، ص 216. 11ـ همان، ج 60، ص 216. 12ـ محمّدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، بيروت، دارالفكر، 1401 ق، ج 6، ص 63 / مسلم بن حجّاج نيشابورى، صحيح مسلم، بيروت، دارالفكر، ج 4، ص 191. 13ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين / جلال الدين سيوطى، الدّرالمنثور، بيروت، دارالمعرفه، 1365 ق / جاراللّه زمخشرى، تفسير كشاف، بيروت، دارالمعرفه / محمّد مصطفى مراغى، تفسيرالمراغى، چ دوم، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1985 م / سيد قطب، فى ضلال القرآن / قرطبى، تفسير القرطبى، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405 ق، ذيل آيه 16 سوره فتح. 14ـ محمّدبن جرير طبرى، جامع البيان، ج 9و 10، ص 93 / سيد محمود آلوسى بغدادى، روح المعانى، بيروت، داراحياء التراث العربى، ج 10ـ12، ص 85. 15ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 122 / محمّدبن حسن طوسى، التبيان، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1409 ق، ج 3، ص 352 / جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 1، ص 574. 16ـ جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 2، ص 43 / خواجه عبداللّه انصارى، كشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، اميركبير، 1363، ج 3، ص 418 / محمّد عبده، المنار / سيد محمود آلوسى بغدادى، پيشين. 17ـ ميرزا حسين نورى، نفس الرحمان، بيروت، مؤسسة الآفاق، 1411 ق، ص 48. 18ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 208. 19ـ عبدعلى جمعه عروسى حويزى، نورالثقلين، چ چهارم، قم، اسماعيليان، 1412ق، ج 4، ص 165/ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، چ سوم، قم، دارالكتاب،1404 ق، ج 2، ص 124 / بهاءالدين محمّد لاهيجى، تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 14. 20ـ سيد محمّدباقر حجتى، پژوهشى در تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362، ص 399 و 401. 21ـ نهج البلاغه، خ 18. 22ـ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، 1402 ق، ج 2، ص 336 / محمّدبن جرير طبرى، تاريخ طبرى، ج 2، ص 538. 23ـ مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلاموايران،ج2، ص 716. 24ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، چ دوم، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق، ج 67، ص 169. 25ـ بلاذرى، پيشين، ص 41. 26ـ مرتضى مطهرى، پيشين، ج 2، ص 716. 27ـ ابن ماجه قزوينى، سنن ابن ماجه، كتاب «الفتن»، ج 2، ص 1366، ح 4088 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 51، ص 87. 28ـ محمدبن جرير طبرى، دلائل الامامة، قم، بعثت، 1412 ق، ص 556. 29ـ سليمان بن ابراهيم حنفى قندوزى، ينابيع المودة، چ هشتم، قم، بصيرتى، ص 449. 30ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 52، ص 307. 31ـ شيخ عباس قمى، سفينة البحار، تهران، سنايى، ج 2، ص 165. 32ـ محيى الدين بن عربى، الفتوحات المكيّة، مصر، المكتبة العربيه، 1985م، ج 3، باب 366، ص 328. 33ـ عبدالحسين امينى، الغدير، قاهره، درالكتاب العربى، 1397، ج 6، ص 187 و 188. 34و35،ـ احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، ج 2، ص 624 / ص 503. 36ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 67، ص 169. 37ـ محمّدبن يعقوب كلينى، الروضة من الكافى، ص 182. 38ـ همان، ص 181، ح 203. 39ـ احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، نجف، دارالنعمان، ج 1، ص 150. 40و41ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 246 / ص 347.
آیات ابتداییِ سورهٔ روم پس از آن نازل شد که مشرکان از شنیدن خبر پیروزی ایرانیان بر رومیان خوشحال شدند و آن را به فال نیک گرفتند، زیرا مجوس (زرتشتیان) دوگانهپرست بر اهل کتاب (مسیحیان) موحَد پیروز شدهبودند. آنها به شماتت مسلمانان پرداختند و از این حربه برای تضعیف روحیهٔ مسلمانان بهره جستند.[۳] در این شرایط، آیات «الم * غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ یَنصُرُ مَن یَشاءُ وهُوَ العَزیزُ الرَّحیم * وَعدَ اللّهِ لا یُخلِفُ اللّهُ وَعدَهُ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمون» (روم: ۱ـ۶) نازل شد. در این آیات، خداوند از شکست ایرانیان از رومیها در آیندهٔ نزدیک خبر داده و وعدهٔ الهی را تخلفناپذیر دانستهاست. مفسران، «بِضعِ سِنینَ» را در روایتی از پیامبر اسلام از ۳ تا ۹ سال شمردهاند.[۴] «فی اَدنَیالاَرضِ» نیز در آیات یادشده بر محلی به نام اَزْرُعات شام تطبیق شده که رومیها در آنجا از ایرانیان شکست خوردند.[۵] بنا به نقل قتاده با نزول آیات مذکور، مسلمانان گفتهٔ پروردگار را تصدیق کردند تا اینکه خبر شکست ایران در سال ششم هجرت در جریان صلح حدیبیه به مؤمنان رسید و آنها شاد شدند.[۶]بنا به نقل برخی مفسران، پیامبر اسلام پیروزی مسلمانان بر ایرانیان و روم را در غزوه خندق[۷] (سال پنجم هجری) یا هنگام فتح مکه[۸] (سال هشتم هجری) نوید داد. منافقان آن را بعید دانسته، گفتند: آیا مکه و مدینه برای محمّد کافی نیست که در حکومت فارس و روم طمع کردهاست؟ در این باره آیهٔ «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ المُلکِ تُؤتی المُلکَ مَن تَشاءُ وتَنزِعُ المُلکَ مِمَّن تَشاءُ... = بگو بارالها مالک حکومتها تویی. به هرکس بخواهی حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی حکومت را میگیری...» (آلعمران، ۲۶)[۹] نازل شد. مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل گشت که پیامبر از خداوند خواست تا مُلک فارس و روم را برای امتش قرار دهد.[۱۰]مفسران، کلمهٔ «مجوس» در آیهٔ ۱۷ سورهٔ حجّ را معتقدان به دیانت زرتشتی میدانند که مصداق بارز آن ایرانیان بودند: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والصّابِـینَ والنَّصاری والمَجوسَ...». حاکمان اسلامی، پس از فتح ایران، به پیروی از پیامبر، مردم آن را در زمرهٔ اهل کتاب قلمداد کرده، مطابق با آنان رفتار کردند[۱۱]، چنانکه از پیامبر و علی بن ابی طالب نقل شده که مجوس، پیامبر و کتاب آسمانی داشتهاند.[۱۲]
در آیات متعددی از قرآن، به اعراب خطاب شدهاست که: اگر شما دین الهی را یاری نکنید، خدا قوم دیگری را خواهد آورد که دین را به کمک آنها یاری خواهد کرد. بسیاری از تفاسیر شیعه و سنی، قوم مذکور را ایرانیان دانستهاند:
براساس نقل مفسران شیعه[۱۳] و سنی[۱۴] هنگامی که آیهٔ ۱۳۳ سورهٔ نساء نازل شد که: «اِن یَشَأ یُذهِبکُم اَیُّهَا النّاسُ ویَأتِ بِـاخَرینَ وکانَ اللّهُ عَلی ذلِکَ قَدیرا = ای مردم، اگر او بخواهد شما را از میان میبَرد و افراد دیگری را بهجای شما میآورَد، و خدا بر این کار تواناست»، پیامبر اسلام دست بر پشت سلمان فارسی زد و گفت: آنها عجم و فارس، قوم سلمان هستند.
در آیهٔ «یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم ویُحِبّونَهُ اَذِلَّة عَلَیالمُؤمِنینَ اَعِزَّة عَلَی الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ ولا یَخافونَ لَومَةَ لائِم...» = ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کسی از شما که از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمیرسانَد و] خداوند در آینده جمعیتی را میآورَد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، فروتن و در برابر کافران نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت سرزنشکنندگان هراسی ندارند...» (مائده، ۵۴)، روی سخن با مرتدّانی است که طبق پیشبینی قرآن از آیین اسلام روی برمیگردانند. خداوند در این آیه به مسلمانان عرب هشدار میدهد که اگر شما از دین بازگردید خدا بهجای شما گروهی را میآورَد که دارای صفاتی ممتاز بوده، دین خدا را یاری خواهند کرد. برخی مفسران اهل سنت[۱۵] و تشیع[۱۶] مقصود از آن قوم را ایرانیان دانسته و نوشتهاند: چون این آیه نازل شد، یاران پیامبر از او پرسیدند: آنها چه کسانی هستند که اگر ما بازگردیم خدا آنان را جایگزین ما میکند؟ در آن هنگام، سلمان فارسی نزد پیامبر بود. پیامبر دست خود را بر دوش او نهاد و گفت: این شخص و کسان او (هذا و ذووه) یا مردمی که این از آنان است. سپس پیامبر گفت: اگر دین در ستارهٔ ثریا باشد، هرآینه مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.
در تفسیر آیهٔ «اِلاّ تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـًا ویَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ولا تَضُرّوهُ شیــًا واللّهُ عَلی کُلِّشَیء قَدیر = اگر (بهسوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی میکند و گروه دیگری غیر از شما را بهجای شما قرار میدهد و هیچ زیانی به او نمیرسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست». (توبه، ۳۹) از سعیدبن جبیر نقل شده که مراد از قوم دیگر، اَبنای فارس هستند.[۱۷]
بخش پایانیِ آیهٔ ۳۸ محمد «واِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ثُمَّ لا یَکونوا اَمثالَکُم» هشداری است به عرب مسلمان که اگر قدردان نعمت پاسداری از آیین اسلام نباشند و از آن روی برگردانند، خداوند این مأموریت را به گروه دیگری خواهد سپرد که در ایثار و فداکاری و نثار جان و مال در راه خدا بهمراتب از آنان برترند. نقل شده که پس از نزول این آیه، برخی صحابه از پیامبر اسلام پرسیدند: مقصود از این گروهی که خداوند به آنان اشاره کرده چه کسانی هستند؟ در آن هنگام سلمان کنار پیامبر بود. او دستش را بر ران او زد و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او و قومش اگر ایمان به ثریا آویختهباشد، آنها بدان دست خواهند یافت.[۱۸]جعفر بن محمد الصادق نیز آنان را غیرعرب و از مَوالی دانستهاست.[۱۹] بنا به نقل برخی مفسران، با نزول این آیه، پیامبر خوشحال شد و گفت: «هیَ أَحَبّ إلَیَّ مِنَ الدّنیا = این برای من محبوبتر است از دنیا».[۲۰]
برخی مفسران چون میبدی، آلوسی و رشید رضا ذیل آیهٔ «فَاِن یَکفُر بِها هـؤُلاءِ فَقَد وکَّلنا بِها قَومـًا لَیسوا بِها بِکافِرین» (اَنعام، ۸۹) مقصود از قومی را که در راه کفر گام برنمیدارند و در برابر حق تسلیماند، ایرانیان دانستهاند[۲۱]، که بهزودی اسلام را پذیرفته، در پیشرفت آن، با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامی کتابهای فراوانی تألیف کردند.[۲۲] برخی ذیل این آیه روایتی از پیامبر آوردهاند که در آن، او قریش را بهترین عرب و فارس را بهترین عجم (غیرعرب) معرفی کرد.[۲۳]
در صحیح مسلم روایت شدهاست که هنگام نزول آیهٔ «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیّینَ رَسولاً... = او کسی است که در میان مردم بیسواد رسولی از جنس خودشان مبعوث کرد...». او آن را تلاوت کرد تا به آیهٔ «وءاخَرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقوا بِهِم... = (و همچنین او) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشدهاند...» (جُمُعة، ۳)، یکی از صحابه از پیامبر پرسید: مقصود از کسانی که هنوز به ما نپیوستهاند، کیاناند؟ پیامر دست را بر سلمان نهاد و گفت: اگر ایمان در ثریّا باشد، هرآینه مردانی از آنها (ایرانیان) بدان دست خواهند یافت.[۲۴] مانند این روایت به طرق دیگر نیز از قیسبن سعدبن عباده و... نقل شدهاست.[۲۵]سیوطی این روایت را از برخی کتب حدیث، ازجمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و... از پیامبر اسلام نقل کردهاست.[۲۶]قُرطُبی بهترین تفسیرِ «وَآخَرینَ مِنهُم» را ایرانیان میداند.[۲۷]
براساس روایتی، جعفر بن محمد الصادق هنگامی که آیهٔ «فَإذا جاءَ وَعدُ اُولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا اولی بَأس شَدید...» (اِسراء، ۵) را تلاوت نمود، از او پرسیده شد: مراد از این بندگان رزمنده و پیکارجو در این آیه، که با بنیاسرائیل و یهود در هنگام فسادشان میجنگند، کیاناند؟ گفت: به خدا سوگند آنان اهل قم هستند.[۲۸]
بابودنِ توحال من اصلاخراب نیست میخواهم توبهترازاین انتخاب نیست
احساس میکنم که خداقول داده استدیگردراین جهان خبری ازعذاب نیست
دیگرمیان خاطره هامان،ازاین به بعدچیزی به اسم دلهره واضطراب نیست
باورکن این خداکه خودش عاشق آفریدحتماًزیادخشک ومقدّس مآب نیست
برخیز و سر به شانه ام بگذار ،تاباورکنم حضورتواین دفعه خواب نیست
بگذار سر به شانه ام ،تاهمه ی شهرپُرشوداین اتفاق هرچه که باشدسراب نیست
دنیاسرجدایی ماشرط بسته استامّادعای شومِ کسی مستجاب نیست ...
هاتان الجنتان خضراوان، قد اشتدَّت خضرتهما حتى مالت إلى السواد. فبأي نِعَم ربكما -أيها الثقلان- تكذِّبان
مدهامتان يعني چه ؟ (آيه 64, الرحمن )تكذِّبان تکذبان ملحد559-541 عمرابوبکر=18ذالحجه" عهدخودراشکستندظالم971-430مقصر=541عمر ابوبکر541مردان گمراه541+430مقصر= 971ظالم 971+231 ابوبکر=1202 بکافران محض1202 خداوند کوچکترین آیه قرآن را 1202پست ترین ملحد1202عمر ابوبکرعثمان 1202تفرقه در ادیانه اسلامی 1202 ارتش کفار 1202 بکافران محض 1202ان من المجرمین منتقمون1202بکافران محض1202 ظالم971+231نفاق=1202مخالف قرآن اهل دین 1202 دزد هاغافله ادیان 1202 ظالم971+430مقصر=541 عمر ابوبکر541 +430 مقصر= 971ظالم 971+231 ابوبکر = 1202ابجدسه خلیفه قاصب نادان 1202دزدها غافله ادیان 1202 بکافران محض1202 1202مقصرکافر پلید دین اسلام ابوبکر1202قرآن میفرماید ما جرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202عمر ابوبکرعثمان 1202
در اين آيه خداوندميفرمايد مدهامتان يعني هر دو كاملاً مشنگ خرم و سرسبزند برای قصب خلافت مدهامتان از ماده «ادهيمام» و از ريشه «دُهَمَهْ» است و در اصل به معني سياهي و تاريكي شب است دره باغ سبز نشان میدهد شیطان گول نخورید که باغ بی ثمراست خلیفه حیوان تكذِّبان کوچکترين آيه قرآن کدام است؟ آيه «مدها متان» در سوره الرحمن.در باره 370مردان حیوان 370 شیطان 370 تکذبان
به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه541 ساقی شیطان 541عمر ابوبکر541فتنه ها 541 اهله شر541آفت کلی 541آفتین 541دشمنه اسلامی541کافر پلید دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام 541قاتلی 541آفت کلی 541مکافات541مرگ کافر 541کافر پلید دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام 541اولین قاصب دینه541 بانامردان قاصب 541انحراف دین اسلامه فاجران دین اسلامی 541یا حقه بازان پلید اسلامی541 با منافقان ابله ملحد نادان 541کافر پلید دین اسلام 541بدشمن فاسد 541بنامردان قاصب 541 انحرافه دین اسلام 541نامردان اصلی دین 541با دشمن ابله نادان541فتنه ها 541 آفت کلی 541دشمنه اسلامی 541اهله شر541مکافات541کافر پلید دین اسلام 541اولین قاصب دینه 541
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابوصد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد استنام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید
نام شیعه چندین بار در قرآن آمده شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه یعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی
اسم الشيعة 12 مرة في القرآن، ولكن باسم الدين طائفي بغير علم، لم يرد ذكرها مرة واحدة في القرآن الشيعة لا تخجل من الازدهاروالله شیعه تمام 583 امت اسلامی 583 را دوست دارد ابجد 5 تن آل عباء 583 ابجد امت اسلامی 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی امت اسلامی 583 برعکش می شه 385 فقط شیعه جزو امت اسلامی محسوب میشود و شامل دریگر فرقه های باطل که نامشان در قرآن نیامده نیست
.شیعه یعنی چه385مردعالم 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله385به ابجدکبیرلااله الاالله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعهیعنیعلی 110+فاطمه +140 بااسلامه 385 یعنیاسلامهحق 245+140 بااسلامه= 385 شیعه یعن یدین الهی 110+135 دینالله = 385دین الهی 110+82 امام+23 مهدی=215+ محمد 92+ علی 110+48 = 385 شیعه یعنی با آل قرآن 385 110 دین الهی 92 محمد 110علی +132 اسلام +31 کلام حق نور قرآن قرآن ناطق = 385
به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196دین اسلام 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی196 دین اسلام 196+114سوره قرآن + 103 با اهل دین +82 مهدی= 385 شیعه
کهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 شبکه نور 583 از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند 385شیعه
مهدی82امام +114 سوره قرآن =196 کلید دین 196به ابجد اهله دین 100+110 دین الهی علی +59 مهدی 269 امام واقعی 269+59+23 مهدی = 351 قرآن +14 معصوم = 365 روز سال
دین اسلام 196 +114 سوره قرآن + 103با اهل دین + 82 مهدی =385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385نام شیعه 12بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی ..... نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های عمر را محکم به دیوار بزنید
نام شیعه چندین بار در قرآن آمده شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعهیعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی ..... شیعه دوازده امامی385 ابجد385بدین واقعی اسلام385اسلام پیامبر385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 به علم ابجد 385 بدین واقعی اسلام 385 شیعه385 یعنی حق اسلامه385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 بدین اسلام واقعی 385اسلام پیامبر385بدین واقعی اسلام 385اسلام واقعی الله 385 شیعه 385شیعه یعنی چه385مرد عالم 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعهیعنی علی 110+فاطمه +140 با اسلامه 385 یعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله = 385دین الهی 110+82 امام+23 مهدی=215+ محمد 92+ علی 110+48 = 385 شیعه یعنی با آل قرآن 385 110 دین الهی 92 محمد 110علی +132 اسلام +31 کلام حق نور قرآن قرآن ناطق = 385
بهابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196دین اسلام 196 بدین های الهیالله196 امام بدین الهی196 دین اسلام 196 دین اسلام 196اصوله دین 196 کلیداسلام 196 قلب دین 196 جهانه اسلام196 کلیدبدین الله196 اساس دینی196 دلیل انسانی 196 باندای اسلام 196 معجزه ادیانه 196 دین اسلام196 کلیداسلام 196 کلیدبدین الله 196 امام کلدین196امام زمانیها 196 امامکلدین 196 اسلامه مهدی 196 باندای اسلام 196 معجزه ادیانه196با اماما اهل دینی196 اماما بدین الهی 196قلب دین 196امام کل دین196مهدی امام کله196کلید بدین الله196 اماما بدین الهی 196اسلامه مهدی 196 امام بدین الهی 196یااصل دین196 اسلامه مهدی196 امام بدین الهی 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام196 امام کل دین 196قلب دین 196 منتسب به 14 معصوم باشد امام 82+114 سوره قرآن =196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 کلید اسلام 196امام زمانی ها 196امام کل دین 196 به ابجدکبیروصغیرالله86+110دین الهی =196دین اسلام196قلب دین196به ابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 قلب دین 196اسلامه مهدی 196+52 هر سال 52 جمعه داریم = 196 دین اسلام196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود دین اسلام 196 + 114 سوره قرآن +30 جزء آن =144 +52 جمعه در سال =196 دین اسلام 196 196+114سوره قرآن + 103 با اهل دین+82 مهدی= 385 شیعه
مهدی82امام 82+114 سوره قرآن =196 دین اسلام 196 امام کل دین 196اسلامه مهدی196حامی بدین الله 196اصوله دین 196 کلید دین196اسلامه مهدی 196دین اسلام 196به ابجد اهله دین 100+110 دین الهی علی +59 مهدی 269 امام واقعی 269+59+23 مهدی = 351 قرآن +14 معصوم = 365 روز سال
دین اسلام 196 +114 سوره قرآن + 103با اهل دین + 82 مهدی =385 شیعه پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385نامشیعه 12بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامدهپس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولیاگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی..... نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های عمری را محکم به دیوار بزنید
آیا میدانید کسانی که توسط حیوات کشته میشوند 11 برابر بیشتر از سقوط هواپیاست
این برادر صاحب وبلاگ میباشد علی شیر کش میباشد امسال دو قلاده شیر با خودم به جنگ دائش بردم غذا برای اینجانب هم نبود چند صد جنازه دائشی بود دیدم شیرها نمیخورند به دو شیر دستور دادم بخور دیدم رفت روی صورت مرده وهابی مدفوع کرد همه رزمندگان حزب الله شاهد این کار شیرها بودند در یک ماهی که آنجا بودم هر هفته دو گوسفند برایشان آوردند خواهشمندم اگر یابو الاغ اضافی دارید به باغ وحش بنیاد برای اما ارسال کنید نیاز مبرم داریم بنیاد پرورش شیر و پلنگ در ایران برسد به دست حجت اله عرفانیان
اگر بخواهی با کسی تماس بگیری باید خط داشته باشی خط علی متصل به الله است به ابجد خط عصمت چهارده معصوم 1670+73 فرقه = 1743 ابجد کل چهارده معصوم 1743 هفتادوسه فرقه باید به 14 معصوم اقتداء کنند خانواده محترم رسول خدا 14 معصوم میباشد 14یعنی 4+1= 5 تن آل عباء حدیث کثاء آیه مباهله 5 انگشت داری به دست این نشانه 5 تن است 14 بند انگشت داری به دست این نشانه 14 معصوم شیعه است تقدیم به گل روی رهبرم ولایت فقیه یا علی بزودی همه با هم ید واحده خواهیم شد ابرها جمع شدند که طوفان کنند غافل از رعد نگاه الهی این رهبرند این گردباد های به غیرت در آمده مطیع امر رهبرند که طوفان نمیکنند با حماسه قرآنی پیامبر اعظم 1743 شما را به ابجد 14 معصوم جلب مینمایم 1743 با حماسه قرآنی پیامبر اعظم 1743 ابجد 14 معصوم 1743ضرب این عدد شریف و شناخت آن عید 84 عید اسلام میباشد 84+26 راه حق= 110 دین الهی 110 علی110 به ابجد صغیر راه حق 26 علی 26 وصیت 26 بیعت 26 غدیر26 انتخاب درست 26 راه حق 26علی26 امام دین 26 عشق حق 26 یعنی 14+12 امام = 26 علی علی علی علی علی علی درکعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است عکس نام محمد علیست اگه بود نامش بلیس به علم ابجد قرآن دین الهی 110 علی110 میباشد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه میباشد 245 قسم به اسم اعظمت یا قائم آل محمد فدائیانت همه آماده اند تشریف بیاور مولاء قرآن ناطق سلام سلام بر هیبتت ای گنجینه اسم اعظم الهی فدات ما بشیم آقا یعنی ما لیاقت دیدن هر ماه شما را نداریم پیامبر در صحیح مسلم و بخاری فرموده هر کسی امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود به مرگ جاهلیت مرده است امام زمان به تمام زبانهای دنیا مسلط است و با هرکسی به زبان مادریش گفتگو میکند
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +17 نماز +14 معصوم = 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 حمعسق 26علی26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر26 راه حق26 حمعسق468تقسیم بر26 = 18 ذالحجه غدیر خم اگر هر دو کف دست را بچسبانی به هم دوتا 18 روی هم میافته یعنی خلافت علی را پنهان نمودند ما شیعیان دستهای خود را باز و در قنوت هم باز ولی شیاطین دستهای خود را میبندند و دست چه کنم چه کنم روی هم میگذارند و در سینه خود این امر مهم غدیر خم را پنهان میکنند بخاطر این دست بسته نماز میخوانند وگرنه در صحیح مسلم و بخاری فرموده پیامبر دست باز مثل شیعیان نماز میخوانده و بخاک پاک سجده میکرده با خاکهای نجس و آلوده به درگاه خدا نمیشود عبادت کرد مکان سجده باید پاک و پا نخورده باشد
در تفسیر آیهٔ «اِلاّ تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـًا ویَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ولا تَضُرّوهُ شیــًا واللّهُ عَلی کُلِّشَیء قَدیر = اگر (بهسوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی میکند و گروه دیگری غیر از شما را بهجای شما قرار میدهد و هیچ زیانی به او نمیرسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست». (توبه، ۳۹) از سعیدبن جبیر نقل شده که مراد از قوم دگرا،به ابجد قرآن 351 فارسی 351قوم دگرا 351 اَبنای فارس هستند.[۱۷]
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲ نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست22 درآتشه 22 دوزخه ۲۲عمر22 مقصر22 هذیان22 بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد نام شیعه توسط خداوند به پیامبران الهی هدیه شد و اولین نفری که به زبان آورد حضرت آدم بود فرمود من شیداء 385 توام ایشان هم فرمود هم شیعه توام
به ابجد دین خدا 669 -541 دشمنه اسلامی = 128 حسین به ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128سبب دین 128 اهل محمد 128 امام الهی 128حسین128 کلید دین 128 هر دینی کلید نداشته باشد آن دین دزدهاست 74 فرقه کلید دین ندارند بی دین گمراه میباشند شیعه ی دوازده امامی اهل توحید یکی از بزگترین فرق اسلامی است که در عصر رسالت خاتم الانبیاء محمد مصطفی علی مرتضی پی ریزی شد و پیروانی پیدا کرد و پس از رحلت آن حضرت به تدریج رشد نمود؛در قرآن چندین بار از شیعه نام برده شده و خداوند شیعیان را بسیار دوست میدارد
نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ از شیعیان نوح بود F؛[2] «ابراهيم از پيروان (نوح) بود».
در مورد متابعت و پیروی از اوّلین شریعت الهی یعنی شریعت حضرت نوح 7 به وسیله دوّمین پیامبر اولوالعزم یعنی حضرت ابراهیم 7 به کار رفته است.
سیوطی در درّالمنثور، طبری در جامع البیان، نحّاس در معانی القرآن و شوکانی در فتح القدیر ازمجاهد نقل کردهاند: G وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ F ای علی منهاجه و سنّته (یعنی بر روش و سنّت حضرت نوحA بود). و از قتاده نقل کردهاند: «ای علی دینه و ملّته»؛ «یعنی بر دین و ملّتش».[3]
از علماء شیعه، شیخ طوسی در تبیان و علامه مجلسی در بحار الانوار فرمودهاند: ابراهیم 7 در توحید و عدل و پیروی از حق بر رویّه و سنّت حضرت نوح 7 میباشد.[4]
و فخر الدینطریحی در تفسیر غریب القرآن میگوید: ابراهیم از کسانی است که از نوح در اصول دین پیروی میکند یا در استواری بر دین خدا و بردباری بر (اذیّت) تکذیب کنندگان پیرو اوست.[5]
«از بنده خدا على امير مؤمنان، به مؤمنان و مسلمانان از شيعيان خود. خداوند تعالى فرمايد:
)وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ(؛ محمد2 از شيعيان ابراهيم است و شما از شيعيان محمد2. كلمه شیعه نامى است كه خداى تعالى در كتاب خود آن را شريف قرار داده است و شيعه نامى است غير مختص و امرى غير مبتدع كلمه اى كه به گروهى ويژه اطلاق میشود و سابقه داشته باشد، سلام بر شما باد و خداوند است كه دوستان خود را از عذاب خواركننده به سلامت مىرهاند و به عدل خود بر آنان فرمان میراند».
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی های دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22مقصر22دشمن اسلام22عمر22 ابابکر22عمر22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها22 بناحقه22 نابحقه 22پررو22بانامرد 22مجرمان22منافقان22 کلک۲۲نیرنگ22بظلمت 22درآتشه ۲۲دوزخه22 نیرنگ۲۲ لامذهب۲۲نفرت۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست22درآتشه 22دوزخه22 ۲۲عمر22ابابکر22هذیان 22مقصر 22بمنافقا ۲۲ منافقان 22 مجرمان 22شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان منافقان 22مجرمان 22دشمن اسلام ۲۲عمر 22 ابابکر 22 شیطان 22 نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد
به ابجد دین خدا 669 -541 دشمنه اسلامی = 128 حسین به ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128سبب دین 128
شواهد تاریخی
در بین صحابه کرام رسول خدا7 جمع کثیری از آنان شیعه بودند؟ چنانچه ابو حاتم و ابن خلدون و احمد امین و صبحی صالح به این مطلب اشاره کرده اند:
1. ابو حاتم: «انَّ أوّل اسم لمذهب ظهر فی الاسلام، هو الشیعه و کان هذا لقب اربعه من الصحابه: ابوذر، عمار، مقداد و سلمان...؛[7] اولین لقب و کلمه ای که در زمان رسول خدا 7رایج شد کلمه «شیعه» بود. شیعه، لقب چهار نفر از اصحاب پیامبر بود: ابوذر، سلمان، مقداد و عمّار.
بر این اساس کلمه شیعه از الفاظ نو ظهور بعد از رسول خدا نبوده است.
2. ابن خلدون: «کان جماعة من الصحابة یتشیعون لعلی و یرون استحقاقه علی غیره؛[8] در میان صحابه گروهی بودند که به حضرت علیAگرایش داشته و به اصطلاح شیعه بودند، و ایشان را سزاوار تر از دیگران به خلافت اسلامی می دانستند».
3. احمد امین: «و قد بدأ التشیع من فرقة من الصحابة کانوا مخلصین فی حبّهم لعلی یرونه أحق بالخلافة لصفات رأوها فیه. و من اشهرهم سلمان و ابوذر و المقداد»؛[9]«پیدایش و شروع تشیع در میان گروهی از صحابه پیامبر بود که در محبّت به حضرت علی بسیار مخلص بوده، و ایشان را به خاطر صفات وفضائلی کریمه که راجع به او رسیده أحق و سزاوار تر به امامت می دانستند. و مشهور ترین آنان سلمان، ابوذر و مقداد بودند».
4. صبحی صالح: «کان بین الصحابه حتی فی عهد النبی شیعه لربیبه علی، منهم ابوذر، المقداد،... جابر بن عبدالله، أبی بن کعب، ابوالطفیل، عباس بن عبدالمطلب و جمیع بنیه و عمار و ابو ایوب؛[10] میان صحابه پیامبر اکرم7 در دوران پیامبر شیعیان و هواداران علی وجود داشتند. که از آن جمله اند:... ابی بن کعب، ابوالطفیل، عباس و بچه های او و..».
5. ابن عبدالبر: «روی عن سلمان و ابی ذر و المقداد. وخباب و جابر و أبی سعید الخدری و زید بن أرقم M: أنّ علی بن ابی طالب –L- أول من أسلم. و فضّله هولاء علی غیره؛[11] ابن عبدالبر می گوید: سلمان، ابی ذر، مقداد، خباب، جابر، ابی سعید الخدری و زید بن أرقم گفته اند: که علیAاولین کسی بود که اسلام آورد و از همه در امر «امامت و رهبری» افضل است»..
6. شعبه بن الحجّاج می گوید: «حَکَم بن عتیبه، علیAرا بر ابوبکر و عمر و افراد زیادی از اهل سنت را بر عمر ترجیح می داد».[12]
7. یعقوبی: گروهی از مهاجران و انصار، از بیعت کردن با ابوبکر تخلف نموده، به علی بن ابیطالب Aمتمایل شدند. عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمّار بن یاسر، براءِ بن عازب و أبَی بن کعب، از این دسته بودند.[13]
8. سعد بن عبدالله اشعری و حسن بن موسی (نوبختی) می نویسند:
نخستین فرقه که در اسلام پیدا شد، فرقه علی بن ابیطالب Aبود که در زمان رسول خدا 7و بعد از او، شیعه علی Aنامیده می شدند. همواره معروف بودند که متمایل به علی Aو قایل به امامت او هستند. مقداد، سلمان فارسی، ابوذر غفاری و عمّار یاسر، از جمله ی شیعیان و از نخستین کسانی بودند که شیعه نامیده شدند، زیرا اسم شیعه، تازگی نداشت و در قدیم هم، شیعه نوح، شیعه ابراهیم، شیعه موسی و شیعه عیسی به کار برده شده است.[14] وقتی پیامبر برای اولین بار اقرار یارانش را شنید علی اولین شیعه محمد بود و اولین نفری که جای پیامبر خوابید و جان پیامبر را نجات داد علی بود اولین نفری که در کعبه به دنیا آمده و اولین نفری که برای شکستن بتهای کعبه به دوش رسول خدا رفت و بتهای کعبه را شکست علی(ع )بوده است پیامبر فرمود در آسمان هفتم خداوند با صدای علی با من صحبت نمود و وقتی به حوض کوثر رسیدم جامی طلایی از حوض بمن آمد دیدم دست علیست هم ثاقی کوثر علی هم جانشینه احمدی کندی در از خیبر علی داماد پیغمبر علی هم جانشینه احمدی
9. شمس الدین ذهبی در پاسخ این پرسش که چرا ابان بن تغلب را توثیق کرده با این که او شیعه مذهب است، می نویسد:
اگر بخواهیم هر کس را که منسوب به تشیع است حذف کنیم، باید تعداد زیادی از احادیث نبوی را کنار بگذاریم که این کار، فساد آشکاری خواهد بود.[15]
او با عبارت خود این نکته را که شیعه در زمان پیامبر اکرم 7بوده، تأیید می کند.[16]
10. شيخ الازهر، شيخ محمود شلتوت، پس از آگاهی از فقه مدوّن و مستند شيعه كه از طريق پيشوايان شيعه به پيامبر اكرم7می رسد، رسماً فتوی داد كه پيروی از مذهب شيعه اماميه جايز، و اهل سنّت می توانند از اقوال و نظرات پيشوايان اين مذهب پيروی كنند.[17]
مدرك اصلي در استنباط احكام دين، قرآن كريم است. چون پیامبر خدا فرمودند:
« إِعْرِضُوا حَديثي عَلی كِتابِ اﷲِ فَإِنْ وافَقَهُ فَهُوَ مَنّي وَ أَنَا قُلْتُهُ»؛[18] «حديث مرا بر كتاب خدا عرضه كنيد، اگر موافق آن بود، از من است و من آن را گفته ام».
. فقهاي شيعه براي اثبات احكام، روايات اهل بيت و پيامبر3 را ملاك قرار مي دهند. چنان كه برخي از بزرگان اهل تسنّن نيز به آن اعتراف دارند. به عنوان مثال، وقتي كه حاكم نيشابوري صحبت از صحيح ترين سند ها مي كند، مي گويد: صحيح ترين سند هاي اهل بيت، جعفر بن محمد [ امام صادقA] است، هر گاه راوي از جعفر ثقه باشد.[19]
امام حنبل درباره سند حديث معروف سلسله الذَّهَب[20] [كه حضرت رضاA از اجدادشان F، از رسول خدا3روايت مي كند] مي گويد: اگر اين سند بر مجنوني خوانده شود، شفا مي يابد. [21]
«ستارگان، امان اهل زمین اند، از غرق شدن و اهل بیت من، امان برای امت من از اختلافند کسانی که با آن هامخالفت کنند جزء حزب شیطان هستند!».
لذا فقه شیعه با برخورداری از نصوص فراوان و امکان دسترسی آسان به سنّت پیامبر 7از طریق امامان F، نسبت به سایر مکتب های فقهی به مراتب غنی تر شد و از بسیاری ناکاستی ها محفوظ ماند. [23]
شیعه ی دوازده امامی اهل توحید یکی از بزگترین فرق اسلامی است که در عصر رسالت پی ریزی شد و پیروانی پیدا کرد و پس از رحلت آن حضرت به تدریج رشد نمود؛ به خلاف مذاهب دیگر که مذهب حنفی به وسیله ابوحنفیه (80-150 ﻫ) و مذهب شافعی به وسیله ی محمد بن ادریس شافعی (150- 204 ﻫ) و همچنین دیگر مذاهب فقهی نیز تاریخ پیدایش مشخص دارند.
[1]. أصل الشيعة: الفرقة من الناس على حدة، وكل من عاون إنسانا وتحزب له فهو له شيعة، قال الكميت :
وما لي إلا آل أحمد شيعة*** وما لي إلا مشعب الحق مشعب
ويقع على الواحد، والاثنين، والجمع، والمذكر، والمؤنث، بلفظ واحد، ومعنى واحد. وقد غلب هذا الاسم على كل من يتولى عليا وأهل بيته، رضي الله عنهم أجمعين، حتى صار اسما لهم خاصا، فإذا قيل : فلان من الشيعة عرف أنه منهم، وفي مذهب الشيعة كذا، أي عندهم، أصل ذلك من المشايعة، وهي المطاوعة والمتابعة.(تاج العروس، ج 21، ص 302 ).
[2]. الصافات/ 83.
[3]. الدر المنثور، ج 7، ص 100؛ جامع البیان، ج 23، ص 82؛ معانی القرآن، ج 6، ص 36؛ فتح القدیر، ج،4 ص 399 و 405.
[4]. أنه علی منهاجه و سنته فی التوحید و العدل و اتباع الحق؛ (التبیان ج 8، ص 508؛ بحار الانوار، ج 12 ص 326؛ تفسیر القرآن ص 368).
[5]. ای ممن یشایعه علی اصول الدین أو یشایعه علی التصلب فی دین الله و مصابرة المکذبین. (تفسیر غریب القرآن، ص 368).
[6]. کشف المحجة لثمرة المهجة، ص 73؛ بحارالانوار، ج 3، ص 8.
[7]. الزینه فی الکلمات الاسلامیه، ج3، ص10؛ حاضر العالم الاسلامی، ج1، ص188.
[8]. مقدمه ابن خلدون، ج3، ص464.
[9]. ضحی الاسلام، ج3، ص209.
[10]. النظم الاسلامیه، ص96.
[11]. تهذیب الکمال، ج20، ص48.
[12]. سیر أعلام النبلاء، ج5، ص209؛ چند سؤال از محضر استادم، ص103.
[20]. حديث معروف،«كَلِمَه لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي صَدَقَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ صَدَقَ جَبْرَئِيلُ A وَ صَدَقَ رَسُولُ اللَّهِ وَ الْأَئِمَّه F؛ كلمه «لا اله الا اﷲ» حصار من است هر كس در حصار من در آيد، از عذابم در امان است. (بحارالأنوار، ج49، ص126.)
[21]. ابن حجر عسقلاني، الصواعق المحرقة، ص 122.
[22]. جامع الأحاديث،ج 8، ص12؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص الخصائص الكبرى، ج 2، ص466.
[23]. باورهای شیعی، ص17.
سلفیگری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته میشود که مخالفان خود را کافر میشمارند کافر همه را به کیش خود پندارد و مطرحترین آنان «وهابیت تکفیری» با محوریت عربستان سعودی لعنت الله علیه میباشد است. فرعون وقتی شنید دشمنش بدنیا آمده همه پسرها را سر میبرید وقتی شنیدند طالوت فرمانده است همه فرار کرده و زمستان و تابستان کردند وقتی فهمیدند حضرت مهدی به دنیا خواهد آمد امامان شیعه یکی پس از دیگری شهید می شدند هم اکنون بدستور قائم شیعیان آن حضرت فقط از مولایشان مهدی دستور میگیرند و مدام به زیارتش نائل میشوند و عشق واقعی آنان امام مبین قائم آل محمد (عج) میباشد در آیه 12 یاسین که 23 کلمه دارد مهدی هم به ابجد 23 میباشد این آیه هم 23 کلمه دارد23 وکل شیی احصیناه فی امام مبین 23 امام مبین بدون وحی به امر خدا از همه عالم آگاه میباشد از مولایم پرسیدم مورد اعتماد ترین قوم نزد خدا فرمود شیعیان من میباشند
وهابیت تکفیری یکی از مشکلات دنیای کنونی مسلمانان (شیعه و سنی) است. آنها با اتهامهای ناشایستی که به شیعیان میزنند باعث گمراهی مسلمانان و عده زیادی از مردم دنیا میشوند. گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس بر آن است تا در سلسله مطالبی، به عمدهترین شبهاتی که وهابیت درباره شیعیان مطرح میکند پاسخ گوید.
یکی از شبهاتی که وهابیها مطرح میکنند این است که چرا نام امامان شیعه در قرآن نیامده است؟ فقط اسم موسی آمد یکصد هزار کودک سر بریده شد لعنت خدا بر شیاطین جن و انس
در پاسخ باید گفت: پرسشگر تصور مىکند اگر نام امام و یا امامان در قرآن مىآمد، اختلاف از بین مىرفت، در حالى که این اصل، کلیّت ندارد. به موارد زیر دقت کنید:
1. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست مانند بنیامیه به نسلکشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند.
بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
(آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...)
پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...»این آیه 23 کلمه مهدی 23 هم منظور فرمانروای عالم مهدی هم میباشد (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجدصغیر ریاضی قرآن طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26 راه حق 26 حدید 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 علی 26 خیلی 26 مردی 26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند
با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» این آیه 46 حروف دارد ابجد محمد 20+26 علی = 46 ماه 46 محمد علی 46 (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شد
درباره حضرت مهدى (عج) هم که اشارهاى به نسب و خاندان ایشان در روایات شده بود، حساسیتهاى فراوانى پدید آمد و خانه حضرت عسکرى (ع) مدتها تحتنظر و مراقبت بود تا فرزندى از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
2. چه بسا برخی، نام فرزندان و نوههای خود را مطابق نامهایی که در قرآن آمده، انتخاب میکردند و اختلافات در تعیین مصداق بیشتر میشد.
3. با توجه به جو سنگینی که علیه ائمه شیعه بود چه بسا این مساله، باعث تحریف قرآن کریم میشد.
4. رسول خدا (ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه مىفرماید: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون». (سوره نحل، آیه 44)
(و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه براى مردم نازل شده است، براى آنها بیان کنى و آشکارسازى، شاید آنان بیندیشند.)
در آیه یادشده دقت کنید، مىفرماید: «تبیّن» و نمىگوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنى را روشن کند.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که فردى را به نام معرفى کنند، چنانکه مىفرماید: «و مبشّراً برسولٍ یأتى من بعدى اسمه احمد» (سوره صف، آیه 6)، ((عیسى مىگوید): من به شما مژده پیامبرى را مىدهم که پس از من مىآید و نامش احمد است.)
در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفى مىکند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل مىنماید.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که افرادى را با عدد معرفى کند، چنانکه مىفرماید: «و لقد أخذ الله میثاق بنىاسرائیل و بعثنا منهم اثنى عشر نقیباً ....» (سوره مائده (5)، آیه 11) (و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.)
بعضى اوقات شرایط ایجاب مىکند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفى کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتى معرفى کرده است.
«الذین یتّبعون الرسول النّبىّ الأمّىّ الذى یجدونه مکتوباً عندهم فى التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التى کانت علیهم ....» (سوره اعراف (7)، آیه 157)
(کسانى که از رسول و نبى درس ناخواندهاى پیروى مىکنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته مىیابند، که آنان را به نیکى دعوت کرده و از بدىها بازشان مىدارد، پاکىها را براى آنان حلال کرده و ناپاکىها را تحریم مىنماید و آنان را امر به معروف و نهى از منکر مىکند و بارهاى گران و زنجیرهایى که بر آنان بود، از ایشان بر مىدارد ...)
درباره ولایت امیرالمومنین (ع) نیز آیات مهمی وجود دارد که در تفاسیر شیعه و سنی آمده است و برخی از علما مانند آیتالله مکارم شیرازی کتابی درباره «آیات ولایت در قرآن کریم» نوشتهاند که میتوانید مراجعه کنید.
همچنین پیامبر اکرم (ص) در مکانها و زمانهای مختلف مانند غدیر خم، ولایت امیر المومنین علی (ع) را ابلاغ فرموده است.
5. مسائل زیادى وجود دارد که قرنها مایه جنگ و جدل و خونریزى در میان مسلمانان شده است، ولى قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع که ریشه کن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
- صفات خدا عین ذات اوست یا زائد بر ذات؟
- حقیقت صفات خبرى مانند استوارى بر عرش چیست؟
- کلام خدا قدیم یا حادث است؟
- خلقت بر اساس جبر استوار است یا اختیار؟
این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولى آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است.
6. همیشه علت اختلاف، جهل علمی نیست. بسیاری از کسانی که در عاشورا، مقابل امام حسین علیهالسلام ایستادند و ایشان و یارانش را کشتند و خاندانش را به اسارت بردند، میدانستند که حسین (ع) به حق است اما هوای نفس، امور مادی، رسیدن به مقام و پول و ...، ترس از جان و .... باعث شد دست به این کار بزنند.
اینهمه در آیات قرآن، تاکید بر نماز و زکات شده است. آیا همه مسلمانان (به طور صد در صد) آن را اقامه میکنند؟
در آیات فراوانی، از ربا، نهی شده است. آیا ربا از کشورهای اسلامی، ریشه کن شده است؟
این مثالها فراوان است و روشن میکند که مشکل، تنها جهل علمی نیست تا با ذکر آن در قرآن، مساله حل شود
قرطبي، از مفسّران نامدار (م 671ق)، مي نويسد: هنگامي كه اين آيه نازل شد، رسول خدا خوش حال گرديد و فرمود: اين آيه نزد من از همه دنيا محبوب تر است.5 منظور از جمله (يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) ايرانيان هستند. برخي مفسّران نيز آنان را يكي از احتمالات آيه دانسته اند.6 در حديث آمده است: هنگامي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آيه شريفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را تلاوت كردند، حاضران عرض كردند: اي رسول خدا! كساني كه اگر ما اعراض كرديم خدا آنان را جانشين ما مي كند و آنان مانند ما نخواهند بود، كيانند؟ رسول خدا دست بر ران سلمان فارسي زد و فرمود: اين و طايفه اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دين خدا آويزه ستاره ثريا باشد، حتماً مرداني از فارس به آن خواهند رسيد.7 ابونعيم مي نويسد: بيشترين بهره اسلام از آنِ ايرانيان است و اگر اسلام در ستاره ثريا قرار داشته باشد، مرداني از ايران آن را به دست مي آورند. ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند: به خدا سوگند خداوند به اين وعده خود وفا كرد و گروهي از غيرعرب را، كه بهتر از آنان بودند، جانشينانشان ساخت.8 2. (أُولِي بَأس): (قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَي قَوْم أُوْلِي بَأْس شَدِيد تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ) (فتح: 16); به متخلّفان از اعراب بگو: به زودي از شما دعوت مي شود كه به سوي قومي رزمنده و جنگجو برويد و با آنان پيكار كنيد، تا اسلام بياورند. از مفسّر بزرگ، ابن عباس، نقل شده است كه گفت: «منظور از اين قوم جنگجو و رزمنده، ايرانيان هستند.»9 همچنين خداوند مي فرمايد: (فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِي بَأْس شَدِيد فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولا) (اسراء: 5); هنگامي كه نخستين وعده فرا رسد (و شما دست به فساد و خون ريزي و جنايت بزنيد) ما گروهي از مردان پيكارجو و رزمنده را بر شما مي فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند) و براي پيدا كردن مجرمان، خانه هاي شما را جستوجو كنند و اين وعده اي قطعي است. در تفسير اين آيه، مطالب گوناگوني گفته شده است. بعضي احتمال داده اند كه منظور از فساد و جنايت، فساد و جنايت صهيونيست هاست كه به رزمندگان نيرومند اسلام وعده غلبه بر آنان داده شده است. در بعضي از روايات آمده است كه امام باقر(عليه السلام)آيه ياد شده را تا آخر خواند، حاضران پرسيدند: منظور از اين قوم رزمنده و پيكارجو، كه دشمن را در هم مي كوبد، چه كساني اند؟ امام باقر(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «وَ هُمْ وَاللّهِ اَهلُ قُم»;10 سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند. در حديث ديگري آمده است: آيه ياد شده در حضور امام صادق(عليه السلام)خوانده شد، يكي از حاضران پرسيد: فدايت شوم! منظور از اين قوم رزمنده و پيروز كيست. امام صادق(عليه السلام) سه بار فرمود: سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند.11 3. (لَمَّا يَلحَقُوا): (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُالْحَكِيمُ)(جمعه: 3); و همچنين (او) رسول است (بر آنان و) بر گروهي كه هنوز به آنان ملحق نشده اند و او عزيز و حكيم است. صاحب نظران درباره منظور از (لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)احتمالاتي بيان كرده اند كه يكي از آن ها عبارت است از: ايرانيان، و در ذيل آن، يكي از صحابه نقل مي كند كه ما نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بوديم كه سوره «جمعه» نازل شد. آن حضرت شروع به تلاوت كردند و پس از خواندن آيه (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)، مردي پرسيد: يا رسول اللّه! اينان چه كساني هستند؟ حضرت پاسخ نداد تا اينكه وي سه بار سؤال كرد. سلمان هم در ميان ما بود. حضرت دست مبارك خويش را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ثريّا باشد، حتماً مرداني از اينان به آن مي رسند.12 و بنا به نقلي، دست بر سر سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ستاره ثريا قرار گيرد، مرداني از اين گروه (ايرانيان) به آن دست مي يابند.13 4.(يَسْتَبدِلْ قَوماً غَيْرَكُمْ): (إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَي كُلِّ شَيْ قَدِيرٌ) (توبه: 39); اگر به سوي ميدان جهاد نشتابيد، خدا شما را مجازات دردناكي مي كند و گروه ديگري غير از شما را به جايتان قرار مي دهد و هيچ زياني به او نمي رسانيد. و خداوند بر هر چيزي تواناست. بسياري از مفسّران يكي از احتمالات در تعيين مصداق اين قوم را ايرانيان دانسته اند.14 5. (وَ يَأتِ بِآخَرينَ): (إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَي ذَلِكَ قَدِيراً) (نساء: 133); اي مردم! اگر او بخواهد، شما را از بين مي برد و افراد ديگري را به جاي شما مي آورد و خدا بر اين كار تواناست. شيخ طوسي نقل مي كند كه وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود: آن جمعيت، قوم اين مرد، يعني مردم عجم و فارس هستند.15 6. (لَيْسُوا بِهَا بِكافِرينَ): (فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ) (انعام: 89); اگر مشركان مكّه (به كتاب و حكم و نبوّت) كفر بورزند، كسان ديگري را نگهبان آن مي سازيم كه به آن كافر نيستند. مصداق «قوم» در اين آيه، انسان هايي اند كه با پذيرش اسلام، همه توانشان را در خدمت آن، به كار خواهند بست. طبق نظر مفسّران، يكي از احتمالات در اين آيه، ايرانيان هستند.16 در روايت آمده است كه جمعي از ايرانيان براي انجام مراسم حج، به حجاز رفتند. در مدينه، به محضر امام باقر(عليه السلام) رسيدند و مطالبي درباره مسائل مهم ديني پرسيدند و امام باقر(عليه السلام) پاسخ آن ها را داد. يكي از پرسش ها اين بود: شنيده ايم كه سلمان تمايل پيدا كرده بود با دختر عمر، خواهر حفصه، ازدواج كند و از او خواستگاري كرده بود. لطفاً چگونگي آن را براي ما بيان فرماييد و امام باقر(عليه السلام) فرمود: عمر از خواستگاري ناراحت شد و نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) گِله كرد. ها ها ها ها رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به عمر فرمود: واي بر تو! آيا خرسند نيستي كه سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزديك گردي؟ سلماني كه بهشت مشتاق ديدار اوست و خداوند درباره سلمان و شما جمعيت قريش، اين آيه را نازل كرد ]آن گاه آيه 89 سوره انعام را خواند.[ عمر گفت: اي رسول خدا! منظور از گروه «نگهبان دين» (در اين آيه) كيست؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) در پاسخ فرمود: «هُوَ وَ اللّهِ سَلمانٌ وَ رَهْطُهُ»; سوگندبه خدا! اين گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند. سپس فرمود: سوگند به خدا! اين آيه (38 سوره محمّد) نيز در شأن سلمان و قوم او نازل شده است. و در پايان فرمود: اي گروه قريش! شما مردم فارس (ايرانيان) را با شمشير (در فتح ايران) مي زنيد تا به سوي اسلام بيايند. سوگند به خدا! روزي خواهد آمد كه آن ها شما را براي كشاندن به سوي اسلام، با شمشير مي زنند. حُذَيفة بن يمان، كه در آنجا بود، گفت: اين پيش گويي گوارا باد بر سلمان و ايرانياني كه راه ايمان و تقوا مي پيمايند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله)فرمود: اگر اسلام در لابه لاي زمين گم شود، ايرانيان آن را مي يابند و اگر اسلام در آسمان قرار گيرد، جز مردم ايران كسي به آن دست نيابد. ]امام باقر(عليه السلام) افزود:[ عمر با شنيدن اين سخن، غمگين شد و برخاست و رفت.17 7. (يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ): (يَا أَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْم يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّة عَلَي الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِم...) (مائده: 54); اي كساني كه ايمان آورده ايد! هر كه از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نمي رساند) خداوند در آينده، جمعيتي را مي آورد كه (داراي اين ويژگي ها هستند): (1) خداوند آنان را دوست مي دارد; (2) و آنان (نيز) خدا را دوست دارند; (3) آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر كافران، سخت و نيرومندند; (4) آنان در راه خدا جهاد مي كنند و از سرزنش ملامتگران هراسي ندارند. روضه دین خدا یعنی همین اشک مظلومان عالم را ببین روايت شده است كه شخصي درباره منظور اين آيه از پيامبر(صلي الله عليه وآله) پرسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله) دست بر شانه يا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»; منظور آيه، اين شخص و قوم او هستند. آن گاه فرمود: «لو كانَ الدّينُ بالثُريّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.»18 8. (بَعْضِ الأَعْجَمِينَ): (وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَي بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ)(شعراء: 198 و 199); هرگاه ما اين قرآن را بر بعضي از مردم عجم (غيرعرب) نازل مي كرديم و پيامبر اين آيات را براي آنان به زبان تازي (اعراب) مي خواند،عرب آنان هرگز به قرآن ايمان نمي آوردند. وای بحال اینکه عربی نازل شده ایمان نمی آورند اگر فارسی بود که هرگز ایمان نمیآوردند میگفتند چون فارسی است ما ایمان نمیآوریم در حديثي آمده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ايمان نمي آورد; ولي قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ايمان آورد و اين براي عجم، فضيلتي است.19 آيات مزبور غير از آيه اخير، همگي از سوره هاي مدني اند و در اواسط يا اواخر سال هاي هجرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مدينه نازل شده اند20 قطعاً منظور اين آيات اقوامي نيستند كه در زمان پيامبر مسلمان شدند; اما آيه اخير (89 سوره انعام) گرچه از آيات مكّي است، ولي با توجه به اينكه بعضي از قرآن، بعضي ديگر را تفسير مي كند (إنّ القرآنَ يُصَدِّقُ بَعضُهُ بعضاً)21 به احتمال قوي، منظور همه اين آيات، يك چيز است: اين آيات از قومي خبر مي دهند كه در آينده نزديك، مسلمان مي شوند و مانند اعراب مسلمان نخواهند بود و طبق روايات ياد شده، آن قوم ايرانيان هستند. داشتن روحيه حق پذيري و نداشتن عصبيّت جاهلي حقيقتي است كه آيه اخير آن را بيان كرده است. سلمان به عنوان يك مسلمان ايراني و با ايمان، همواره طرف مشورت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بود. حفر خندق در جنگ «احزاب» و تهيه ارابه جنگي در محاصره «طائف» توسط همراهان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دو نمونه از پيشنهادهاي سلمان فارسي است.22 در اواخر عمر پيامبر، هنگامي كه باذان، عامل (دست نشانده) پادشاه ايراني در يمن، مسلمان شد، به دنبال آن، بسياري از ايرانيان مقيم يمن نيز مسلمان شدند و فتنه اسود عنسي ـ از پيامبران دروغين ـ را دفع كردند و او به دست ايرانيان كشته شد. سپس ايرانيان مسلمان يمن با گروهي از مرتدان عرب مبارزه كردند تا آنكه مرتدان شكست خوردند و سركرده آنان اسير شد و او را به مدينه فرستادند.23 در احاديث مربوط به ايمان ايرانيان آمده است: ايرانيان با ميل و رغبت خود، مسلمان شدند.24 در نبرد «قادسيه»، چهارهزار ايراني به سپاهيان عرب پيوستند. اين عده براي پيوستن خود به سپاهيان عرب، شرط كردند كه پس از جنگ، به هر جا خواستند، بروند و با هر قبيله اي خواستند، هم پيمان شوند و سهمي از غنايم جنگي برگيرند. اينان پس از پيوند با بعضي از قبايل عرب (زهرة بن حويه سعدي، از قوم بني تميم) موالي آن قبايل ناميده شدند و در كوفه مسكن گزيدند. «حمراء» نام ديگر آن ها بود.25 در تاريخ آمده است: چهار هزار نفر از اهالي «بحر خزر»، پس از مشاوره با بزرگان خود، تصميم گرفتند به ميل خود، مسلمان و به قوم عرب (مسلمان) ملحق شوند. اين عده، در تسخير «جلولاء»، در زمان عمر به لشكر اسلام كمك كردند و سپس با مسلمانان در كوفه ساكن شدند. اشخاص ديگري نيز گروه گروه به رضا و رغبت خود به اسلام گرويدند.26
ايرانيان در ركاب موعود اسلام
منظور از «اهل مشرق»، «اصحاب الرايات السود»، «اهل خراسان» و «الرجل الخراساني»، «فرس»، «اعاجم»، «موالي»، «بنوالحمراء»، «قوم سلمان»، «اهل قلم» و «اهل طالقان» كه در برخي از احاديث به چشم مي خورند، ايرانيانند. اينان زمينه ساز حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)هستند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله) فرمود: مردماني از مشرق زمين قيام مي كنند و زمينه را براي حكومت جهاني مهدي آماده مي سازند.27 بيشترين ياران مهدي (عج) را ايرانيان تشكيل مي دهند. در احاديث آمده است: بسياري از ياران امام زمان (عج) از اهالي مرورود، مرو، توس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فارياب، طالقان، سجستان، نيشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سيراف، ري و كرمان هستند.28 اميرمؤمنان(عليه السلام) درباره ياران حضرت مهدي (عج) از طالقان مي فرمايد: «خوشا به حال طالقان! زيرا براي خداوند ـ عزّوجل ـ در آنجا گنج هايي ذخيره شده كه از جنس طلا و نقره نيستند، بلكه در آنجا مرداني هستند كه خدا را واقعاً شناخته اند و آنان همچنين ياران مهدي در آخرالزمان هستند.»29 همچنين است بيانات امام صادق(عليه السلام) درباره ويژگي هاي ياران امام مهدي (عج) از مردم طالقان.30 يكي از ياران اميرمؤمنان (اصبغ بن نباته) مي گويد: از اميرمؤمنان شنيدم كه مي فرمود: گويا چادرهاي عجم را مي بينم كه در مسجد كوفه برپا شده اند و در ايّام حكومت امام مهدي، قرآن را همان گونه كه نازل شده است، به مردم ياد مي دهند.31 محيي الدين عربي، عارف معروف، در كتاب خود، فتوحات، درباره وزيران امام مهدي (عج) مي نويسد: همه آنان از عجمند و در ميان آنان هيچ فردي از عرب وجود ندارد.32
نفي ملّي گرايي
توجه بدين نكته ضروري است كه مطرح كردن ايرانيان در قرآن، با مسئله «ملّي گرايي» ارتباطي ندارد. در اينجا نمي خواهيم بگوييم كه نژاد ايراني، از ديگر نژادها برتر است، بلكه فقط مي گوييم: ايرانيان نيز در كنار ديگران مورد توجه و مرحمت قرآن هستند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) در موارد گوناگون، از جمله پس از فتح مكّه، با تأكيد و صراحت لازم اعلام كرد كه همه خرافات و تعصّبات جاهليت را نابود كرده ام. هيچ افتخاري براي عرب بر عجم و سفيد بر سياه و... نيست، مگر به ملاك تقوا. و فرمود: «ايُّها النّاسُ كُلُّكُم لادَمَ و آدَمُ مِنْ تُراب لاَفضَلَ لِعَرَبي علي أعجَمي الاّ بالتَّقوي.»33 همچنين فرمود: آنان كه به قوم و ملت خود افتخار مي كنند، بايد اين عقيده را رها كنند. آن مايه هاي افتخار، جز هيمه دوزخ نيستند و اگر انسان ها دست از اين عقيده برندارند، نزد خدا از سوسك هايي كه كثافت را با بيني خود حمل مي كنند، پست تر خواهند بود.34 ابن حجر در الاصابة نقل مي كند كه مردي از ايران، به نام ابي شاه، پس از خطبه بليغ و سودمند رسول خدا(صلي الله عليه وآله) برخاست و تقاضا كرد كه دستور دهد آن را بنويسند و در اختيارش قرار دهند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ياران فرمود: آن را براي ابي شاه بنويسيد. اين مسئله نشان مي دهد كه هرگز عصبيّت و قوم گرايي در ديار اسلام راه ندارد. در تاريخ آمده است هنگامي كه جواني ايراني در جنگ «احد» در صف سپاه اسلام، ضربتي سخت بر دشمن وارد ساخت و فرياد برآورد: اين ضربت را از من بگير كه جواني ايراني هستم، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دريافت كه سخن او ممكن است شعله تعصّب نژادي ديگران را برافروزد. به آن جوان فرمود: بگو: از يك جوان انصاري!35 امام صادق(عليه السلام) در ردّ شخصي كه مي خواست بين عرب و عجم فرق بگذارد و عرب را بر عجم برتري دهد، فرمود: مگر سخن رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به تو نرسيده است كه فرمود: من مولاي هر فرد مسلمان هستم، خواه عرب باشد، خواه عجم. آن گاه فرمود: كسي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را دوست بدارد، آيا از جان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نيست؟36 امام باقر(عليه السلام) فرمود: روزي پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر بلندي كوه صفا ايستاد. بني هاشم و بني عبدالمطلّب در آنجا حاضر بودند، آن حضرت به آنان رو كرد و فرمود: من رسول خدا به سوي شما هستم و با شما مهربانم، ولي بدانيد كه هر كس در گرو عمل خويش است; من در گرو عمل خود هستم و شما نيز در گرو عمل خودتانيد. نگوييد: محمّد از ماست و به زودي در همان جايگاه محمّد قرار مي گيريم (و در كنار او به پاداش مي رسيم.) سوگند به خدا! هيچ كس از شما و غير شما دوست من نيست، مگر آنكه پرهيزگار باشد. آگاه باشيد كه مبادا شما را در قيامت، در حالي ملاقات كنم كه بار دنياپرستي را بر پشت خود حمل مي كنيد، ولي ديگران با توشه معنوي با من روبه رو گردند! آگاه باشيد كه اكنون حجت و عذر را بين خود و شما و بين خود و خدا تمام كردم.37
سلمان; افتخار ايرانيان
اگر ديده مي شود كه به واسطه پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا امامان(عليهم السلام) به وجود حمزه و جعفر و ديگر رجال برجسته اسلامي افتخار شده، به دليل تقوا و كمال آنان است، نه به علت قوميّت و ملّيت. چنان كه بيان شد، افتخار به افرادي كه در پيش خدا منزلتي دارند، ملّي گرايي نيست. به همين دليل، در احاديث فراواني به وجود برخي از انسان هاي الهي افتخار شده است. در احاديث آمده است: روزي سلمان فارسي در مسجد پيامبر(صلي الله عليه وآله) نشسته بود، عده اي از بزرگان اصحاب نيز حاضر بودند، سخن از اصل و نسبت به ميان آمد. هر كس درباره اصل و نسب خود، چيزي مي گفت و آن را بالا مي برد. نوبت به سلمان فارسي رسيد. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. اين مرد فرزانه و تعليم يافته و تربيت شده مكتب اسلام، به جاي آنكه از اصل و نسب و افتخارات نژادي سخن بگويد، گفت: «أَنا سَلمانُ بنُ عبداللّهِ كُنتُ ضالّاً فَهَداني اللّهُ ـ عزَّو جَلَّ ـ بِمُحَمَّد، و كُنتُ عائلا فأغناني اللّهُ بِمُحمَّد و كُنتُ مَملُوكاً فَأعتَقِني اللّهُ بِمُحَمَّد»; نام من سلمان است و فرزند يكي از بندگان خدا هستم. گم راه بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا راه نمايي كرد. و فقير بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا بي نياز كرد. برده بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا آزاد كرد. در اين هنگام، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وارد شد و سلمان آنچه را گذشته بود، به عرض آن حضرت رساند. رسول خدا رو به آن جماعت، كه همه از قريش بودند، كرد و فرمود: اي گروه قريش! نسب افتخارآميز هر كس، دين اوست; مردانگي هر كس، خوي و شخصيت اوست; و اصل و ريشه هر كس، عقل و ادراك او.38يعني: ملاك هاي برتري در اسلام، با دين و اخلاق و انديشه سنجيده مي شوند، نه با نژاد و قبيله و رنگ و زبان. سپس پيامبر(صلي الله عليه وآله) آيه 13 سوره حجرات را خواند و به سلمان فرمود: هيچ يك از اينان بر تو برتري ندارند، مگر به ملاك پرهيزگاري. اگر تقواي تو از آنان بيشتر است، از آنان برتري. روزي سلمان به مجلس پيامبر(صلي الله عليه وآله) وارد شد. حاضران برخاستند و به او احترام كردند و او را در بالاي مجلس نشاندند. در اين هنگام، فردي وارد شد و تا نگاهش به سلمان افتاد، گفت: اين عجمي كيست كه در بالاي مجلس، در ميان عرب ها نشسته؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) براي محكوم كردن چنين عقيده اي، بر منبر رفت و خطبه خواند و در بخشي از آن فرمود: انسان ها از زمان آدم تا امروز، مانند دندانه هاي شانه (كنار هم مساوي)اند. عرب را بر عجم و سرخ پوست را بر سياه پوست برتري نيست، جز به ملاك تقوا. سلمان دريايي است كه به انتهايش نتوان رسيد و گنجي است كه تمام نمي شود. سلمان از ما اهل بيت است. او آب گوارايي است كه از آن حكمت مي تراود و برهان ارائه مي دهد. در بعضي از روايات آمده است كه سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نشست. عده اي از اشراف عرب خشمگين شدند و به او گفتند: تو كيستي؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم. پيامبر در اين هنگام سلمان را تصديق كرد و فرمود: كسي كه مي خواهد به مردي بنگرد كه خداوند قلبش را سرشار از ايمان كرده است، به سلمان نگاه كند.39 در زمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) روزي ابوسفيان با گروهي از مسلمانان، از كنار سلمان فارسي، صهيب رومي و بلال حبشي، كه با هم بودند، عبور كردند. آنان تا ابوسفيان را ديدند، گفتند: افسوس كه شمشيرها در گلوي اين دشمن خدا كارساز نشد. ابوسفيان اين سخن را شنيد (با توجه به اينكه او به ظاهر مسلمان بود.) ابوبكر به آنان گفت: آيا شما به بزرگ قريش (ابوسفيان) چنين كنايه اي مي زنيد؟ سلمان و همراهان از اعتراض ابوبكر ناراحت شده، نزد پيامبر آمدند و ماجرا را به اطلاع آن حضرت رساندند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ابوبكر فرمود: گويا آنان را خشمگين كرده اي! اين را بدان كه اگر آنان را خشمگين كرده باشي، خدا را خشمگين كرده اي. ابوبكر نزد سلمان، بلال و صهيب رفت و عذرخواهي كرد و آنان نيز عذر او را پذيرفتند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: پروردگار حكيم، مرا به دوست داشتن چهار تن امر كرده است. گفتند: يا رسول اللّه! آنان چه كساني هستند؟ پيامبر پاسخ داد: علي بن ابي طالب. سپس فرمود: «خدا مرا به محبت چهار نفر امر كرد» اين بار، وقتي پرسيدند: آن چهار دسته، چه كساني هستند، پاسخ داد: علي بن ابي طالب. اين كلام رسول خدا(صلي الله عليه وآله) چهار بار تكرار شد و فقط علي(عليه السلام) را نام برد و بار چهارم افزود: علي، مقدادبن اسود، ابوذر غفاري و سلمان فارسي.40 نيز آن حضرت فرمود: «سلمان از من است. هركس در حق او ستم كند، در حق من ستم كرده است و هر كس او را بيازارد، مرا آزار داده است.»4
پينوشتها
1 «فرس» (forc) كلمه اى است عربى كه مورّخان اسلامى و عرب زبانان بر ايرانيان اطلاق كرده اند; همان گونه كه واژه «عجم» را نيز در مورد ايشان به كار برده اند. 2ـ غلامحسين مصاحب، دائرة المعارف فارسى، ج 2، ص 1876، واژه «فرس». 3ـ ابن منظور نيز مى نويسد: «والعرب تسمّى الموالى الحمراء»; عرب ها موالى را حمراه مى ناميدند. (ابن منظور، لسان العرب، ج 4، ص 210.) 4ـ بلاذرى، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، بخش مربوط به ايران، ص 41 / ابن منظور، لسان العرب، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405ق، ج 4، ص 210. 5ـ قرطبى، تفسير قرطبى، ج 7، ص 259. 6ـ محمّدبن جرير طبرى، تفسير طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، بيروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179. 7ـ ابونعيم اصفهانى، تاريخ اصفهان، ج 1، ص 4 / متقى هندى، كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126. 8ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 5، ص 108. 9ـ همان، ج 9، ص 192. 10ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 57، ص 216. 11ـ همان، ج 60، ص 216. 12ـ محمّدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، بيروت، دارالفكر، 1401 ق، ج 6، ص 63 / مسلم بن حجّاج نيشابورى، صحيح مسلم، بيروت، دارالفكر، ج 4، ص 191. 13ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين / جلال الدين سيوطى، الدّرالمنثور، بيروت، دارالمعرفه، 1365 ق / جاراللّه زمخشرى، تفسير كشاف، بيروت، دارالمعرفه / محمّد مصطفى مراغى، تفسيرالمراغى، چ دوم، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1985 م / سيد قطب، فى ضلال القرآن / قرطبى، تفسير القرطبى، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405 ق، ذيل آيه 16 سوره فتح. 14ـ محمّدبن جرير طبرى، جامع البيان، ج 9و 10، ص 93 / سيد محمود آلوسى بغدادى، روح المعانى، بيروت، داراحياء التراث العربى، ج 10ـ12، ص 85. 15ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 122 / محمّدبن حسن طوسى، التبيان، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1409 ق، ج 3، ص 352 / جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 1، ص 574. 16ـ جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 2، ص 43 / خواجه عبداللّه انصارى، كشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، اميركبير، 1363، ج 3، ص 418 / محمّد عبده، المنار / سيد محمود آلوسى بغدادى، پيشين. 17ـ ميرزا حسين نورى، نفس الرحمان، بيروت، مؤسسة الآفاق، 1411 ق، ص 48. 18ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 208. 19ـ عبدعلى جمعه عروسى حويزى، نورالثقلين، چ چهارم، قم، اسماعيليان، 1412ق، ج 4، ص 165/ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، چ سوم، قم، دارالكتاب،1404 ق، ج 2، ص 124 / بهاءالدين محمّد لاهيجى، تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 14. 20ـ سيد محمّدباقر حجتى، پژوهشى در تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362، ص 399 و 401. 21ـ نهج البلاغه، خ 18. 22ـ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، 1402 ق، ج 2، ص 336 / محمّدبن جرير طبرى، تاريخ طبرى، ج 2، ص 538. 23ـ مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلاموايران،ج2، ص 716. 24ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، چ دوم، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق، ج 67، ص 169. 25ـ بلاذرى، پيشين، ص 41. 26ـ مرتضى مطهرى، پيشين، ج 2، ص 716. 27ـ ابن ماجه قزوينى، سنن ابن ماجه، كتاب «الفتن»، ج 2، ص 1366، ح 4088 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 51، ص 87. 28ـ محمدبن جرير طبرى، دلائل الامامة، قم، بعثت، 1412 ق، ص 556. 29ـ سليمان بن ابراهيم حنفى قندوزى، ينابيع المودة، چ هشتم، قم، بصيرتى، ص 449. 30ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 52، ص 307. 31ـ شيخ عباس قمى، سفينة البحار، تهران، سنايى، ج 2، ص 165. 32ـ محيى الدين بن عربى، الفتوحات المكيّة، مصر، المكتبة العربيه، 1985م، ج 3، باب 366، ص 328. 33ـ عبدالحسين امينى، الغدير، قاهره، درالكتاب العربى، 1397، ج 6، ص 187 و 188. 34و35،ـ احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، ج 2، ص 624 / ص 503. 36ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 67، ص 169. 37ـ محمّدبن يعقوب كلينى، الروضة من الكافى، ص 182. 38ـ همان، ص 181، ح 203. 39ـ احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، نجف، دارالنعمان، ج 1، ص 150. 40و41ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 246 / ص 347.
آیات ابتداییِ سورهٔ روم پس از آن نازل شد که مشرکان از شنیدن خبر پیروزی ایرانیان بر رومیان خوشحال شدند و آن را به فال نیک گرفتند، زیرا مجوس (زرتشتیان) دوگانهپرست بر اهل کتاب (مسیحیان) موحَد پیروز شدهبودند. آنها به شماتت مسلمانان پرداختند و از این حربه برای تضعیف روحیهٔ مسلمانان بهره جستند.[۳] در این شرایط، آیات «الم * غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ یَنصُرُ مَن یَشاءُ وهُوَ العَزیزُ الرَّحیم * وَعدَ اللّهِ لا یُخلِفُ اللّهُ وَعدَهُ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمون» (روم: ۱ـ۶) نازل شد. در این آیات، خداوند از شکست ایرانیان از رومیها در آیندهٔ نزدیک خبر داده و وعدهٔ الهی را تخلفناپذیر دانستهاست. مفسران، «بِضعِ سِنینَ» را در روایتی از پیامبر اسلام از ۳ تا ۹ سال شمردهاند.[۴] «فی اَدنَیالاَرضِ» نیز در آیات یادشده بر محلی به نام اَزْرُعات شام تطبیق شده که رومیها در آنجا از ایرانیان شکست خوردند.[۵] بنا به نقل قتاده با نزول آیات مذکور، مسلمانان گفتهٔ پروردگار را تصدیق کردند تا اینکه خبر شکست ایران در سال ششم هجرت در جریان صلح حدیبیه به مؤمنان رسید و آنها شاد شدند.[۶]بنا به نقل برخی مفسران، پیامبر اسلام پیروزی مسلمانان بر ایرانیان و روم را در غزوه خندق[۷] (سال پنجم هجری) یا هنگام فتح مکه[۸] (سال هشتم هجری) نوید داد. منافقان آن را بعید دانسته، گفتند: آیا مکه و مدینه برای محمّد کافی نیست که در حکومت فارس و روم طمع کردهاست؟ در این باره آیهٔ «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ المُلکِ تُؤتی المُلکَ مَن تَشاءُ وتَنزِعُ المُلکَ مِمَّن تَشاءُ... = بگو بارالها مالک حکومتها تویی. به هرکس بخواهی حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی حکومت را میگیری...» (آلعمران، ۲۶)[۹] نازل شد. مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل گشت که پیامبر از خداوند خواست تا مُلک فارس و روم را برای امتش قرار دهد.[۱۰]مفسران، کلمهٔ «مجوس» در آیهٔ ۱۷ سورهٔ حجّ را معتقدان به دیانت زرتشتی میدانند که مصداق بارز آن ایرانیان بودند: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والصّابِـینَ والنَّصاری والمَجوسَ...». حاکمان اسلامی، پس از فتح ایران، به پیروی از پیامبر، مردم آن را در زمرهٔ اهل کتاب قلمداد کرده، مطابق با آنان رفتار کردند[۱۱]، چنانکه از پیامبر و علی بن ابی طالب نقل شده که مجوس، پیامبر و کتاب آسمانی داشتهاند.[۱۲]
در آیات متعددی از قرآن، به اعراب خطاب شدهاست که: اگر شما دین الهی را یاری نکنید، خدا قوم دیگری را خواهد آورد که دین را به کمک آنها یاری خواهد کرد. بسیاری از تفاسیر شیعه و سنی، قوم مذکور را ایرانیان دانستهاند:
براساس نقل مفسران شیعه[۱۳] و سنی[۱۴] هنگامی که آیهٔ ۱۳۳ سورهٔ نساء نازل شد که: «اِن یَشَأ یُذهِبکُم اَیُّهَا النّاسُ ویَأتِ بِـاخَرینَ وکانَ اللّهُ عَلی ذلِکَ قَدیرا = ای مردم، اگر او بخواهد شما را از میان میبَرد و افراد دیگری را بهجای شما میآورَد، و خدا بر این کار تواناست»، پیامبر اسلام دست بر پشت سلمان فارسی زد و گفت: آنها عجم و فارس، قوم سلمان هستند.
در آیهٔ «یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم ویُحِبّونَهُ اَذِلَّة عَلَیالمُؤمِنینَ اَعِزَّة عَلَی الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ ولا یَخافونَ لَومَةَ لائِم...» = ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کسی از شما که از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمیرسانَد و] خداوند در آینده جمعیتی را میآورَد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، فروتن و در برابر کافران نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت سرزنشکنندگان هراسی ندارند...» (مائده، ۵۴)، روی سخن با مرتدّانی است که طبق پیشبینی قرآن از آیین اسلام روی برمیگردانند. خداوند در این آیه به مسلمانان عرب هشدار میدهد که اگر شما از دین بازگردید خدا بهجای شما گروهی را میآورَد که دارای صفاتی ممتاز بوده، دین خدا را یاری خواهند کرد. برخی مفسران اهل سنت[۱۵] و تشیع[۱۶] مقصود از آن قوم را ایرانیان دانسته و نوشتهاند: چون این آیه نازل شد، یاران پیامبر از او پرسیدند: آنها چه کسانی هستند که اگر ما بازگردیم خدا آنان را جایگزین ما میکند؟ در آن هنگام، سلمان فارسی نزد پیامبر بود. پیامبر دست خود را بر دوش او نهاد و گفت: این شخص و کسان او (هذا و ذووه) یا مردمی که این از آنان است. سپس پیامبر گفت: اگر دین در ستارهٔ ثریا باشد، هرآینه مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.
در تفسیر آیهٔ «اِلاّ تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـًا ویَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ولا تَضُرّوهُ شیــًا واللّهُ عَلی کُلِّشَیء قَدیر = اگر (بهسوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی میکند و گروه دیگری غیر از شما را بهجای شما قرار میدهد و هیچ زیانی به او نمیرسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست». (توبه، ۳۹) از سعیدبن جبیر نقل شده که مراد از قوم دیگر، اَبنای فارس هستند.[۱۷]
بخش پایانیِ آیهٔ ۳۸ محمد «واِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ثُمَّ لا یَکونوا اَمثالَکُم» هشداری است به عرب مسلمان که اگر قدردان نعمت پاسداری از آیین اسلام نباشند و از آن روی برگردانند، خداوند این مأموریت را به گروه دیگری خواهد سپرد که در ایثار و فداکاری و نثار جان و مال در راه خدا بهمراتب از آنان برترند. نقل شده که پس از نزول این آیه، برخی صحابه از پیامبر اسلام پرسیدند: مقصود از این گروهی که خداوند به آنان اشاره کرده چه کسانی هستند؟ در آن هنگام سلمان کنار پیامبر بود. او دستش را بر ران او زد و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او و قومش اگر ایمان به ثریا آویختهباشد، آنها بدان دست خواهند یافت.[۱۸]جعفر بن محمد الصادق نیز آنان را غیرعرب و از مَوالی دانستهاست.[۱۹] بنا به نقل برخی مفسران، با نزول این آیه، پیامبر خوشحال شد و گفت: «هیَ أَحَبّ إلَیَّ مِنَ الدّنیا = این برای من محبوبتر است از دنیا».[۲۰]
برخی مفسران چون میبدی، آلوسی و رشید رضا ذیل آیهٔ «فَاِن یَکفُر بِها هـؤُلاءِ فَقَد وکَّلنا بِها قَومـًا لَیسوا بِها بِکافِرین» (اَنعام، ۸۹) مقصود از قومی را که در راه کفر گام برنمیدارند و در برابر حق تسلیماند، ایرانیان دانستهاند[۲۱]، که بهزودی اسلام را پذیرفته، در پیشرفت آن، با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامی کتابهای فراوانی تألیف کردند.[۲۲] برخی ذیل این آیه روایتی از پیامبر آوردهاند که در آن، او قریش را بهترین عرب و فارس را بهترین عجم (غیرعرب) معرفی کرد.[۲۳]
در صحیح مسلم روایت شدهاست که هنگام نزول آیهٔ «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیّینَ رَسولاً... = او کسی است که در میان مردم بیسواد رسولی از جنس خودشان مبعوث کرد...». او آن را تلاوت کرد تا به آیهٔ «وءاخَرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقوا بِهِم... = (و همچنین او) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشدهاند...» (جُمُعة، ۳)، یکی از صحابه از پیامبر پرسید: مقصود از کسانی که هنوز به ما نپیوستهاند، کیاناند؟ پیامر دست را بر سلمان نهاد و گفت: اگر ایمان در ثریّا باشد، هرآینه مردانی از آنها (ایرانیان) بدان دست خواهند یافت.[۲۴] مانند این روایت به طرق دیگر نیز از قیسبن سعدبن عباده و... نقل شدهاست.[۲۵]سیوطی این روایت را از برخی کتب حدیث، ازجمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و... از پیامبر اسلام نقل کردهاست.[۲۶]قُرطُبی بهترین تفسیرِ «وَآخَرینَ مِنهُم» را ایرانیان میداند.[۲۷]
براساس روایتی، جعفر بن محمد الصادق هنگامی که آیهٔ «فَإذا جاءَ وَعدُ اُولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا اولی بَأس شَدید...» (اِسراء، ۵) را تلاوت نمود، از او پرسیده شد: مراد از این بندگان رزمنده و پیکارجو در این آیه، که با بنیاسرائیل و یهود در هنگام فسادشان میجنگند، کیاناند؟ گفت: به خدا سوگند آنان اهل قم هستند.[۲۸]
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابوصد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است
باسلام براستادآهنگردرودبرشما واقعا" خسته نباشی این درهای زیبا آیا در ساخت شمشیرهای زیباهم تبحرداریدبزودی مولاء بیاید دیگر خانه ها به دراحتیاج ندارد به وسیله های جدید کشاورزی نیازاست وسیله ای جدید کشاورزی اختراع کرده ام که بیست عدد بیل دارد باجک روغنی بالا رفته و با سنگینی فرودمیآیدبدون هیچ هزینه ای اتو ماتیک خیلی راحت پیش میرود روی این اختراع خوب فکر کن ببین میتوانی زیباتر رویش کار کنی مردی روی این وسیله می نشیند و با کمی فشار به راه می افتد چهار چرخ هم دارد مثل گاری نوع قلتکی آن با اسب یاگاو قابل طراحی میباشد نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی از وهابی دائشی ها گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد آقا وقتی قرآن چاپ میکنید روی جلد آن به علم ریاضی قرآن علم ابجد بنویسید قرآن شیعها 737-541 عمر ابوبکر = 196 ضرب 14 معصوم 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین196 کلید اسلام 196 اساس دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد دین اسلام 196 گذشته از 700 آیه برای امام علی(ع) طبق روایت اهل سنت درباره امام مهدی 255 آیه میباشد مهدی به ابجد کبیر مهدی 59 میباشد این آیه هم 59 حرف دارد بشمار59
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی امام 12 دوازدهم شیعیان میباشد
به ابجد صغیرصاحبان انگشت ها 10 صاحبان فروع دین10 به ابجد امام 82+10= 92 محمد 92+18 ذالحجه غدیر خم = 110 دین الهی 110 علی110 نگین110 دین الهی 110 به ابجد کبیر امام 82 مهدی هم 82 میباشد به ابجد صغیر و کبیرمهدی 82 کلمه (امام)82 به معناي رهبر و زمامدار الهي به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کريم تکرار شده است که مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (صل الله عليه و آله)از طريق شيعه وسني مبني بر اينکه تعداد امامان بعد از ايشان 12 نفر مي باشندو پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا خواهد رفت شیعه و سنی مثل روح و جسم میمانند مثل یک سکه تمار عیار طلاء میماند یک طرف شیر و یک طرف خط از روز عزل وقتی این سکه طلاء را انداختند شیعیان قائم آل محمد گفتند شیر شیعه 385شیداء 385شهید الله 385 پیامبر اعظم فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 شهید الله 385 فلسفه دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 آبروی دین محمدی 385 با آل قرآن 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن هم شیعه میباشد شیعه نامش 5 بار در قرآن آمده شیعه سنی برادرند و هر دو روی یک سکه طلاء میباشند نامرد نباشید شما هم شیعه اید هر سکه دو رو دارد =شیر و خط الله 1192- 1202 سه خلیفه = 110 دین الهی 110 علی 110.اگر بخواهی با کسی تماس بگیری باید خط داشته باشی خط علی متصل به الله است به ابجد خط عصمت چهارده معصوم 1670+73 فرقه = 1743 ابجد کل چهارده معصوم 1743 هفتادوسه فرقه باید به 14 معصوم اقتداء کنند خانواده محترم رسول خدا 14 معصوم میباشد 14یعنی 4+1= 5 تن آل عباء حدیث کثاء آیه مباهله 5 انگشت داری به دست این نشانه 5 تن است 14 بند انگشت داری به دست این نشانه 14 معصوم شیعه است تقدیم به گل روی رهبرم ولایت فقیه یا علی بزودی همه با هم ید واحده خواهیم شد ابرها جمع شدند که طوفان کنند غافل از رعد نگاه الهی این رهبرند این گردباد های به غیرت در آمده مطیع امر رهبرند که طوفان نمیکنند با حماسه قرآنی پیامبر اعظم 1743 شما را به ابجد 14 معصوم جلب مینمایم 1743 با حماسه قرآنی پیامبر اعظم 1743 ابجد 14 معصوم 1743ضرب این عدد شریف و شناخت آن عید 84 عید اسلام میباشد 84+26 راه حق= 110 دین الهی 110 اهل دینی110 علی 110 ذین الهی 110 به ابجد صغیر علی 26 راه حق 26 علی 26 وصیت 26 بیعت 26 غدیر26 انتخاب درست 26 راه حق 26علی26 امام دین 26 عشق حق 26بت شکنی 26 بدوش نبی 26 یعنی 14+12 امام = 26 علی علی علی علی علی علی درکعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است عکس نام محمد علیست اگه بود نامش بلیس به علم ابجد قرآن دین الهی 110 علی میباشد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه میباشد 245 قسم به اسم اعظمت یا قائم آل محمد فدائیانت همه آماده اند تشریف بیاور مولاء قرآن ناطق سلام سلام بر هیبتت ای گنجینه اسم اعظم الهی فدایت ما بشیم آقا یعنی ما لیاقت دیدن روی ماه شما را هر ماه نداریم پیامبر در صحیح مسلم و بخاری فرموده هر کس امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود به مرگ جاهلیت مرده است و پیامبر فرمود اگر در هر زمان دو امام زمان وجود داشت یکی باید کشته شود مسابقه هر کی حافظ تمام کتب آسمانی نبود و نتوانست مرده زنده کند و به تمام زبانهای دنیا مسلط نبود باید کشته شودتاریخ ایران آریایی را بخوانی 5 هزار سال پیش در ایران آریایی ها زندگی میکردند این قوم بزرگ بر اثر افزایش جمعیت به دو گروه تقسیم شدند و عده ای به لرستان رفته و لر شدند و عده ای به کردستان مهاجرت نموده و کرد شدند کرد و لر ایرانی و هر دو پسر عموی یکدیگر میباشند ان شاء الله کرد و لر دست در دست یکدیگر داده و برای اسلام ناب محمدی گام خواهیم برداشت به فرموده پیامبر اعظم خاتم الانبیاء در آخر الزمان یاران سلمان فارسی یاران قائم ما هستند سلام من به آنها که چون ستاره های تاب ناک دین اسلامندهمچون پاره های پولادند در دین و ایمان آنها مرا ندیده عاشق من هستند ولی شما که مرا میبینید و مخالفت میکنید یاران واقعی من در آخر الزمان قوم سلمان فارسی میباشند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ریاضی قرآن علم ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 شهید الله 385 شیداء 385 به دین الهی الله محمد علی 385 اسلام واقعی الله 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد نام شیعه با ترکیباتش 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم نیامده دشمنان ایران خجالت بکشندنام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد شیعه یعنی قل هو الله احد فرقه های دین همه باطل بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد سنی و شیعه برادرند مثل روح و جسم می مانند مثل یک سکه طلاء تمام عیار یک رو شیعه و یک رو خط اگر کشورهای مسلمان اقدام نکنند ما شیعیان که ناممان 12 بار در قرآن آمده اقدام خواهیم کرد و نقشه ایران همان نقشه برادران کردمان خواهد بود ان شاء الله بزودی قاره آسیا تبدیل به کشور بزرگ اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 شهید الله 385 فلسفه دین الله 385 شهید الله 385 اسلام واقعی الله 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن علم ابجد فرقه 385 شیعه385 به دین الهی الله محمد علی 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد درود بر فرزندان واقعی پیامبر اعظم صلوات الله علیه اگر نام فرقه شما هم در قرآن آمده بفرما ما نامرد نیستیم قبول می کنیم نام شیعه 12 بار در قرآن آمده و نام فرقه های باطل دیگر یک بار هم در قرآن نیامده و راهی جز شیعه شدن ندارند فرقی نمیکند که من باشم و یا شما باشی اسلام واقعی الله سربلند باشد 385 اسلام واقعی الله 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن به ابجد فرقه 385 شیعه385اسلام واقعی الله 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385شیعه 385 پیامبر فرمود یاران واقعی من در آخرالزمان یاران سلمان فارسی خواهند بود و سلام من به آنها تقدیم مینمایم که براستی فرزند قائمم را همراهی میکنند پیامبر فرمود جان من و پدر و مادرم به فدای قائم آل محمد مهدی موعود باد خوشا بحال کسانی که از دوستداران مهدی موعود آخر الزمان خواهند بود سلامو درود خدا بر آنان بادکهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 شبکه نور 583 از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند 385شیعه
سلفیگری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته میشود که مخالفان خود را کافر میشمارند کافر همه را به کیش خود پندارد و مطرحترین آنان «وهابیت تکفیری» با محوریت عربستان سعودی لعنت الله علیه میباشد است. فرعون وقتی شنید دشمنش بدنیا آمده همه پسرها را سر میبرید وقتی شنیدند طالوت فرمانده است همه فرار کرده و زمستان و تابستان کردند وقتی فهمیدند حضرت مهدی به دنیا خواهد آمد امامان شیعه یکی پس از دیگری شهید می شدند هم اکنون بدستور قائم شیعیان آن حضرت فقط از مولایشان مهدی دستور میگیرند و مدام به زیارتش نائل میشوند و عشق واقعی آنان امام مبین قائم آل محمد (عج) میباشد در آیه 12 یاسین که 23 کلمه دارد مهدی هم به ابجد 23 میباشد این آیه هم 23 کلمه دارد23 وکل شیی احصیناه فی امام مبین 23 امام مبین بدون وحی به امر خدا از همه عالم آگاه میباشد از مولایم پرسیدم مورد اعتماد ترین قوم نزد خدا فرمود شیعیان من میباشند
وهابیت تکفیری یکی از مشکلات دنیای کنونی مسلمانان (شیعه و سنی) است. آنها با اتهامهای ناشایستی که به شیعیان میزنند باعث گمراهی مسلمانان و عده زیادی از مردم دنیا میشوند. گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس بر آن است تا در سلسله مطالبی، به عمدهترین شبهاتی که وهابیت درباره شیعیان مطرح میکند پاسخ گوید.
یکی از شبهاتی که وهابیها مطرح میکنند این است که چرا نام امامان شیعه در قرآن نیامده است؟
در پاسخ باید گفت: پرسشگر تصور مىکند اگر نام امام و یا امامان در قرآن مىآمد، اختلاف از بین مىرفت، در حالى که این اصل، کلیّت ندارد. به موارد زیر دقت کنید:
1. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست مانند بنیامیه به نسلکشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند.
بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
(آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...)
پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26 راه حق 26 حدید 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 علی 26 خیلی 26 مردی 26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند
با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شد
درباره حضرت مهدى (عج) هم که اشارهاى به نسب و خاندان ایشان در روایات شده بود، حساسیتهاى فراوانى پدید آمد و خانه حضرت عسکرى (ع) مدتها تحتنظر و مراقبت بود تا فرزندى از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
2. چه بسا برخی، نام فرزندان و نوههای خود را مطابق نامهایی که در قرآن آمده، انتخاب میکردند و اختلافات در تعیین مصداق بیشتر میشد.
3. با توجه به جو سنگینی که علیه ائمه شیعه بود چه بسا این مساله، باعث تحریف قرآن کریم میشد.
4. رسول خدا (ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه مىفرماید: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون». (سوره نحل، آیه 44)
(و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه براى مردم نازل شده است، براى آنها بیان کنى و آشکارسازى، شاید آنان بیندیشند.)
در آیه یادشده دقت کنید، مىفرماید: «تبیّن» و نمىگوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنى را روشن کند.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که فردى را به نام معرفى کنند، چنانکه مىفرماید: «و مبشّراً برسولٍ یأتى من بعدى اسمه احمد» (سوره صف، آیه 6)، ((عیسى مىگوید): من به شما مژده پیامبرى را مىدهم که پس از من مىآید و نامش احمد است.)
در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفى مىکند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل مىنماید.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که افرادى را با عدد معرفى کند، چنانکه مىفرماید: «و لقد أخذ الله میثاق بنىاسرائیل و بعثنا منهم اثنى عشر نقیباً ....» (سوره مائده (5)، آیه 11) (و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.)
بعضى اوقات شرایط ایجاب مىکند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفى کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتى معرفى کرده است.
«الذین یتّبعون الرسول النّبىّ الأمّىّ الذى یجدونه مکتوباً عندهم فى التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التى کانت علیهم ....» (سوره اعراف (7)، آیه 157)
(کسانى که از رسول و نبى درس ناخواندهاى پیروى مىکنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته مىیابند، که آنان را به نیکى دعوت کرده و از بدىها بازشان مىدارد، پاکىها را براى آنان حلال کرده و ناپاکىها را تحریم مىنماید و آنان را امر به معروف و نهى از منکر مىکند و بارهاى گران و زنجیرهایى که بر آنان بود، از ایشان بر مىدارد ...)
درباره ولایت امیرالمومنین (ع) نیز آیات مهمی وجود دارد که در تفاسیر شیعه و سنی آمده است و برخی از علما مانند آیتالله مکارم شیرازی کتابی درباره «آیات ولایت در قرآن کریم» نوشتهاند که میتوانید مراجعه کنید.
همچنین پیامبر اکرم (ص) در مکانها و زمانهای مختلف مانند غدیر خم، ولایت امیر المومنین علی (ع) را ابلاغ فرموده است.
5. مسائل زیادى وجود دارد که قرنها مایه جنگ و جدل و خونریزى در میان مسلمانان شده است، ولى قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع که ریشه کن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
- صفات خدا عین ذات اوست یا زائد بر ذات؟
- حقیقت صفات خبرى مانند استوارى بر عرش چیست؟
- کلام خدا قدیم یا حادث است؟
- خلقت بر اساس جبر استوار است یا اختیار؟
این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولى آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است.
6. همیشه علت اختلاف، جهل علمی نیست. بسیاری از کسانی که در عاشورا، مقابل امام حسین علیهالسلام ایستادند و ایشان و یارانش را کشتند و خاندانش را به اسارت بردند، میدانستند که حسین (ع) به حق است اما هوای نفس، امور مادی، رسیدن به مقام و پول و ...، ترس از جان و .... باعث شد دست به این کار بزنند.
اینهمه در آیات قرآن، تاکید بر نماز و زکات شده است. آیا همه مسلمانان (به طور صد در صد) آن را اقامه میکنند؟
در آیات فراوانی، از ربا، نهی شده است. آیا ربا از کشورهای اسلامی، ریشه کن شده است؟
این مثالها فراوان است و روشن میکند که مشکل، تنها جهل علمی نیست تا با ذکر آن در قرآن، مساله حل شود
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +17 نماز +14 معصوم = 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 حمعسق 26علی26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر26 راه حق26 حمعسق468تقسیم بر26 = 18 ذالحجه غدیر خم اگر هر دو کف دست را بچسبانی به هم دوتا 18 روی هم میافته یعنی خلافت علی را پنهان نمودند ما شیعیان دستهای خود را باز و در قنوت هم باز ولی شیاطین دستهای خود را میبندند و دست چه کنم چه کنم روی هم میگذارند و در سینه خود این امر مهم غدیر خم را پنهان میکنند بخاطر این دست بسته نماز میخوانند وگرنه در صحیح مسلم و بخاری فرموده پیامبر دست باز مثل شیعیان نماز میخوانده و بخاک پاک سجده میکرده با خاکهای نجس و آلوده به درگاه خدا نمیشود عبادت کرد مکان سجده باید پاک و پا نخورده باشد
قرطبي، از مفسّران نامدار (م 671ق)، مي نويسد: هنگامي كه اين آيه نازل شد، رسول خدا خوش حال گرديد و فرمود: اين آيه نزد من از همه دنيا محبوب تر است.5 منظور از جمله (يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) ايرانيان هستند. برخي مفسّران نيز آنان را يكي از احتمالات آيه دانسته اند.6 در حديث آمده است: هنگامي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آيه شريفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را تلاوت كردند، حاضران عرض كردند: اي رسول خدا! كساني كه اگر ما اعراض كرديم خدا آنان را جانشين ما مي كند و آنان مانند ما نخواهند بود، كيانند؟ رسول خدا دست بر ران سلمان فارسي زد و فرمود: اين و طايفه اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دين خدا آويزه ستاره ثريا باشد، حتماً مرداني از فارس به آن خواهند رسيد.7 ابونعيم مي نويسد: بيشترين بهره اسلام از آنِ ايرانيان است و اگر اسلام در ستاره ثريا قرار داشته باشد، مرداني از ايران آن را به دست مي آورند. ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند: به خدا سوگند خداوند به اين وعده خود وفا كرد و گروهي از غيرعرب را، كه بهتر از آنان بودند، جانشينانشان ساخت.8 2. (أُولِي بَأس): (قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَي قَوْم أُوْلِي بَأْس شَدِيد تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ) (فتح: 16); به متخلّفان از اعراب بگو: به زودي از شما دعوت مي شود كه به سوي قومي رزمنده و جنگجو برويد و با آنان پيكار كنيد، تا اسلام بياورند. از مفسّر بزرگ، ابن عباس، نقل شده است كه گفت: «منظور از اين قوم جنگجو و رزمنده، ايرانيان هستند.»9 همچنين خداوند مي فرمايد: (فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِي بَأْس شَدِيد فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولا) (اسراء: 5); هنگامي كه نخستين وعده فرا رسد (و شما دست به فساد و خون ريزي و جنايت بزنيد) ما گروهي از مردان پيكارجو و رزمنده را بر شما مي فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند) و براي پيدا كردن مجرمان، خانه هاي شما را جستوجو كنند و اين وعده اي قطعي است. در تفسير اين آيه، مطالب گوناگوني گفته شده است. بعضي احتمال داده اند كه منظور از فساد و جنايت، فساد و جنايت صهيونيست هاست كه به رزمندگان نيرومند اسلام وعده غلبه بر آنان داده شده است. در بعضي از روايات آمده است كه امام باقر(عليه السلام)آيه ياد شده را تا آخر خواند، حاضران پرسيدند: منظور از اين قوم رزمنده و پيكارجو، كه دشمن را در هم مي كوبد، چه كساني اند؟ امام باقر(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «وَ هُمْ وَاللّهِ اَهلُ قُم»;10 سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند. در حديث ديگري آمده است: آيه ياد شده در حضور امام صادق(عليه السلام)خوانده شد، يكي از حاضران پرسيد: فدايت شوم! منظور از اين قوم رزمنده و پيروز كيست. امام صادق(عليه السلام) سه بار فرمود: سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند.11 3. (لَمَّا يَلحَقُوا): (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُالْحَكِيمُ)(جمعه: 3); و همچنين (او) رسول است (بر آنان و) بر گروهي كه هنوز به آنان ملحق نشده اند و او عزيز و حكيم است. صاحب نظران درباره منظور از (لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)احتمالاتي بيان كرده اند كه يكي از آن ها عبارت است از: ايرانيان، و در ذيل آن، يكي از صحابه نقل مي كند كه ما نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بوديم كه سوره «جمعه» نازل شد. آن حضرت شروع به تلاوت كردند و پس از خواندن آيه (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)، مردي پرسيد: يا رسول اللّه! اينان چه كساني هستند؟ حضرت پاسخ نداد تا اينكه وي سه بار سؤال كرد. سلمان هم در ميان ما بود. حضرت دست مبارك خويش را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ثريّا باشد، حتماً مرداني از اينان به آن مي رسند.12 و بنا به نقلي، دست بر سر سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ستاره ثريا قرار گيرد، مرداني از اين گروه (ايرانيان) به آن دست مي يابند.13 4.(يَسْتَبدِلْ قَوماً غَيْرَكُمْ): (إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَي كُلِّ شَيْ قَدِيرٌ) (توبه: 39); اگر به سوي ميدان جهاد نشتابيد، خدا شما را مجازات دردناكي مي كند و گروه ديگري غير از شما را به جايتان قرار مي دهد و هيچ زياني به او نمي رسانيد. و خداوند بر هر چيزي تواناست. بسياري از مفسّران يكي از احتمالات در تعيين مصداق اين قوم را ايرانيان دانسته اند.14 5. (وَ يَأتِ بِآخَرينَ): (إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَي ذَلِكَ قَدِيراً) (نساء: 133); اي مردم! اگر او بخواهد، شما را از بين مي برد و افراد ديگري را به جاي شما مي آورد و خدا بر اين كار تواناست. شيخ طوسي نقل مي كند كه وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود: آن جمعيت، قوم اين مرد، يعني مردم عجم و فارس هستند.15 6. (لَيْسُوا بِهَا بِكافِرينَ): (فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ) (انعام: 89); اگر مشركان مكّه (به كتاب و حكم و نبوّت) كفر بورزند، كسان ديگري را نگهبان آن مي سازيم كه به آن كافر نيستند. مصداق «قوم» در اين آيه، انسان هايي اند كه با پذيرش اسلام، همه توانشان را در خدمت آن، به كار خواهند بست. طبق نظر مفسّران، يكي از احتمالات در اين آيه، ايرانيان هستند.16 در روايت آمده است كه جمعي از ايرانيان براي انجام مراسم حج، به حجاز رفتند. در مدينه، به محضر امام باقر(عليه السلام) رسيدند و مطالبي درباره مسائل مهم ديني پرسيدند و امام باقر(عليه السلام) پاسخ آن ها را داد. يكي از پرسش ها اين بود: شنيده ايم كه سلمان تمايل پيدا كرده بود با دختر عمر، خواهر حفصه، ازدواج كند و از او خواستگاري كرده بود. لطفاً چگونگي آن را براي ما بيان فرماييد و امام باقر(عليه السلام) فرمود: عمر از خواستگاري ناراحت شد و نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) گِله كرد. ها ها ها ها رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به عمر فرمود: واي بر تو! آيا خرسند نيستي كه سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزديك گردي؟ سلماني كه بهشت مشتاق ديدار اوست و خداوند درباره سلمان و شما جمعيت قريش، اين آيه را نازل كرد ]آن گاه آيه 89 سوره انعام را خواند.[ عمر گفت: اي رسول خدا! منظور از گروه «نگهبان دين» (در اين آيه) كيست؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) در پاسخ فرمود: «هُوَ وَ اللّهِ سَلمانٌ وَ رَهْطُهُ»; سوگندبه خدا! اين گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند. سپس فرمود: سوگند به خدا! اين آيه (38 سوره محمّد) نيز در شأن سلمان و قوم او نازل شده است. و در پايان فرمود: اي گروه قريش! شما مردم فارس (ايرانيان) را با شمشير (در فتح ايران) مي زنيد تا به سوي اسلام بيايند. سوگند به خدا! روزي خواهد آمد كه آن ها شما را براي كشاندن به سوي اسلام، با شمشير مي زنند. حُذَيفة بن يمان، كه در آنجا بود، گفت: اين پيش گويي گوارا باد بر سلمان و ايرانياني كه راه ايمان و تقوا مي پيمايند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله)فرمود: اگر اسلام در لابه لاي زمين گم شود، ايرانيان آن را مي يابند و اگر اسلام در آسمان قرار گيرد، جز مردم ايران كسي به آن دست نيابد. ]امام باقر(عليه السلام) افزود:[ عمر با شنيدن اين سخن، غمگين شد و برخاست و رفت.17 7. (يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ): (يَا أَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْم يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّة عَلَي الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِم...) (مائده: 54); اي كساني كه ايمان آورده ايد! هر كه از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نمي رساند) خداوند در آينده، جمعيتي را مي آورد كه (داراي اين ويژگي ها هستند): (1) خداوند آنان را دوست مي دارد; (2) و آنان (نيز) خدا را دوست دارند; (3) آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر كافران، سخت و نيرومندند; (4) آنان در راه خدا جهاد مي كنند و از سرزنش ملامتگران هراسي ندارند. روضه دین خدا یعنی همین اشک مظلومان عالم را ببین روايت شده است كه شخصي درباره منظور اين آيه از پيامبر(صلي الله عليه وآله) پرسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله) دست بر شانه يا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»; منظور آيه، اين شخص و قوم او هستند. آن گاه فرمود: «لو كانَ الدّينُ بالثُريّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.»18 8. (بَعْضِ الأَعْجَمِينَ): (وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَي بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ)(شعراء: 198 و 199); هرگاه ما اين قرآن را بر بعضي از مردم عجم (غيرعرب) نازل مي كرديم و پيامبر اين آيات را براي آنان به زبان تازي (اعراب) مي خواند،عرب آنان هرگز به قرآن ايمان نمي آوردند. وای بحال اینکه عربی نازل شده ایمان نمی آورند اگر فارسی بود که هرگز ایمان نمیآوردند میگفتند چون فارسی است ما ایمان نمیآوریم در حديثي آمده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ايمان نمي آورد; ولي قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ايمان آورد و اين براي عجم، فضيلتي است.19 آيات مزبور غير از آيه اخير، همگي از سوره هاي مدني اند و در اواسط يا اواخر سال هاي هجرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مدينه نازل شده اند20 قطعاً منظور اين آيات اقوامي نيستند كه در زمان پيامبر مسلمان شدند; اما آيه اخير (89 سوره انعام) گرچه از آيات مكّي است، ولي با توجه به اينكه بعضي از قرآن، بعضي ديگر را تفسير مي كند (إنّ القرآنَ يُصَدِّقُ بَعضُهُ بعضاً)21 به احتمال قوي، منظور همه اين آيات، يك چيز است: اين آيات از قومي خبر مي دهند كه در آينده نزديك، مسلمان مي شوند و مانند اعراب مسلمان نخواهند بود و طبق روايات ياد شده، آن قوم ايرانيان هستند. داشتن روحيه حق پذيري و نداشتن عصبيّت جاهلي حقيقتي است كه آيه اخير آن را بيان كرده است. سلمان به عنوان يك مسلمان ايراني و با ايمان، همواره طرف مشورت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بود. حفر خندق در جنگ «احزاب» و تهيه ارابه جنگي در محاصره «طائف» توسط همراهان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دو نمونه از پيشنهادهاي سلمان فارسي است.22 در اواخر عمر پيامبر، هنگامي كه باذان، عامل (دست نشانده) پادشاه ايراني در يمن، مسلمان شد، به دنبال آن، بسياري از ايرانيان مقيم يمن نيز مسلمان شدند و فتنه اسود عنسي ـ از پيامبران دروغين ـ را دفع كردند و او به دست ايرانيان كشته شد. سپس ايرانيان مسلمان يمن با گروهي از مرتدان عرب مبارزه كردند تا آنكه مرتدان شكست خوردند و سركرده آنان اسير شد و او را به مدينه فرستادند.23 در احاديث مربوط به ايمان ايرانيان آمده است: ايرانيان با ميل و رغبت خود، مسلمان شدند.24 در نبرد «قادسيه»، چهارهزار ايراني به سپاهيان عرب پيوستند. اين عده براي پيوستن خود به سپاهيان عرب، شرط كردند كه پس از جنگ، به هر جا خواستند، بروند و با هر قبيله اي خواستند، هم پيمان شوند و سهمي از غنايم جنگي برگيرند. اينان پس از پيوند با بعضي از قبايل عرب (زهرة بن حويه سعدي، از قوم بني تميم) موالي آن قبايل ناميده شدند و در كوفه مسكن گزيدند. «حمراء» نام ديگر آن ها بود.25 در تاريخ آمده است: چهار هزار نفر از اهالي «بحر خزر»، پس از مشاوره با بزرگان خود، تصميم گرفتند به ميل خود، مسلمان و به قوم عرب (مسلمان) ملحق شوند. اين عده، در تسخير «جلولاء»، در زمان عمر به لشكر اسلام كمك كردند و سپس با مسلمانان در كوفه ساكن شدند. اشخاص ديگري نيز گروه گروه به رضا و رغبت خود به اسلام گرويدند.26
ايرانيان در ركاب موعود اسلام
منظور از «اهل مشرق»، «اصحاب الرايات السود»، «اهل خراسان» و «الرجل الخراساني»، «فرس»، «اعاجم»، «موالي»، «بنوالحمراء»، «قوم سلمان»، «اهل قلم» و «اهل طالقان» كه در برخي از احاديث به چشم مي خورند، ايرانيانند. اينان زمينه ساز حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)هستند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله) فرمود: مردماني از مشرق زمين قيام مي كنند و زمينه را براي حكومت جهاني مهدي آماده مي سازند.27 بيشترين ياران مهدي (عج) را ايرانيان تشكيل مي دهند. در احاديث آمده است: بسياري از ياران امام زمان (عج) از اهالي مرورود، مرو، توس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فارياب، طالقان، سجستان، نيشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سيراف، ري و كرمان هستند.28 اميرمؤمنان(عليه السلام) درباره ياران حضرت مهدي (عج) از طالقان مي فرمايد: «خوشا به حال طالقان! زيرا براي خداوند ـ عزّوجل ـ در آنجا گنج هايي ذخيره شده كه از جنس طلا و نقره نيستند، بلكه در آنجا مرداني هستند كه خدا را واقعاً شناخته اند و آنان همچنين ياران مهدي در آخرالزمان هستند.»29 همچنين است بيانات امام صادق(عليه السلام) درباره ويژگي هاي ياران امام مهدي (عج) از مردم طالقان.30 يكي از ياران اميرمؤمنان (اصبغ بن نباته) مي گويد: از اميرمؤمنان شنيدم كه مي فرمود: گويا چادرهاي عجم را مي بينم كه در مسجد كوفه برپا شده اند و در ايّام حكومت امام مهدي، قرآن را همان گونه كه نازل شده است، به مردم ياد مي دهند.31 محيي الدين عربي، عارف معروف، در كتاب خود، فتوحات، درباره وزيران امام مهدي (عج) مي نويسد: همه آنان از عجمند و در ميان آنان هيچ فردي از عرب وجود ندارد.32
نفي ملّي گرايي
توجه بدين نكته ضروري است كه مطرح كردن ايرانيان در قرآن، با مسئله «ملّي گرايي» ارتباطي ندارد. در اينجا نمي خواهيم بگوييم كه نژاد ايراني، از ديگر نژادها برتر است، بلكه فقط مي گوييم: ايرانيان نيز در كنار ديگران مورد توجه و مرحمت قرآن هستند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) در موارد گوناگون، از جمله پس از فتح مكّه، با تأكيد و صراحت لازم اعلام كرد كه همه خرافات و تعصّبات جاهليت را نابود كرده ام. هيچ افتخاري براي عرب بر عجم و سفيد بر سياه و... نيست، مگر به ملاك تقوا. و فرمود: «ايُّها النّاسُ كُلُّكُم لادَمَ و آدَمُ مِنْ تُراب لاَفضَلَ لِعَرَبي علي أعجَمي الاّ بالتَّقوي.»33 همچنين فرمود: آنان كه به قوم و ملت خود افتخار مي كنند، بايد اين عقيده را رها كنند. آن مايه هاي افتخار، جز هيمه دوزخ نيستند و اگر انسان ها دست از اين عقيده برندارند، نزد خدا از سوسك هايي كه كثافت را با بيني خود حمل مي كنند، پست تر خواهند بود.34 ابن حجر در الاصابة نقل مي كند كه مردي از ايران، به نام ابي شاه، پس از خطبه بليغ و سودمند رسول خدا(صلي الله عليه وآله) برخاست و تقاضا كرد كه دستور دهد آن را بنويسند و در اختيارش قرار دهند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ياران فرمود: آن را براي ابي شاه بنويسيد. اين مسئله نشان مي دهد كه هرگز عصبيّت و قوم گرايي در ديار اسلام راه ندارد. در تاريخ آمده است هنگامي كه جواني ايراني در جنگ «احد» در صف سپاه اسلام، ضربتي سخت بر دشمن وارد ساخت و فرياد برآورد: اين ضربت را از من بگير كه جواني ايراني هستم، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دريافت كه سخن او ممكن است شعله تعصّب نژادي ديگران را برافروزد. به آن جوان فرمود: بگو: از يك جوان انصاري!35 امام صادق(عليه السلام) در ردّ شخصي كه مي خواست بين عرب و عجم فرق بگذارد و عرب را بر عجم برتري دهد، فرمود: مگر سخن رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به تو نرسيده است كه فرمود: من مولاي هر فرد مسلمان هستم، خواه عرب باشد، خواه عجم. آن گاه فرمود: كسي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را دوست بدارد، آيا از جان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نيست؟36 امام باقر(عليه السلام) فرمود: روزي پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر بلندي كوه صفا ايستاد. بني هاشم و بني عبدالمطلّب در آنجا حاضر بودند، آن حضرت به آنان رو كرد و فرمود: من رسول خدا به سوي شما هستم و با شما مهربانم، ولي بدانيد كه هر كس در گرو عمل خويش است; من در گرو عمل خود هستم و شما نيز در گرو عمل خودتانيد. نگوييد: محمّد از ماست و به زودي در همان جايگاه محمّد قرار مي گيريم (و در كنار او به پاداش مي رسيم.) سوگند به خدا! هيچ كس از شما و غير شما دوست من نيست، مگر آنكه پرهيزگار باشد. آگاه باشيد كه مبادا شما را در قيامت، در حالي ملاقات كنم كه بار دنياپرستي را بر پشت خود حمل مي كنيد، ولي ديگران با توشه معنوي با من روبه رو گردند! آگاه باشيد كه اكنون حجت و عذر را بين خود و شما و بين خود و خدا تمام كردم.37
سلمان; افتخار ايرانيان
اگر ديده مي شود كه به واسطه پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا امامان(عليهم السلام) به وجود حمزه و جعفر و ديگر رجال برجسته اسلامي افتخار شده، به دليل تقوا و كمال آنان است، نه به علت قوميّت و ملّيت. چنان كه بيان شد، افتخار به افرادي كه در پيش خدا منزلتي دارند، ملّي گرايي نيست. به همين دليل، در احاديث فراواني به وجود برخي از انسان هاي الهي افتخار شده است. در احاديث آمده است: روزي سلمان فارسي در مسجد پيامبر(صلي الله عليه وآله) نشسته بود، عده اي از بزرگان اصحاب نيز حاضر بودند، سخن از اصل و نسبت به ميان آمد. هر كس درباره اصل و نسب خود، چيزي مي گفت و آن را بالا مي برد. نوبت به سلمان فارسي رسيد. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. اين مرد فرزانه و تعليم يافته و تربيت شده مكتب اسلام، به جاي آنكه از اصل و نسب و افتخارات نژادي سخن بگويد، گفت: «أَنا سَلمانُ بنُ عبداللّهِ كُنتُ ضالّاً فَهَداني اللّهُ ـ عزَّو جَلَّ ـ بِمُحَمَّد، و كُنتُ عائلا فأغناني اللّهُ بِمُحمَّد و كُنتُ مَملُوكاً فَأعتَقِني اللّهُ بِمُحَمَّد»; نام من سلمان است و فرزند يكي از بندگان خدا هستم. گم راه بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا راه نمايي كرد. و فقير بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا بي نياز كرد. برده بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا آزاد كرد. در اين هنگام، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وارد شد و سلمان آنچه را گذشته بود، به عرض آن حضرت رساند. رسول خدا رو به آن جماعت، كه همه از قريش بودند، كرد و فرمود: اي گروه قريش! نسب افتخارآميز هر كس، دين اوست; مردانگي هر كس، خوي و شخصيت اوست; و اصل و ريشه هر كس، عقل و ادراك او.38يعني: ملاك هاي برتري در اسلام، با دين و اخلاق و انديشه سنجيده مي شوند، نه با نژاد و قبيله و رنگ و زبان. سپس پيامبر(صلي الله عليه وآله) آيه 13 سوره حجرات را خواند و به سلمان فرمود: هيچ يك از اينان بر تو برتري ندارند، مگر به ملاك پرهيزگاري. اگر تقواي تو از آنان بيشتر است، از آنان برتري. روزي سلمان به مجلس پيامبر(صلي الله عليه وآله) وارد شد. حاضران برخاستند و به او احترام كردند و او را در بالاي مجلس نشاندند. در اين هنگام، فردي وارد شد و تا نگاهش به سلمان افتاد، گفت: اين عجمي كيست كه در بالاي مجلس، در ميان عرب ها نشسته؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) براي محكوم كردن چنين عقيده اي، بر منبر رفت و خطبه خواند و در بخشي از آن فرمود: انسان ها از زمان آدم تا امروز، مانند دندانه هاي شانه (كنار هم مساوي)اند. عرب را بر عجم و سرخ پوست را بر سياه پوست برتري نيست، جز به ملاك تقوا. سلمان دريايي است كه به انتهايش نتوان رسيد و گنجي است كه تمام نمي شود. سلمان از ما اهل بيت است. او آب گوارايي است كه از آن حكمت مي تراود و برهان ارائه مي دهد. در بعضي از روايات آمده است كه سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نشست. عده اي از اشراف عرب خشمگين شدند و به او گفتند: تو كيستي؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم. پيامبر در اين هنگام سلمان را تصديق كرد و فرمود: كسي كه مي خواهد به مردي بنگرد كه خداوند قلبش را سرشار از ايمان كرده است، به سلمان نگاه كند.39 در زمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) روزي ابوسفيان با گروهي از مسلمانان، از كنار سلمان فارسي، صهيب رومي و بلال حبشي، كه با هم بودند، عبور كردند. آنان تا ابوسفيان را ديدند، گفتند: افسوس كه شمشيرها در گلوي اين دشمن خدا كارساز نشد. ابوسفيان اين سخن را شنيد (با توجه به اينكه او به ظاهر مسلمان بود.) ابوبكر به آنان گفت: آيا شما به بزرگ قريش (ابوسفيان) چنين كنايه اي مي زنيد؟ سلمان و همراهان از اعتراض ابوبكر ناراحت شده، نزد پيامبر آمدند و ماجرا را به اطلاع آن حضرت رساندند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ابوبكر فرمود: گويا آنان را خشمگين كرده اي! اين را بدان كه اگر آنان را خشمگين كرده باشي، خدا را خشمگين كرده اي. ابوبكر نزد سلمان، بلال و صهيب رفت و عذرخواهي كرد و آنان نيز عذر او را پذيرفتند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: پروردگار حكيم، مرا به دوست داشتن چهار تن امر كرده است. گفتند: يا رسول اللّه! آنان چه كساني هستند؟ پيامبر پاسخ داد: علي بن ابي طالب. سپس فرمود: «خدا مرا به محبت چهار نفر امر كرد» اين بار، وقتي پرسيدند: آن چهار دسته، چه كساني هستند، پاسخ داد: علي بن ابي طالب. اين كلام رسول خدا(صلي الله عليه وآله) چهار بار تكرار شد و فقط علي(عليه السلام) را نام برد و بار چهارم افزود: علي، مقدادبن اسود، ابوذر غفاري و سلمان فارسي.40 نيز آن حضرت فرمود: «سلمان از من است. هركس در حق او ستم كند، در حق من ستم كرده است و هر كس او را بيازارد، مرا آزار داده است.»4
پينوشتها
1 «فرس» (forc) كلمه اى است عربى كه مورّخان اسلامى و عرب زبانان بر ايرانيان اطلاق كرده اند; همان گونه كه واژه «عجم» را نيز در مورد ايشان به كار برده اند. 2ـ غلامحسين مصاحب، دائرة المعارف فارسى، ج 2، ص 1876، واژه «فرس». 3ـ ابن منظور نيز مى نويسد: «والعرب تسمّى الموالى الحمراء»; عرب ها موالى را حمراه مى ناميدند. (ابن منظور، لسان العرب، ج 4، ص 210.) 4ـ بلاذرى، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، بخش مربوط به ايران، ص 41 / ابن منظور، لسان العرب، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405ق، ج 4، ص 210. 5ـ قرطبى، تفسير قرطبى، ج 7، ص 259. 6ـ محمّدبن جرير طبرى، تفسير طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، بيروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179. 7ـ ابونعيم اصفهانى، تاريخ اصفهان، ج 1، ص 4 / متقى هندى، كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126. 8ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 5، ص 108. 9ـ همان، ج 9، ص 192. 10ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 57، ص 216. 11ـ همان، ج 60، ص 216. 12ـ محمّدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، بيروت، دارالفكر، 1401 ق، ج 6، ص 63 / مسلم بن حجّاج نيشابورى، صحيح مسلم، بيروت، دارالفكر، ج 4، ص 191. 13ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين / جلال الدين سيوطى، الدّرالمنثور، بيروت، دارالمعرفه، 1365 ق / جاراللّه زمخشرى، تفسير كشاف، بيروت، دارالمعرفه / محمّد مصطفى مراغى، تفسيرالمراغى، چ دوم، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1985 م / سيد قطب، فى ضلال القرآن / قرطبى، تفسير القرطبى، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405 ق، ذيل آيه 16 سوره فتح. 14ـ محمّدبن جرير طبرى، جامع البيان، ج 9و 10، ص 93 / سيد محمود آلوسى بغدادى، روح المعانى، بيروت، داراحياء التراث العربى، ج 10ـ12، ص 85. 15ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 122 / محمّدبن حسن طوسى، التبيان، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1409 ق، ج 3، ص 352 / جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 1، ص 574. 16ـ جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 2، ص 43 / خواجه عبداللّه انصارى، كشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، اميركبير، 1363، ج 3، ص 418 / محمّد عبده، المنار / سيد محمود آلوسى بغدادى، پيشين. 17ـ ميرزا حسين نورى، نفس الرحمان، بيروت، مؤسسة الآفاق، 1411 ق، ص 48. 18ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 208. 19ـ عبدعلى جمعه عروسى حويزى، نورالثقلين، چ چهارم، قم، اسماعيليان، 1412ق، ج 4، ص 165/ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، چ سوم، قم، دارالكتاب،1404 ق، ج 2، ص 124 / بهاءالدين محمّد لاهيجى، تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 14. 20ـ سيد محمّدباقر حجتى، پژوهشى در تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362، ص 399 و 401. 21ـ نهج البلاغه، خ 18. 22ـ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، 1402 ق، ج 2، ص 336 / محمّدبن جرير طبرى، تاريخ طبرى، ج 2، ص 538. 23ـ مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلاموايران،ج2، ص 716. 24ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، چ دوم، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق، ج 67، ص 169. 25ـ بلاذرى، پيشين، ص 41. 26ـ مرتضى مطهرى، پيشين، ج 2، ص 716. 27ـ ابن ماجه قزوينى، سنن ابن ماجه، كتاب «الفتن»، ج 2، ص 1366، ح 4088 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 51، ص 87. 28ـ محمدبن جرير طبرى، دلائل الامامة، قم، بعثت، 1412 ق، ص 556. 29ـ سليمان بن ابراهيم حنفى قندوزى، ينابيع المودة، چ هشتم، قم، بصيرتى، ص 449. 30ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 52، ص 307. 31ـ شيخ عباس قمى، سفينة البحار، تهران، سنايى، ج 2، ص 165. 32ـ محيى الدين بن عربى، الفتوحات المكيّة، مصر، المكتبة العربيه، 1985م، ج 3، باب 366، ص 328. 33ـ عبدالحسين امينى، الغدير، قاهره، درالكتاب العربى، 1397، ج 6، ص 187 و 188. 34و35،ـ احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، ج 2، ص 624 / ص 503. 36ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 67، ص 169. 37ـ محمّدبن يعقوب كلينى، الروضة من الكافى، ص 182. 38ـ همان، ص 181، ح 203. 39ـ احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، نجف، دارالنعمان، ج 1، ص 150. 40و41ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 246 / ص 347.
آیات ابتداییِ سورهٔ روم پس از آن نازل شد که مشرکان از شنیدن خبر پیروزی ایرانیان بر رومیان خوشحال شدند و آن را به فال نیک گرفتند، زیرا مجوس (زرتشتیان) دوگانهپرست بر اهل کتاب (مسیحیان) موحَد پیروز شدهبودند. آنها به شماتت مسلمانان پرداختند و از این حربه برای تضعیف روحیهٔ مسلمانان بهره جستند.[۳] در این شرایط، آیات «الم * غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ یَنصُرُ مَن یَشاءُ وهُوَ العَزیزُ الرَّحیم * وَعدَ اللّهِ لا یُخلِفُ اللّهُ وَعدَهُ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمون» (روم: ۱ـ۶) نازل شد. در این آیات، خداوند از شکست ایرانیان از رومیها در آیندهٔ نزدیک خبر داده و وعدهٔ الهی را تخلفناپذیر دانستهاست. مفسران، «بِضعِ سِنینَ» را در روایتی از پیامبر اسلام از ۳ تا ۹ سال شمردهاند.[۴] «فی اَدنَیالاَرضِ» نیز در آیات یادشده بر محلی به نام اَزْرُعات شام تطبیق شده که رومیها در آنجا از ایرانیان شکست خوردند.[۵] بنا به نقل قتاده با نزول آیات مذکور، مسلمانان گفتهٔ پروردگار را تصدیق کردند تا اینکه خبر شکست ایران در سال ششم هجرت در جریان صلح حدیبیه به مؤمنان رسید و آنها شاد شدند.[۶]بنا به نقل برخی مفسران، پیامبر اسلام پیروزی مسلمانان بر ایرانیان و روم را در غزوه خندق[۷] (سال پنجم هجری) یا هنگام فتح مکه[۸] (سال هشتم هجری) نوید داد. منافقان آن را بعید دانسته، گفتند: آیا مکه و مدینه برای محمّد کافی نیست که در حکومت فارس و روم طمع کردهاست؟ در این باره آیهٔ «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ المُلکِ تُؤتی المُلکَ مَن تَشاءُ وتَنزِعُ المُلکَ مِمَّن تَشاءُ... = بگو بارالها مالک حکومتها تویی. به هرکس بخواهی حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی حکومت را میگیری...» (آلعمران، ۲۶)[۹] نازل شد. مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل گشت که پیامبر از خداوند خواست تا مُلک فارس و روم را برای امتش قرار دهد.[۱۰]مفسران، کلمهٔ «مجوس» در آیهٔ ۱۷ سورهٔ حجّ را معتقدان به دیانت زرتشتی میدانند که مصداق بارز آن ایرانیان بودند: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والصّابِـینَ والنَّصاری والمَجوسَ...». حاکمان اسلامی، پس از فتح ایران، به پیروی از پیامبر، مردم آن را در زمرهٔ اهل کتاب قلمداد کرده، مطابق با آنان رفتار کردند[۱۱]، چنانکه از پیامبر و علی بن ابی طالب نقل شده که مجوس، پیامبر و کتاب آسمانی داشتهاند.[۱۲]
در آیات متعددی از قرآن، به اعراب خطاب شدهاست که: اگر شما دین الهی را یاری نکنید، خدا قوم دیگری را خواهد آورد که دین را به کمک آنها یاری خواهد کرد. بسیاری از تفاسیر شیعه و سنی، قوم مذکور را ایرانیان دانستهاند:
براساس نقل مفسران شیعه[۱۳] و سنی[۱۴] هنگامی که آیهٔ ۱۳۳ سورهٔ نساء نازل شد که: «اِن یَشَأ یُذهِبکُم اَیُّهَا النّاسُ ویَأتِ بِـاخَرینَ وکانَ اللّهُ عَلی ذلِکَ قَدیرا = ای مردم، اگر او بخواهد شما را از میان میبَرد و افراد دیگری را بهجای شما میآورَد، و خدا بر این کار تواناست»، پیامبر اسلام دست بر پشت سلمان فارسی زد و گفت: آنها عجم و فارس، قوم سلمان هستند.
در آیهٔ «یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم ویُحِبّونَهُ اَذِلَّة عَلَیالمُؤمِنینَ اَعِزَّة عَلَی الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ ولا یَخافونَ لَومَةَ لائِم...» = ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کسی از شما که از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمیرسانَد و] خداوند در آینده جمعیتی را میآورَد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، فروتن و در برابر کافران نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت سرزنشکنندگان هراسی ندارند...» (مائده، ۵۴)، روی سخن با مرتدّانی است که طبق پیشبینی قرآن از آیین اسلام روی برمیگردانند. خداوند در این آیه به مسلمانان عرب هشدار میدهد که اگر شما از دین بازگردید خدا بهجای شما گروهی را میآورَد که دارای صفاتی ممتاز بوده، دین خدا را یاری خواهند کرد. برخی مفسران اهل سنت[۱۵] و تشیع[۱۶] مقصود از آن قوم را ایرانیان دانسته و نوشتهاند: چون این آیه نازل شد، یاران پیامبر از او پرسیدند: آنها چه کسانی هستند که اگر ما بازگردیم خدا آنان را جایگزین ما میکند؟ در آن هنگام، سلمان فارسی نزد پیامبر بود. پیامبر دست خود را بر دوش او نهاد و گفت: این شخص و کسان او (هذا و ذووه) یا مردمی که این از آنان است. سپس پیامبر گفت: اگر دین در ستارهٔ ثریا باشد، هرآینه مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.
در تفسیر آیهٔ «اِلاّ تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـًا ویَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ولا تَضُرّوهُ شیــًا واللّهُ عَلی کُلِّشَیء قَدیر = اگر (بهسوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی میکند و گروه دیگری غیر از شما را بهجای شما قرار میدهد و هیچ زیانی به او نمیرسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست». (توبه، ۳۹) از سعیدبن جبیر نقل شده که مراد از قوم دیگر، اَبنای فارس هستند.[۱۷]
بخش پایانیِ آیهٔ ۳۸ محمد «واِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ثُمَّ لا یَکونوا اَمثالَکُم» هشداری است به عرب مسلمان که اگر قدردان نعمت پاسداری از آیین اسلام نباشند و از آن روی برگردانند، خداوند این مأموریت را به گروه دیگری خواهد سپرد که در ایثار و فداکاری و نثار جان و مال در راه خدا بهمراتب از آنان برترند. نقل شده که پس از نزول این آیه، برخی صحابه از پیامبر اسلام پرسیدند: مقصود از این گروهی که خداوند به آنان اشاره کرده چه کسانی هستند؟ در آن هنگام سلمان کنار پیامبر بود. او دستش را بر ران او زد و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او و قومش اگر ایمان به ثریا آویختهباشد، آنها بدان دست خواهند یافت.[۱۸]جعفر بن محمد الصادق نیز آنان را غیرعرب و از مَوالی دانستهاست.[۱۹] بنا به نقل برخی مفسران، با نزول این آیه، پیامبر خوشحال شد و گفت: «هیَ أَحَبّ إلَیَّ مِنَ الدّنیا = این برای من محبوبتر است از دنیا».[۲۰]
برخی مفسران چون میبدی، آلوسی و رشید رضا ذیل آیهٔ «فَاِن یَکفُر بِها هـؤُلاءِ فَقَد وکَّلنا بِها قَومـًا لَیسوا بِها بِکافِرین» (اَنعام، ۸۹) مقصود از قومی را که در راه کفر گام برنمیدارند و در برابر حق تسلیماند، ایرانیان دانستهاند[۲۱]، که بهزودی اسلام را پذیرفته، در پیشرفت آن، با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامی کتابهای فراوانی تألیف کردند.[۲۲] برخی ذیل این آیه روایتی از پیامبر آوردهاند که در آن، او قریش را بهترین عرب و فارس را بهترین عجم (غیرعرب) معرفی کرد.[۲۳]
در صحیح مسلم روایت شدهاست که هنگام نزول آیهٔ «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیّینَ رَسولاً... = او کسی است که در میان مردم بیسواد رسولی از جنس خودشان مبعوث کرد...». او آن را تلاوت کرد تا به آیهٔ «وءاخَرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقوا بِهِم... = (و همچنین او) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشدهاند...» (جُمُعة، ۳)، یکی از صحابه از پیامبر پرسید: مقصود از کسانی که هنوز به ما نپیوستهاند، کیاناند؟ پیامر دست را بر سلمان نهاد و گفت: اگر ایمان در ثریّا باشد، هرآینه مردانی از آنها (ایرانیان) بدان دست خواهند یافت.[۲۴] مانند این روایت به طرق دیگر نیز از قیسبن سعدبن عباده و... نقل شدهاست.[۲۵]سیوطی این روایت را از برخی کتب حدیث، ازجمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و... از پیامبر اسلام نقل کردهاست.[۲۶]قُرطُبی بهترین تفسیرِ «وَآخَرینَ مِنهُم» را ایرانیان میداند.[۲۷]
براساس روایتی، جعفر بن محمد الصادق هنگامی که آیهٔ «فَإذا جاءَ وَعدُ اُولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا اولی بَأس شَدید...» (اِسراء، ۵) را تلاوت نمود، از او پرسیده شد: مراد از این بندگان رزمنده و پیکارجو در این آیه، که با بنیاسرائیل و یهود در هنگام فسادشان میجنگند، کیاناند؟ گفت: به خدا سوگند آنان اهل قم هستند.[۲۸]
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابوصد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است
امام زمان مهدی موعوددر 5 سالگی در جواب یارانش و یاران پدر بزرگوارش {عج} فرمو د وقال مهدی {عج} :از ایشان سئوال کردند این کلام رمز قرآن کهیعص یعنی چه ایشان فرمود (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیهالسلام، والعین عطشه،والصاد صبره.» امام 5 ساله نابقه علم کلام و تفسیر قرآن بفدای آقایی باشکوه انسانی بی نذیرآقایی باادب وکریمی بزرگوار انسان دوست دارد فدای کلمات طلایی وگهر بارایشان گردد وقتی کسی نماینده الله باشد قرآن ناطق باشد بدورازانسانیت و تقواء و عدالت است که جانشین بحق رسول خدا محمد مصطفی و علی مرتضی را تنها بگذاریم و بعد ازسی چهل سال دربستر بیماری بمیری نماینده الله حضرت مهدی ایشان به امر خدا مردگانرازنده و کورمادرزادرا شفاء میدهد قدرتی برتر که خداوند در کره زمین کسی با وقارتر ازایشان ندارد بغیر14معصومخانواده محترم رسول خدا وبه علم ابجدقرآن
کهیعص195+278حمعسق=473+110دین الهی=583عاشوراه583شبکه نور583محمدعلی فاطمه حسن حسین 583امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583با عشق علی 583 ابجد پنج تن آل عباء583 حمعسق ح حسین میم محمد عین علی سین سجده کننده در قرآن از امام باقر در باره کهیعص و حمعسق سوال شد ایشان فرمود در باره عاشورا و حسین است به ابجدمیگویند امام علی مظلوم بود وبی یاور آقا اجازه بده برای مظلومیت شما من گریه کنم
محرم 288+385 شیعه =673-541 عمرابوبکرفتنه ها = 132 اسلام132 محرم است که اسلام را زنده نگه میدارد ابجد5 تن آل عباء 583 پنج تن آل عباء حیدث کثاء و آیه مباهله ابجد محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 با عشق علی 583سرای نور الهی583 عاشقان بمهدی583 شبکه نور583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد به ابجد 12 حق12 اسلام 12 نجاتبخش 12 قلب 12 هوا 12 سیب 12 حم 12 حامی محمد علی 12 امام میباشند ساعت 12 ماه های سال 12 انجمن 12 نجاتبخش 12 اسلام 12 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است خجالت بکشید تا به کی حماقت به ابجد صغیرصاحبان انگشت ها 10 صاحبان فروع دین10 به ابجد امام 82+10= 92 محمد 92+18 ذالحجه غدیر خم = 110 دین الهی 110 علی110 نگین110 دین الهی 110 به ابجد کبیر امام 82 مهدی هم 82 میباشد به ابجد صغیر و کبیرمهدی 82 کلمه (امام)82 به معناي رهبر و زمامدار الهي به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کريم تکرار شده است که مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (صل الله عليه و آله)از طريق شيعه وسني مبني بر اينکه تعداد امامان بعد از ايشان 12 نفر مي باشندو پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا خواهد رفت شیعه و سنی مثل روح و جسم میمانند مثل سک سکه تمار عیار طلاء میماند یک طرف شیر و یک طرف خط از روز عزل وقتی این سکه طلاء را انداختند شیعیان قائم آل محمد گفتند شیر شیعه شیداء شهید الله 385 پیامبر اعظم فرمود فقط یک فرقه اهل نجات استبه ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 شهید الله 385 فلسفه دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 آبروی دین محمدی 385 با آل قرآن 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن هم شیعه میباشد شیعه نامش 5 بار در قرآن آمده شیعه سنی برادرند و هر دو روی یک سکه طلاء میباشند نامرد نباشید شما هم شیعه اید هر سکه دو رو دارد شیر و خط الله 1192- 1202 سه خلیفه = 110 دین الهی 110 علی 110
310 گمراه دین 310 فاسدان پلید دینها 310 عمر 310 من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی تمام ناحقها دوسال نشده به درک میروند ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت چون310ناحق عالمی310 کمکش کرد عمر 310 گمراه دین 310 فاسدان پلید دین ها 310جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 ابله منافقا310عمر 310مکاره پلید310 بی ایمان دین اسلام 310 فاسق دینه 310 جاهل منافق 310 نیرنگ 310 منکر310 کفری 310 گمراه دین 310 عمر310 حرامیان 310 مکارپلیده310ناحق عالمی 310 قاصبان بدین310 نمرودی310بی ایمان دین اسلام 310 310جهل عرب 310 اباجهل در دین 310گمراه دین310عمر310 حرامیان310حرامزاده پلید310 اباجهل در دین310 مکارپلید310نمرودی 310سم ری 310سامری 310دزدانه فدک فاطمه نامردیه 310عمر 310اباجهل دردین310جهل عرب310 مکاره پلید310 عمر310 گمراه دین 310 فاسق دینه 310 قاصبان بدین 310 ناحق عالمی 310 عمر 310 جهل عرب 310 ابا جهل در دین 310 مکاره پلید310 فاسق دینه310 ناحق عالمی 310 قاصبان بدین 310 اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310 پلیدها احمق نادان 310منکر310 کفری 310 حرامیان 310 گمراه دین 310 عمر 310 درصحیح مسلم و بخاری گفته اگر آب نبود نماز نخوان تیمم بلد نبود چلپاسه خور وهابی عمر گفته در زمان جاهلیت هیچ گناهی نبوده که مرتکب نشده باشم کسی که به خواهر مادرش رحم نمیکند میخواهد به خلافت رحم کند آیه شراب که نازل شد عمر گفت گمان نکنم از پس این یکی بر بیایم و تا آخر عمر شراب را ترک نکرد غلامانش را با شلاق حد میزند نه به خاطر خدا بلکه ای پدر سوخته چرا شراب مرا خورده ای از گوزه من چرا می نوشی و شراب مرا تمام میکنید تا یکی از غلامان مس میکرد میگفت بخدا از کوزه شما خوردم عمر میگفت غلط کردی باید حد بخوری و یک بار هم بدهی تا دیگراز شراب من نخوری عمر میگفت باکی ندارم کسی با من لواط و یا من باکسی لواط کنم والله این حدیث در کتب عمری موجود میباشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامدهنام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده نام امام 12 بار در قرآن آمده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲ لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند مثل قضییه غدیر خم یاران اصلی درخواست معرفی جانشین رسول خدا را نمودند از جانب خدا علی معرفی شد بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند: «إِذْ قَالُواْ لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ». (سوره بقره، آیه 246) بنی اسرائیل 600 پیامبر خود را سر بریدند و نفرین شده پروردگار عالم میباشند (آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...) پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن 26 طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 آیاتی 26بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26جان محمد 26 راه حق 26حدید 26بت شکنی 26بدوش نبی 26علی 26خیلی 26مردی26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 امام دین26علی26 جانه قرآن 26بارهبر 26دینی 26 عالمه 26 عشق اسلام 26 جان محمد 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26راه حق 26 بدین الهی 26 نجات دین 26 شیعها 26باجانشینه 26جانه دین 26 جان دینه 26 اسلام بحق26 با روح 26 جان محمد26 ارباباسلام 26 تاج سری 26 با ریاست 26 کل اسلام 26یدالله 26 دست الله 26 امام دین 26 با رهبر 26امام بکل 26 دینی 26 غدیر26 عسلی 26 علی 26 جانه قرآن 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26جان ائمه 26نجات دین 26 با ریاست 26جان محمد 26 امام بکل 26آیاتی26 دینی2626با ریاست 26 کل اسلام 26 ارباب اسلام 26 تاج سری 26 دوش نبی 26 بت شکنی 26 الحمدو الله رب العالمین دین الهی پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود و چشم دشمنان اسلام کور شد هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند قوم بنی اسرائیل از پیامبر خود تقاضای جانشین و رهبری قوی نمودند و خداوند نام فرمانروا طالوت را معرفی نمود با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست،صد بار نقشه ترور پیامبر و علی را کشیدند بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى نماینده پروردگار باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شدهنگامی که رسول خدا(ص) علی(ع) را در روز" غدیر خم" به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه" هر کس من مولی و ولی او هستم، علی مولی و ولی او است" چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد" حرث بن نعمان فهری" خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی تا به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه این ها را پذیرفتیم، اما با این ها راضی نشدی، تا اینکه این جوان(اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود:" قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است". " نعمان" روی بر گرداند در حالی که می گفت اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ:" خداوندا! اگر این سخن حق است، از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما به باران"! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بعذاب واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت".
بقرآن اگر یهودی ها میدانستند شیعه هزار برابر بالاتر و شریف تر از دین یهود ماقبل تاریخ خجالت بکشید یهودی ها 600 پیامبر خود را سر بریدند یعنی احمق تر از امت یهود در تاریخ نخواهد آمد آدم اینقدر کودن بیشعور باشه که بجای پرستش خدا مجسمه و گوساله بپرستد دروغ میگویند حضرت موسی را هم قبول ندارند مسیح را نپذیرد و محمد(ص) قائم آل محمد (عج) را نشناسد رهبر من پور ابیطالب است پیرو هر بی پدری نیستم لعن به روح پدر دومی شکر خدا من عمری نیستم... لعن چیست؟ لعن ما باشد جواب لعن ها پاسخ زخم زبان و طعن ها لعن اعلان برائت از عدوست بغض تاریخ است که، اندر گلوست لعن شد مولای ما هشتاد سال حال می گوئید ای شیعه منال لعنتی که بر لبان شیعه است جلوۀ رنج نهان شیعه است لعن یعنی آتشی در سینه ها دفتر ابراز بغض و کینه ها لعن شرح اعتراض ما بود چون شعار مرگ بر اعدا بود لعن یعنی مرگ بر کفر و نفاق آن که در امت فکند این انشقاق لعن یعنی یک عبادت یک دعا بر علیه دشمن دین خدا لعن رسمی عاطفی دینی بود کاشف از نوعی جهان بینی بود لعن یک اصل است نزد شیعیان می کند اصل تبری را بیان لعن یعنی فاطمی هستیم ما با علی عهد وفا بستیم ما لعن یعنی ما سپاه حیدریم گوش بر فرمان چو مالک اشتریم
چه کسي اعراب گذاري قرآن را بعد از ابوالاسود دوئلي تکميل کرد؟ تصحيح و تکميل علايم اعراب قرآن، به دست خليل بن احمد فراهيدي انجام پذيرفت. وي، علاوه بر تغيير اعراب از نقطه به خطوط کشيده (مانند رسم الخط امروزي) علايمي چون : تشديد، همزه، اشمام را نيز وضع کرد؛ البته بعضي از علايم نيز پس از وي، بر اثر اهتمام مسلمانان به قرآن و قرائت صحيح آن، در طي ساليان بعد وضع شد ( مانند علامت حرف ساکن). قراء سبعه چه کساني بودند؟(مطالب بيشتر در navaderi.blogfa.com) قراء سبعه به ترتيب سال وفات آنان عبارتند از: 1. عبدالله بن عامر؛ 2. عبدالله بن کثير؛ 3. عاصم؛ 4. ابوعمرو؛ 5. حمزه بن حبيب؛ 6. نافع بن عبدالرحمن؛ 7. کسائي. قرآن چند سوره و چند آيه دارد؟ قرآن داراي 114 سوره و 6236 آيه است. قرآن چند بسم الله الرحمن الرحيم دارد؟ قرآن 114 بسم الله الرحمن الرحيم دارد. البته سوره توبه بسم الله الرحمن الرحيم ندارد و سوره نمل دو بسم الله داردي يکي در اول سوره و ديگري در آيه 30. قرآن داراي چند جزء و چند حزب است؟ قرآن داراي 30 جزء و120 (و به نقلي 60) حزب است. بزرگ ترين سوره قرآن چه نام دارد؟ سوره «بقره». بهترين نوشيدني در قرآن چيست؟ «شير». کوچکترين سوره قرآن چه نام دارد؟ «کوثر». سيد آيه ها و مهم ترين آيه قرآن کدام است؟ «آيه الکرسي». بزرگترين آيه قرآن کدام است؟(مطالب بيشتر در navaderi.blogfa.com) آيه 282 سوره بقره. عظيم ترين آيات قرآن کريم کدامند؟ بسم الله الرحمن الرحيم. بهترين خوردني در قرآن چه نام دارد؟ «عسل». عدالت آميزترين آيه قرآن کدام است؟ آيه «ان الله يامر بالعدل والاحسان...». ترس آورترين آيه قرآن کدام است؟ آيه «فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره فمن يعمل مثقال ذره شرا يره». منفورترين حلال نزد خداوند و نام سوره اي است؟ «طلاق». کوچکترين آيه قرآن کدام است؟ آيه «مدها متان» در سوره الرحمن. اميد بخش ترين آيه قرآن کدام است؟ آيه «قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله». بزرگترين عدددر قرآن چيست و در کدام سوره است؟ بزرگترين عدد «صد هزار» است که در سوره «صافات آيه 147» آمده است. بزرگترين کلمه قرآن کدام است؟ بزرگترين کلمه قرآن «فاسقينا کموه» است که در آيه 22 سوره حجر آمده است. بهترين شب در قرآن چه شبي است؟ «شب قدر» (ليلة القدر خير من الف شهر). تنها ماه قمري که قرآن از آن نام برده کدام است؟ «ماه رمضان». بزرگترين حيوان که سوره اي به نامش در قرآن ذکر شده چه نام دارد؟ « فيل». قلب قرآن چيست؟ سوره «يس». کدام سوره به مادر قرآن معروف است؟ سوره «حمد». سوره اي که همنام يکي از فروع دين است چه نام دارد؟ سوره «حج». کدام سوره به سوره، امام حسين (عليه السّلام) معروف است؟ سوره «فجر». سوره هايي که به مسبّحات مشهور هستند کدامند؟ سوره هاي «اسراء، حديد، حشر، صف،جمعه، تغابن و اعلي». سوره اي که همنام قبيله پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله) است؟ سوره «قريش». شناسنامه و نسب نامه خداوند کدام سوره است؟ سوره «اخلاص». سوره هاي عزائم کدامند؟ سوره هايي که سجده واجب دارند: «سجده، فصلت، نجم و علق». کدام سوره همنام يکي از دانشمندان است؟ سوره «لقمان» . سوره هايي که حضرت محمد (صلّي الله عليه و آله) فرمودند آن سوره ها مرا پير کردند کدامند؟ سوره هاي «هود، واقعه، مرسلات و نبا». کدامي ک از سوره هاي قرآن همنام يکي از غزوات پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله) است؟ سوره «احزاب». سوره اي که همنام يکي از فلزات است؟ سوره «حديد» به معناي (آهن). سوره اي که همنام يکي از اصول دين است؟ سوره «توحيد». کداميک از سوره ها ميان بندگان و خداوند تقسيم شده است؟ سوره «حمد». کدام سوره است که در آغاز آن به دو ميوه سوگند خورده شده است؟ سوره «تين». سوره اي که خلاصه قرآن است؟ سوره «حمد». کدام سوره «بسم الله الرحمن الرحيم» ندارد؟(مطالب بيشتر در navaderi.blogfa.com) سوره «توبه» عروس قرآن کدام است؟ سوره «الرحمن». سوره هاي حامدات کدامند؟ سوره هاي « انعام، فاتحه الکتاب، کهف، سبا و فاطر». کدام سوره است که معادل يک سوم قرآن است؟ سوره « توحيد». چند يک از سوره هاي قرآن با قسم شروع مي شود؟ بيست سوره؛ سوره هاي «عصر، عاديات، تين، ضحي، شمس، بلد، فجر، طارق، بروج، نازعات، مرسلات، قيامت، نجم، طور، ذاريات، صافات، ن، ص، ق، ليل». کدام سوره به ناقه صالح معروف است؟ سوره « شمس». سوره هايي حواميم کدامند؟ سوره هاي « زخرف، حم، المؤمن، سجده، حمعسق، احقاف، جاثيه و دخان». کداميک از سوره هاي قرآن همنام يکي از روزهاي هفته است؟ سوره «جمعه». چند سوره قرآن با کلمه قل آغاز مي شود؟ پنج سوره با کلمه «قل» آغاز مي شوند « جن، کافرون، اخلاص، فلق، ناس». کدام سوره قرآن دو بسم الله الرحمن الرحيم دارد؟ سوره «نمل» آغاز سوره و آيه 30. چه تعداد از سوره هاي قرآن با حروف مقطعه آغاز مي شوند؟ 29 سوره. کدام سوره دو مرتبه بر پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله) نازل شده است؟ سوره «حمد» يکبار در مدينه و يکبار در مکه. کدام سوره به نام موجود زنده اي است که با چشم ديده نمي شود؟ سوره «جن». سوره اي را نام ببريد که نام يکي از ميوه هاست؟ سوره «تين». سوره اي که همنام يکي از کشورها است؟ سوره «روم». کدام سوره قرآن است که در تمام آياتش کلمه الله آمده است؟ سوره مجادله. کدام سوره به «ريحانة القرآن» معروف است؟ سوره «يس». کدام سوره قرآن است که حرف فاء در آن نيست؟ سوره «حمد». در کدام سوره کلمه الله چهل بار آمده است؟ سوره مجادله. کدام سوره است که آن را سوره حبيب نجار نيز مي نامند؟ سوره «يس». سوره هايي که به نام قيامت هستند کدامند؟ سوره هاي «رعد، قيامه، واقعه، قارعه، نبا، زلزال، جاثيه، تغابن و حشر». سوره هايي که به معوذتين معروفند چه نام دارند؟ سوره هاي «فلق و ناس». نام دو سوره در قرآن است که اگر برعکس بخوانيم به همان صورت خوانده مي شوند؟ سوره هاي «ليل و تبت». سوره اي که به ملائکه معروف است؟ سوره « فاطر». به کدام سوره العقود نيز گفته مي شود؟ سوره «مائده». کدام سوره به فسطاط القرآن معروف است؟ سوره « بقره». چند سوره با کلمه هل شروع مي شوند؟ سوره هاي « دهر و غاشيه». سوره هايي که به طواسين معروفند کدامند؟ سوره هاي « شعراء، نمل و قصص». سوره هايي که به زهروان معروفند کدامند؟ سوره هاي « بقره و آل عمران ». سوره هايي که به عتاق معروفند کدامند؟ سوره هاي « اسري، کهف، مريم، طه و انبياء». کدام سوره به بني اسرائيل منسوب است؟ سوره « اسري». سوره اي که تمام آياتش با حرف « د» ختم مي شوند کدام است؟ « اخلاص». کدام سوره قرآن است که تمام آياتش با حرف (ر) ختم مي شوند؟ « کوثر» . در کدام سوره قرآن نام پنج نوع عذاب الهي در يک خط آمده است؟ سوره « اعراف» آيه 133. سوره اخلاق و ادب کدام است؟ سوره « حجرات». چند سوره با تسبيح آغاز مي شوند؟ سوره هايي که با تسبيح شروع مي شوند عبارتند از « اسري، اعلي، جمعه، تغابن، صف، حديد، حشر». چند سوره با کلمه ويل شروع مي شوند؟ سوره هاي « مطففين و همزه» . دو آيه در قرآن کريم است که تمام بيست و هشت حرف قرآن در آن آيات آمده است آن دو آيه در کدام سوره قرار دارند؟ آيات « 154 سوره آل عمران و 29 سوره فتح ». آيه استرجاع در کدام سوره قرار دارد؟ « سوره بقره آيه 156» در کدام آيه قرآن مدت روز قيامت بيان شده است؟ 4 سوره معارج». کدام آيه است که از هر دو طرف به همان صورت خوانده ميشود؟ آيه 3 سوره مدثر « ربک فکبر». قرآن داراي چند آيه سجده دار است؟ قرآن داراي « پانزده آيه سجده دار» مي باشد. در کدام آيه از آيات نام پنج تن از پيامبران اولوا العزم بيان شده است؟ « در آيه 7 سوره احزاب». آيه اي که سر بريده امام حسين (عليه السّلام) در شام تلاوت فرمودند کدام آيه است؟ « آيه 9 سوره کهف» . آيه «نور» در کدام سوره قرار دارد؟ آيه 35 سوره نور. «آيه حجاب» کدام است ؟ « آيه 31 سوره نور». «آيه شهادت» کدام است؟ « آيه 18 سوره آل عمران». آيه «قصاص» در کدام سوره قرار گرفته است؟ « آيه 178 سوره بقره». کدام آيه به « شق القمر» معروف است؟ « سوره قمر آيه 1». آيه اي که « پنج وقت نمازهاي يوميه» در آن آمده است در کدام سوره قرار گرفته است؟ « سوره اسراء آيه 78». در کدام آيه قرآن « مراحل وضو» ذکر شده است؟ « آيه 6 سوره مائده ». آيه « مباهله» کدام است؟ آيه «61 آل عمران». آيه « استعاذه» در کدام سوره جاي گرفته است؟ آيه 98 سوره نحل. آيه تغيير قبله کدام است؟ آيه 144 سوره بقره. « توبه نصوح» در کدام آيه است؟ «آيه 8 سوره تحريم». « داستان معراج پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله)» در کدام سوره بيان شده است؟ « سوره اسراء و سوره نجم». نام کدام پيامبر بيشتر از ديگر پيامبران در قرآن ذکر شده است؟ حضرت موسي که «136مرتبه» در قرآن ذکر شده است. کدام سوره ها به نام پيامبران است؟ سوره هاي «ابراهيم، محمد، نوح،هود، يوسف، يونس». کدام پيامبر نجار بود و کشتي ساخت؟ «حضرت نوح». کداميک از پيامبران هم اکنون زنده است؟ «حضرت عيسي (عليه السّلام)». پيامبراني که نامشان در قرآن آمده کدامند؟ پيامبراني که نامشان در قرآن آمده است عبارتند از : آدم، ادريس، نوح، هود، صالح، لوط، ابراهيم، اسماعيل، يعقوب، اسحاق، يوسف، ايوب، يونس، شعيب، موسي، هارون، داوود، سليمان، الياس، اليسع، ذوالکفل، عزيز، ذکريا، يحيي، عيسي و محمد ( عليهم السلام). کدام پيامبر بدون پدر و مادر به دنيا آمد؟ «حضرت آدم (عليه السّلام)» بدون پدر و مادر به دنيا آمد.(مطالب بيشتر در navaderi.blogfa.com) کدام پيامبر بدون پدر به دنيا آمد؟ «حضرت عيسي (عليه السّلام)» پدر نداشت. نام رسول گرامي اسلام (صلّي الله عليه و آله) چند بار در قرآن آمده است؟ پنج بار؛ چهار بار با نام محمّد و يکبار به نام احمد. قرآن کريم از داستان کدام پيامبر به عنوان « احسن القصص» (بهترين داستانها) ياد کرده است؟ داستان «حضرت يوسف (عليه السّلام)». کدام پيامبر بود که با حيوانات سخن مي گفت و سخنان آنان را نيز ميشنيد؟ «حضرت سليمان (عليه السّلام)». کدام پيامبر را در کودکي برادرانش به چاه انداختند؟ «حضرت يوسف (عليه السّلام)» . کدام پيامبر بود که پسرش از فرمان او سرپيچي نمود و غرق شد؟ « پسر حضرت نوح (عليه السّلام)» . کدام پيامبر به هم سخن خدا ملقب بود؟ حضرت موسي (عليه السّلام)«کليم الله». در کدام سوره نام « 16 پيامبر» ذکر شده است؟ « سوره انبياء». سوره هايي که به « پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله) » منسوبند کدامند؟ سوره هاي «طه، يس، مزمل، و مدثر». کدام پيامبر به « شيخ الانبياء» معروف است؟ «حضرت نوح (عليه السّلام)». کدام پيامبر زره مي بافت؟ «حضرت داوود (عليه السّلام)». کدام پيامبر به « ذوالنون» معروف است؟ «حضرت يونس (عليه السّلام)» حضرت هود (عليه السّلام) بر کدام قوم مبعوث شد؟ «حضرت هود (عليه السّلام)» بر قوم (عاد) مبعوث شد. لقب کداميک از پيامبران « حبيب الله » است؟ « حضرت محمد (صلّي الله عليه و آله)». کدام پيامبر به روح الله معروف است؟ «حضرت عيسي (عليه السّلام)» . کدام پيامبر به « صفوه الله » معروف است؟ حضرت نوح (عليه السّلام). داستان خواب صد ساله حضرت عزيز (عليه السّلام) در کدام سوره قرآن بيان شده است؟ « سوره بقره آيه 259». کدام پيامبر از گل پرنده ساخت؟ «حضرت عيسي (عليه السّلام)» کدام پيامبر در عالم رويا ديد که يازده ستاره و خورشيد و ماه او را سجده مي کنند؟ «حضرت يوسف (عليه السّلام)» کدام پيامبر نامه خود را با « بسم الله الرحمن الرحيم» نوشت؟ «حضرت سليمان (عليه السّلام)». کداميک از پيامبران « دوازده پسر» داشت؟ «حضرت يعقوب (عليه السّلام)». کدام پيامبر اولوالعزم داماد حضرت شعيب (عليه السّلام) بود؟ «حضرت موسي (عليه السّلام)». پيامبر قوم سبا که بود؟ «حضرت داوود (عليه السّلام)». کدام پيامبر بر قوم ثمود مبعوث شد؟ «حضرت صالح (عليه السّلام)». داستان شکستن بتها توسط حضرت ابراهيم (عليه السّلام) در کدام سوره قرآن بيان شده است؟ سوره انبياء آيه 57. کتاب حضرت ابراهيم (عليه السّلام) چه نام دارد؟ صحف ابراهيم. زبور کتاب کدام پيامبر است؟ کتاب حضرت داوود (عليه السّلام). عمر کدام پيامبر بيش از همه پيامبران است؟ حضرت عيسي (عليه السّلام) که تاکنون زنده است. نخستين پيامبر اولوالعزم چه نام داشت؟ حضرت نوح (عليه السّلام). بشارت آمدن پيامبر (صلّي الله عليه و آله) توسط حضرت عيسي (عليه السّلام) در کدام سوره بيان شده است؟ « سوره صف». کداميک از پيامبران « کفالت حضرت مريم» را برعهده داشت؟ «حضرت زکريا (عليه السّلام)». دو تن از پيامبراني که به « ساختن کعبه» همت گماردند چه نام دارند؟ «حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل (عليهما السلام)». اولين آيه قرآن که حضرت مهدي (عج) هنگام ظهورشان تلاوت مي فرمايند کدام آيه است؟ آيه «86 سوره هود». آخرين «آيه اي که بر پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله) نازل شد» کدام است؟ آيه «3 سوره مائده» که درباره خلافت و جانشيني حضرت علي (عليه السّلام) است. آخرين سوره اي که نازل شد کدام است؟ «سوره نصر». واژه «يوم» (روز) چند بار در قرآن بيان شده است؟ «365» بار. واژه «شهر» (ماه) چند مرتبه در قرآن آمده است؟ «12» بار. کدام کلمه است که در تمام سوره ها بيان شده است؟ «الله». دو زن نمونه که در قرآن نيز به آنها اشاره شده است را نام ببريد؟ «آسيه زن فرعون، مريم مادر عيسي (عليه السّلام)». کدام زن هيزم کش آتش جهنم است؟ « زن ابولهب». کدام زن بود که بدون شوهر فرزند به دنيا آورد؟ «حضرت مريم ». دو زن که در قرآن به زشتي از آنها نام برده شده است را نام ببريد؟ «زن لوط و زن نوح». کدام زن بود که به دستور خداوند فرزند خود را در صندوق گذاشته و به روي آب رها کرد؟ « مادر حضرت موسي (عليه السّلام)». کدام سوره قرآن است که سفارش شده زنها آن را بيشتر بخوانند؟ «سوره نور». کدام زن بدون پدر و مادر به دنيا آمد؟ «حضرت حوا». تنها زني که نامش در قرآن آمده است چه نام دارد؟ «حضرت مريم» . «ستمگراني» که نامشان در قرآن آمده کدام است؟ « جالوت، هامان، سامري، نمرود، فرعون، قارون و ابولهب» سوره هايي که به نام «حيوانات» نامگذاري شده است؟ پنج سوره: « نمل، عنکبوت، نحل، بقره و فيل» «قبايلي» که نام آنها در قرآن آمده کدام است؟ «ثمود، ياجوج و ماجوج، عاد، قريش، مدين، اصحاب الايکه و اصحاب الرس» «فرشتگاني» که نامشان در قرآن آمده است را نام ببريد؟ «جبرئيل، ماروت، هاروت، ميکال و مالک». کدام قسمت از زمين بود که فقط يکبار نور خورشيد بر آن تابيد؟ کف درياي نيل که به امر الهي آب دريا شکافته شد و لشگريان فرعون در آن غرق شدند. ماجراي اولين قتل در روي زمين در کدام سوره بيان شده است؟ «آيه 30 سوره مائده». زينت قرآن چيست؟ «صوت زيبا». «اخ القرآن» (برادر قرآن) چيست؟ «نهج البلاغه». « اخت القرآن» ( خواهر قرآن) کدام است؟ «صحيفه سجاديه». «بهار قرآن» چيست؟ «ماه رمضان». نخستين مفسر قرآن چه کسي بود؟ نخستين مفسر قرآن «حضرت علي (عليه السّلام)» بود. اولين کسي که قرآن را نقطه گذاري کرد که بود؟ نخستين شخصي که قرآن را نقطه گذاري کرد « ابوالاسود دوئلي» بود. کدام عبادت است که انجام و ترک آن حرام است؟ نماز انسان مست که «آيه 43 سوره نساء» از آن نهي ميکند. آيه ميثاق درکدام سوره و آيه است ؟ آيه 172 سوره اعراف نامهاي السبع الطول- مئين - مثاني و مفصل به چه معنا بوده و شامل چه سوره هايي هستند؟ السبع الطول : يعني هفت سوره بلند. « بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال و برائت» و چون سوره توبه «بسمله» ندارد آنرا با انفال به عنوان يک سوره به حساب آورده اند. المئين: سوره هايي که حدود صد آيه دارد، يعني هفت سوره « بني اسرائيل، کهف، مريم، طه، انبياء، حج و مومنون» المثاني: چون به دنبال سورهاي مئين آمده اند، مثاني ناميده اند. سوره هاي مثاني: از سوره شعراء (27) شروع شده و به سوره حجرات (49) ختم ميشود . المفصل (مفصلات): سوره هاي کوتاه را گويند زيرا « بسمله » در بين آنها زياد تکرار شده و بين آنها جدايي افکنده است. هريک از نامهاي زير شامل چه سوره هايي هستند؟ حواميم، ممتحنات، مسبحات، حمد يا حامدات، عتاق، عزائم، طواميس، معوذئين.حواميم: سوره هايي را گويند که با حروف مقطعه «حم» شروع ميشوند (8سوره)ممتحنات: سوره هاي فتح، حشر، سجده، طلاق، قلم، حجرات، تبارک، تغابن، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحريم را گويند. وجه نامگذاري آنها به ممتحنات شباهتي است که بين آنها و سوره ممتحنه که يکي از آنهاست ميباشد. مسبحات ( عرائس القرآن): سوره هاي « اسراء، حديد، حشر، صف، جمعه، تغابن، و اعلي» را گويند يعني : سوره هايي که با کلمه اي از ماده « سبّح» شروع ميشود. حمد يا حامدات (مقاصير القرآن): سوره هاي « فاتحه الکتاب، انعام، کهف، سباء و فاطر» را شامل ميشود ( سوره هايي که با کلمه اي از ماده حمد آغاز ميشود)عتاق: عتاق از عتيق به معناي کهنه و قديم است و گويا از آن جهت که اينها در آغاز امر نزول يافته اند به عتاق مرسوم گشته اند. سوره هاي « اسراء، کهف، مريم، طه و انبياء» مي باشد. عزائم: عزائم جمع عزيمه به معناي واجب و فريضه است و چون اين سوره ها سجده واجب دارند به عزائم ناميده شده اند. « سجده، فصلت، نجم وعلق» . طواميس: سوره هاي « شعراء، نمل و قصص» را گونيد (يعني: سوره هايي که با طس شروع شده اند. )معوذتين: سوره هاي « فلق و ناس» مي باشد و چون آن دو با قل اعوذ شروع شده اند به اين نام موسوم شده اند. در کدامين آيه 16 بار اسماء الهي به صراحت و يا به واسطه ضمير ذکرشده است؟ آيه الکرسي ( آيه اول از سه آيه معروف ) شامل 17 بار ذکر اسماء الهي ( به صراحت و يا به واسطه ضمير متصل منفصل) مي باشد، که عبارتند از: 1- الله 2- هو 3- الحي 4- القيوم 5- ضمير تاخذه 6- ضمير له 7- ضمير عنده 8- ضمير باذنه 9- ضمير يعلم 10- ضمير علمه 11- ضمير شاء 12- ضمير کرسيه 13- ضمير يووده 14- هو 15- العلي 16- العظيم
طولاني ترين کلمه در قرآن کريم چيست؟ در آيه 22 سوره حجر کلمه 11 حرفي فاسقيناکموه است سوره هاي قرآن چگونه آغاز شده است؟ سوره هاي قرآن با «10» نوع کلام شده است:1- حمد و ستايش و تسبيح خداوند. (« تمحيد» در5 سوره ، «تبارک» در دو سوره و « تسبيح» در هفت سوره از قرآن آمده است)2- حروف مقطعه. 29 سوره.3- ندا. 10 سوره. 4- خبر. 23 سوره.5- سوگند. 15 سوره.6- شرط. 7 سوره.7- امر. 6 سوره.8- پرسش. 6 سوره. 9- دعا و نفرين. 3 سوره.10- تعليل. 1 سوره. سوره قريش. کدام سوره ها « قرينتان» نام دارند؟ دو سوره اي که «قرينتان» نام گرفته اند سوره هاي «الانفال» و «التوبه»است. و اين نام را از آن رو پذيرفته اند که ميان آن دو دو « بسم الله الرحمن الرحيم» فاصله نينداخته و آنها را به اين وسيله از هم جدا نساخته است. «زهراوين» نام کدام دو سوره است چرا؟ سوره هاي « البقره» و « آل عمران» را «زهراوين» ( دو سوره نوراني) مي خوانند و به خاطر نور و هدايتي که در اين سوره ها وجود دارد به اين نام شهرت پيدا کرده اند. کلمه « يوم» چند بار در قرآن کريم آمده است؟ کلمه « يوم» به معناي روز در قرآن کريم «365» بار يعني به اندازه روزهاي سال شمسي تکرار شده است. همچنين اين کلمه به صورت جمع يا مثني «30» مرتبه يعني دقيقا مساوي تعداد روزهاي يک ماه آمده است. مراحل مختلف آفرينش انسان در قرآن کدام است؟ « يا ايها الناس ان کنتم في ريب من البعث فانا خلقنا کم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم من مضغه مخلقه و غير مخلقه لنبيين لکم»، اي مردم اگر درباره برانگيخته شدن درشکيد، پس بدانيد که ما شما را از خاک آفريده ايم سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، داراي خلقت کامل و احيانا خلقت ناقص تا قدرت خود را بر شما روشن گردانيم. مراحل تحريم شراب در قرآن کدام است؟ نوشيدن شراب يکباره تحريم نشد بلکه در چندين مرحله حرمت آن به تدريج اعلام گرديد. نخستين آيه اي که در اين باره نازل شد مستي را تنها هنگام نزديک شدن به نماز حرام کرده بود: « لا تقربوا الصلاه و انتم سکاري حتي تعلموا ما تقولون»، در حال مستي به نماز نزديک نشويد تازماني که بدانيد چه مي گوييد.سپس اين آيه فرود آمد:« قل انما حرم ربي الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغي ...»، بگو: پروردگار من فقط زشتکاريها را چه آشکار و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است. چندي بعد در آيه اي ديگر اين حکم نازل شد: « انما الخمر و الميسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون »، شراب و قمار و بتها و تيرهاي قرعه پليدند و از عمل شيطانند. پس از آنها دوري گزينيد، باشد که رستگار شويد. مدتي بعد مسلمانان آماده پذيرش مرحله آخر حکم تحريم شراب بودند در اين هنگام آيه کريمه زير نازل شد: « انما يريد الشيطان ان يوقع بينکم العدوات ولبغضاء في الخمر ولميسر ويصدکم عن ذکرالله و عن الصلوه فهل انتم منتهون»، شيطان مي خواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمني و کينه ايجاد کند و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد آيا شما دست برمي داريد؟ چند نام از نامهاي قيامت در کتاب خدا را بيان کنيد؟ در قرآن کريم نامهاي فرواني براي روز قيامت ذکر شده که برخي از آنها را يادآور مي شويم:يوم الحساب ( روز حساب)، يوم التلاق ( روز ديدار و برخورد با يکديگر)، يوم الجمع ( روز گردآمدن)، يوم التغابن ( روز اقرار به خسران و ابراز فريب خوردگي)، يوم البعث ( روز برانگيخته شدن)، اليوم الموعود ( روز وعده داده شده)، النشور ( روز پراکنده شدن مردم در صحنه قيامت)، يوم الحسره ( روز افسوس خوردن)، يوم التناد ( روز ندا دادن يکديگر)، الميعاد( وعده گاه)، يوم الفصل ( روز جدايي)، الساعه ( لحظه خاص)، الواقعه ( حادثه واقع شدني)، الطامه ( هنگامه فراگير)، الصاخه ( فرياد بلند و صداي مهيب)، الازفه ( حادثه نزديک شونده)، الحاقه ( حادثه حقيقي و واقعي )، القارعه ( حادثه کوبنده) سه سوره قرآني که روز قيامت را به شکل وحشتناکي به تصوير مي کشد کدامند؟ سه سوره از قرآن هراسهاي روز قيامت را طوري به تصوير کشيده که هستي را به لرزه مي اندازد اين سوره ها عبارتند از: الانفطار، الانشقاق و التکوير. آيا در جهنم نيز سلسله مراتب درکات وجود دارد ؟ همانطور که بهشت مراتب و درجاتي دارد دوزخ و آتش آن نيز داراي درجاتي مي باشد و شدت ضعف درد و رنج آن متناسب با زيادي يا کمي گناهان فرد تفاوت مي کند. خداي تعالي مي فرمايد: « لها سبعه ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم»، « براي دوزخ هفت در است که از هر در آن بخشي از آنها وارد مي شوند.»و اما طبقه هاي هفت گانه که از آن به « سبعه ابواب» ( هفت در) تعبير شده عبارتند از: هاويه: « و اما من خفت موازينه * فامه هاويه»، « و اما هر کس کفه نيکي هاي او سبک باشد جاي او هاويه است»سعير: « و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير»، « و گويند اگر سخن حق را مي شنيديم يا در آن مي انديشيديم اکنون در جمع اصحاب سعير نبوديم. »جحيم: « و انا الفجار لفي جهيم»، « و بي ترديد بدکاران در جهيم قرار دارند.»سقر: « سا صليه سقر»، او را به زودي به سقر مي رسانيم. حطمه: « کلا لينبذن في الحطمه»، « نه چنين نيست که گمان مي کند به يقين در حطمه انداخته خواهد شد.»لظّي : « کلا انها لظي * نزاعه للشوي»، « هرگز چنين نيست که گمان مي کنند بلکه آن آتش زن است و با زبانه خود بر کننده پوست است.»جهنم: « و انا للطاغين لشر ماب* جهنم يصلونها فبئس المحاد»، « سرکشان يقينا سرانجام شومي دارند جهنم است که به آن مي رسند چه بد قرارگاهي دارند.» نام چند تن از پيامبران در قرآن کريم آمده است؟ پيامبراني که نام آنها در کتاب خدا آمده 25 نفرند:« آدم، ادريس، نوح، هود، صالح، ابراهيم، لوط، اسماعيل، اسحاق، يعقوب، يوسف، شعيب، ايوس، ذوالکفل، موسي، هارون، داود، سليمان، الياس، اليسع، يونس، زکريا، يحيي، عيسي، محمد، ( عليهم افضل الصلاه و السلام اجمعين) آيا از « عزرائيل» (عليه السّلام) در قرآن کريم با اين نام ياده شده است؟ هيچگاه در کتاب خدا از« عزرائيل» (عليه السّلام) با اين لفظ ياد نشده بلکه تنها از او با عنوان « ملک الموت» سخن به ميان آمده است. خداي سبحان مي فرمايد: « قل يتوفاکم ملک الموت الذي و کل بکم ثم الي ربکم ترجعون»، « بگو فرشته مرگي که بر شما گمارده شده، بالاخره جان شما را تماما مي ستاند، آنگاه به سوي پروردگارتان بازگردانده مي شويد» رسول اکرم (صلّي الله عليه و آله) درباره چه چيزي از امت خود شکايت مي فرمايد؟ از اينکه کتاب خدا را وانهاده و مورد استفاده قرار ندادند. خداي متعال مي فرمايد:« و قال الرسول يا رب ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا»« پيامبر خدا گفت: پروردگارا قوم من اين قرآن را به کتابي مهجور و متروک مبدل ساختند.« مهجور» يعني مهمل و بدون استفاده. جمع آوري قرآن به صورت کنوني چگونه انجام گرفته است؟ جمع آوري قرآن در سه مرحله بوده است:مرحله يکم. نظم و چينش آيه ها در کنار يکديگر که شکل گيري سوره ها را در پي داشت. اين کار در عصر پيامبر (صلّي الله عليه و آله) صورت گرفت.مرحله دوم. جمع کردن مصحف هاي پراکنده دريک جا و تهيه جلد براي آنها که در زمان ابوبکر انجام شد. مرحله سوم. جمع آوري تمامي قرآن هاي نوشته شده از سوي کاتبان وحي، براي نگارش يک قرآن به عنوان الگو و ايجاد وحدت قرائت در آن. اين مرحله در زمان عثمان صورت گرفت. چند مورد از اعجازعلمي قرآن را بيان کنيد؟(مطالب بيشتر درnavadreri.blogfa.com 1- ترکيب خاص نباتات ( آيه 19، سوره حجر)؛ 2- تلقيح نباتات ( آيه 22، همين سوره)؛3- قانون زوجيت و تعميم آن به عالم نباتات ( آيه 3، سوره رعد)؛4- حرکت وضعي و انتقالي زمين ( آيه 53، سوره طه )؛5- وجود يک قاره ديگر غير از غاره هاي شناخته شده آن روز ( آيه 17، سوره رحمن)؛6- اصل کروي بودن زمين ( آيه 40، سوره معارج)؛7- ارتباط بين پديده هاي جوي ( آيه 164، سوره بقره و آيه 5 سوره جاثيه).
سلفیگری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته میشود که مخالفان خود را کافر میشمارند کافر همه را به کیش خود پندارد و مطرحترین آنان «وهابیت تکفیری» با محوریت عربستان سعودی لعنت الله علیه میباشد است. فرعون وقتی شنید دشمنش بدنیا آمده همه پسرها را سر میبرید وقتی شنیدند طالوت فرمانده است همه فرار کرده و زمستان و تابستان کردند وقتی فهمیدند حضرت مهدی به دنیا خواهد آمد امامان شیعه یکی پس از دیگری شهید می شدند هم اکنون بدستور قائم شیعیان آن حضرت فقط از مولایشان مهدی دستور میگیرند و مدام به زیارتش نائل میشوند و عشق واقعی آنان امام مبین قائم آل محمد (عج) میباشد در آیه 12 یاسین که 23 کلمه دارد مهدی هم به ابجد 23 میباشد این آیه هم 23 کلمه دارد23 وکل شیی احصیناه فی امام مبین 23 امام مبین بدون وحی به امر خدا از همه عالم آگاه میباشد از مولایم پرسیدم مورد اعتماد ترین قوم نزد خدا فرمود شیعیان من میباشندخداوند در قرآن میفرماید ما امام و جانشینش را تائین میکنیم انی جائلک لناس اماما
وهابیت تکفیری یکی از مشکلات دنیای کنونی مسلمانان (شیعه و سنی) است. آنها با اتهامهای ناشایستی که به شیعیان میزنند باعث گمراهی مسلمانان و عده زیادی از مردم دنیا میشوند. گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس بر آن است تا در سلسله مطالبی، به عمدهترین شبهاتی که وهابیت درباره شیعیان مطرح میکند پاسخ گوید.
یکی از شبهاتی که وهابیها مطرح میکنند این است که چرا نام امامان شیعه در قرآن نیامده است؟
در پاسخ باید گفت: پرسشگر تصور مىکند اگر نام امام و یا امامان در قرآن مىآمد، اختلاف از بین مىرفت، در حالى که این اصل، کلیّت ندارد. به موارد زیر دقت کنید:
1. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست مانند بنیامیه به نسلکشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند.
بنىاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایى براى آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهاى غصبشده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
(آنان به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما فرمانروایى معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم ...)
پیامبر آنان به امر الهى فرمانروا را به نام معرفى کرده، گفت: «إِنَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا ...» (سوره بقره، آیه 247) (به راستى که خدا طالوت را به فرمانروایى شما برگزیده است.) به ابجد ریاضی قرآن طالوت 26 راه حق 26 طالوت 26علی 26 بیعت 26 وصیت 26 غدیر 26 انتخاب درست 26 جان رسول 26 امام دین 26 راه حق 26 حدید 26 بت شکنی 26 بدوش نبی 26 علی 26 خیلی 26 مردی 26 طالوت 26 علی 26 امام بکل 26 پیامبر در غدیر خم دست علی را بالای سر برد و ایشان را به امر خدا خلیفه بعد از خود معرفی نمود هم اکنون مولاء مهدی با دلایل قرآنی و علم ریاضی علمی حقیقی امام بکل 26 میباشد چرا نامردان بی همه چیز خود را به خرییت میزند
با وجودى که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشى پرداختند و گفتند: «أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ ...» (همان)
(از کجا مىتواند فرمانرواى ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایى از او شایستهتریم، و او توانمندى مالى ندارد؟ ...)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام براى رفع اختلاف کافى نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایى باشد. چه بسا ذکر اسامى پیشوایان دوازدهگانه، سبب مىشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشى گسترده بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیرى کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسى (ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد/ تا کلیمالله موسى زنده شد
درباره حضرت مهدى (عج) هم که اشارهاى به نسب و خاندان ایشان در روایات شده بود، حساسیتهاى فراوانى پدید آمد و خانه حضرت عسکرى (ع) مدتها تحتنظر و مراقبت بود تا فرزندى از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
2. چه بسا برخی، نام فرزندان و نوههای خود را مطابق نامهایی که در قرآن آمده، انتخاب میکردند و اختلافات در تعیین مصداق بیشتر میشد.
3. با توجه به جو سنگینی که علیه ائمه شیعه بود چه بسا این مساله، باعث تحریف قرآن کریم میشد.
4. رسول خدا (ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه مىفرماید: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون». (سوره نحل، آیه 44)
(و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه براى مردم نازل شده است، براى آنها بیان کنى و آشکارسازى، شاید آنان بیندیشند.)
در آیه یادشده دقت کنید، مىفرماید: «تبیّن» و نمىگوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنى را روشن کند.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که فردى را به نام معرفى کنند، چنانکه مىفرماید: «و مبشّراً برسولٍ یأتى من بعدى اسمه احمد» (سوره صف، آیه 6)، ((عیسى مىگوید): من به شما مژده پیامبرى را مىدهم که پس از من مىآید و نامش احمد است.) خداوند در قرآن میفرماید ما امام و جانشینش را انتخاب می کنیم انی جائلک لناس اماما ما قرآر میدهیم جانشین را نه مردم دیوانه گمراه دین
در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفى مىکند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل مىنماید.
گاهى شرایط ایجاب مىکند که افرادى را با عدد معرفى کند، چنانکه مىفرماید: «و لقد أخذ الله میثاق بنىاسرائیل و بعثنا منهم اثنى عشر نقیباً ....» (سوره مائده (5)، آیه 11) (و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.)
بعضى اوقات شرایط ایجاب مىکند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفى کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتى معرفى کرده است.
«الذین یتّبعون الرسول النّبىّ الأمّىّ الذى یجدونه مکتوباً عندهم فى التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التى کانت علیهم ....» (سوره اعراف (7)، آیه 157)
(کسانى که از رسول و نبى درس ناخواندهاى پیروى مىکنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته مىیابند، که آنان را به نیکى دعوت کرده و از بدىها بازشان مىدارد، پاکىها را براى آنان حلال کرده و ناپاکىها را تحریم مىنماید و آنان را امر به معروف و نهى از منکر مىکند و بارهاى گران و زنجیرهایى که بر آنان بود، از ایشان بر مىدارد ...)
درباره ولایت امیرالمومنین (ع) نیز آیات مهمی وجود دارد که در تفاسیر شیعه و سنی آمده است و برخی از علما مانند آیتالله مکارم شیرازی کتابی درباره «آیات ولایت در قرآن کریم» نوشتهاند که میتوانید مراجعه کنید.
همچنین پیامبر اکرم (ص) در مکانها و زمانهای مختلف مانند غدیر خم، ولایت امیر المومنین علی (ع) را ابلاغ فرموده است.
5. مسائل زیادى وجود دارد که قرنها مایه جنگ و جدل و خونریزى در میان مسلمانان شده است، ولى قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع که ریشه کن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
- صفات خدا عین ذات اوست یا زائد بر ذات؟
- حقیقت صفات خبرى مانند استوارى بر عرش چیست؟
- کلام خدا قدیم یا حادث است؟
- خلقت بر اساس جبر استوار است یا اختیار؟
این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولى آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است.
6. همیشه علت اختلاف، جهل علمی نیست. بسیاری از کسانی که در عاشورا، مقابل امام حسین علیهالسلام ایستادند و ایشان و یارانش را کشتند و خاندانش را به اسارت بردند، میدانستند که حسین (ع) به حق است اما هوای نفس، امور مادی، رسیدن به مقام و پول و ...، ترس از جان و .... باعث شد دست به این کار بزنند.
اینهمه در آیات قرآن، تاکید بر نماز و زکات شده است. آیا همه مسلمانان (به طور صد در صد) آن را اقامه میکنند؟
در آیات فراوانی، از ربا، نهی شده است. آیا ربا از کشورهای اسلامی، ریشه کن شده است؟
این مثالها فراوان است و روشن میکند که مشکل، تنها جهل علمی نیست تا با ذکر آن در قرآن، مساله حل شود
قرطبي، از مفسّران نامدار (م 671ق)، مي نويسد: هنگامي كه اين آيه نازل شد، رسول خدا خوش حال گرديد و فرمود: اين آيه نزد من از همه دنيا محبوب تر است.5 منظور از جمله (يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) ايرانيان هستند. برخي مفسّران نيز آنان را يكي از احتمالات آيه دانسته اند.6 در حديث آمده است: هنگامي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آيه شريفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را تلاوت كردند، حاضران عرض كردند: اي رسول خدا! كساني كه اگر ما اعراض كرديم خدا آنان را جانشين ما مي كند و آنان مانند ما نخواهند بود، كيانند؟ رسول خدا دست بر ران سلمان فارسي زد و فرمود: اين و طايفه اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دين خدا آويزه ستاره ثريا باشد، حتماً مرداني از فارس به آن خواهند رسيد.7 ابونعيم مي نويسد: بيشترين بهره اسلام از آنِ ايرانيان است و اگر اسلام در ستاره ثريا قرار داشته باشد، مرداني از ايران آن را به دست مي آورند. ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند: به خدا سوگند خداوند به اين وعده خود وفا كرد و گروهي از غيرعرب را، كه بهتر از آنان بودند، جانشينانشان ساخت.8 2. (أُولِي بَأس): (قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَي قَوْم أُوْلِي بَأْس شَدِيد تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ) (فتح: 16); به متخلّفان از اعراب بگو: به زودي از شما دعوت مي شود كه به سوي قومي رزمنده و جنگجو برويد و با آنان پيكار كنيد، تا اسلام بياورند. از مفسّر بزرگ، ابن عباس، نقل شده است كه گفت: «منظور از اين قوم جنگجو و رزمنده، ايرانيان هستند.»9 همچنين خداوند مي فرمايد: (فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِي بَأْس شَدِيد فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولا) (اسراء: 5); هنگامي كه نخستين وعده فرا رسد (و شما دست به فساد و خون ريزي و جنايت بزنيد) ما گروهي از مردان پيكارجو و رزمنده را بر شما مي فرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند) و براي پيدا كردن مجرمان، خانه هاي شما را جستوجو كنند و اين وعده اي قطعي است. در تفسير اين آيه، مطالب گوناگوني گفته شده است. بعضي احتمال داده اند كه منظور از فساد و جنايت، فساد و جنايت صهيونيست هاست كه به رزمندگان نيرومند اسلام وعده غلبه بر آنان داده شده است. در بعضي از روايات آمده است كه امام باقر(عليه السلام)آيه ياد شده را تا آخر خواند، حاضران پرسيدند: منظور از اين قوم رزمنده و پيكارجو، كه دشمن را در هم مي كوبد، چه كساني اند؟ امام باقر(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «وَ هُمْ وَاللّهِ اَهلُ قُم»;10 سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند. در حديث ديگري آمده است: آيه ياد شده در حضور امام صادق(عليه السلام)خوانده شد، يكي از حاضران پرسيد: فدايت شوم! منظور از اين قوم رزمنده و پيروز كيست. امام صادق(عليه السلام) سه بار فرمود: سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند.11 3. (لَمَّا يَلحَقُوا): (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُالْحَكِيمُ)(جمعه: 3); و همچنين (او) رسول است (بر آنان و) بر گروهي كه هنوز به آنان ملحق نشده اند و او عزيز و حكيم است. صاحب نظران درباره منظور از (لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)احتمالاتي بيان كرده اند كه يكي از آن ها عبارت است از: ايرانيان، و در ذيل آن، يكي از صحابه نقل مي كند كه ما نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بوديم كه سوره «جمعه» نازل شد. آن حضرت شروع به تلاوت كردند و پس از خواندن آيه (وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ)، مردي پرسيد: يا رسول اللّه! اينان چه كساني هستند؟ حضرت پاسخ نداد تا اينكه وي سه بار سؤال كرد. سلمان هم در ميان ما بود. حضرت دست مبارك خويش را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ثريّا باشد، حتماً مرداني از اينان به آن مي رسند.12 و بنا به نقلي، دست بر سر سلمان گذاشت و فرمود: اگر ايمان در ستاره ثريا قرار گيرد، مرداني از اين گروه (ايرانيان) به آن دست مي يابند.13 4.(يَسْتَبدِلْ قَوماً غَيْرَكُمْ): (إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَي كُلِّ شَيْ قَدِيرٌ) (توبه: 39); اگر به سوي ميدان جهاد نشتابيد، خدا شما را مجازات دردناكي مي كند و گروه ديگري غير از شما را به جايتان قرار مي دهد و هيچ زياني به او نمي رسانيد. و خداوند بر هر چيزي تواناست. بسياري از مفسّران يكي از احتمالات در تعيين مصداق اين قوم را ايرانيان دانسته اند.14 5. (وَ يَأتِ بِآخَرينَ): (إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَي ذَلِكَ قَدِيراً) (نساء: 133); اي مردم! اگر او بخواهد، شما را از بين مي برد و افراد ديگري را به جاي شما مي آورد و خدا بر اين كار تواناست. شيخ طوسي نقل مي كند كه وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود: آن جمعيت، قوم اين مرد، يعني مردم عجم و فارس هستند.15 6. (لَيْسُوا بِهَا بِكافِرينَ): (فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْماً لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ) (انعام: 89); اگر مشركان مكّه (به كتاب و حكم و نبوّت) كفر بورزند، كسان ديگري را نگهبان آن مي سازيم كه به آن كافر نيستند. مصداق «قوم» در اين آيه، انسان هايي اند كه با پذيرش اسلام، همه توانشان را در خدمت آن، به كار خواهند بست. طبق نظر مفسّران، يكي از احتمالات در اين آيه، ايرانيان هستند.16 در روايت آمده است كه جمعي از ايرانيان براي انجام مراسم حج، به حجاز رفتند. در مدينه، به محضر امام باقر(عليه السلام) رسيدند و مطالبي درباره مسائل مهم ديني پرسيدند و امام باقر(عليه السلام) پاسخ آن ها را داد. يكي از پرسش ها اين بود: شنيده ايم كه سلمان تمايل پيدا كرده بود با دختر عمر، خواهر حفصه، ازدواج كند و از او خواستگاري كرده بود. لطفاً چگونگي آن را براي ما بيان فرماييد و امام باقر(عليه السلام) فرمود: عمر از خواستگاري ناراحت شد و نزد رسول خدا(صلي الله عليه وآله) گِله كرد. ها ها ها ها رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به عمر فرمود: واي بر تو! آيا خرسند نيستي كه سلمان به تو مشتاق شود و تو به او نزديك گردي؟ سلماني كه بهشت مشتاق ديدار اوست و خداوند درباره سلمان و شما جمعيت قريش، اين آيه را نازل كرد ]آن گاه آيه 89 سوره انعام را خواند.[ عمر گفت: اي رسول خدا! منظور از گروه «نگهبان دين» (در اين آيه) كيست؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) در پاسخ فرمود: «هُوَ وَ اللّهِ سَلمانٌ وَ رَهْطُهُ»; سوگندبه خدا! اين گروه نگهبان، سلمان و قوم او هستند. سپس فرمود: سوگند به خدا! اين آيه (38 سوره محمّد) نيز در شأن سلمان و قوم او نازل شده است. و در پايان فرمود: اي گروه قريش! شما مردم فارس (ايرانيان) را با شمشير (در فتح ايران) مي زنيد تا به سوي اسلام بيايند. سوگند به خدا! روزي خواهد آمد كه آن ها شما را براي كشاندن به سوي اسلام، با شمشير مي زنند. حُذَيفة بن يمان، كه در آنجا بود، گفت: اين پيش گويي گوارا باد بر سلمان و ايرانياني كه راه ايمان و تقوا مي پيمايند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله)فرمود: اگر اسلام در لابه لاي زمين گم شود، ايرانيان آن را مي يابند و اگر اسلام در آسمان قرار گيرد، جز مردم ايران كسي به آن دست نيابد. ]امام باقر(عليه السلام) افزود:[ عمر با شنيدن اين سخن، غمگين شد و برخاست و رفت.17 7. (يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ): (يَا أَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْم يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّة عَلَي الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِم...) (مائده: 54); اي كساني كه ايمان آورده ايد! هر كه از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نمي رساند) خداوند در آينده، جمعيتي را مي آورد كه (داراي اين ويژگي ها هستند): (1) خداوند آنان را دوست مي دارد; (2) و آنان (نيز) خدا را دوست دارند; (3) آنان در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر كافران، سخت و نيرومندند; (4) آنان در راه خدا جهاد مي كنند و از سرزنش ملامتگران هراسي ندارند. روضه دین خدا یعنی همین اشک مظلومان عالم را ببین روايت شده است كه شخصي درباره منظور اين آيه از پيامبر(صلي الله عليه وآله) پرسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله) دست بر شانه يا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»; منظور آيه، اين شخص و قوم او هستند. آن گاه فرمود: «لو كانَ الدّينُ بالثُريّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.»18 8. (بَعْضِ الأَعْجَمِينَ): (وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَي بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ)(شعراء: 198 و 199); هرگاه ما اين قرآن را بر بعضي از مردم عجم (غيرعرب) نازل مي كرديم و پيامبر اين آيات را براي آنان به زبان تازي (اعراب) مي خواند،عرب آنان هرگز به قرآن ايمان نمي آوردند. وای بحال اینکه عربی نازل شده ایمان نمی آورند اگر فارسی بود که هرگز ایمان نمیآوردند میگفتند چون فارسی است ما ایمان نمیآوریم در حديثي آمده است كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ايمان نمي آورد; ولي قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ايمان آورد و اين براي عجم، فضيلتي است.19 آيات مزبور غير از آيه اخير، همگي از سوره هاي مدني اند و در اواسط يا اواخر سال هاي هجرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مدينه نازل شده اند20 قطعاً منظور اين آيات اقوامي نيستند كه در زمان پيامبر مسلمان شدند; اما آيه اخير (89 سوره انعام) گرچه از آيات مكّي است، ولي با توجه به اينكه بعضي از قرآن، بعضي ديگر را تفسير مي كند (إنّ القرآنَ يُصَدِّقُ بَعضُهُ بعضاً)21 به احتمال قوي، منظور همه اين آيات، يك چيز است: اين آيات از قومي خبر مي دهند كه در آينده نزديك، مسلمان مي شوند و مانند اعراب مسلمان نخواهند بود و طبق روايات ياد شده، آن قوم ايرانيان هستند. داشتن روحيه حق پذيري و نداشتن عصبيّت جاهلي حقيقتي است كه آيه اخير آن را بيان كرده است. سلمان به عنوان يك مسلمان ايراني و با ايمان، همواره طرف مشورت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بود. حفر خندق در جنگ «احزاب» و تهيه ارابه جنگي در محاصره «طائف» توسط همراهان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دو نمونه از پيشنهادهاي سلمان فارسي است.22 در اواخر عمر پيامبر، هنگامي كه باذان، عامل (دست نشانده) پادشاه ايراني در يمن، مسلمان شد، به دنبال آن، بسياري از ايرانيان مقيم يمن نيز مسلمان شدند و فتنه اسود عنسي ـ از پيامبران دروغين ـ را دفع كردند و او به دست ايرانيان كشته شد. سپس ايرانيان مسلمان يمن با گروهي از مرتدان عرب مبارزه كردند تا آنكه مرتدان شكست خوردند و سركرده آنان اسير شد و او را به مدينه فرستادند.23 در احاديث مربوط به ايمان ايرانيان آمده است: ايرانيان با ميل و رغبت خود، مسلمان شدند.24 در نبرد «قادسيه»، چهارهزار ايراني به سپاهيان عرب پيوستند. اين عده براي پيوستن خود به سپاهيان عرب، شرط كردند كه پس از جنگ، به هر جا خواستند، بروند و با هر قبيله اي خواستند، هم پيمان شوند و سهمي از غنايم جنگي برگيرند. اينان پس از پيوند با بعضي از قبايل عرب (زهرة بن حويه سعدي، از قوم بني تميم) موالي آن قبايل ناميده شدند و در كوفه مسكن گزيدند. «حمراء» نام ديگر آن ها بود.25 در تاريخ آمده است: چهار هزار نفر از اهالي «بحر خزر»، پس از مشاوره با بزرگان خود، تصميم گرفتند به ميل خود، مسلمان و به قوم عرب (مسلمان) ملحق شوند. اين عده، در تسخير «جلولاء»، در زمان عمر به لشكر اسلام كمك كردند و سپس با مسلمانان در كوفه ساكن شدند. اشخاص ديگري نيز گروه گروه به رضا و رغبت خود به اسلام گرويدند.26
ايرانيان در ركاب موعود اسلام
منظور از «اهل مشرق»، «اصحاب الرايات السود»، «اهل خراسان» و «الرجل الخراساني»، «فرس»، «اعاجم»، «موالي»، «بنوالحمراء»، «قوم سلمان»، «اهل قلم» و «اهل طالقان» كه در برخي از احاديث به چشم مي خورند، ايرانيانند. اينان زمينه ساز حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)هستند. رسول خدا(صلي الله عليه وآله) فرمود: مردماني از مشرق زمين قيام مي كنند و زمينه را براي حكومت جهاني مهدي آماده مي سازند.27 بيشترين ياران مهدي (عج) را ايرانيان تشكيل مي دهند. در احاديث آمده است: بسياري از ياران امام زمان (عج) از اهالي مرورود، مرو، توس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فارياب، طالقان، سجستان، نيشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سيراف، ري و كرمان هستند.28 اميرمؤمنان(عليه السلام) درباره ياران حضرت مهدي (عج) از طالقان مي فرمايد: «خوشا به حال طالقان! زيرا براي خداوند ـ عزّوجل ـ در آنجا گنج هايي ذخيره شده كه از جنس طلا و نقره نيستند، بلكه در آنجا مرداني هستند كه خدا را واقعاً شناخته اند و آنان همچنين ياران مهدي در آخرالزمان هستند.»29 همچنين است بيانات امام صادق(عليه السلام) درباره ويژگي هاي ياران امام مهدي (عج) از مردم طالقان.30 يكي از ياران اميرمؤمنان (اصبغ بن نباته) مي گويد: از اميرمؤمنان شنيدم كه مي فرمود: گويا چادرهاي عجم را مي بينم كه در مسجد كوفه برپا شده اند و در ايّام حكومت امام مهدي، قرآن را همان گونه كه نازل شده است، به مردم ياد مي دهند.31 محيي الدين عربي، عارف معروف، در كتاب خود، فتوحات، درباره وزيران امام مهدي (عج) مي نويسد: همه آنان از عجمند و در ميان آنان هيچ فردي از عرب وجود ندارد.32
نفي ملّي گرايي
توجه بدين نكته ضروري است كه مطرح كردن ايرانيان در قرآن، با مسئله «ملّي گرايي» ارتباطي ندارد. در اينجا نمي خواهيم بگوييم كه نژاد ايراني، از ديگر نژادها برتر است، بلكه فقط مي گوييم: ايرانيان نيز در كنار ديگران مورد توجه و مرحمت قرآن هستند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) در موارد گوناگون، از جمله پس از فتح مكّه، با تأكيد و صراحت لازم اعلام كرد كه همه خرافات و تعصّبات جاهليت را نابود كرده ام. هيچ افتخاري براي عرب بر عجم و سفيد بر سياه و... نيست، مگر به ملاك تقوا. و فرمود: «ايُّها النّاسُ كُلُّكُم لادَمَ و آدَمُ مِنْ تُراب لاَفضَلَ لِعَرَبي علي أعجَمي الاّ بالتَّقوي.»33 همچنين فرمود: آنان كه به قوم و ملت خود افتخار مي كنند، بايد اين عقيده را رها كنند. آن مايه هاي افتخار، جز هيمه دوزخ نيستند و اگر انسان ها دست از اين عقيده برندارند، نزد خدا از سوسك هايي كه كثافت را با بيني خود حمل مي كنند، پست تر خواهند بود.34 ابن حجر در الاصابة نقل مي كند كه مردي از ايران، به نام ابي شاه، پس از خطبه بليغ و سودمند رسول خدا(صلي الله عليه وآله) برخاست و تقاضا كرد كه دستور دهد آن را بنويسند و در اختيارش قرار دهند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ياران فرمود: آن را براي ابي شاه بنويسيد. اين مسئله نشان مي دهد كه هرگز عصبيّت و قوم گرايي در ديار اسلام راه ندارد. در تاريخ آمده است هنگامي كه جواني ايراني در جنگ «احد» در صف سپاه اسلام، ضربتي سخت بر دشمن وارد ساخت و فرياد برآورد: اين ضربت را از من بگير كه جواني ايراني هستم، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) دريافت كه سخن او ممكن است شعله تعصّب نژادي ديگران را برافروزد. به آن جوان فرمود: بگو: از يك جوان انصاري!35 امام صادق(عليه السلام) در ردّ شخصي كه مي خواست بين عرب و عجم فرق بگذارد و عرب را بر عجم برتري دهد، فرمود: مگر سخن رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به تو نرسيده است كه فرمود: من مولاي هر فرد مسلمان هستم، خواه عرب باشد، خواه عجم. آن گاه فرمود: كسي كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را دوست بدارد، آيا از جان رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نيست؟36 امام باقر(عليه السلام) فرمود: روزي پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر بلندي كوه صفا ايستاد. بني هاشم و بني عبدالمطلّب در آنجا حاضر بودند، آن حضرت به آنان رو كرد و فرمود: من رسول خدا به سوي شما هستم و با شما مهربانم، ولي بدانيد كه هر كس در گرو عمل خويش است; من در گرو عمل خود هستم و شما نيز در گرو عمل خودتانيد. نگوييد: محمّد از ماست و به زودي در همان جايگاه محمّد قرار مي گيريم (و در كنار او به پاداش مي رسيم.) سوگند به خدا! هيچ كس از شما و غير شما دوست من نيست، مگر آنكه پرهيزگار باشد. آگاه باشيد كه مبادا شما را در قيامت، در حالي ملاقات كنم كه بار دنياپرستي را بر پشت خود حمل مي كنيد، ولي ديگران با توشه معنوي با من روبه رو گردند! آگاه باشيد كه اكنون حجت و عذر را بين خود و شما و بين خود و خدا تمام كردم.37
سلمان; افتخار ايرانيان
اگر ديده مي شود كه به واسطه پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا امامان(عليهم السلام) به وجود حمزه و جعفر و ديگر رجال برجسته اسلامي افتخار شده، به دليل تقوا و كمال آنان است، نه به علت قوميّت و ملّيت. چنان كه بيان شد، افتخار به افرادي كه در پيش خدا منزلتي دارند، ملّي گرايي نيست. به همين دليل، در احاديث فراواني به وجود برخي از انسان هاي الهي افتخار شده است. در احاديث آمده است: روزي سلمان فارسي در مسجد پيامبر(صلي الله عليه وآله) نشسته بود، عده اي از بزرگان اصحاب نيز حاضر بودند، سخن از اصل و نسبت به ميان آمد. هر كس درباره اصل و نسب خود، چيزي مي گفت و آن را بالا مي برد. نوبت به سلمان فارسي رسيد. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو. اين مرد فرزانه و تعليم يافته و تربيت شده مكتب اسلام، به جاي آنكه از اصل و نسب و افتخارات نژادي سخن بگويد، گفت: «أَنا سَلمانُ بنُ عبداللّهِ كُنتُ ضالّاً فَهَداني اللّهُ ـ عزَّو جَلَّ ـ بِمُحَمَّد، و كُنتُ عائلا فأغناني اللّهُ بِمُحمَّد و كُنتُ مَملُوكاً فَأعتَقِني اللّهُ بِمُحَمَّد»; نام من سلمان است و فرزند يكي از بندگان خدا هستم. گم راه بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا راه نمايي كرد. و فقير بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا بي نياز كرد. برده بودم، خداوند به وسيله محمّد، مرا آزاد كرد. در اين هنگام، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وارد شد و سلمان آنچه را گذشته بود، به عرض آن حضرت رساند. رسول خدا رو به آن جماعت، كه همه از قريش بودند، كرد و فرمود: اي گروه قريش! نسب افتخارآميز هر كس، دين اوست; مردانگي هر كس، خوي و شخصيت اوست; و اصل و ريشه هر كس، عقل و ادراك او.38يعني: ملاك هاي برتري در اسلام، با دين و اخلاق و انديشه سنجيده مي شوند، نه با نژاد و قبيله و رنگ و زبان. سپس پيامبر(صلي الله عليه وآله) آيه 13 سوره حجرات را خواند و به سلمان فرمود: هيچ يك از اينان بر تو برتري ندارند، مگر به ملاك پرهيزگاري. اگر تقواي تو از آنان بيشتر است، از آنان برتري. روزي سلمان به مجلس پيامبر(صلي الله عليه وآله) وارد شد. حاضران برخاستند و به او احترام كردند و او را در بالاي مجلس نشاندند. در اين هنگام، فردي وارد شد و تا نگاهش به سلمان افتاد، گفت: اين عجمي كيست كه در بالاي مجلس، در ميان عرب ها نشسته؟ پيامبر(صلي الله عليه وآله) براي محكوم كردن چنين عقيده اي، بر منبر رفت و خطبه خواند و در بخشي از آن فرمود: انسان ها از زمان آدم تا امروز، مانند دندانه هاي شانه (كنار هم مساوي)اند. عرب را بر عجم و سرخ پوست را بر سياه پوست برتري نيست، جز به ملاك تقوا. سلمان دريايي است كه به انتهايش نتوان رسيد و گنجي است كه تمام نمي شود. سلمان از ما اهل بيت است. او آب گوارايي است كه از آن حكمت مي تراود و برهان ارائه مي دهد. در بعضي از روايات آمده است كه سلمان وارد مسجد شد و در محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نشست. عده اي از اشراف عرب خشمگين شدند و به او گفتند: تو كيستي؟ سلمان گفت: من پسر اسلامم. پيامبر در اين هنگام سلمان را تصديق كرد و فرمود: كسي كه مي خواهد به مردي بنگرد كه خداوند قلبش را سرشار از ايمان كرده است، به سلمان نگاه كند.39 در زمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) روزي ابوسفيان با گروهي از مسلمانان، از كنار سلمان فارسي، صهيب رومي و بلال حبشي، كه با هم بودند، عبور كردند. آنان تا ابوسفيان را ديدند، گفتند: افسوس كه شمشيرها در گلوي اين دشمن خدا كارساز نشد. ابوسفيان اين سخن را شنيد (با توجه به اينكه او به ظاهر مسلمان بود.) ابوبكر به آنان گفت: آيا شما به بزرگ قريش (ابوسفيان) چنين كنايه اي مي زنيد؟ سلمان و همراهان از اعتراض ابوبكر ناراحت شده، نزد پيامبر آمدند و ماجرا را به اطلاع آن حضرت رساندند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به ابوبكر فرمود: گويا آنان را خشمگين كرده اي! اين را بدان كه اگر آنان را خشمگين كرده باشي، خدا را خشمگين كرده اي. ابوبكر نزد سلمان، بلال و صهيب رفت و عذرخواهي كرد و آنان نيز عذر او را پذيرفتند. پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) فرمود: پروردگار حكيم، مرا به دوست داشتن چهار تن امر كرده است. گفتند: يا رسول اللّه! آنان چه كساني هستند؟ پيامبر پاسخ داد: علي بن ابي طالب. سپس فرمود: «خدا مرا به محبت چهار نفر امر كرد» اين بار، وقتي پرسيدند: آن چهار دسته، چه كساني هستند، پاسخ داد: علي بن ابي طالب. اين كلام رسول خدا(صلي الله عليه وآله) چهار بار تكرار شد و فقط علي(عليه السلام) را نام برد و بار چهارم افزود: علي، مقدادبن اسود، ابوذر غفاري و سلمان فارسي.40 نيز آن حضرت فرمود: «سلمان از من است. هركس در حق او ستم كند، در حق من ستم كرده است و هر كس او را بيازارد، مرا آزار داده است.»4
پينوشتها
1 «فرس» (forc) كلمه اى است عربى كه مورّخان اسلامى و عرب زبانان بر ايرانيان اطلاق كرده اند; همان گونه كه واژه «عجم» را نيز در مورد ايشان به كار برده اند. 2ـ غلامحسين مصاحب، دائرة المعارف فارسى، ج 2، ص 1876، واژه «فرس». 3ـ ابن منظور نيز مى نويسد: «والعرب تسمّى الموالى الحمراء»; عرب ها موالى را حمراه مى ناميدند. (ابن منظور، لسان العرب، ج 4، ص 210.) 4ـ بلاذرى، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، بخش مربوط به ايران، ص 41 / ابن منظور، لسان العرب، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405ق، ج 4، ص 210. 5ـ قرطبى، تفسير قرطبى، ج 7، ص 259. 6ـ محمّدبن جرير طبرى، تفسير طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى، تفسير القرآن العظيم، بيروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، بيروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179. 7ـ ابونعيم اصفهانى، تاريخ اصفهان، ج 1، ص 4 / متقى هندى، كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126. 8ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 5، ص 108. 9ـ همان، ج 9، ص 192. 10ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 57، ص 216. 11ـ همان، ج 60، ص 216. 12ـ محمّدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، بيروت، دارالفكر، 1401 ق، ج 6، ص 63 / مسلم بن حجّاج نيشابورى، صحيح مسلم، بيروت، دارالفكر، ج 4، ص 191. 13ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين / جلال الدين سيوطى، الدّرالمنثور، بيروت، دارالمعرفه، 1365 ق / جاراللّه زمخشرى، تفسير كشاف، بيروت، دارالمعرفه / محمّد مصطفى مراغى، تفسيرالمراغى، چ دوم، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1985 م / سيد قطب، فى ضلال القرآن / قرطبى، تفسير القرطبى، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405 ق، ذيل آيه 16 سوره فتح. 14ـ محمّدبن جرير طبرى، جامع البيان، ج 9و 10، ص 93 / سيد محمود آلوسى بغدادى، روح المعانى، بيروت، داراحياء التراث العربى، ج 10ـ12، ص 85. 15ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 122 / محمّدبن حسن طوسى، التبيان، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1409 ق، ج 3، ص 352 / جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 1، ص 574. 16ـ جاراللّه زمخشرى، پيشين، ج 2، ص 43 / خواجه عبداللّه انصارى، كشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، اميركبير، 1363، ج 3، ص 418 / محمّد عبده، المنار / سيد محمود آلوسى بغدادى، پيشين. 17ـ ميرزا حسين نورى، نفس الرحمان، بيروت، مؤسسة الآفاق، 1411 ق، ص 48. 18ـ فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3، ص 208. 19ـ عبدعلى جمعه عروسى حويزى، نورالثقلين، چ چهارم، قم، اسماعيليان، 1412ق، ج 4، ص 165/ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، چ سوم، قم، دارالكتاب،1404 ق، ج 2، ص 124 / بهاءالدين محمّد لاهيجى، تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 14. 20ـ سيد محمّدباقر حجتى، پژوهشى در تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362، ص 399 و 401. 21ـ نهج البلاغه، خ 18. 22ـ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، 1402 ق، ج 2، ص 336 / محمّدبن جرير طبرى، تاريخ طبرى، ج 2، ص 538. 23ـ مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلاموايران،ج2، ص 716. 24ـ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، چ دوم، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق، ج 67، ص 169. 25ـ بلاذرى، پيشين، ص 41. 26ـ مرتضى مطهرى، پيشين، ج 2، ص 716. 27ـ ابن ماجه قزوينى، سنن ابن ماجه، كتاب «الفتن»، ج 2، ص 1366، ح 4088 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 51، ص 87. 28ـ محمدبن جرير طبرى، دلائل الامامة، قم، بعثت، 1412 ق، ص 556. 29ـ سليمان بن ابراهيم حنفى قندوزى، ينابيع المودة، چ هشتم، قم، بصيرتى، ص 449. 30ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 52، ص 307. 31ـ شيخ عباس قمى، سفينة البحار، تهران، سنايى، ج 2، ص 165. 32ـ محيى الدين بن عربى، الفتوحات المكيّة، مصر، المكتبة العربيه، 1985م، ج 3، باب 366، ص 328. 33ـ عبدالحسين امينى، الغدير، قاهره، درالكتاب العربى، 1397، ج 6، ص 187 و 188. 34و35،ـ احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، ج 2، ص 624 / ص 503. 36ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 67، ص 169. 37ـ محمّدبن يعقوب كلينى، الروضة من الكافى، ص 182. 38ـ همان، ص 181، ح 203. 39ـ احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، نجف، دارالنعمان، ج 1، ص 150. 40و41ـ محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 246 / ص 347.
آیات ابتداییِ سورهٔ روم پس از آن نازل شد که مشرکان از شنیدن خبر پیروزی ایرانیان بر رومیان خوشحال شدند و آن را به فال نیک گرفتند، زیرا مجوس (زرتشتیان) دوگانهپرست بر اهل کتاب (مسیحیان) موحَد پیروز شدهبودند. آنها به شماتت مسلمانان پرداختند و از این حربه برای تضعیف روحیهٔ مسلمانان بهره جستند.[۳] در این شرایط، آیات «الم * غُلِبَتِ الرّوم * فی اَدنَی الاَرضِ وهُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبون * فی بِضعِ سِنینَ لِلّهِ الاَمرُ مِن قَبلُ ومِن بَعدُ ویَومَئِذ یَفرَحُ المُؤمِنون * بِنَصرِ اللّهِ یَنصُرُ مَن یَشاءُ وهُوَ العَزیزُ الرَّحیم * وَعدَ اللّهِ لا یُخلِفُ اللّهُ وَعدَهُ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لا یَعلَمون» (روم: ۱ـ۶) نازل شد. در این آیات، خداوند از شکست ایرانیان از رومیها در آیندهٔ نزدیک خبر داده و وعدهٔ الهی را تخلفناپذیر دانستهاست. مفسران، «بِضعِ سِنینَ» را در روایتی از پیامبر اسلام از ۳ تا ۹ سال شمردهاند.[۴] «فی اَدنَیالاَرضِ» نیز در آیات یادشده بر محلی به نام اَزْرُعات شام تطبیق شده که رومیها در آنجا از ایرانیان شکست خوردند.[۵] بنا به نقل قتاده با نزول آیات مذکور، مسلمانان گفتهٔ پروردگار را تصدیق کردند تا اینکه خبر شکست ایران در سال ششم هجرت در جریان صلح حدیبیه به مؤمنان رسید و آنها شاد شدند.[۶]بنا به نقل برخی مفسران، پیامبر اسلام پیروزی مسلمانان بر ایرانیان و روم را در غزوه خندق[۷] (سال پنجم هجری) یا هنگام فتح مکه[۸] (سال هشتم هجری) نوید داد. منافقان آن را بعید دانسته، گفتند: آیا مکه و مدینه برای محمّد کافی نیست که در حکومت فارس و روم طمع کردهاست؟ در این باره آیهٔ «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ المُلکِ تُؤتی المُلکَ مَن تَشاءُ وتَنزِعُ المُلکَ مِمَّن تَشاءُ... = بگو بارالها مالک حکومتها تویی. به هرکس بخواهی حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی حکومت را میگیری...» (آلعمران، ۲۶)[۹] نازل شد. مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل گشت که پیامبر از خداوند خواست تا مُلک فارس و روم را برای امتش قرار دهد.[۱۰]مفسران، کلمهٔ «مجوس» در آیهٔ ۱۷ سورهٔ حجّ را معتقدان به دیانت زرتشتی میدانند که مصداق بارز آن ایرانیان بودند: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والصّابِـینَ والنَّصاری والمَجوسَ...». حاکمان اسلامی، پس از فتح ایران، به پیروی از پیامبر، مردم آن را در زمرهٔ اهل کتاب قلمداد کرده، مطابق با آنان رفتار کردند[۱۱]، چنانکه از پیامبر و علی بن ابی طالب نقل شده که مجوس، پیامبر و کتاب آسمانی داشتهاند.[۱۲]
در آیات متعددی از قرآن، به اعراب خطاب شدهاست که: اگر شما دین الهی را یاری نکنید، خدا قوم دیگری را خواهد آورد که دین را به کمک آنها یاری خواهد کرد. بسیاری از تفاسیر شیعه و سنی، قوم مذکور را ایرانیان دانستهاند:
براساس نقل مفسران شیعه[۱۳] و سنی[۱۴] هنگامی که آیهٔ ۱۳۳ سورهٔ نساء نازل شد که: «اِن یَشَأ یُذهِبکُم اَیُّهَا النّاسُ ویَأتِ بِـاخَرینَ وکانَ اللّهُ عَلی ذلِکَ قَدیرا = ای مردم، اگر او بخواهد شما را از میان میبَرد و افراد دیگری را بهجای شما میآورَد، و خدا بر این کار تواناست»، پیامبر اسلام دست بر پشت سلمان فارسی زد و گفت: آنها عجم و فارس، قوم سلمان هستند.
در آیهٔ «یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم ویُحِبّونَهُ اَذِلَّة عَلَیالمُؤمِنینَ اَعِزَّة عَلَی الکافِرینَ یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ ولا یَخافونَ لَومَةَ لائِم...» = ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کسی از شما که از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمیرسانَد و] خداوند در آینده جمعیتی را میآورَد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند. در برابر مؤمنان، فروتن و در برابر کافران نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت سرزنشکنندگان هراسی ندارند...» (مائده، ۵۴)، روی سخن با مرتدّانی است که طبق پیشبینی قرآن از آیین اسلام روی برمیگردانند. خداوند در این آیه به مسلمانان عرب هشدار میدهد که اگر شما از دین بازگردید خدا بهجای شما گروهی را میآورَد که دارای صفاتی ممتاز بوده، دین خدا را یاری خواهند کرد. برخی مفسران اهل سنت[۱۵] و تشیع[۱۶] مقصود از آن قوم را ایرانیان دانسته و نوشتهاند: چون این آیه نازل شد، یاران پیامبر از او پرسیدند: آنها چه کسانی هستند که اگر ما بازگردیم خدا آنان را جایگزین ما میکند؟ در آن هنگام، سلمان فارسی نزد پیامبر بود. پیامبر دست خود را بر دوش او نهاد و گفت: این شخص و کسان او (هذا و ذووه) یا مردمی که این از آنان است. سپس پیامبر گفت: اگر دین در ستارهٔ ثریا باشد، هرآینه مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.
در تفسیر آیهٔ «اِلاّ تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابـًا اَلیمـًا ویَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ولا تَضُرّوهُ شیــًا واللّهُ عَلی کُلِّشَیء قَدیر = اگر (بهسوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی میکند و گروه دیگری غیر از شما را بهجای شما قرار میدهد و هیچ زیانی به او نمیرسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست». (توبه، ۳۹) از سعیدبن جبیر نقل شده که مراد از قوم دیگر، اَبنای فارس هستند.[۱۷]
بخش پایانیِ آیهٔ ۳۸ محمد «واِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَومـًا غَیرَکُم ثُمَّ لا یَکونوا اَمثالَکُم» هشداری است به عرب مسلمان که اگر قدردان نعمت پاسداری از آیین اسلام نباشند و از آن روی برگردانند، خداوند این مأموریت را به گروه دیگری خواهد سپرد که در ایثار و فداکاری و نثار جان و مال در راه خدا بهمراتب از آنان برترند. نقل شده که پس از نزول این آیه، برخی صحابه از پیامبر اسلام پرسیدند: مقصود از این گروهی که خداوند به آنان اشاره کرده چه کسانی هستند؟ در آن هنگام سلمان کنار پیامبر بود. او دستش را بر ران او زد و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، او و قومش اگر ایمان به ثریا آویختهباشد، آنها بدان دست خواهند یافت.[۱۸]جعفر بن محمد الصادق نیز آنان را غیرعرب و از مَوالی دانستهاست.[۱۹] بنا به نقل برخی مفسران، با نزول این آیه، پیامبر خوشحال شد و گفت: «هیَ أَحَبّ إلَیَّ مِنَ الدّنیا = این برای من محبوبتر است از دنیا».[۲۰]
برخی مفسران چون میبدی، آلوسی و رشید رضا ذیل آیهٔ «فَاِن یَکفُر بِها هـؤُلاءِ فَقَد وکَّلنا بِها قَومـًا لَیسوا بِها بِکافِرین» (اَنعام، ۸۹) مقصود از قومی را که در راه کفر گام برنمیدارند و در برابر حق تسلیماند، ایرانیان دانستهاند[۲۱]، که بهزودی اسلام را پذیرفته، در پیشرفت آن، با تمام قوا کوشیدند و دانشمندان آنها در فنون مختلف اسلامی کتابهای فراوانی تألیف کردند.[۲۲] برخی ذیل این آیه روایتی از پیامبر آوردهاند که در آن، او قریش را بهترین عرب و فارس را بهترین عجم (غیرعرب) معرفی کرد.[۲۳]
در صحیح مسلم روایت شدهاست که هنگام نزول آیهٔ «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیّینَ رَسولاً... = او کسی است که در میان مردم بیسواد رسولی از جنس خودشان مبعوث کرد...». او آن را تلاوت کرد تا به آیهٔ «وءاخَرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقوا بِهِم... = (و همچنین او) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشدهاند...» (جُمُعة، ۳)، یکی از صحابه از پیامبر پرسید: مقصود از کسانی که هنوز به ما نپیوستهاند، کیاناند؟ پیامر دست را بر سلمان نهاد و گفت: اگر ایمان در ثریّا باشد، هرآینه مردانی از آنها (ایرانیان) بدان دست خواهند یافت.[۲۴] مانند این روایت به طرق دیگر نیز از قیسبن سعدبن عباده و... نقل شدهاست.[۲۵]سیوطی این روایت را از برخی کتب حدیث، ازجمله صحیح بخاری، صحیح مسلم و... از پیامبر اسلام نقل کردهاست.[۲۶]قُرطُبی بهترین تفسیرِ «وَآخَرینَ مِنهُم» را ایرانیان میداند.[۲۷]
براساس روایتی، جعفر بن محمد الصادق هنگامی که آیهٔ «فَإذا جاءَ وَعدُ اُولاهُما بَعَثنا عَلَیکُم عِبادًا لَنا اولی بَأس شَدید...» (اِسراء، ۵) را تلاوت نمود، از او پرسیده شد: مراد از این بندگان رزمنده و پیکارجو در این آیه، که با بنیاسرائیل و یهود در هنگام فسادشان میجنگند، کیاناند؟ گفت: به خدا سوگند آنان اهل قم هستند.[۲۸]
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابوصد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22 ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد آقا وقتی قرآن چاپ میکنید روی جلد آن به علم ریاضی قرآن علم ابجد بنویسید قرآن شیعها 737-541 عمر ابوبکر = 196 ضرب 14 معصوم 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین196 کلید اسلام 196 اساس دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد دین اسلام 196 گذشته از 700 آیه برای امام علی(ع) طبق روایت اهل سنت درباره امام مهدی 255 آیه میباشد مهدی به ابجد کبیر مهدی 59 میباشد این آیه هم 59 حرف دارد بشمار59 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی امام 12 دوازدهم شیعیان میباشدبه ابجدکبیروصغیرالله86+110دین الهی =196دین اسلام196به ابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196+52 هر سال 52 جمعه داریم = 196 دین اسلام196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود دین اسلام 196 نشانه های دین الهی الله
امام زمان مهدی موعوددر 5 سالگی در جواب یارانش و یاران پدر بزرگوارش {عج} فرمو د وقال مهدی {عج} :از ایشان سئوال کردند این کلام رمز قرآن کهیعص یعنی چه ایشان فرمود (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیهالسلام، والعین عطشه،والصاد صبره.» امام 5 ساله نابقه علم کلام و تفسیر قرآن بفدای آقایی باشکوه انسانی بی نذیرآقایی باادب وکریمی بزرگوار انسان دوست دارد فدای کلمات طلایی وگهر بارایشان گردد وقتی کسی نماینده الله باشد قرآن ناطق باشد بدورازانسانیت و تقواء و عدالت است که جانشین بحق رسول خدا محمد مصطفی و علی مرتضی را تنها بگذاریم و بعد ازسی چهل سال دربستر بیماری بمیری نماینده الله حضرت مهدی ایشان به امر خدا مردگانرازنده و کورمادرزادرا شفاء میدهد قدرتی برتر که خداوند در کره زمین کسی با وقارتر ازایشان ندارد بغیر14معصومخانواده محترم رسول خدا وبه علم ابجدقرآن
کهیعص195+278حمعسق=473+110دین الهی=583عاشوراه583شبکه نور583محمدعلی فاطمه حسن حسین 583امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583با عشق علی 583 ابجد پنج تن آل عباء583 حمعسق ح حسین میم محمد عین علی سین سجده کننده در قرآن از امام باقر در باره کهیعص و حمعسق سوال شد ایشان فرمود در باره عاشورا و حسین است به ابجدمیگویند امام علی مظلوم بود وبی یاور آقا اجازه بده برای مظلومیت شما من گریه کنم
محرم 288+385 شیعه =673-541 عمرابوبکرفتنه ها = 132 اسلام132 محرم است که اسلام را زنده نگه میدارد ابجد5 تن آل عباء 583 پنج تن آل عباء حیدث کثاء و آیه مباهله ابجد محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 با عشق علی 583سرای نور الهی583 عاشقان بمهدی583 شبکه نور583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد به ابجد 12 حق12 اسلام 12 نجاتبخش 12 قلب 12 هوا 12 سیب 12 حم 12 حامی محمد علی 12 امام میباشند ساعت 12 ماه های سال 12 انجمن 12 نجاتبخش 12 اسلام 12 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385شیعه 385 شیداء 385 شهید الله 385 اسلام واقعی الله 385بدین واقعی اسلام 385
-به ابجد صغیر و کبیر امام 82 مهدی هم 82 میباشد به ابجد صغیر و کبیر کلمه (امام) به معناي رهبر و زمامدار الهي به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کريم تکرار شده است که مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (صل الله عليه و آله)از طريق شيعه وسني مبني بر اينکه تعداد امامان بعد از ايشان 12 نفر مي باشندو پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا خواهد رفت
به ابجد راز قرآن 559-541 فتنه ها = 18 ذالحجه" غدیر خم به ابجد بدعت کنندگان 651-110 دین الهی = 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مکافات 541 آفت کلی 541عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541عمر ابوبکر 541 عمر ابوبکر بارها در جمع یاران خود را ملامت نموده چرا حق علی و فاطمه را باغ فدک را غصب نمودند و بدعتها در دین نمودند خود را بسیار ملامت مینمودند عمر میگفت بدعت کردم 740 -430 مقصر = 310 عمر بدعت کردم 740 مقصر عمر 740 بدعت کردم 740 مقصر عمر 740 توجه شمارا به معادله و صیغه بدعت جلب می کنم به ابجد دین بدعتا 541 عمر ابوبکر541 بدعتی پلیدیه 541 بدعتگر 676-135 دینه الله135 فاطمه 135 = 541 عمر ابوبکر541 بدعتگرهای پلیدا 737-196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم 196 = 541
به ابجد غدیر 1214 -1202 سه خلیفه = 12 امام یکی پس از دیگری توسط پیامبر اعظم انتخاب گردید انتخاب الله 1120-1202 سه خلیفه قاصب = 82 به ابجد صغیر و کبیر 82 امام 82 الم 82 امام 82 هم اکنون امام 82 مهدی 82 به ابجد صغیر وکبیر 82 میباشد این است
( انتخاب الله) 1120-1202 سه خلیفه قاصب=82 مهدی 82 امام 82 الم 82 به ابجد کبیر و صغیر 82 میباشند
(اهل دین خلیفه قاصب دین = 1082-541عمر ابوبکر= عمر ابوبکر541
بدعتگرانی 737-196 دین اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 بدعت کرد 700-430 مقصر = 370 شیطان +170 آل سعود= 541 عمر ابوبکر541 بدعت کردی 710-661 عثمان = 49 عمر ابوبکر 49 به ابجد صغیر 49 شجره ملعونه 49ابوبکر عمر49 عمر میگفت 740 بدعت کردم 740-430 مقصر = 310 عمر مقصر عمر 740 به ابجد کبیر ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر پرتگاه منافقا 878-337 محمد علی فاطمه = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر541 دشمنه اسلامی
با پرتگاه اهل دین اسلام 851-541 عمر ابوبکر = 310 عمر ظالم 971- 310 عمر = 661 عثمان 661مردان رجس یا ابله پلید661عثمان661 -971 ظالم = 310 عمر= یامردان رجس ملحد 651 بله اسراف کاران 651 مردانه فاسده دینه اسلام 651-110دین الهی=541 فتنه ها 541 مکافات541عمرابوبکر541 اهله شر541 آفت کلی 541 آفتین 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541
دروغ گویان دین اسلام 1473-271 منافق = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت به ابجد خیانت امانت در قرآن به علم ابجد خیانت امانت 1553-351 قرآن = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 بکافران محض1202 احمق پلیدی دشمن خدا 1202 ارتش کفار 1202 بخیانت کاران ابله 1473-271 منافق = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفتبه ابجد خیانت امانت در قرآن به علم ابجد خیانت امانت 1553-351 قرآن = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 بکافران محض1202 احمق پلیدی دشمن خدا 1202 ارتش کفار 1202 بخیانت کاران ابله1473 -271= 1202 -بخیانت کاران ابله1473 - 271 منافق =1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت
به ابجد بدعت کنندگان 651-110دین الهی=541 عمر ابوبکر 541فتنه ها541اهله شر541دشمنه اسلامی541عمرابوبکر 541فتنه ها541دشمنه اسلامی541مکافات541آفت کلی541 پیامبرفرمودبعدازمن فتنه هابپا خیزندبه ابجدفتنه ها541عمر ابوبکر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 ظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541
زیبا ترین داستان قرآن مثل غدیر خمحضرت مسیح بشارت به آمدن «فارقلیط»که به علم ریاضی قرآن فارقلیط 46 منظور محمد 20+26 علی جانشین بحق رسول خدا 46 با کلام وحی 46میباشدبه ابجد ماه 46 لا اله الا الله 46 +ماه 46= 92محمد 92+18ذالحجه غدیر خم = 110 علی110 دین الهی 110علی را به عنوان جانشین انتخاب نمود در تمام کتب اهل سنت موجود میباشد قرآن میفرماید انی جاعلک لناس اماما خداوند میفرماید ما امام را انتخاب میکنیم
.سوره هود آیه ۸ وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزى كه عذاب مىآید از آنها برداشته نمیشود، بلكه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میكردند خواهند دید. از امیر المؤمنین روایت شده كه در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است كه سیصد و سیزده نفر میباشند. امام صادق (ع) فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. كه برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى ۳۱۳ تن میباشند).
سوره ابراهیم آیه ۵ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی ذلِكَ لَآیاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍموسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى كفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى كند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذكر گرداند كه در آن آیاتى است براى هر صبركننده شكرگزارى. در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده كه فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.
سوره انبیاء آیه ۱۰۵ وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از كتب آسمانى سابق نوشتیم كه: زمین را بندگان صالح ما بارث میبرند.صالح الدین یکی از نامهای سردار سلطان صالح الدین قائم آل محمد مهدی موعود میباشد و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.
سوره حج آیه ۳۹ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ بآنان كه ستم دیدهاند اگر پیكار كنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یارى آنها دارد. ابن ابى عمیر از عبد اللَّه بن مسكان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت كرده كه فرمود: او قائم آل محمد است كه براى خون- خواهى حسین علیه السّلام قیام میكند.
سوره صف آیه ۸ یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ؛ مىخواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش كنند ولى خدا كامل كننده نور خویش است، اگر چه كافران را ناخوش آید. از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام معنى آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستى امیر المؤمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنى خداوند امامت را بآخر میرساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا كه مقصود از نور همان امام است. محمد بن فضیل میگوید: عرض كردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنى چه؟ فرمود: یعنى خداوند به پیغمبرش دستور داد كه لزوم دوستى جانشین خود «امیر المؤمنین» را به مردم اعلام كند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است. عرض كردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنى خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز میگرداند. چنان كه خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنى خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میكند «وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» یعنى هر چند دشمنان على این را نخواهند. عرض كردم: اینكه میفرمائى تنزیل و ظاهر معنى قرآن است! فرمود: آرى آنچه كه گفتم تنزیل و ظاهر معنى قرآن است. سوره ملک آیه ۳۰ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍ اى پیغمبر! بمردم بگو: بمن بگوئید: اگر آبى كه در دسترس دارید در زمین فرو رود كیست كه آب روان براى شما بیاورد؟. از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است كه فرمود: «مائكم» یعنى (ابوابكم) كه ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» یعنى كیست كه علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟
سوره صف آیه ۹ و سوره توبه آیه ۳۳ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشركین نخواهند. راوی می گوید: از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى ... سؤال كردم. فرمود هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است گفتم: قربانت گردم! كى موقع آن فرا میرسد؟ فرمود؟ ان شاء اللَّه هنگامى كه قائم قیام كند و چون قیام كند هر جا كافر و مشركى باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایى كه اگر كافرى در دل سنگى پنهان شود سنگ صدا میزند اى مؤمن! كافرى یا مشركى در من پنهان شده او را بكش. خداوند او را بیرون مىآورد و یاران قائم او را بقتل میرسانند. و هم در آن كتاب از ابن عباس روایت نموده كه وى در باره آیه لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ گفت: این در زمانى است كه تمام یهودیان و نصارى و پیروان هر كیشى بدین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعى كه دیگر موش انبانى را پاره نمیكند وقتى كه حكم جزیه گرفتن از اهل كتاب ساقط مىشود و هر جا صلیبى است شكسته میگردد و خوگها معدوم مىشود و این بهنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود. سوره نور آیه ۵۵ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً؛ خداوند بكسانى- كه از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساختهاند وعده داده كه آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان كه همانند آنها را سابقا خلیفه كرد. و ثابت میدارد دین آنها را كه براى آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل بأمن كنیم و اینان هیچ گاه بمن شرك نیاورند. در غیبت شیخ روایت میكند كه این آیه نیز در باره مهدى موعود و یاران او نازل شده.
سوره قصص آیه ۵ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ ابجد مهدی 59 این آیه هم 59 حرف میباشد و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم. در غیبت شیخ از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت میكند كه در تفسیر این آیه فرمود: اینان كه در زمین ضعیف گشته اند آل پیغمبرند كه خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را خار ذلیل گرداند.
5.برکات آسمانی نازل میشود
چنانچه در حدیث آمده است :زمین چیزی از بذرهای خود را نگه نمیدارد ،جز اینکه آن را بیرون میفرستد و آسمان چیزی از باران رحمتش را نگه نمی دارد جز اینکه سیل آسا بر بندگان خود فرو میریزد.(1)
6.همگی در رفاه به سر می برند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمودند:امت من در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) آنچنان متنعم می شوند که هرگز چنین بهره مند نشده اند(2)
7.زمین گنجهای پنهان خود را آشکار می کند
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) در این زمینه می فرماید :در آن زمان چهار پایان در امان هستند و درندگان با هم سازش میکنند.زمین پارههای جگرش (گنجهای پنهان و باارزش خود ) را بیرون میریزد...پارههای جگر زمین ستونهایی از طلا و نقره است.(3)
8.دام ها و چهارپایان زیاد میشوند.
چنانکه در روایتی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله )آمده است :مهدی (علیه السلام) خارج میشود ،خداوند باران رحمتش را میفرستد،زمین گیاهش را می رویاند ،و دام در جهان زیاد میشود .او ثروت را به طور مساوی تقسیم میکند و امت اسلام بزرگ و شکوهمند میگردد.(4)
9.رفع مزاحمتها و ایجاد آسایش عمومی برای عموم مردم است.
چنانچه امام محمد باقر(علیه السلام) میفرمایند:مهدی (علیه السلام) راههای اصلی را توسعه می دهد ،بالکنهایی را که به خارج جادهها آمده و از دیگران سلب آزادی کرده است و ناودانهایی را که به کوچه ها میریزد،از بین میبرد(5)
10.پردههای ظلمت کنار میرود.
امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرمایند:وقتی قائم ما قیام کند،زمین به نور پروردگارش نورانی میشود ، و مردم از نور خورشید بی نیاز میشوند و شب و روز یکی میشوند و تاریکی از بین میرود.(6)
11.ایجاد برادری و مواسات میان انسانها است
چنانچه امام محمد باقر(علیه السلام) میفرمایند:هنگامیکه قائم ما قیام کند ،دوران برابری و برادری فرا میرسد .در آن زمان یک مسلمان آنچه نیاز داشته باشد،از جیب برادر مسلمانش بر میدارد و او مانع نمیشود.(7)
پاورقی:
1.المستدرک علی الصحیحین ج4 .ص514
2.اعلام الوری ،ص433
3.المستدرک علی الصحیحین ،ج 4،ص514
4.تاریخ ما بعدالظهور ،ص 744
5.ارشاد مفید ،ص 365
6.المحجه فیما نزل فی القائم الحجه ،ص 185
7.بحارالانوار ،ج 52.ص372
حجاج در مکه میگویند دو ماشین پلیس در شلوغی حجاج ایرانی قرار داشت و آن دو ماشین پلیس 36 نفر از ایرانی ها را دستگیر و با خود بردند این روش مهمان نوازی آل سعود است که در حج اقدام به آدم ربایی و قتل مهمانان خانه خدا را مرتکب =بزرگترین گناه کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه = 74 دین اسلام 74 فرقه شد ابجدصغیر ابوبکرعمر عثمان 74 میباشد74والشجرتها الملعونه 74 به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 فتنه ها 541 اهله شر541 دشمنه اسلامی541 آفت کلی 541مرگ کافر541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 حرامیان دزده دین اسلامی541 جهل عرب ابله بکل عالم 541دلیل نفاق به لعین دین 541 به دقل بازکودن با قاصب کل دین 541 جاهل منافق به لعین دین 541ابله منافقا لا مذهب احمق 541دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 بدشمن فاسد 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541 انحرافه دین اسلام 541 نامردیه عقیده باطل 541
124هزار پیامبر و جانشینانشان را خدا انتخاب نمود در آیه 124 بقره میفرماید وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
خداوند در قرآن میفرماید ما امام و جانشین پیامبر را ماتعیین میکنیم امام را انی جاعلک لناس اماما بدرستیکه ما انتخاب میکنیم ما قرارمیدهیم برای مردم امام را در غدیر خم امام توسط پیامبر انتخاب گردید و تمام= شیعه یعنی در مدار حق بوود فرقه های دین همه باطل بوود نام شیعه جلوه قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد نام شیعه 5 بار مستقیم و 7 بار با ترکیباتش آمده 12 بار ساعت 12 ماه های سال 12 امامن 12 به ابجد اسلام 12 اخلاق 12 واجب 12 قلب 12 هوا 12نجاتبخش 12 اسلام 12 جانها 12 در12 با آنها 12
به ابجد صغیر شیطان 22 مقصر 22 هذیان 22 عمر22شیطان 22 ابابکر22دشمن اسلام22 مجرمان 22 منافقان 22 بدبختی 22 بدیها 22 دروغ 22نیرنگ 22 کلک 22 کید 22 مکارا 22 روباه 22بدیها 22 ابوبکر رکب وبا من از خار سر دیوار دانستم بناحقی ابوبکر رکب وبا ابوبکر دو سال خلافت نکرده از دنیا رفت عمر به او سم ری سامری قوم محمد او را به درک اسفل سافلین فرستاد در طبقه سوزان جهنم که به آنجا اسفله سافین میگویندفقط شیطان نمرود شداد حامان فرعون عمر ابابکر شمر یزید معاویه و بت پرستان و قاصبان ولایت را مورد عذاب میکنند قرار دارندهفت طبقه زیرداخل جهنم سوزان ترین جای جهنم را درک اسفله سافلین میگویند علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن
به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر عمر 541 مقصر 430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971+231 ابوبکر = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن هم به ابجد صغیر هم به ابجد کبیر ابوبکر عمر عثمان ان من المجرمین منتقمون 1202 -661 منافقان نامرد پلید 661 عثمان =541 ابوبکر عمر 541گمراه دین بناحق دینها فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 آفت کلی 541ابوبکرعمر 541 ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه 541جهل عرب ابله به کل عالم 541 اباجهل در دین عقیده باطل 541کفری دین حرام الهی 541دلیل نفاق به لعین دین 541 به دقل باز کودن با قاصب کل دین541 پلید ناکسان حرامیان 541ابله منافقا بناحق دین ها 541 بی دینها احمق جاهل منافق 541جهل عرب عقیده باطل541ملحد ها یا منافق آل سعود 541شیطان آل سعود541 آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی 541دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی 541 با قاصب کل دین نفاق541 کافر پلید دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام با دشمن ابله نادان 541 به نامرده ابله دین 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541آفت کلی 541انحرافه دین اسلام یا حقه بازان پلید اسلامی به نامرده ابله دین 541 عقیده باطلی نامردی 541 با منافقان ابله ملحد نادان 541دشمنه اسلامی 541کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541انحرافه دین اسلام 541
ظالم 971-430 مقصر=541 ابوبکر عمر 541عمر ابوبکر 541 مردان گمراه 541عداوتین541بدشمن فاسد 541 مجرمین بدین اسلام 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541 فاجران دین اسلامی541انحرافه دین اسلام 541باعقرب افعیه 541 کافر پلید دین اسلام 541بدشمن فاسد 541 بنامردان قاصب 541 کافر پلید دین اسلام کینه توزه ابله 541 حقه بازان پلید اسلامی ناحقیا541 مجرمین بدین اسلام 541 انحراف دین اسلامه 541با انحراف بدین اسلام 541 ناکسین قرن 541ومجرمانه دین اسلام541 اهله شر541 عداوتین 541 قاتلی 541 عمر ابوبکر541دشمنه اسلامی541مردان گمراه541آفت کلی 541شیطان آل سعود 541 مردان گمراه541با منافقان ابله ملحد نادان541دشمنا دین های الله541شیطان نابحقی541بنااهله منافق آل سعود 541بانامرداهل دین اسلامی 541با نامرده اهل دین اسلامی541بدشمن فاسد541ملحد های منافقا آلسعود 541آفتین541 قاتلی541مرگ کافر541 541مجرمین بدین اسلام541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 اهله شر541به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه 541 آفت کلی 541 با دشمن ابله نادان 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 ابوبکر و عمر 541 بجای تشحیح وغسل و کفن رسول خدا ایشان را رها کرده وبا بی شرمی تمام به سقیفه برای قصب خلافت رفته بودند541 مردان گمراه541 ابله بشرا541 بدشمن فاسد 541بامنافقان ابله ملحد نادان 541بادشمناابله نادان 541 541دشمنادین های الله 541دشمنه اسلامی541 آفت کلی541مرگ کافر 541 آفتین541بدشمن فاسد541 541دشمنه اسلامی541آفت کلی541 مردان گمراه541 541آفتین541شمرا541 عقیده باطل نامردیه541همين جا از آقا امام رضا سلام الله تعالي عليه اين مطلب را براي شما بگويم که امامت را معنا ميکند: ميفرمايد: «ان الامامه خلافه الله و خلافه الرسول و مقام اميرالمومنين و ميراث الحسن و الحسين»، بعد به اين هم اکتفاء نميکند امام، کاملش ميکند، ميفرمايد: مضافا بر اينکه امامت خليفه اللهي است و خليفه رسول الله است. چرا گفته مقام اميرالمومنين و خليفه الله آيا کافي نبود؟ خواسته امام بفرمايد که جايگاه اختصاصي براي اميرالمومنين و براي کس ديگر ساخته نشده. و بعد ميفرمايد: «ان الامامه زمام الدين و نماء المسلمين و صلاح الدنيا و عز المومنين»، در شرح اين حديث يک کسي نوشته است که واقعا کلام الامام امام الکلام است و اينجا نشان ميدهد. امامت زمام دين است يعني جلودار دين است و نظام مسلمين است يعني اگر امامت بود، مسلمين همه با هم يک نظام مستحکم استوار درستي دارد و الا بهم ريخته است. «و صلاح الدنيا و عز المومنين»، صلاح دنياي آدم امامت است که اگر امامت بود، يک دنيا، يک زندگي خوب و صالح و آميخته به صلح و صفاست. «و عز المومنين» و امامت عزت براي مومنين است. بدانيد و بدانيم و خدا را شکر کنيم که ما عزتي داريم که ولايت اميرالمومنين است، «نوالي وليهم و نعادي عدوهم». باز هم امام کامل ميکند: «ان الامامه اس الاسلام النامي و فرعها السامي»، امامت را بايد امام معنا کند. امامت هم بنياد است و هم شاخه است. آن بنياد اسلامي که نمو ميکند و قابل رشد است و ارتقاء دارد و تحول و تطور و تکامل دارد، آن اساسش امامت است و با امامت رشد ميکند. و فرع سامي، و شاخه بلند، سمو يعني علو. آن شاخه بلندي که ميوه ميدهد، آن شاخهاي بلندي که سايه ميدهد، آن شاخه بلندي که صفا ميدهد، آن شاخه بلندي که منظر زيبا ميدهد، امامت است. «بالامام تمام الصلاه و الزکاه و الصيام و الحج و الجهاد و توفير الفئ و الصدقات» تا ميرسد احکام، امور و اجراي حدود و تمام تربيت و موعظه حسنه همه از امامت برگرفته شده است. بعد تعبير ديگري هم امام دارد، ميفرمايد: «الامام کالشمس الطالعه المجلله بنورها للعالم» امامت يک خورشيد درخشنده که تمام جهان را نورانيت ميدهد، آن که شنيدهايد «يملأ الارض قسطا و عدلا» ان شاء الله در موقع خودش خواهد آمد. اين تنگ و تاريکي که در دنيا ميبينيم، جاهل به امامت هستند. «و هي في الافق بحيث لا تناله الايدي و الابصار»، يک نوري است نور بلندي است که کسي به آن نور بلند احاطه و اشراف ندارد. آن محيط بر انسانها است. مسيطر بر بشريت است. «الامام البدر المنير و السراج الزاهر و النور الساطع و النجم الهادي» بعد امام که ميفرمايد که بدر و ماه منير و چراغ فروزان و نور متلألو است و ستاره هدايت کننده در تاريکيهاي شب است، ميفرمايد:« الامام سحاب الماطر و الغيب الهاطل و الشمس المضيئه و السماء الظليله و الارض البسيطه و العين الغزيره و الروضه»، امام آن ابر باران دهنده است و آن باران زيادي است که زمين و گياهان را ميروياند و باز خورشيد پر از نور، امام آسماني است که پوشش ميدهد و زميني است که زمينه را براي زندگي هموار ميکند. چشمه جوشان و حوض با عظمت تا که بفرمايد:« الامام الانيس الرفيق و الوالد الشفيق و الاخ الشقيق و الام البر بالولد الصغير و مفزع العباد في الداهيه النآد» خلاصهاش اين شد که امام بهترين ياور، پدر مهربان، برادر دلسوز، مادر مهربان براي فرزند کوچکش، پناهگاه مستمندان تا که ميفرمايد: «الامام امين الله في خلقه و حجته علي عباده و خليفته في بلادهالامام المطهر من الذنوب و المبرا من العيوب»، امام معصوم است، بعد ميفرمايد «الامام واحد دهره لا يدانيه احد و لا يعادله عالم»[1]، اين اوصافي بود که درباره امام و امامت آمده بود از بيان آقا امام رضا سلام الله تعالي عليه معناي امامت را فهميديم. اين امامت را خداي متعال داده، امامت به اين عظمت را که تحليلي ديديم بايد ولايت امري باشد اما تقريري و نصي ديديم که مقام امامت تا کجا بود. به عنوان يک عنايت ويژه براي حضرت ابراهيم خليل داده شد. آيا امامت از نبوت بالاتر است؟ گفته ميشود که امامت در ديد ابتدايي بالاتر از نبوت باشد، مثلا يک کسي که امام هست و نبي نيست و يک کسي که نبي هست و امام نيست بايد برتر باشد، در حالي که اينگونه نيست. اين يک تلقي ابتدايي است. اصل معنا اين است که امامت يک وصفي است براي نبي که اگر نبي امامت داشت، افضل از انبيايي که امامت ندارد. اين برتري امامت بر امامتي است که اضافه به نبوت بشود. آن ميشود افضل نسبت به انبيايي که امامت ندارد. حضرت خليل سلام الله تعالي عليه عرض کرد: «و من ذريتي»، خداي متعال فرمود «لا ينال عهدي الظالمين»، عهد من يعني امامت که عهد خداست که در حديث هم خوانديم. روايت اصول کافي که امامت عهد خداست اصول کافي در روايت ديگر ميفرمايد: «ان الامامه عهد من الله»[2]، که حديث سندش کاملا صحيح است محمد بن يحيي عن احمد بن محمد عن حسين بن سعيد اهوازي که اينها از ثقات و اجلاء است عن ابن ابي عمير عن حماد عن عمرو بن اشعث که اعتبار دارد. از امام صادق شنيدم که درباره امامت فرمود که به اراده مردم است؟ فرمود: «لا و الله!» امامت به اراده مردم نيست «و لکن عهد من الله»، امامت عهدي است از سوي خدا که توسط پيامبر در روز غدير اعلام بشود. به اختيار مردم نيست که برود انتخاب کند. لذا باز هم امام رضا سلام الله تعالي عليه درباره آيه «ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبي و الذين آمنوا و الله ولي المومنين»، ميفرمايد: «فکان له خاصه، فقلدها عليا بامر الله تعالي علي رسم ما فرض الله فصار في ذريته الاصفياء الذين آتيناهم العلم و الايمان»، تا اينجا که من اين قسمتش را دنبال ميکنيم «فمن اين يختار هولاء الجهال؟» از کجا ميتوانند جهال امامت را تعيين کنند. «ان الامامه منزله الانبياء و ارث الاوصياء»، به دست جهال نيست. خداي متعال فرمود: «لا ينال عهدي الظالمين»، عهد امامت بود، عهد من براي ظالمها نميرسد. مصداق اول ظالم مشرکين هستند ظالمها چه کساني هستند؟ اولين ظالم مشرک است. «ان الشرک لظلم عظيم»[3]، بنابراين ظالمي که مشرک باشد، شرک به خدا داشته باشد که آن ظلم عظيم است قطعا طبق نص اين آيه اهليت امامت ديني را ندارد و نميتواند امامت ديني داشته باشد. سيوطي[4] در تفسير در المنثور روايت از مجاهد معناي «لا ينال عهدي الظالمين، لا اجعل اماما ظالما» يعني من امام ظالم ديگر نصب و قرار نميدهم، معنا ميکند سيوطي. روايت تفسير عياشي در اينکه امام ظالم وجود ندارد بعد مرحوم عياشي در تفسير عياشي ميفرمايد: روايت از حريز از امام امام باقر عليه السلام «في قوله لا ينال عهدي الظالمين، أي لا يکون اماما ظالما». امام ظالم قطعا وجود ندارد. در شرح حديث «و لا ينال عهدي الظالمين»، روايتي را مرحوم عياشي نقل ميکند از صفوان جمال ميگويد اين حديث را در مکه بوديم که صحبت بود، در آنجا گفته شد به اين نتيجه رسيديم و مطلب اين شد که «قال من ذريتي، قال يا رب و يکون من ذريتي ظالم، قال نعم». اسم برد چند نفر را که اينها هستند که ظالم هستند و امامت به آنها نميرسد. «و من اتبعها»[5] و کساني که آنها را اتباع ميکنند. کسي که از اين امامت فاصله بگيرد سفيه است بعد در ادامه همين آيه ميفرمايد کسي که از اين امامت، از اين مقام با عظمت، از اين چهره مولي کسي که «يرغب عنه» يعني فاصله از آن بگيرد، کسي از اين امامت فاصله بگيرد «الا من سفه نفسه»، مگر کسي که عقل درست ندارد. عقل درست باشد آدم غير از مولي کسي هست که بعد از پيامبر آدم امامتش را قبول کند؟ قرآن ميگويد قبول نکردن ولايت سفاهت است. براي اينکه عقل سليم در ديد ابتدايي کسي که به قول خود آنها به بت سجده نکرده کرم الله وجهه، کسي که تمام غزوات به دست مبارک او بوده، کسي که علمش تا حالا در دنيا اول است، کسي که تقوايش الگوست تا حالا، کسي که نص غدير درباره اش است، کسي که قبول نکند «من سفه نفسه»، اين عقل ندارد. يک دستهاش عقل ندارد که اتباع است و يک قسمتش هم کفر است که سران است و موسسين بهم زدن ولايت مولي در اين آيه کافر خوانده شده است و کساني که با يک تبليغات بسيار نادرستي از ولايت کنار کشيدهاند، آنها سفيه خوانده شده و واقعا هم همينطور است. در آيه قرآن گفت «و من يرغب عن مله ابراهيم» که ملت در روايت گفته شده است فالمله در اينجا امامت است. «الا من سفه نفسه». و بعد در ادامه اين همين آيه آن کساني که کنار ميروند در اثر تبليغات سفهاء هستند و عقل ندارند و کساني که عمدا موسسين مخالفت با ولايت هستند، «و من کفر فامتعه قليلا»، دنيايش را يک زندگي برايشان ميدهيم مثل اينکه شما مثال بزنيد رياست دنيا که چيز کمي است، يک رياست چند روزه و يک حکومت چند روزه مثلا، اينها متاع قليلي است، «فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير»، در آخر به ناچار ميکشانم آنها را به عذاب دردناک و راه بسيار بد و خطرناک. اين تفسيري بود که مرحوم عياشي نقل کرده درباره «لا ينال عهدي الظالمين». بيان فخر رازي در تفسير کبير بعد از که اين مطلب از لحاظ روايات بيان شد، بياييم که يک بحث تحقيقي آن را ادامه بدهيم سه دليل فخر رازي از طرف شعيه ميگويد که امامت به ظالم نميرسد فخر رازي[6] در تفسير کبير ميگويد: «الروافض احتجوا بهذه الايه علي القدح في امامه ابي بکر و عمر بثلاثه اوجه: الاول» ميگويد رافضيها از اين آيه استفاده کرده اند که ابوبکر و عمر نميتواند خليفه باشد به سه وجه، «الاول ان ابابکر و عمر کانا کافرين فقد حال کفرهما ظالمين فوجب ان يصدق عليهما في تلک الحاله انهما لا ينالان عهد الامامه البته»، اين بيان خود فخر رازي است البته از طرف روافض ميگويد. «و اذا صدق عليهما في ذلک الوقت انهما لا ينالان عهد الامامه البته و لا في شئ من الاوقات»، نه در آن وقت و نه در هيچ وقت ديگر، «ثبت انهما لا يصلحان للامامه»، خلافتشان را کسي انکار نميکند منتها خلافت سلطنت است. ما قائل به سلطنت هستيم و خلافت معنايش هم در لغت «الخليفه: السلطان الاعظم، و الخليفه: السلطنه». امامت به آنها نميرسد، مانع دارد که ظلم است. ظلم هم کفر است. تاريخ هم بلديد که کفر طولاني است چهل ساله است، تقريبا چهل سال مشرک بودند، چهل سال کافر بودند «حتي بلغ اشده اربعين سنه»، از لحاظ تربيتي ميگويند کسي که تا چهل سال رسيد، قابل اصلاح ديگر نيست. اين دليل اول که فخر رازي بيان کرد. دليل دوم «الثاني ان من کان مظلما في الباطن کان من الظالمين فاذن ما لم يعرف ان ابابکر و عمر ما کانا من الظالمين المذنبين ظاهرا و باطنا وجب ان لا يحکم بامامتهما». ميگويد: شعيه ميگويد که امامت ظاهر و باطناش پاک باشد ولي براي آنها ظاهر و باطنش در حال شرک و کفر ديگر پاکي آن ثابت نيست و قابليت براي امامت وجود ندارد. دليل سوم مشرک است و کل مشرک هم ظالم است و الان شما به آنها ميتوانيد بگوييد «کانا ظالمين»، صدق هم ميکند مشتق حقيقت در ما انقضي عنه المبدأ يا حداقل استعمالش صحيح است يا به معناي مجازي يا به معناي حقيقي. استعمال مشتق در ما انقضي عنه المبدأ صحيح است يا به نحو مجازي يا حقيقي اينجا يک نکته است که شما نگوييد اختلاف نظر وجود دارد در اينکه مشتق حقيقت است در ما انقضي عنه المبدأ يا نيست و اختصاص دارد به من تلبس بالحال، اين اشکال اينجا وارد نيست. چون شما ميگوييد استعمالش صحيح است حالا به نحو حقيقت يا به نحو مجاز. استعمال که صحيح بود، عنوان صدق ميکند، ظالم «لا ينال عهدي الظالمين». صدق عنوان حال به نحو مجازي يا حقيقي در حالي که تحقيق در اصول هم اين شد که مشتق حقيقت در ما انقضي عنه المبدأ است. بعد ايشان چون آدم فاضلي است و بحث را دقيق بيان ميکند، در آخر ميرسد به جوابها و ميگويد کل اين استدلالها وارد نيست براي اينکه مشتق حقيقت در ما انقضي عنه المبدأ نيست. الان کسي که قسم خورده باشد که به مسلماني سلام کند ولي فرد مسلماني است که قبلا کافر بوده و الان مسلمان است، حالا به اين مسلماني که فعلا مسلمان است اگر سلام بکند، آيا اين درست نيست؟ قطعا درست است. پس معلوم است که مسلمان است و کافر نيست، کفر قبلي اثر ندارد و مسلمان بودن فعلي ملاک است. اولا ما گفته بوديم که مثال دليل نيست، و ثانيا مغالطه است و ثالثا مسلمان بودن خودش موضوعا از نظر ديني، اسلام حال فعلي اسلام شرط است براي احکام اسلام نه براي خلافت و امامت. احکام اسلام مثلا نجس نيست. مصداق کامل و مورد اتفاق و اجماع و مسلم براي امامت اميرالمومنين است پس بنابراين براساس رأي خود فخر رازي و سيوطي و محققين خود ما و بيان اصول کافي، راهي براي تطبيق امامت وجود ندارد مگر يک مصداق که اميرالمومنين سلام الله تعالي عليه است که فقط مصداق کامل و مورد اتفاق و اجماع و مسلم و بدون هيچ شبهه. حداقل مصاديق ديگر که شک داشته باشيم ميشود شبهه مصداقيه. کوچکترين شبهه در مسائل اعتقادي خطر دارد و در مسائل اعتقادي براي شبهه و شک راهي نيست. تنها اميرالمومنين به تسالم و ضرورت معصوم و پاک و اهليت و قابليت و جامعيت بنابر مسلک شيعه و سني، اين آيه که امامت که عهد خداست. روز عيد غدير تطبيق ميشود به حضرت علي بن ابي طالب اميرالمومنين عليه افضل الصلاه و السلام. يک نکته يادمان نرود، در روايت خوانديم که ولايت عز المومنين است، يک طلبه تجربه ماست، يک طلبه موفق طلبهاي است که ولايتش قويتر باشد. هرچه ولايتتان قويتر باشد، توفيقتان بيشتر است و معناي قدرت و قوت ولايت را از کجا بفهميم، يعني راه تقويت ولايت فقط کريم هستند، فقط چند قدم برويد و يادشان بکنيد، و واجبات و محرمات را رعايت کنيد، يک مرتبه ميبينيد دل از دست رفت، فقط ميگويد آقا اميرالمومنين، فقط ميگويد آقا امام زمان. ولي، ولي دلهاست. ولي، ولي روح آدم است. ولي، ولي نفس آدم است. يکي از تجليات ولايت تکويني هم همين است. فردا هم ان شاء الله زيارت امين الله را بخوانيد. نکته اصلي در عرفه گفته بودم که در عرفه معرفت آمد و آشنايي آمد و معرفت پشت سر آن عرفان است. معرفت امامت است، عرفان ولايت است. و معرفت آشنايي است، ولايت تعهد است. معرفت آغازي است که فرجام عرفان است. روز عيد غدير معرفت آمد قرار را درست کرد و عرفان تعهد را درست ميکند. روز عرفه آشنايي درست شد و روز عيد غدير تعهد انجام ميشود. تعهد يک تجديد عهد بين خود و خدايمان نسبت به ولايت اهل بيت است، «نوالي وليکم و نعادي اعدائکم». به ابجد فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر = 74 فرقه نه 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان باعث 74 فرقه شدن دین شدن به ابجد تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 بازم ابجد سه صغیر سه خلیفه که موجب 74 فرقه شدن دین اسلام شدند 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 والشجرتها الملعونه 74 اینم آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ما مجرمان را انتقام خواهیم گرفت 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان74 میباشدبه ابجد بزرگترین گنا هان کبیره دین 1276 -1202 سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان = 74 تروریست 1276-1202= 74 چرا دین اسلام 74 فرقه شد 74دوزخیان پلید دین ها 74 دوستان پلیده شیطانی 74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74 چرا دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 اینم آیه قرآن به ابجد سه خلیفه قاصب 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74ان من المجرمین منتقمون 74 دین اسلام مثل دین مسیح 74 فرقه شد ابجدصغیر ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان=74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74فرقه میگویم74 باشیطان دین های اسلامه 74 شیطان ها مکار پلیده 74 مکار پلیده شیطان ها 74بنامردان پلید روزگار 74بپلید به نامردان74 نامرده پلید روزگار 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها الملعونه 74 منافق پلید بدین اسلامه 74میباشند 74با عهد شکنهای دین 74با نامردان عهدشکن پلید 74=74دشمنان اصلی دین اسلامی74عمرابوبکرعثمان74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74ومکروا مکرا" کبارا 74
به ابجد تروریست 1276-1202= 74 بزرگترین گناهان کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه لامذهب قاصب = 74 کافرا پلیدبی دین 74بی دینها کافران اسلام 74 تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 کسانی که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندابوبکر 27+22 عمر+25 عثمان = 74 قیامت دین 615 -541 عمر ابوبکر541 مجرمان دین ها اسلامه= 74 بمنافقان پلید بدین اسلام74 قیامت دین 615-541 = 74
به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم خانواده پیامبر اعظم محمد (ص)
دین هستند 110بحق110 بحق110نگین 110 دین الهی 110 منادیه 110 دین الهی 110 جلوه بخدا 651-541 عمر ابوبکر = 110 علی 110 دین الهی 110 اهل دینی 110علی 110بحق110 نان جو 110 نمک 110 بحق 110نگین 110 دین الهی 110 منادیه 110 دین الهی 110 علی110نامت 110 یا علی حقا پلیسی عالمی خیبر کنی بت شکنه دوش نبی در کعبه این مولاء علی گفت پیغمبر به کعبه اینچنین نیست جز حیدر امیرالمومنین امیرالمومنین در کعبه دوشش کسی غیر از علی نیست جانشین خاتم پیغمبران مولاء علیست جانشین خوابید جای پیغمبر علیست ساقی کوثر به جام مصطفی مولاء علیست يک قبله دارند عاشقان آنهم علی المرتضاست علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست این شکاف کعبه را مقصود چیست قبله آل عباء مولاء علیست یک قبله دارندعاشقان آن هم علی مرتضاست يک شمع دارندعارفان آنهم علی المرتضاست يک جلوه دارداين جهان آنهم علی المرتضاست يک روح دارند شيعيان آنهم علی المرتضاست يک راه دارند رهروان آنهم علی المرتضاست يک نابغه دارد زمان آنهم علی المرتضاست منجی عالم قائم است جان علی مرتضاست او جان حیدر داردروح علی مرتضاست یارب فدایش جان ما جان علی مرتضاست دو فاطمه دارد علی هم مادرو هم جان ما باشد علی مرتضاء قائم بوود نامو نشان آن هم علی مرتضاست یارب جهان نقش روخ مهدی علی مرتضاست روی رسول مصطفاست مهدی علی مرتضاست قرآن ناطق او بوود رمز قلوب شیعه هاست مهدی علی مرتضاست خورشیدو ماه عالم است مهدی علی مرتضاست شنیده ام که از سنگ هم طلاء درست میکنی مولاء من سنگ دل بودم تو از سنگ هم طلاء درست میکنی
سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است گفتم که روم سایه لطفش بنشینم گفتا که علی نور بوود سایه ندارد شیعه یعنی دشتهای پر دمن نیست اهل توپه بازی در چمن شیعه یعنی آب نانو نصف جو بر یتیمان میدهدمانند او شیعه یعنی شینو یایو عینو ها پرده دین میکند چشم تو وا در حرم چشمها گردد وای وا با وضوء برگو ببین مولاء بخواب شیعه یعنی عشقو شور زندگی حد اعلی میکند او بندگی شیعه یعنی شکوه مولاء علی آتش دراز شکاف کعبه میگویم ولی بت شکن در کعبه بر دوش نبی ثاقی کوثر بوود مولاء علی جانشین حق کوثر با نبی شیعه یعنی کندن در یا علی عبد کشتن قهرمان خیبری شیعه یعنی قل هو الله احد نام شیعه میدرخشد تا ابد فرقه های دیگری باطل بوود نام شیعه جلوه قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد شیعه یعنی در مدار حق علی جان فدا خوابید جای آن نبی شیعه یعنی در مدار حق علی جانفشانی میکند بهر نبی شیعه یعنی سجده در محراب خون عشق ورزیدن به سر حد جنون شیعه یعنی پارسا مرد دلیر که به هنگام نبرد مانند شیر شیعه یعنی دشمن شمر یزید این ابوبکرعمر باشند پلید شیعه یعنی دشمن شر زمین میکند کوتاه از این سر زمین شیعه یعنی شر دشمن را بکن دست مظلومان بگیر ظالم فکن نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام هیچ فرقه دیگری در قرآن نیامده که نیامده دیگه نامرد نباشید حق را بپذیرید پیامبر فرمود یا علی انت و امتک یا لا اقل جواب بدهید 10 ساله همه علمای مذاهب من در آوردی و تو در آوردی را به مبارزه میطلبم انگار همشون کرو لالند مرد باشید بلندبا افتخار بگوئید که شیعه قائم آل محمد(عج) مهدی شده اید کعبه میگوید سخنها اینچین ابجد شیعه و کعبه را ببین 25 شیعه یعنی این شکاف کعبه بین میشود حج هم شروع از ضلع این شیعه یعنی عشقو شعور معرفت ............... شیعه یعنی قل هو الله احد نام شیعه میدرخشد تا ابد فرقه های دیگری باطل بوود نام شیعه جلوه قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد شیعه یعنی در مدار حق علی جان فدا خوابید جای آن نبی شیعه یعنی در مدار حق علی جانفشانی میکند بهر نبی شیعه یعنی سجده در محراب خون عشق ورزیدن به سر حد جنون شیعه یعنی تابش نور خدا از آسمان همچو خورشید میکند روشن زمین شیعه یعنی درس راه زندگی همچو مولایش حسین ابن علیالیوم یئس الذین کفروامن دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛ این آیه قرآن 93 کلمه میباشد و ثابت میکند با نماز ولایت 93+17نماز = 110علی دین الهی110 علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شدابجدصغیر علی 26ضربدر 23 مهدی = 598 حکم قطعی قطعنامه 598رمز الله598 منظور امام علی و امام مهدی اولین و آخرین امام الهی 598 ابجدامام علی 26 ضربدر23 مهدی = 598 رمز قرآن 598 امام اول و امام آخر کلام اول و کلام آخر منظور رمز قرآن 598 خاتم پیغمبران محمد (ص)ومولاء علی و مولاء مهدی میباشند اولین امام و آخرین امام و آخرین پیامبر
حرف حق 396 حرف حق 396+110علی+92محمد=598رمز قرآن 598قطعنامه598 رمز قرآن 598 منظور حضرت مهدی و پدربزرگ بزرگوارش امام علی میباشد ابجد صغیر مولایم مهدی را درابجد مولاء علی 26ضربدر 23= 598 رمز قرآن598 مهدی میباشد به ابجد598 رمز قرآن 598 برای شیعه 598 قطعنامه 598 با تائید این دو مولایم و پیامبر اعظم امضاء گردید به ابجدحضرت بقیه" العظم مهدی صاحب العصر و زمان میباشددوازده همین سالار و پیشوای مسلمین جهان که انقلاب ایران با نظر و تائید ایشان انجام گرفت کلام آخر منظور598 رمز قرآن 598 خاتم پیغمبران محمد (ص)ومولاء علی و مولاء مهدی میباشند اولین امام و آخرین امام و آخرین پیامبر خاتم و جانشینش ابجد کبیر مولاء مهدی 59ضربدر 23 ابجد صغیر مهدی= 1357 انقلاب ایران با نظر و تائید حضرت بقیت الله خیرا" لکم قرآن ناطق صورت گرفت پیروزی انقلاب در شهر من اردبیل 23 بهمن 1357 با نظر و تائید حضرت مهدی (عج) انجام گرفت انقلاب نهایی در ایران در اردبیل در روز 23 بهمن پیروز شدکار را کی تمام کرد آنکه آخر تمام کرد به ابجد مثل روز روشنه 12 ساعت و دوازده ماه سال و در آیه 12 یاسین که 23 کلمه میباشد میفرماید امام مبین کسیست که بدون وحی به امر خدا از تمام امور دنیا با خبر میباشد این آیه 23 حرف دارد23بشمار سوره یاسین آیه 12 و کل شیی احصیناه فی امام مبین 23 مهدی به ابجد 23ابجدصغیر مولایم مهدی 23و مولایم علی 26ضربدره23 =598
396حرف حق 396+110علی+92محمد= 598قطعنامه598رمز قرآن 598 این آیه قرآن ابجدکبیر مولایم مهدی 59 میباشد و این آیه هم 59 کلمه میباشد و در باره حضرت مهدی هم میباشداین آیه هم 59 حرف دارد بشمار59 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی امام 12 دوازدهم شیعیان میباشد خداوند دوازده ماه سال را هم بخاطر مهدی 12 قرار دارد ساعت هم 12 ساعت روز است مثل روز روشن است حق با مهدی میباشد اگردعای من امشب به آسمان برسد گمان کنم که خدا هم به دادمان برسد رمق نمانده به جسمم خدای من مددی! مگر ز نورتو به تن مردهام توان برسد غمم ز دوری یار است، یار گمشدهام چه میشود خبر از یار بی نشان برسد؟ چه میشود که بیاید سوار مشرقیام و بر پای پیادهی خسته، توان و جان برسد پر از لطافت گل میشود نسیم چمن اگر به فصل خزان یار مهربان برسد گلاب و عطربپاشید در مسیر ظهور گمان کنم که هر آن لحظه میهمان برسد! بشوق به شوق ظهورش سر راه نشسته ام که ببینم مولاء را این امام کل گل زمان برسد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشداین آیه قرآن هم 47 حروف میباشدبشمار47(إنمايريدالله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا)47 شجره مطهره 47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ای یوسف زهرادوازدهمین سوره قرآن بیا ای جانه دله 26 علی و زهرا بیا تا همه در برابرت خشوع و خضوع کنند ای 12 دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراجانها به فدایت دكتر مصري که سنی بوده و ازطریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته است .علم ابجد علم محاسبات ریاضی خدا در قرآن است اساس علم عدد بر این است که عدد مفروض ذهنیت انسان نیست. بلکه عدداز عالم سرّ الهی به اراده و مشیت پروردگار عالم ظهور و بروز پیدا کرده است علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن .الله اکبر و عالم عدد روح گنج و کنز الهی است چنانچه پروردگار عالم اوّلین ظهور عدد را خود آغاز کرد پروردگار عالم اوّلین ظهور عدد را خود آغاز کرد و فرمودقُل هوالله احد)۵۲ هر سال ۵۲ جمعه داریم ۵۲حق با دوازده امام ۵۲یامقلب القلوب ۵۲ جمعه با ۳۱۳ روز ۳۱۳+۵۲= ۳۶۵ روز سال اعتقاد ناب شیعه وپرتوی از انوار ولایت اهل البیت علیهم السلام میباشددر قرآن 583احد عشر به ابجد 583 ابجد 5 تن آل عباء میباشد583 با ولایت امامان 583 این عدد شریف را جلوی آئینه بگیر میشود 385 شیعه بحق میباشداز راست بخوانی 583 میشه 385 براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 یاران مهدی 313 رمز الله 313 +72 یاران امام حسین = 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فرزندان اهل بیت شیعیان میباشند و ما با خدا و مولایمان مهدی عهد بستیم تا مثل زمان پیامبر فقط یک فرقه باشیم نه 74 فرقه شیطانی در غدیر خم دین خدا کامل شد و علی بعنوان نماینده الهی پذیرفتهشد به ابجد کعبه97 قسم به آیه غدیر خم 97 قسم و غدیر خم آیه غدیر خم 97 الیوم اکملت لکم دینکم 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه=110 کعبه به ابجد 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 منادیه 110 دین الهی 110 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی110 این آیه 18 کلمه میباشد الیوم اکملت لکم دینکم 18 کلمه در 18 ذالحجه محمد 92+18 ذالحجه"=110 دین الهی 110 علی 110 محمدعلی را به جانشینی خود تعیین نمود
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 فاطمه و علی میباشد نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام شما یک بار هم نیامده ای بدبخت گمراه بخود بیائید گمراهی تا بکی ابجد اسلامه حق245 فاطمه 135+110 علی = 245 می باشد
به ابجد ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم 971 یعنی
ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 آفت کلی 541آفتین541 541 مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم به دست میآید ظالم 971+231 ابوبکر = 1202 ابجد کبیر ابوبکر عمر عثمان 1202 بدبخت دین اسلام 1202 بکافران محض 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد1202 ارتش کفار 1202به خائنای منافقانه اسلام 1202 1202بخبیث ملحدها 541 با فاسد ترین دشمن 541 احمقان فاسد دین اسلامی 1202به نادانترین اهل دشمن 1202 با فاسد ترین دشمن1202 بدبخت اهله عالمی 541 بکافران محض 1202 تفرقه در ادیانه اسلامی 1202 با خبیث ناهل1202 به نامرده ملحد شرور نادان 1202نااهله شر تری 1202 سران فتنه اهل حرامیانی 1202 با خبیث نا اهل 1202به بدبختیه اهل عالم 1202 اختلافهای دینی 1202بدبخت اهل عالمی 1202 بدبختان به عالم 1202بدترین دشمن اسلامی 1202 بمنافق های اشرار دینه اسلامی 1202 نفهم ترین مردان بدین ها 1202با فاسد ترین دشمن 1202بدترین دشمن اسلامی1202 نفهم ترین مردان بدین ها 1202 بدترین دشمن اسلامی1202 حاکمان ظالمه اهل دین ها 1202 با کافران پلیده ملحده ستمگری 1202 ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد نابحقی 171 نابحقی 171 آل سعود 171 +370 شیطان = 541 فتنه ها 541 اهله شر541 آفت کلی 541 آفتین 541 دشمنه اسلامی541 عمر ابوبکر541 مرگ کافر 541 شیطان نابحقی541 541شیطان آل سعود 541 شیطان نابحقی541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541
اسلامه حق 245 - 786 سر درد شدید =541 عمر و ابوبکربه ابجد متکبرین دین 786- 245 اسلامه حق = 541 عمر و ابوبکر 541 خائنینه 786 - 245 اسلامه حق 245= 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 جرزن منافقی 541 منافق کوردلی 541 عمر 310+231 ابوبکر= 541 خائنینه اسلامه حق ابوبکر و عمر میباشند به ابجدخائنینه 786-245 اسلامه حق = 541 مردانه فاسده دینه اسلام 651-110علی = 541 عمر و ابوبکر 541 مرگ کافر 541 قاتلی 541 شرما 541 عمر ابوبکر541 فاجران دین اسلامی 541 فاجران دین اسلامی541 فتنه ها 541 عمر310+231 ابوبکر=541 دشمنه اسلامی541اهله شر 541 آل سعود شیطان 541 شیطان نابحقی 541مرگ کافر 541 دشمنه اسلامی541.385 دین الهی الله محمد علی 385
به ابجد قرآن 351 فارسی 351 دین اسلام ناب محمدی 351 باگنجینه نابه دین اسلام 351 +14 معصوم خانواده پیامبر = 365 روز سال 5+6+3 = 14 معصوم 365 + محمد20= 385 شیعه 385 راز اهل عالم 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 با آل اسلام ناب محمدی 385 با آل قرآن 385
پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ریاضی قرآن به ابجد فرقه 385 شیعه 385 جمال روی الهی مهدی 385 دین اسلام ناب محمدی 385 با گنجینه نابه دین اسلام 385 به قبله عالم اهل دین 385 جمال روی الهی مهدی 385 دین الهی الله محمد علی 385 به ابجدبرترین دین 926-541 عمر ابوبکر= 385 شیعه 385 دین ناب الله محمد علی 385فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر385فلسفه دین الله 385بیداریهای اسلامی385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله 385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 این عدد 385شیعه را از راست بخوانی میشه ابجد 5 تن خانواده محترم رسول خدا 538 اهل دین قرآن اسلام 583 به ابجد اهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام = 583شبکه نور 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 این عدد نورانی را از راست بخوانی میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرندپیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد امت اسلام باید ید واحده باشند هزار چهارصد سال کعبه دست شما بوده 5 سال هم دست فرزندان پیامبر باشد وگرنه ما مجبور میشویم با جهاد حق خود را طلب کنیم385 با باطنه اهل قبله اسلامی 385 دین ناب الله محمد علی 385 با جان دین های الهی محمد علی 385 بدین اسلام واقعی 385 کل دین اسلام ادیانه الله 385 امام اهل دین بجهان اسلام385به اهله قانون دین الله385 فلسفه دین الله 385شیعه 385فرقه 385 جمال روی الهی مهدی 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 شیداء 385شهید الله 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 با وصی دین محمد علی 385 به علم ریاضی قرآن به ابجد امامت 482-541 عمر ابوبکر = 59 مهدی امام کل جهان است اماما آخر دنیا = 826- 541 عمر ابوبکر=385 دین مداری الله385 آبروی دین محمدی 385فلسفه دین الله385با آل اسلام ناب محمدی 385 به ابجد امام 82+114 سوره قرآن = 196 ضرب 14 معصوم میباشد ابجد صغیر و کبیر مهدی82 امام 82 امام واقعی امام مهدی82 میباشد 82 جان نبی الله 82 پیامبر فرمود من و پدرو مادرم به فدایش الهی خاتم پیغمبران هم خود را قابل فدا شدن برای مهدیش میداند یعنی چه مقام تا چه حد است که خاتم پیغمبران لیاقت خود و پدر و مادرش را به فدا شدن برای مهدی میداند 124 هزار پیامبر آمدند خداو و پیامبر قبلی آن را انتخاب نمودند در آیه 124 بقره میفرماید به پیامبر الهی حضرت ابراهیم شما یک درجه بالاتر به مقام امامت رسیدی مقام امامت 622- 559 مقام نبوت = 23 مهدی میباشد در آیه 12 یاسین که 23 کلمه میباشد23وکل شیی احصیناه فی امام مبین این ایه کلمه دارد 23 مهد ی23 در این آیه میفرماید امام مبین کسی میباشد که بدون وحی به امر خدا از تمام دنیا با خبر است قطرات باران و موهای سر ما چند تاس ای تاس به تمام علوم الهی واقف میباشد پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نسناسد به مرگ جاهلیت خواهد مرد حروف امام زمانابجد 14 معصوم1743+351قرآن 1994 یعنی 4+9+9+1= 23 وارث 14 معصوم امام زمان وکل شیی احصیناه فی امام مبین این ایه 23 حروف دارد ابجد امام زمان یاسین آیه 12 هم میباشد به ابجد اسلام 12نجاتبخش12 حق 12 ساعت12 قلب12اسلام12جانها 12 رگهای عصب مغز 12 رگ میباشد کعبه 12 ضلع دارد
ابجد 5 تن آل عباء 583 به ابجد یا انسانیت یا583 شبکه نور 583 این عدد شریف و نورانی را از راست بخوان ابجد 5 تن آل عباء 583 این عدد را جلوی آئینه بگیر میشود 385 شیعه 385 رسول خدا فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 حرفهای حسابی385اسلام پیامبر385فقط دین اسلام 385 فرزندان اهل بیت شیعیان هستند 583یا انسانیت 583از راست بخوان ابجد 5 تن 385 براستی شیعیان قائم آل محمد بحق میباشند { قال رسوالله} کتابی الله و عترتی 1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385
خداوند از کدام دین راضی میباشد به ابجد رضایت دین الهی الله 1587 - 1202 ابوبکرعمرعثمان = 385 شیعه 385 قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلامه بحق محمد20+26 علی =385با گنجینه ناب دینه اسلامی 385 { قال رسوالله} کتابی الله و عترتی 1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله = شیعه385 اسلام پیامبر 385با اسلا ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385 فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر
به ابجد شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله = 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385 دین ناب الله محمد علی 385به ابجدشهید الله 385 فلسفه دین الله 385 شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله = 385 شیعه 385 فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 با قانون الهی دین الله 385 قانون اساسی الهی 385 فلسفه دین الله 385 زنده با د دین بحق حسینی 385 شهید الله 385
پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 زنده باد دین بحق حسین 385 قانون الهی بدین الله 385 قانون اساسی الهی 385 شیعه 385 قانون بدین الهی الله 385 سربازه الهی دین 385 با راه دین الهی الله 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام385قانون الله بدین الهی 385 قانون الهی بدین الله 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385 قانون الهی بدین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385به راه الهی حسین 385 قانون الهی دین الله 385 محورا دین الله385 خداوند به پیامبر وحی فرستاد و پیامبر به علی فرمود743 ان الله لا یهدی القوم الکافرون 743-202 محمد علی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385
مگر به گفته پیامبر شک داری که فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد شیطان 370- 60پلیدیها =310 عمر خطای کاری 851-541 عمر و ابوبکر = 310 عمر =دوزخی های پلید 631 - 144 قرآن یا 12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 بناحق ترینه 826 -385 شیعه = 541 عمر ابوبکر 541دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 اهله شر541 آفت کلی 541دشمنه اسلامی 541
لطفا خودتان را معرفی کرده و نحوه شیعه شدنتان را بفرمایید.
سلمانحدادی هستم، سال 1361 در شهرستان سنندج به دنیا آمدم. پدرم به مادرم گفت: اسم مذهبی روی فرزندمان بگذار . مادرم که متولد سوریه و شیعه مذهب است، و خیلی محبت امیرالمومنین در دلش بود و هست، اسمم را سلمان گذاشت.
با این اسم بزرگ شدم در حالی که از اسمم متنفر بودم و احساس شرمندگی می کردم.چون تبلیغات مسموم زیادی از شیعیان برایم شده بود. و از اینکه مادرم هم شیعه است احساس بسیار بدی داشتم و برایم کسر شأن بود که مادرم شیعه است. با تشویق پدرم در دوران راهنمایی، در کنار درس های مدرسه، تحصیل دروس حوزوی را هم شروع کردم و ادامه دادم. بعد از اتمام دبیرستان، 3 سال دوره ی تکمیلی حوزه را به زاهدان و مسجد مکی رفتم و پس از مولوی شدن، 4 ماه هم به رایوند پاکستان، برای آموزش یک دوره کامل نحوه ی تبلیغ و جذب رفتم. پس از برگشت از پاکستان، امتحان کنکور دادم و در دانشگاه کرمانشاه در رشته استخراج معدن قبول شدم. در پاکستان به طور تخصصی در 20 جلسه یاد می دادند که چگونه فردی را در عرض 5 دقیقه به وهابیت جذب کنیم این آموزش را نزد آقایی به نام ابراهیم نژاد می دیدیم.
در آنجا یک دوست شیعه پیدا کردم به نام مهدی رضایی. فردی بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد و با اعتقاد بود. همیشه سر به سرش می گذاشتم و می گفتم: حیف نیست تو با این اخلاقت شیعه باشی؟ او هم خیلی حرصش می گرفت و گاهی هم ناراحت می شد ولی چیزی نمی گفت. گاهی در جوابم می گفت: حیف نیست تو سلفی باشی!
قبل از اینکه شیعه شوم چهره ی امام علی در نگاهم یک آدم عادی بود و به نظرم کسی بود که بسیار اشتباه کرده که با عایشه جنگیده و یا با معاویه جنگیده. بعد از شیعه شدن چهره ی حضرت در نگاه من این است که هر چه خوبی در باره ی ایشان بگویند حتی اگر سند آن هم ضعیف باشد آن را قبول دارم و آنقدر ایشان را دوست دارم که هر حرفی را از ایشان می پذیرم ایشان فرمود نمیمیری که یک بار بخاطر پیامبر در روضه فرزند پیامبر حسین تشریف بیاوری فقط یک بار بیا
وقتی یک وهابی هم برای مظلومیت امام حسین گریه می کند
از این دوستی ما 4 سال گذشت و او مکرر به من می گفت: بیا حداقل یک بار در روضه سیدالشهدا شرکت کن. من هم که دارای ریش بلند و تیپ و قیافه ی مولوی های وهابی بودم خیلی سختم بود. به او گفتم: این کفریات چیه؟ می گفت: حالا یک دفعه بیا از نزدیک ببین. با اصرار زیاد، من را متقاعد کرد که یک بار به مجلس روضه بروم .
با دوستم یک شب عاشورا به مجلس روضه امام حسین(علیهالسلام) رفتم و یک گوشه ای با خشم مجبور شدم که بنشینم. دیدم سید بزرگواری منبر رفت (نماینده ولی فقیه در کرمانشاه بود) و در حین صحبت هایش گفت: کدام یک از شما حاضرید به خاطر خدا و اسلام جانتان را بدهید و بعدش هم مطمئن باشید پسرانتان برادرانتان را سر می برند و سرشان را به نیزه میکنند و زن و بچه تان به اسارت می روند؟ در آن زمان سیدالشهدا(علیه السلام) چه دید که حاضر شد،حج خود را رها و به کربلاء برود و جانش گرفته شود و اهل و اولادش به اسارت روند؟ چرا امام حسین(علیه السلام) دست به چنین کار بزرگی زد؟ رسول خدا فرمود خداوند میگوید دوست دارم حسین در کربلاء برای دین من کشته شود و دین خدا زنده شود به ریاضی قرآن دین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128اهل محمد 128امام الهی 128 جان دینی128سبب دین 128 حسین 128
وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین 128 ابجد امام الهی 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین 64+64= 128 دین دین حسین128است به ابجد دین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 امام الهی 128 کلید دین 128 نبی الله128 کلید دین 128 امام الهی 128 حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128سبب دین 128 کلید دین 128
به ابجد دین 64+64= 128 دین دین 128حسین 128است امام الهی 128 حسین 128
خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین
دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین
وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین
انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها" 854-541 عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313 نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد راه حق 26+26 علی =52 هر سال 52 جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال
هر چی فکر کردم دیدم که در شخصیت های محبوب من، شخصیتی مثل امام حسین(علیه السلام) پیدا نمی شود که حاضر باشد به خاطر اسلام، دست به چنین کار بزرگ و خطرناکی بزند! این سوال مهمی بود که برایم ایجاد شد.
در همان حین خیلی برای امام حسین و شخصیت ایشان ناراحت شدم که چرا هیچ کس امام حسین را درک نکرد و ایشان را همراهی نکرد. آن شب چراغ ها را خاموش کردند و مشغول به سینه زنی شدند ولی من سینه نزدم، نشستم و برای مظلومیت سیدالشهدا خیلی گریه کردم. از این که در فرقه ما نمی گذارند امام حسین (علیه السلام) را به خوبی بشناسیم ناراحت بودم، دلسرد شده بودم، از دست خودم هم خیلی ناراحت شدم که چرا تا حالا سیدالشهدا(علیه السلام) را نشناختم؟ ولی چون از بچگی به ما گفته بودند که شیعه ها سفسطه میکنند و ناحق را حق جلوه می دهند از شیعه فراری بودم. حاضر بودم شیطان پرست شوم اما شیعه نشوم حاضر بودم هر دینی را جز شیعه قبول کنم.بله یک وهابی چون اربابانش نمایندگان واقعی شیطان و ابجد و ریاضی شیطان هم میباشند حاضرند شیطان پرست بشوند ولی شیعه نشوند این گفته خود نمایندگان شیطان وهابی میباشد به علم ریاضی قرآن22 شیطان 22 عمر22 ابابکر22مقصر22هذیان22دشمن اسلام22 دشمن اسلام 22 مجرمان 22منافقان22بدبختی22
هر دین و مذهب را که می خواندم با علمایشان هم گفتگو کردم این نکته را تحقیق و بررسی می کردم که صحبت های کتابها حقیقی واقعی باشد و بین نوشته های موجود در کتب و گفته ی عالمان آن دین تعارضی نباشد در همه ی ادیان که مطالعه کرده بودم این تعارضات را دیدم (4 سال طول کشید تا من ادیان را همه را بررسی کنم)
گذشت و خیلی با احتیاط فرقههای شیعه را بررسی کردم تا اینکه برای شناخت بهتر شیعه دوازده امامی، رهسپار قم شدم. به دفتر آیت الله بهجت رفتم و سوالات و شبهاتی که داشتم از آنجا پرسیدم و آنها هم با صبر و حوصله و محبت بسیار به من پاسخ دادند.
بعد از آنان خواستم کتابی به من معرفی کنند تا دربارهی شیعه بیشتر تحقیق کنم. آنها کتاب المراجعات و شبهای پیشاور را به من معرفی کردند. آن کتاب ها را تهیه کردم و شروع کردم به خواندنشان .
مطالب آن دو کتاب را که می خواندم برای اینکه ببینم مطالبی که از کتاب های اهل سنت نقل می کنند صحیح است یا نه، فورا مراجعه می کردم به کتاب های اهل سنت یا به نرم افزار المکتبه الشامله و با کمال تعجب میدیدم مثل اینکه این روایات، واقعیت دارد. برای من سوال پیش آمده بود که چرا بعد از این همه سال، این روایات دور از چشم ما بوده و ما ندیدیم؟ و اگر هم مواردی از این دست می دیدیم و از علما می پرسیدیم، خیلی راحت از کنار اینها می گذشتند و یا توجیه میکردند مثلا می گفتند: این فضیلت است نه رذیلت. در حالی که بر عکس بود .
این ها را که خواندم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. 6 ماه دقیق این کتاب ها را مطالعه کردم و با خودم فکر می کردم، شیعیانی که سالهای سال آنان را تکفیر می کردیم آیا با این دلائلی که از کتاب های ما دارند باز هم واقعا کافر و مشرک هستند؟ یعنی ما بیست و چند سال راه را اشتباه می رفتیم؟
جالب بود ایشان که از مذهب اهل سنت هیچ چی نمی دانست و اصلا عمرو ابوبکر را نمی شناخت و امیرالمومنین را نمی شناخت و هیچ گونه التزام عملی به مذهبش نداشت و حتی نمی دانست نماز چند رکعت است؛ به من گفت: نه؛ تو اگر هزار قتل مرتکب می شدی یا هر جرم دیگری مرتکب می شدی من کمکت می کردم ولی چون که شیعه شدی نه از من کمکی ساخته نیست !
با خودم خیلی کلنجار می رفتم که با توجه به اینکه شیعه واقعا حق است من چه جوری آن را قبول کنم؟! حتی گاه خواب نداشتم و راههای سختی که بعد از شیعه شدن بر سرم قرار می گرفت را بررسی می کردم. به حق بودن شیعه پی برده بودم اما تعصبات نمی گذاشت آن را قبول کنم. تا اینکه بالاخره شیعه شدم و بعد از شیعه شدنم یک دفترچه هایی را چاپ کردم که تحت این عنوان که "آیا شیعه حق است؟" و در آن دلائلی از کتابهای اهل سنت که ثابت می کرد مذهب شیعه، مذهب صحیح است آوردم و پخش کردم. یک نفر این دفترچه را برد و به پدرم داده بود. و گفته بود: این را پسر شما چاپ کرده است.
پدرم به من گفت: سلمان شیعه شده ای؟ من هم جرات نکردم بگویم: آره. تقیه کردن را هم بلد نبودم.
گفتم: اگر خدا قبول کند .
گفت: نه گولت زدند .
گفتم. من یک عمری به مردم می گفتم شما گول شیعه را نخورید حالا شما به من می گویید گول خورده ای ؟
نشستم و با پدر شروع کردم به بحث و مناظره کردن. و به کمک اهل بیت(علیهم السلام) با حضور ذهن کافی، با استفاده از صحیح نجاری و مسلم توانستم جوابش را بدهم . یکسری از دوستان پدرم آمده بودند و با آنها هم بحث کردم و آنها هم محکوم شدند .
گفتم: من که کردستان و سنندج بودم و هستم، پیش شیعه ها که نرفتم تا آموزش ببینم . این مطالب همه از کتاب های خودتان است نه کتاب های شیعه . من در 6 ماه با کمک از اهل بیت با 18 نفر صحبت و مناظره کردم و خیلی ها هم شیعه شدند.
وقتی دیدند این طوری نمی توانند جوابم را بدهند، پدرم مرا تطمیع کرد و به من گفت: سلمان، ماشین زیر پایت چی هست؟ گفتم: زانتیا . گفت: این را بگذار کنار، برایت ماکسیما می خرم به شرطی که دیگر هیچ اسمی از شیعه نبری . (شیعه باش، هر کاری می خواهی انجام بده ولی برای شیعه تبلیغ نکن)
من خندیدم و گفتم: ماکسیما نمی خواهم. مگر الان هم قرن وسطی است چون آن موقع (بهشت و جهنم را می خریدند و می فروختند و من نمی خواهم جهنم را بخرم)
6 ماه مرتب، مرا تحقیر و اذیت می کردند و چاره ای جز تحمل آنان نداشتم. و زندگی برایم خیلی سخت شد (با خانمم در کردستان آشنا شدم سنی بود که شیعه شد – یک سنی عادی بود .خانمم بادار بود. و زندگی به من فشار می آورد. به خانمم گفتم این طور نمی شود زندگی کرد، من می روم تهران تا شغلی پیدا کنم، خانه ای اجاره می کنم و بعد دنبالت می آیم تا از اینجا برویم.
از خانه بیرون رفتم. دیدم پدرم با چند نفر، سر کوچه ایستاده اند. گویا فهمیده بودند که می خواهم از آنجا بروم. همسرم گفت من تا سر کوچه با تو می آیم .
گفتم: نه، همین جا بمان. ولی اصرار کرد و با من آمد .
به سمتشان رفتم .
مانع عبور من شدند.
آنها 5 ، 6 نفری بر سرم ریختند و یکی شان با چوب دستی که در دست داشت محکم بر سرم کوبید و من بر اثر آن ضربه آنجا افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم و بواسطه آن ضربه لکنت زبان گرفتم.
خانمم که قصد داشت از من دفاع کند، جلو آمده بود تا مانع آنها شود، که یکی از آنها با لگد به او زد ، و بر اثر آن ضربه، بچه اش را که 4 ماهه بود سقط کرد ولی خدا رو شکر، من آن صحنه را ندیدم.
با خودم خیلی کلنجار می رفتم که با توجه به اینکه شیعه واقعا حق است من چه جوری آن را قبول کنم؟! حتی گاه خواب نداشتم و راههای سختی که بعد از شیعه شدن بر سرم قرار می گرفت را بررسی می کردم. به حق بودن شیعه پی برده بودم اما تعصبات نمی گذاشت آن را قبول کنم. تا اینکه بالاخره شیعه شدم
مردم به پلیس زنگ زدند و پلیس آمد و بعد از آن اورژانس ...
بی درنگ یاد مظلومیت علی (علیه السلام) می افتم که در جلوی چشمش همسرش را زدند ولی نمی توانست از او دفاع کند. نمی دانم در آن صحنه چه کشید؟ واقعا او اول مظلوم عالم است .
در سه روز که در بیمارستان بی هوش بودم وقتی به هوش آمدم گفتند خانمت بچه اش را سقط کرده و من هم بر اثر ضربه ای که بر سرم وارد شده لکنت زبان گرفته ام و به سختی می توانم صحبت کنم.(که الان هم قرص های بسیاری برای این مسأله می خورم)
شبانه از بیمارستان فرار کردیم و با سختی خودمان را به ارومیه، نزد یکی از دوستانم رساندیم. جریان را برایش تعریف کردم و گفتم: ما هر چه داشتیم آنجا گذاشتیم و پیش شما آمدیم. به ما کمک کنید و یک خانه ای برای ما بگیر. (جریان شیعه شدنم را برایش توضیح دادم)
جالب بود ایشان که از مذهب اهل سنت هیچ چی نمی دانست و اصلا عمرو ابوبکر را نمی شناخت و امیرالمومنین را نمی شناخت و هیچ گونه التزام عملی به مذهبش نداشت و حتی نمی دانست نماز چند رکعت است؛ به من گفت: نه؛ تو اگر هزار قتل مرتکب می شدی یا هر جرم دیگری مرتکب می شدی من کمکت می کردم ولی چون که شیعه شدی نه از من کمکی ساخته نیست !
آنجا بود که از خانه اش بیرون رفتم و برای اولین بار در طول عمرم، با همسر مریضم که بچه اش را سقط کرده بود در خیابان خوابیدیم .
با مقدار پولی که داشتیم، خودمان را به قم رساندیم و چون هیچ کس را در قم نمی شناختیم و جایی برای ماندن نداشتیم، مدت 45 روز در جمکران ماندیم. گرسنگی می کشیدیم ولی وقتی یاد گرسنگی و آوارگی و پای برهنه ی اهل بیت امام حسین (علیه السلام) می افتادم تحملش برایمان آسان می شد.
مدتی که در جمکران بودیم، سال 85 بود که حتی کفش هم نداشتیم حتی پول نداشتیم یک ماشین بگیریم خلاصه یک کاغذی پیدا کردیم و نامه ای به امام زمان نوشته که آقا خیلی گیر هستم و به خاطر شما همه چیز را ترک کردم و آمدم.
به لطف آقا امام زمان(عج) بود که هر طور شده یک وعده غذایی برای ما جور می شد. حالا یا نذری بود یا هیئتی می آمد و شام می داد یا به هر نحوی دیگر، غذا گیر ما می آمد .
شبها روی کارتون می خوابیدم مدت ها که گذشت یکی از انتظامات جمکران که ما را چند روزی زیر نظر داشت، آمد و گفت: کارت شناسائی تان را ببینم ! شما کی هستید؟
کارت شناسایی را نشانش دادیم . وقتی اسم سنندج را دید گفت: شما اینجا چه کار می کنید؟
با لکنت زبان شدیدی که در اثر ضربه به سرم وارد شده بود، بهش گفتیم: ما شیعه شده ایم.
گفت: کار بدی نکرده اید آیا قم جایی را دارید؟
خجالت کشیدم بگویم نه ، گفتیم یک جایی داریم . رفت و 20 دقیقه بعد برگشت و گفت: 30 هزار تومان شما را بس است تا به شهر خودتان برگردید؟
گفتم: من پول نمی خواهم !
گفت: ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم که ناموسمان توی خیابان بخوابد و بی تفاوت باشیم .
پول را به من داد و بعد از دو ماه و خورده ای توانستم با آن پول به حمام بروم و موهای سرم را کوتاه کنم .
به حرم حضرت معصومه رفتیم . خیلی از بی بی خواهش و التماس کردیم گفتیم: ما به خاطر شما و اجداد شما آمدیم .هیچ جایی را بلد نیستیم . هیچ چیز هم نمی دانیم، فقط تو را می شناسیم .
آن پول را تقسیم کردیم و هر روز یک چیز خیلی کمی می خریدیم و می خوردیم. چند روزی متوسل شدیم و یک روز به یکی از خادم های حرم گفتیم: آقا ما گدا نیستیم ولی هرچه باشه مهمان شما هستیم و از او درخواست کمک کردم. گفتم ما شیعه شدیم ولی نمی دانیم چه کنیم؟!با مقدار پولی که داشتیم، خودمان را به قم رساندیم و چون هیچ کس را در قم نمی شناختیم و جایی برای ماندن نداشتیم، مدت 45 روز در جمکران ماندیم. گرسنگی می کشیدیم ولی وقتی یاد گرسنگی و آوارگی و پای برهنه ی اهل بیت امام حسین (علیه السلام) می افتادم تحملش برایمان آسان می شد
گفت: این خیابان را برو دفتر هر مرجعی که رسیدی آنها کمکت می کنند .
اول دفتر آقای مکارم شیرازی رفتم . بعد دفتر مقام معظم رهبری رفتم .آقایی آنجا نشسته بود . تا آمدم جریان را تعریف کنم خانمم شروع به گریه کرد و من داستان را تعریف کردم
او وقتی وضعیت ما را دید خیلی به ما محبت کرد و گفت: اگر می خواهید قم بمانید جایی برای شما بگیرم .
گفتم: نه می خواهیم برگردیم ارومیه و در مدارس آنجا ، کار پیدا کنم .
گفت: باشه و یک مقداری پول به ما داد و ما از آنجا خارج شدیم .
بیرون که آمدیم به خانمم گفتم: تا اینجا که آمدیم و پول هم داریم بیا برویم زیارت امام رضا (علیه السلام)، بعد از آنجا برای پیدا کردن کار به ارومیه برمی گردیم .
رفتیم مشهد.آنجا خیلی گریه کردم.
جالب است بدانید توقفمان در مشهد حدود 3 4 سال طول کشید.خانمم در طول این مدت بر اثر سختی ها و ناراحتی هایی که کشیده بود 14 کیلو وزن کم کرده بود و دچار افسردگی شده بود .
جریان گذشت و به صورت غیر رسمی طلبه حوزهی مشهد شدم. کتاب های درسی شیعه را شروع کردم به خواندن. یک سال گذشت . ما بعد به قم رفتیم و آنجا با کمک دوستان یک خانه گرفتیم .
شیرین ترین خاطره شما از شیعه شدنتان چیست؟
خاطره سازترین و شیرین ترین خاطره من همان 30 هزار تومانی بود که در جمکران به من دادند و الان هم هر چی می گردم و در عکس ها و ... می گردم که آن خادم را پیدا کنم ،هنوز پیدا نکردم ایشان را (آن 30 هزار تومان خیلی برایم برکت داشت و اصلا از آن کم نیاوردم)
خاطره دیگرم این است که در سال 89 در مراسم عید حضرت زهرا (س)، دو چیز خواستم یکی ، یک بچه و دیگری زیارت کربلا .
هفته ی بعدش یک نفر هیئتی، مرا دید و گفت: دیشب خواب دیدم که شما و خانمت در حسینیه برای عزاداران امام حسین(علیه السلام) چایی می ریزید. خوابش را اینگونه تعبیر کرد باید شما و خانمت را به کربلا بفرستم . او یک بانی پیدا کرد و ما را به کربلا فرستاد . چند وقت بعد از سفر کربلا ، متوجه شدیم که بچه ی تو راهی داریم. اولش باورمان نمی شد، سالها از اون ضربه ای که به پهلوی خانمم وارد شده بود می گذشت و احتمال نمی دادیم که او دوباره حامله شود.
نگاه شما قبل از شیعه شدن به امیرالمومنین علی علیه السلام چگونه بود؟
قبل از اینکه شیعه شوم چهره ی امام علی در نگاهم یک آدم عادی بود و به نظرم کسی بود که بسیار اشتباه کرده که با عایشه جنگیده و یا با معاویه جنگیده. بعد از شیعه شدن چهره ی حضرت در نگاه من این است که هر چه خوبی در باره ی ایشان بگویند حتی اگر سند آن هم ضعیف باشد آن را قبول دارم و آنقدر ایشان را دوست دارم که هر حرفی را از ایشان می پذیرم.
اگر بخواهید امیرالمۆمنین را در یک جمله وصف کنید چه می گویید؟
خیلی سخت است که حضرت را در یک جمله وصف کرد. و اصلا نمی شود. مگر می شود یک اقیانوس را در یک جمله جمع کرد؟
بهترین چیزی که در عالم امکان وجود دارد و بهترین مأمن و پناهگاه در این عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها) است که هر کسی که هر مشکلی دارید اگر حضرت علی را به حق خانمشان حضرت زهرا قسم دهیم مشکل قطعا حل می شود هیچ گاه برای خودم و مشکلم چیزی نخواستم همیشه سلامتی امام زمان را از خدا خواستم.
فکر نمی کنید که آن گریه ای که در شب عاشورا برای امام حسین علیه السلام در حالی که وهابی بودید، کردید باعث نجاتتان شد؟
آن گریه واقعا یک گریه ی خاصی بود یک لطف بود آن شب به قدری گریه کردم که تمام لباسم خیس شد. همان سفینة النجاة بودن حضرت سیدالشهدا آن شب تأثیر خودشان را روی من گذاشت.
به نظرم آن 4 سالی هم که خواندم و مطالعه کردم و طول کشید برای این بود که پایه های من قوی شود که در هر مناظره ای همه را شکست دهم که وقتی یک مسیحی می آید و به من چیزی می گوید من به او نخندم و هیچ شبهه ای برای من هیچ گاه بوجود نیاید.
آنقدر شیعه و پایه ی آن را بالا و قوی می دانم که در مقابل هیچ دینی سر تسلیم فرو نیاورم.
همه ادیان را خواندم اما هیچ دینی آن روحی که در علی و اولاد علی وجود دارد را ندارد – هم تولی دارد و هم تبری دارد یک عشقی در آن است. در آن تناقض وجود ندارد
قبل از تشرف به مذهب شیعه، در کتب اهل سنت از فضایل امیرالمۆمنین و حضرت زهرا (علیهماالسلام) چیزی شنیده بودید؟!
در کل صحاح سته با تحقیق من تقریبا 29 روایت است که راوی آن امیرمۆمنان و یک روایت است که راوی آن حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.
علمای تسنن وضعیت های این بزرگان را از ما پنهان می کردند و به قدری در گوش ما خوانده بودند و ما به آنها اعتماد پیدا کرده بودیم که به خودمان اجازه نمی دادیم که حرف های آنها را با کتب تطبیق دهیم و سندیت آنها را بررسی کنیم.
چند تا خواهر و برادر دارید؟ آنها هم شیعه شدند؟
4 خواهر و 4 برادر هستیم. یکی از برادران و یکی از خواهرهایم هم شیعه شدند و الان در تهران هستند و با کس دیگری ارتباطی نداریم. همه ی ما که شیعه شدیم از خانه و خانواده کاملا طرد شده ایم.
قوی ترین دلیل که شما را به سمت شیعه شدن جذب کرد چه بود؟
همه ادیان را خواندم اما هیچ دینی آن روحی که در علی و اولاد علی وجود دارد را ندارد – هم تولی دارد و هم تبری دارد یک عشقی در آن است. در آن تناقض وجود ندارد.
عشق موجود در حسین در صحنه ی کربلا و اسرا – عشق موجود در حضرت زهرا در هیچ یک از ادیان وجود ندارد.
برنامه تان برای آینده چیست؟!
فقط دارم تلاش می کنم که برای شیعه مفید باشم. برای کسی جز اهل بیت کاری انجام ندهم. من با 14 معصوم کار دارم وظیفه ی ما در مقابل 14 معصوم چیست؟ برنامه ام این است که در راه امیرالمۆمنین، امام زمان و اهل بیت علیهم السلام باشم .
الحمد لله رب العالمین .
تعدادى ازعلما و نخبه گان اهل تسنن توانستند زنجیرهاى خود را شکسته واز موانع خفقان تـبـلـیـغـاتـى عـبور کنند و در میان آن همه هیاهوی پوچ فریاد رسای پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله را بشنوند که در روزهای آخر عمر بابرکتش به امت خود چنین وصیت کرد:که ای مردم بزودی از میان شما میروم و دو چیز گرانبها در میان شما به جای می گذارم یکی کتاب خدا(ثقل اکبر) و دیگری اهل بیتم(ثقل اصغر) مادام که به آندو تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید بود.آنان نیز با عمل به وصیت پیامبر و تمسک به ثقلین از گمراهی نجات یافته و فریاد هدایت شدم سر دادند و خود را برای همیشه پیرو و مبلغ مکتب اهل بیت (ع ) اعلام کردند. ایـن جـریـان مبارک شـامـل هزاران روشنفکر و نویسنده قدیم ومعاصرمى شود، که روز به روز نیز بر تعدادشان افزوده می گردد و در اینجا مجال ذکر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اکتفا مى کنیم :
۱-علامه شیخ محمّد مرعی, امین انطاکی: فارغ التحصیل جامع الازهر که در حلب مقام قاضى القضاة را بـه عـهـده داشته است .او داراى موقعیت علمى واجتماعى بوده , که خداوند متعال او را به پیروى ازمـکـتـب اهـل بیت (ع ) هدایت نمود . کتابى دارد به نام لماذا اخترت مذهب الشیعه که چاپ ومنتشر شده است به همراه او هزاران نفراز اهالى حلب نیز شیعه شدند.او در عوامل و اسبابی که منجر به تمسک به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شد می گوید: اولاً: مشاهده کردم که علم به مذهب شیعه مجزی است و ذمة مکلف را به طور قطع بری می کند. بسیاری از علمای اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نیز به صحت آن فتوا داده اند ... ثانیاً: با دلایل قوی, برهان های قطع آور و حجت های واضع , که مثل خورشید درخشان در وسط روز است, ثابت شد حقانیت مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و این که آن مذهب همان مذهبی است که شیعه آن را از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اخذ کرده واهل بیت نیز از رسول خدا و او از جبرائیل و او از خداوند جلیل اخذ کرده است ... ثالثاً: وحی در خانة آنان نازل شد و اهل خانه از دیگران بهتر می دانند که در خانه چیست. لذا بر عاقل مدبّر است که دلیل هایی که از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده رها نکرده, و نظر بیگانگان را دنبال نکنند. رابعاً: آیات فراوانی در قرآن کریم وارد شده که دعوت به ولایت و مرجعیت دینی آنان نموده است. خامساً: روایات فراوانی از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده که ما را به تعبد به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دعوت می کند, که بسیاری از آنها را در کتاب الشیعه و حججهم فی التشیع آورده ام.
2. علامه شیخ احمد امین انطاکی: او برادر شیخ محمد امین است که بعد از مطالعة کتاب المراجعات سید شرف الدین عاملی و تدبر و تفکّر در مطالب آن, از مذهب خود عدول کرده, مذهب تشیع را انتخاب نموده است. او نیز در مقدمة کتابش فی طریقی إلی التشیع می گوید: « سبب تشیع من گفتاری است از پیامبر اکرم که تمام مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است, هر کسی بر آن سوار شد نجات یافت هر کسی از آن سرپیچی کرد غرق شد». ملاحظه کردم که اگر از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پیروی کرده و احکام دینم را از آنان اخذ کنم بدون شک نجات یافته ام. اگر آنان را رها کرده و احکام دین خود را از غیر آنان اخذ نمایم, از گمراهان خواهم بود ... ». و نیز می فرماید: « با تمسک به مذهب جعفری ضمیر و درونم آرامش یافت. مذهبی که در حقیقت مذهب آل بیت نبوت ـ علیهم السّلام ـ است, که درود و سلام خدا تا روز قیامت بر آنان باد. به عقیده ام از عذاب خداوند متعال با پذیرفتن ولایت آل رسول نجات یافته ام زیرا نجات جز با ولایت آنان نیست .
3. دکتر محمد تیجانی سماوی: او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ایام طفولیت به کشورهای غربی مسافرت نمود تا بتواند از شخصیتهای مختلف علمی بهره مند شود. در مصر علمای الازهر از او دخواست کردند که در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند سازد ولی قبول نکرد و در عوض سفری که به عراق داشت با مباحثات فراوان با علمای شیعة امامیة مذهب تشیع را انتخاب نمود و الآن در دنیا از مروجین تشیع شناخته می شود و کتابهایی را نیز در دفاع از این مذهب تألیف نموده است. او در بخشی از کتابش می گوید:« شیعه ثابت قدم بوده و صبر کرده و به حقّ تمسک کرده است ... و من از هر عالمی تقاضا دارم که با علمای شیعه مجالست کرده و با آنان بحث نماید: که به طور قطع از نزد آنان بیرون نمی آید جز آن که به مذهب آنان که همان تشیع است بصیرت خواهد یافت ... آری من جایگزینی برای مذهب سابق خود یافتم و سپاس خداوند را که مرا بر این امر هدایت نمود و اگر هدایت و عنایت او نبود, هرگز بر این امر هدایت نمی یافتم. ستایش و سپاس خدایی را سزاست که مرا بر فرقة ناجیه راهنمایی کرد؛ فرقه ای که مدتها با زحمت فراوان در پی آن بودم. هیچ شک ندارم هر کس به ولای علی و اهل بیتش تمسک کند به ریسمان محکمی چنگ زده که گسستنی نیست. روایات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این مورد بسیار است, روایاتی که مورد اجماع مسلمین است. عقل نیز به تنهایی بهترین راهنما برای طالب حق است ... آری, جایگزین را یافتم, و در اعتقاد به امیر المؤمنین و سید الوصیین امام علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ, به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ اقتدا کردم و نیز در اعتقاد به دو سیّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از این امّت امام ابو محمّد حسن زکّی و امام ابو عبدالله حسین , و پاره تن مصطفی خلاصة نبوت, مادر امامان و معدت رسالت و کسی که خداوند عزیز به غضب او غضبناک می شود, بهترین زنان, فاطمة زهراء. به جای امام مالک, با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ و نه نفر از امام معصوم از ذریة حسین و امامان معصوم را برگزیدم .. ». او بعد از ذکر حدیث « باب مدینه العلم » می گوید: « چرا در امور دین و دنیای خود از علی ـ علیه السّلام ـ تقلید نمی کنید, اگر معتقدید که او باب مدینة علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است؟ چرا باب علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را عمداً ترک کرده و به تقلید از ابو حنیفه و مالک شافعی و احمد بن حنبل ابن تیمیه پرداخته اید, کسانی که هرگز در علم, عمل, فضل و شرف به او نمی رسند؟ آن گاه خطاب به اهل سنت نموده می گوید:« ای اهل و عشیرة من! شما را به بحث و کوشش از حقّ و رها کردن تعصّب دعوت می کنم، ما قربانیان بنی امیه و بنی عباسیم، ما قربانیان تاریخ سیاهیم. قربانی ها ی جمود و تحجر فکری هستیم که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند. او کتاب هایی در دفاع از تشیع نوشته که برخی از آنها عبارت از: ثم اهتدیت, لأکون مع الصادقین, فاسألوا أهل الذکر, الشیعه هم أهل السنة, اتقوا الله و یا قومنا أجیبوا داعی الله, که زیر چاپ است.
۴- شـیخ سلیم بشرى :از علماى اهل سنت وجماعت بوده ودوبار ریاست جامع شریف الازهر را بـه عـهـده گـرفـتـه اسـت , میان اووعبدالحسین شرف الدین که از علماى شیعه است مناظراتى مـتـعـدددر گـرفت که در کتابى به نام المراجعات جمع آورى شده واین مناظرات فقهى سبب تشیع شیخ سلیم بشرى گشت . او در اولین مناظره اعلام کرد که متعصب نبوده ومى گوید: من تنها جوینده یک گمشده وخواهان یک حقیقت مى باشم , پس اگر حق آشکار شد,مسلما پیروى از حق سزاواتر است , واگر نشد من مانند گوینده این بیتم : نحن بما عندنا وانت بما عندک راض والراى مختلف (هر یک از ما وشما به آنچه دارد راضى است , هر چند که آراءمختلف باشد). ایـن مناظرات بیانگر دانش , بزرگوارى , اخلاق وحقیقت جویى دوطرف بوده ودر پایان مناظرات شیخ سلیم بشرى اعلام مى دارد: پـوشـیـده هـا نـمـایان , حقیقت از مخفى گاه خود ظاهر وروشنایى صبح براى هر بینائى پدیدار گـشـت , خدا را شکر مى کنم که ما را به دین خود هدایت وتوفیق عمل در راه خود را به ما عنایت نمودوصلوات وسلام خدا بر پیامبر وآل او باد.
5. استاد معتصم سید احمد سودانی: او نیز از جمله کسانی است که با مطالعات فراوان پی به حقانیت تشیع برده, مذهب اهل سنت را رها کرده تشیع را انتخاب می کند. او از جمله کسانی است که بدون خوف و ترس از کسی , به طور علنی اعتراف به تشیع نموده و مردم را نیز درمصر به آن مذهب دعوت می نماید. در بخشی از کتاب خود الخدعة, رحلتی من السنة الی الشیعة می نویسد:« در مدتی که سنی بودم, مردم را به عقل گرایی دعوت کرده و شعار عقل را سر دادم, ولی در میان قوم خود جایگاهی نیافتم و از هرطرفی تهمت ها و شایعات علیه خود شنیدم ... و من به خوبی می دانستم که کوتاه آمدن از عقل یعنی ذوب شدن در پیشینیان و در نتیجه انسان بدون هیچ شخصیتی خواهد بود که واقع را بر او روشن کند... من هرگز چیزی را بدون تحقیبق و دقت نظر نمی گویم... عقل گرایی من عامل اساسی و تمایلم به سوی تشیع و خط اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و اختیار مذهب آنان بود...»
6. استاد عبد المنعم حسن سودانی: او با مطالعات فراوان در تاریخ و حدیث, به حقانیت مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پی برده و با رها کردن مذهب خود, تشیع را انتخاب می کند. او در توصیف و وجه نام گذاری کتابش, بنور فاطمه اهتدیت می گوید:« هر انسانی در اندرون خود نوری را احساس می کند که راهنمای به حق است, ولی هواهای نفسانی و پیروی ازگمان بر آن نور پرده می اندازد, لذا انسان نیازمند تذکر و بیداری است و فاطمه ـ علیها السّلام ـ اصل آن نور است. من آن نور را دائماً در وجود خود احساس می کنم...» او نیز دربارة نظریة عدالت صحابه می گوید: « عدالت صحابه نظریه ای است که اهل سنت در مقابل عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ جعل نمودند, و چقدر بین این دو فرق است. عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ حقیقتی است قرآنی و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز بر آن تأکید دارد و در واقع نیز تحقق پیدا کرده است. اما نظریة عدالت صحابه, مخالف قرآن کریم است. همان گونه که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز تصریح به خلاف آن نموده است, بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز تصریح بر خلاف آن نموده است, بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و نیز بعد از آن ایجاد کردند, اقرار نمودند.» و نیز می فرماید: « من در وجود خود چیزی می یابم و احساس می کنم, که نمی توانم توصیفش کنم. ولی نهایت تعبیری که می توانم از آن داشته باشم این که: هر روز احساس می کنم که به جهت تمسک به ولای اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در خود قرب بیشتری به خداوند متعال پیدا کرده ام, و هر چه در کلمات آنان بیشتر تدبر می کنم معرفت و یقینم به دین بیشتر می شود. معتقدم اگر تشیع نبود, از اسلام خبری نبود. و هر گاه در صدد تطبیق و پیاده کردن تعلیمات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در خود بر می آیم, لذت ایمان و لطافت یقین را در خود احساس می کنم.و هنگامی که دعاهای مبارکی را که از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده و در هیچ مذهبی یافت نمی شود, قرائت می کنم, شیرینی مناجات پروردگار را می چشم...»
۷. وکیل مشهور مصری, دمرداش عقالی: او از شخصیت های مشهور و بارز مصری است که در شغل وکالت مدت هاست فعالیت می کند. هنگام تحقیق در یک مسئله فقهی و مقایسة آرا در آن مسئله , فقه و استنباط های شیعة امامیه را از دیگر مذاهب فقهی قوی تر می یابد و همین مسئله نور تشیع را در دلش روشن می گرداند, تا این که حادثه ای عجیب سر نوشت او را به کلی عوض کرده و او را مفتخر به ورود در مذهب تشیع می نماید و آن , این بود که: وقتی گروهی از حجّاج ایرانی همراه با حدود بیش از بیست کارتن کتاب اعتقادی وارد عربستان می شوند. تمام کتاب ها از طرف حکومت مصادره می شود. سفیر ایران در زمان شاه, موضوع را با ملک فیصل در میان می گذارد . او نیز به وزارت کشور عربستان می نویسد تا به موضع رسیدگی کنند. وزیر کشور دستور می دهد که تمام کتا بها را بررسی کرده, اگر مشکلی ندارد آن را به صاحبش برگردانند. در آن زمان « دمرداش عقالی » در حجاز به سر می برد, از او خواستند که این کتاب ها را بررسی کند و در نهایت رأی و نظر قانونی خود را بدهد.او با مطالعه این کتاب ها به حقانیّت تشیع پی می برد و از همان موقع قدم در راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می گذارد...»
۸-علامه دکتر محمد حسن شحّاته: او نیز که استاد سابق دانشگاه الازهر است پس از مطالعات فراوان در رابطة با شیعة امامیة پی به حقانیت این فرقه برده و در سفری که به ایران داشت در سخنرانی خود برای مردم اهواز می گوید: « عشق به امام حسین ـ علیه السّلام ـ سبب شد که از تمامی موقعیت هایی که داشتم دست بردارم.» و در قسمتی دیگر ازسخنانش می گوید: « اگر از من سؤال کنند: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در شرق یا غرب می توان یافت؟ من جواب می دهم که امام را می توان در درون قلب من دید و خداوند توفیق تشرف به ساحت امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به من داده است.» وی در ادامه می گوید: « 50 سال است که شیفتة امام علی ـ علیه السّلام ـ شده ام و سالهاست که هاله ای از طواف پیرامون ولایت امام علی ـ علیه السّلام ـ در خود می بینم.»
9. عالم فلسطینی شیخ محمد عبد العال: او کسی است که بعد از مدت ها تحقیق در مذهب تشیع, پی به حقانیّت آن برده, و به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اقتدا نموده است. در مصاحبه ای می گوید: « ... از مهم ترین کتاب هایی که قرائت کردم کتاب المراجعات بود, که چیزی بر ایمان من نیفزود و تنها بر معلوماتم اضافه شد. تنها حادثه ای که مطلب را نهایی کرده و مرا راه ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رهنمود ساخت . این بود که: روزی در پیاده رو, رو به روی مغازة یکی از اقوامم نشسته بودم, مغازه ای کوچک بود. شنیدیم که آن شخص به یک نفر از نوه های خود امر می کند که به جای او در مغازه بنشیند, تا نماز عصر را به جای آورد. من به فکر فرو رفتم, که چگونه یک نفر مغازه خود را رها نمی کند تا به نماز بایستد, مگر آن کسی را به جای خود قرار دهد که بتواند حافظ اموالش باشد, حال چگونه ممکن است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ یک امتی را بدون امام و جانشین رها کند!! به خدا سوگند که هرگز چنین نخواهد بود... هنگامی که از او سؤال شد که آیا الآن که در شهر غربت لبنان به سر می بری احساس وحشت و تنهایی نمی کنی؟ او در جواب می گوید: « به رغم این که عوارض و لوازم تنهایی زیاد و شکننده است, ولی در من هیچ اثری نگذاشته و هرگز آنها را احساس نمی کنم؛ زیرا در قلبم کلام امیر المؤمنین را حفظ کرده ام که فرمود: « ای مردم هیچ گاه از راه حق به جهت کمی اهلش وحشت نکنید.» او نیز می گوید:«مردم به خودی خود به دین اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ روی خواهند آورد, زیرا دین فطرت است,ولی چه کنیم که این دین در زیر چکمه های حکومت ها قرار گرفته است.» و نیز در پاسخ این سؤال که آیا ولایت احتیاج به بیّنه و دلیل دارد می گوید:« ما معتقدیم که هر چیزی احتیاج به دلیل دارد مگر ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ , که دلیل محتاج به آن است...» و نیز می گوید: « هر کسی که دور کعبه طواف می کند ـ دانسته یا ندانسته, جبری باشد یا اختیاری یا امر بین الامری ـ در حقیقت به دور ولایت طواف می کند, زیرا کعبه مظهر است و مولود آن , جوهر, و هر کسی که برگرد مظهر طواف می کند در حقیقت به دور جوهر طواف می کند. »
10. مجاهد و رهبر فلسطینی محمد شحّاده: او کسی است که هنگام گذراندن محکومیّت خود در زندان های اسرائیل با بحث های فراوانی که با شیعیان لبنانی در بند زندان های اسرائیل داشت پی به حقانیت شیعه برد و با انتخاب تشیع و مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از دعوت کنندگان صریح و علنی مردم فلسطین به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است. اینک قسمت هایی از مصاحبه ای را که با او انجام گرفته نقل می نماییم:« بازگشت فلسطین به محمد و علی است.» « من آزاد مردان عالم را به اقتدا و پیروی از امام و پیشوای آزاد مردان حسین ـ علیه السّلام ـ دعوت می کنم.» و نیز می فرماید:« من هم دردی فراوانی با مظلومیت اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارم و احساسم این است که علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ حقاً مظلوم بود و این احساس به مظلومیت آن حضرت ـ علیه السّلام ـ در من عمیق تر و ریشه دار تر شده , هر گاه که ظلم اشغالگری در فلسطین بیشتر شود. جهل من به تشیع عامل این بود که در گذشته در تسنّن باقی بمانم. و امیدوارم که من آخرین کسی نباشم که می گویم: « ثم اهتدیت»؛ آنگاه هدایت شدم. « رجوع من به تشیع هیچ ربطی به مسئله سیاسی ندارد که ما را احاطه کرده است. من همانند بقیة مسلمانان افتخار ها و پیروزی هایی را که مقاومت در جنوب لبنان پدید آورد در خود احساس می کنم, که در درجة اول آن را « حزب الله» پدید آورد. ولی این بدان معنا نیست که عامل اساسی در ورود من در تشیع مسائل سیاسی بوده است, بلکه در برگرفتن عقیدة اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از حانب من, در نتیجه پذیرش باطنی من بوده و تحت تأثیر هیچ چیز دیگری نبوده است. راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ راه حق است که من به آن تمسک کرده ام». « تشیع من عقیدتی است نه سیاسی». « زود است که در نشر مذهب امامی در فلسطین بکوشم و از خداوند می خواهم که مرا در این امر کمک نماید». « امام قائم آل بیت نبوت ـ علیه السّلام ـ برای ما برکت ها و فیض های دارد که موجب تحرک مردم فلسطین است. و در ما جنب و جوشی دائمی ایجاد کرده, که نصرت و پیروزی را در مقابل خود مشاهده می کنیم و فرج او را نزدیک می بینیم ان شاء الله و من با او از راه باطن ارتباط دارم و با او نجوا می کنم و از او می خواهم که ما را در این موقعیت حساس مورد توجه خود قرار دهد». « آزاد مردان عالم خصوصاً مسلمانان با اختلاف مذاهب را نصیحت می کنم که قیام حسین ـ علیه السّلام ـ و نهضت او بر ضد ظلم را سرمشق خود قرار داده و هزگز سکوت بر ظلمی را که آمریکا, شیطان بزرگ و اسرائیل آن غدة سرطانی که در کشورهای اسلامی رشد کرده, رو اندازد». من در کنفرانس ها و جلساتی که در فلسطین تشکیل می شود و مرا برای سخنرانی دعوت می کنند، در حضور هزاران نفر, تمام کلمات و سخنان خود را بر محور مواقف و سیرة اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار می دهم که این سخنان سهم به سزایی در تغییر وضع موجود در جامعة فلسطین رابطه با اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ داشته, و این روش را ادامه می دهم تا این که مردم قدر آنان را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن مشیت خداوند به پیروزی برسند...». زود است که با مشیّت خداوند با گروهی از برادران مؤمنم مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را در فلسطین منتشر خواهیم کرد تا این که زمینه ساز ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی و فرجه الشریف گردد.» هنگامی که رئیس علمای ازهر مصر به طور صریح به جهت نشر تشیع و دفاع از آن, او را مورد هجوم قرار داد, در جواب فرمود:« من تنها ( این را ) می گویم: بار خدایا قوم مرا هدایت کن, که آنان نمی دانند ... » سپس می گوید: « شیخ الازهر مصر به او گفت: جهل و نادانی تو نسبت به مذهب شیعه باعث شد که وارد تشیع شوی ولی من تنها بر این نکته تأکید می کنم که در حقیقت این جهل به تشیع بود که مرا در مذهب تسنّن تا به حال باقی گذارد, تا الآن که به حقانیّت آن اعتراف می کنم.»
11. طبیب فلسطینی اسعد وحید قاسم: او نیز بعد از مطالعات بسیار در رابطة با شیعه, تشیع را انتخاب نمود و از راه های مختلف در صدد اثبات حقانیت و نشر تشیع بر آمد و در این راه سعی و کوشش فراوان نمود. در مصاحبه ای که با او انجام گرفته می گوید:« به عقیدة من تشیع همان اسلام است و اسلام نیز همان تشیع.»او نیز تألیفاتی در دفاع از مذهب تشیع دارد که از آن جمله می توان به ازمة الخلافة و الامامة و آثارها المعاصرة اشاره کرد.
۱۲-نـویـسـنـده اهـل سـوریـه سـیـد یـاسـیـن مـعـیوف البدرى : که کتابى به نام یا لیت قومى یعلمون (ایکاش قوم من می دانستند)منتشر نموده است .
۱۳-مـحـدث جـلیل القدر ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش :معروف به عیاشى , او قبل از شیعه شـدن , از بـزرگـان عـلـمـاى اهـل سـنـت بوده , واکنون از بزرگان علماى شیعه امامیه است , او تفسیرى ماثور به نام تفسیر عیاشى دارد.
۱۴-. نویسنده معاصر, صائب عبد الحمید: و شخصی عراقی است که با سفر به ایران و تحقیقات فراوان, با عنایات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشیع را انتخاب نموده است. او در بخشی از کتاب خود می نویسد: « من اعتراف می کنم بر نفس خود که اگر رحمت پرور دگار و توفیقات او مرا شامل نمی شد, به طور حتم نفس معاندم مرا به زمین میزد. این امر نزدیک بود وحتی یک بار نیز اتفاق افتاد. ولی خداوند مرا کمک نمود. با اطمینان خاطر به هوش آمدم در حالی که خود را در وسط کشتی نجات می یافتم , مشغول به آشامیدن آب گوارا شدم و الآن با تو از سایه های بهاری آن گلها سخن می گویم. بعد از اطلاع دوستانم از این وضع همگی مرا رها نموده به من جفا کردند. یکی از آنان که از همه داناتر بود به من گفت: آیا می دانی که چه کردی؟ گفتم: آری, تمسک کردم به مذهب امام جعفر صادق , فرزند محمد باقر, فرزند زین العابدین, فرزند سید جوانان بهشت, فرزند سید وصیین و سیدة زنان عالمیان و فرزند سید مرسلین. او گفت: چرا این گونه ما را رها کردی, و می دانی که مردم در حقّ ما حرف ها می زنند؟ گفتم: من آن چه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرموده می گویم. گفت چه می گویی: گفتم: سخن رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را می گویم که فرمود: من در میان شما چیزهایی قرار می دهم که با تمسک به آنها بعد از من گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم , اهل بیتم» گفتار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حق اهل بیتش که فرمود: « اهل بیتم کشتی های نجات اند, که هر کس بر آن ها سوار شود, نجات یابد.» صائب عبد الحمید کتاب هایی را نیز در دفاع از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و تشیع نوشته که برخی از آنها عبارتند از: منهج فی الانتماء المذهبی و ابن تیمیه, حیاته, عقائده و تاریخ الاسلام الثقافی و السیاسی.
۱۵-شیخ محمود ابوریه : دانشمند ونویسنده مصرى , که داراى کتابهاونوآورى هاى فراوانى است , از جمله : اضواء على السنة المحمدیه وکتاب ابوهریره شیخ المضیره
۱۶-احمد حسین یعقوب :با خواندن ماجرای کربلا اشک از چشمان احمد حسین جاری شد و انقلابی عاطفی در وی پدید آمد و این آغازی بود برای کنکاش فکری و مطالعات عمیق و دقیق کتاب ها وی منابع گوناگون را یکی پس از دیگری مو شکافانه قرائت،بررسی و تحلیل نمود و پس از طی سیر و سلوک فکری خویش و دریافت حقیقت با خدای خویش پیمان بست که تا آخرین لحظات حیات خود جایگاه اهل بیت علیهم السلام را پاس داشته و دیگران را به حقیقتی که او بدان دست یافته بود رهنمون باشد و به راستی تا پایان عمر بر این پیمان وفادار باقی ماند.اوکتابهاى النظام الـسـیـاسـى فـی الاسـلام , نـظـریه عدالة الصحابه و الخط السیاسیه لتوحید الامة الاسلامیه را به نگارش در آورده است .
۱۷-سید ادریس حسینى از مغرب عربى : استاد ادریس الحسینى، در کتاب خود «لقد شیعنى الحسین (بى شک حسین مرا شیعه گردانید)» مىگوید: یک روز، یکى از نزدیکانم از من پرسید: چه باعث شد که تشیع را انتخاب کنى؟ گفتم: آن کس، جدم حسینعلیهالسلام بود و ضایعه ناگوار شهادتش در روز عاشورا. گفت: چگونه؟ گفتم: هر گاه به یاد صحنههاى دردناک آن روز مىافتم، نمىتوانم آن اعمال فجیع را نتیجه اندیشههاى سالم و هدایت یافته بدانم و خونهاى پاک اهلبیتعلیهالسلام را که بر ریگهاى بیابان کربلا روان گردید، همچون جریان آبهاى معمولى بپندارم. آن خون، خون بهترین و شریفترین کسى بود که پیامبر صلىاللهعلیهوآله بارها دربارهاش به مردم سفارش کرده بود...و چنین کسى نمىتوانست بر باطل باشد و کشندگان او بر حق.استاد مولف کتابهای لقد شیعنی الحسین,الخلافه المغتصبه و هکذا عرفت الشیعه می باشند.
۱۸- سـعید ایوب :داراى کتاب عقیدة المسیح الدجال , او در اول کتابش مى گوید: خود را هنگام تحقیق دیدم , که چگونه سعى مى کنم حقایق را از زیر آوار بیرون آورده , تا حقیقت در برابر چشم ها وعـقـل ها آشکار گردد . این آوار توسط اساتید حقپوش , در طول تاریخ انسانیت بوجود آمده است ! هـنـگـامى که تبر را به دست گرفته تا دریچه هاى گمراهى را از میان بردارم , وسایل کافى براى انجام این کار در اختیار داشتم او کتاب معالم الفتن را در دو جلدنوشته است .
۱۹-نویسنده مصرى صالح الوردانى : داراى کتابهاى : الخدعه رحلتى من السنة الى الشیعه حرکة اهـل الـبـیـت (ع ) الـشیعة فی مصرعقائد السنة وعقائد الشیعه التقارب والتباعد السیف والسیاسة واهل السنة شعب اللّه المختار دفاع عن الرسول
۲۰- شـیـخ عـبـداللّه نـاصـر از کنیا :او شیعه شد پس از آنکه از بزرگان شیوخ وهابیت بود, ایشان چـنـدیـن کـتـاب در ایـن زمینه نوشته است مانند: الشیعة والقرآن , الشیعة والحدیث , الشیعة والصحابه , الشیعة والتقیه والشیعة والامامة .
۲۱- محمد عبدالحفیظ نویسنده مصرى:مولف کتاب لماذا اناجعفرى
۲۲-دانـشمند, سخنور ومرد بحث ومناظره جناب سید على بدرى :او پس از شیعه شدن , خدمت بزرگى در نشر مذهب اهل بیت (ع )نموده است , او به دور جهان گشته ومناظره هاى متعددى بر پـاکـرده اسـت , وبـه دنبال آن کتاب بزرگى تحت عنوان احسن المواهب فی حقائق المذاهب را نوشته که بزودى به چاپ مى رسد.
۲۳-دکتر عصام العماد:شیعه شدنش را هدیهی آسمانی برشمرد و گفت: من در نزد «بنباز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم که پس از قرنها ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عدهای موج میزند و کهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی (ع) و امام حسین(ع) را در مجالس علمی عربستان مشاهده میکردم و میدیدم ظلمهای یزد و معاویه توجیه میشود ولی به راحتی امامان شیعه نقد میشوند
۲۴-عبدالمجیدمحمد فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر.او در مورد علت شیعه شدنش می گوید:دلایل متعددى وجود دارد و فردى که به دنبال حقیقت است، باید کتابهاى اصیل تاریخى از قبیل تاریخ طبرى، الکامل ابن اثیر، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید و محمد عبدُه و... را که به وسیله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است، مطالعه کند. علاوه بر این یک دلیل بسیار ساده وجود دارد و آن این است که در زبان عربى مىگویند: «اهل البیت أدرى بما فى البیت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاهترند.» چنان که صاحب خانه بهتر مىداند وسایل و ظروف خانه در کجا قرار دارد؛ اهل بیت نبوت«ع» هم به مسائل و احکام دین آگاهترند؛ البته علماى دیگر هم مسائلى را مىدانند؛ ولى همانند اهل بیت«ع» آگاهى ندارند. دلایل بسیارى دارد که در این مجال کوتاه نمىگنجد.
۲۵-محمد سعید دحدوح: از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنتحلب بود و پس از خواندن الغدیر با پدرش محمد بشیر و فرزندانشان و به گفته خودش بزرگان شهرستان حلب علنا شیعه شده و از مروجین مذهب شیعه جعفری شدند.
۲۶-شیخ محمد شریف زاهدی:ایشان از علما و ائمه جمعه اهل سنت از بلوچستان ایران بودند که بعد از تحقیق به مذهب اهل بیت(ع) تشرف یافتند.تشرف از زبان خود ایشان پخش از شبکه جهانی سلام بسیار جالبه توصیه میکنم حتما گوش کنید.
۲۷-هاشم قطیط:از شیعه شدگان سوری می باشد او پنج جلد کتاب با عنوان المتحولون شرح حال ره یافتگان را تألیف نموده است.
۲۸-دکتر احمد راسم النفیس:عالم سنی اهل کشور مصر بوده که به مذهب تشیع گرویده است.ایشان نویسندهاى پر کار و پر تلاش در موضوعات فرهنگى و مباحث دینى است و مجلهاى بنام «النداء» را منتشر مىکند. عناوین برخى رسالات و کتب ایشان به قرار زیر است:۱.الطریق الى مذهب اهلالبیت علیهم السلام 2. على خطى الحسین علیه السلام 3. التحکیم، دراسة فى الفقه التاریخى للامة الاسلامیة 4. الجماعات الدینیة - محاولة استمساخ الامة الاسلامیة 5. من اسس ثقافة العنف؟ 6. شرح دعاء السحر للامام السجاد علیه السلام 7. الامام على و العدالة الاجتماعیة (المؤتمر الدولى للامام على علیه السلام طهران، مارس 2001) 8. فقه التغییر بین السید محمدباقر الصدر و السید قطب، دراسة مقارنة 9. الشهید الصدر و دینامیة الصراع الاجتماعى 10. الامام المهدى المنتظر و خصوم مرحلة الظهور. آقاى دکتر احمد راسم النفیس از نویسندگان نقاد و منتقد نشریات مصر است و با مقالات متنوع خود به پاسخگویى شبهات و سؤالات مختلف درباره مذهب شیعه مىپردازد. یکى از آثار برجسته ایشان کتاب «نفحات من السیرة» است که در آن خلاصهاى از سیره رسول اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه اهلالبیت علیهم السلام به نگارش درآمده است.
۲۹-السید حمد الوکاع: مستبصر سوری است زندگینامه و چگونگی شیعه شدنش در این سایت به زبان عربی آمده :http://www.14masom.com/mostabsiron/f136.htm
۳۰-شیخ صالح احمد از علمای بزرگ نیجر:وی در خصوص گرایشش به مذهب تشیع می گوید:پس از مطالعه کتب شیعیان به این نتیجه رسیدم که اصل اسلام در مذهب تشیع نهفته است.شیخ صالح همه خانواده خود را شیعه کرده و در کشور خود نیز بیش از صد شاگرد دارد که آنها را با تشیع آشنا میکند.
۳۱-شهید محمداسلام زومکزهی:وی از چهره های مردمی بلوچ در ایران و از معتمدان منطقه سراوان(روستای پشتکوه)به شمار میرفت، که به همین دلیل پس از تشرف وی به تشیع، نزدیک به پنجاه نفر از اهالی این روستا نیز مذهب شیعه را برگزیده بودند.تروریستها در شامگاه 28 دی ماه،این چهره مردمی و مظلوم شیعه بلوچ را،هنگامی که به منزلش در روستای «پشتکوه» مراجعت میکرد، با شلیک دهها گلوله به شهادت رساندند.
۳۲-محمد عبدالخالق مصری:وی در مورد چگونگی شیعه شدنش میگوید:در واقع سه تا دلیل هست که اول استدلالات سنی ها برای من در سن 18 سالگی قانع کننده نبود مثلا اعتقاد دارند که همۀ اصحاب پیامبر خوب بودند و هیچ کس نمی تواند بپذیرد که 120 هزار صحابه همه دوست پیامبر بودند و این بر خلاف قرآن است زیرا قرآن می گوید که برخی از مدعیان دوستی پیامبر منافق بودند. آنها از نظر معنویت خیلی ضعیف هستند آنها یک دعا یا یک نیایش ندارند. آنها همیشه طرف دار ستمکاران در تاریخ یعنی زمان بنی امیه و بنی عباس بودند و آنها را توجیه می کنند و من با آنها موافق نبودم و اینها برای من زمینه شد که بروم تحقیق کنم تا وقتی که به مکتب اهل بیت رو آوردم که این سه مشکل را در آنجا پیدا نکردم بلکه کاملا بر عکس سنی ها بود یعنی اعتقادات آنها منطقی بود. مکتب خیلی پر معنویت است و مکتب ظلم ستیز است یعنی اهل بیت با ظلم مبارزه می کردند و فهمیدم که مکتب اهل بیت (ع) همان مکتب اسلام حقیقی است و برای من خیلی روشن شد و من و همسر و فرزندانم همه شیعه شدیم.
۳۳-شریف محمد علی حیدره: وی که هم اکنون رهبر شیعیان سنگال است در مورد تشرف به مذهب اهل بیت علیهمالسلام میگوید:پیش از این بر مذهب اهل سنّت و مالکی بوده ام.البته من زمانی که کوک بودم نیز دور از مذهب اهل بیت علیهم السلام نبودم. مثلاً دیوان امام علی علیه السلام را من قبلاً در کودکی ندیده بودم، اما وقتی که سالها بعد این کتاب را دیدم، متوجه شدم که این اشعار را از کودکی حفظ هستم. اما آشنایی من با اهل بیت علیهم السلام و مذهب شیعه با انقلاب ایران و علاقمند شدن من به امام خمینی (ره) آغاز شد. من از کوچکی تمامی انقلابات را پیگیری می کردم تا اینکه با انقلاب ایران و رهبر آن امام خمینی (ره) آشنا شدم و سبب گرایش من به مذهب اهل بیت علیهم السلام شد. همه خانواده و کسانی که به من نزدیک هستند، می دانند که من از 15 سال پیش به مذهب تشیّع گرویدم اما از طریق رسانه ها و به صورت عمومی دو الی چهار سال است که مذهب خود را علناً اعلام کرده ام. کتابهای منتشر شده ام عبارت اند از: «حقایق روشن برای زندگی پیامبر اسلام» به زبان فرانسه و عربی و کتاب دیگرم درباره عاشورا است به نام «آیا عاشورا روز جشن است یا روز اندوه» که این کتاب هم به زبان عربی و فرانسه چاپ شده است.
۳۴-بانو مها از مصر:خانم «مها» فرزند «محمد» اهل استان اسماعیلیه در کشور مصر است. وی نزدیک به یک سال در اتاق پالتاک عربی حاضر میشد.ایشان بعد از جلسات متعدد حضور وپس از مدتها حضور مستمر و جدی ـ که هر شب از اولین دقایق برنامه اتاق پالتاک تا پایان آن ادامه داشت ـ در یکی از جلسات اعلام کرد که من بعد از تتبع بسیار و شنیدن کلام شیعیان و پیگیری بحث های انجام شده،حق را با مذهب تشیع می دانم و خود را تابع این مذهب قلمداد می کنم،با اینکه قبلا هیچگونه درکی از این مذهب نداشتم.خانم مها چهل و هفت ساله و دارای شغل فرهنگی است.
۳۵-دکتر حامد الگار: حجة الاسلام و المسلمین سید مجتبی موسوی لاری می گوید: یک مجموعه چهار جلدی اعتقادات از توحید، عدل، نبوت و امامت و معاد تألیف کردهام که این کتاب در آمریکا به انگلیسی چاپ و منتشر شده است. این کتاب را دکتر «حامد الگار» ترجمه کرده است. ترجمه الگار نیز خود داستان جالبی دارد. من این کتاب را به صورت سلسله مقالات در مجله سروش چاپ و منتشر کرده بودم. پس از چاپ، تماس گرفتند که این کتاب ترجمه شود؛ چون مخاطب کتاب غربیها و غیر مسلمانان بودند. از این رو، مباحث جلد اول عقلی بود و روایت و آیهای آورده نشد. البته ، دوست داشتم که کتاب ترجمه شود. به حامد الگار نامهای نوشتم و خواستار ترجمه کتاب شدم که ایشان نپذیرفت ، اما با وساطت یکی از دوستان، الگار گفت کتاب را بفرستم تا آن را ببیند و اگر پسندید، آن را به برخی از شاگردان خود بدهد تا ترجمه کنند. کتاب را فرستادم. پس از مدتی دوست مشترکمان اعلام کرد که کتاب را پسندیده و حتی حاضر شده خودش آن را ترجمه کند. ایشان سه جلد را ترجمه و در آمریکا چاپ کرد. . البته ایشان بحث امامت را ترجمه نکرد ، بدین جهت خواستم تا این بخش را مانند بقیه مجلدات ترجمه کند، ولی نپذیرفت. نامهای برای ایشان نوشتم و گفتم هر شرطی دارید، میپذیرم. ایشان پذیرفت که بخش امامت را پس از دو سال دیگر ترجمه کند به شرطی که هر جا را نپسندید، ترجمه نکند .این شرط را پذیرفتم . به هرحال ، حامد الگار کتاب را ترجمه کرد و برخی مطالب را نپسندیده بود، ولی خودش حذف نکرده بود ؛ کتاب را چاپ کردیم و برای ایشان فرستادیم. پس از دو سال نامه ای نوشت که مژده دهم من چند بار ترجمه خود را خواندم و هر بار که آن را خواندم، به مذهب شیعه نزدیک و از اهل سنت دورتر شدم. به کتابهای اهل سنت در این زمنیه نیز رجوع کردم و هرچه آن کتابها را میخواندم از اهل سنت دورتر شدم و از ماه رمضان تغییر مذهب داده و شیعه شده ام ، و نوشته بود که این نامه را جایی منتشر نکنید؛ چون بنا ندارم که وارد اختلافات مذهبی شوم ؛ اگر این مسایل مطرح شود به اختلافات دامن زده می شود. به هرحال ، مذهب ایشان در آمریکا برملا شد و افرادی فهمیدند که وی به مذهب تشیع روی آورده و همه او را به عنوان شیعه شناختند. به دنبال ایشان عده ای از دانشجویان و استادان دانشگاه نیز شیعه شدند. وی سپس در نامه ای نوشت که هفتهای نمیگذرد جز این که از ایالات متحده آمریکا به من خبر میدهند عدهای از روشنفکران با مطالعه کتاب به مذهب تشیع علاقهمند شده و بدان گرویده اند.
36-"حبیب علی الجفری" ،عالم و مبلغ بزرگ سنی مذهب: وی در مصاحبه با شبکه ماهواره ای "اقراء"، با اعلام تشرف خود به مذهب اهل بیت (ع) تاکید کرد: من پس از تحقیقات گسترده بین فقه مذاهب مختلف اسلامی و مقارنه بین آنها مذهب تشیع را برگزیدم الجفری افزود: من سه سال در بین مذاهب مختلف جستجو کردم تا بهترین را انتخاب کنم ودر نهایت با پرس و جو از علمای شیعه و خصوصا آیتالله سیستانی مرجع عالیقدر شیعه، به حقانیت مذهب اهل بیت(ع) ایمان آوردم.و به صحت این مذهب نسبت به سایر مذاهب پی بردم.
۳۷-مروان خلیفات ازاردن نویسنده کتاب ( و سوار بر کشتى شدم. )
۳۸-محمد على متوکل از سودان نویسنده کتاب ( با تواضع وارد تشیّع شدم. )
۳۹-سیّد حسین رجا از سوریه ( دفاع از وحى شریعت ضمن دایره سنّى وشیعی
۴۰-خانم لیماءحماده از سوریه ( اخیراًروح نورانى شد. )
و همچنین احمد اسماعیل غزالی،باسل بن خضراء، حسین الرجاء و محمد سلیم از دیگر سوری هایی هستند که شیعه شده و در راستای تبلیغ اهل بیت (ع) فعالیت دارند.یکی از ویژگیهای خوب مردم سوریه گرایش به مذهب اهل بیت (ع) می باشد.
لازم به ذکر است که حقانیت تشیع باعث گرایش تعداد فراوان از پیروان اهل سنّت و سایر ادیان به این مذهب گردیده و انسانهای پاک نهاد و حقیقت گرا؛ پس از درک حقانیّت تشیع پیرو این مکتب پویا و مقدس می شوند.و همین عالمان که نام برده شدند با تالیفات خود میلیونها نفر را شیعه کرده اند. آن چه در این مختصر آورده شد تنها به عنوان نمونه مطرح گردید.
وحشت وهابیون از گسترش تشیع: یکی از انگیزه های تهاجم وسیع وهّابیت بر ضدّ مذهب اهل بیت (ع) ترس و وحشت آنها از گسترش فرهنگ برخواسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانی مطابق با سنت راستین محمّدی (ص) می باشد که چند نمونه را در اینجا می آورم: شیخ ربیع بن محمّد ، از نویسندگان بزرگ سعودی می نویسد:آنچه که باعث فزونی شگفتی من گردید این است که برخی از برادران وهابّی وفرزندان شخصّیتهای علمی و دانشجویان مصری اخیراً به سراغ مکتب تشیّع رفته اند. شیخ محمد مغراوی از دیگر نویسندگان مشهور وهّابی میگوید: با گسترش مذهب تشیع در میان جوانهای مشرق زمین ،بیم آنرا داریم که این فرهنگ در میان جوانان مغرب زمین نیز گسترده گردد. شیخ ناصر قفاری استاد دانشگاه های مدینه مینویسد :اخیراً تعداد زیادی از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرایش پیدا کرده اند و اگر کسی کتاب « المجد فی تاریخ البصرة و نجد» رامطالعه کند به وحشت می افتد که چگونه برخی از قبایل عربی به صورت کامل مذهب شیعه را پذیرفته اند.
تحریف حقایق: موج گرایش به مذهب اهل بیت علیهم السلام در میان اهل سنت رو به فزونی نهاده و هر روزه تعدادی از اندیشمندان و روشنفکران اهل سنت به تشیع می پیوندند. و از آنجا که این مستبصرین در گفته ها و تالیفات خود برای اثبات حقانیت مذهب تشیع به کتب معتبر اهل سنت و احادیث معتبری که در این کتب آمده (مانند احادیثی که در در مورد ولایت حضرت علی بیان شده)استناد می کنند.این موضوع باعث نگرانی برخی از اهل سنت شده تا جائیکه در کتب معتبر تاریخی دست برده و آنها را تحریف کرده اند.! <<آیة الله سید محمد یثربی استاد دروس خارج حوزه علمیه قم در سی و ششمین جلسه تفسیر آیات ولایت و امامت که در کاشان و در حسینیه مرحوم آیة الله یثربی قدس سره برگزار گردید اظهار داشتند که متاسفانه دربرخی مجامع علمی اهل سنت از مدتها قبل خیانتی بزرگ آغاز شده است و در برخی از احادیث معتبرترین کتب اهل سنت از قبیل صحیح بخاری و صحیح مسلم حذف شده یا جابجائی در آنها صورت گرفته است در حالیکه بنابر اعتقاد اهل سنت این دو کتاب پس از قرآن صحیحترین کتابها محسوب می شوند. آیةالله یثربی پس از بیان اتفاق ناگوار اعلام داشتند:حاضریم درحضور علمای اهلسنت به وضوح نشان دهیم که در کدام چاپ از بخاری کدام حدیث مورد دستبرد قرار گرفته و کدام حدیث جابجا شده است.این یک خیانت بزرگ علمی است که پیروان یک مکتب در صحیحترین کتب تحریف ایجاد کنند.اگر تعصب باعث شود در معتبرترین کتب تحریف اتفاق افتد،دیگر چه اعتمادی باقی خواهد ماند؟>> نمونه ای از تحریف کتب معتبر تاریخی: حدیث دار در روز انذار : پیامبر اعظم(ص) با اشاره به امام علی(ع)فرمودند:<<ان هذا اخی و وصی و خلیفتی من بعدی،فاسمعوا له و اطیعوا این برادر من،وصی من و جانشین من بعد از من است، پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمائید.>> (منابع موثق اهل سنت : تاریخ طبری ج 2 ص 319، تاریخ ابن اثیر ج 2 ص 62، سیره حلبیه ج 1 ص 311، شواهد التنزیل حسکانی ج 1 ص 371، کنز العمال ج 15 ص 15، تاریخ ابن عساکر ج 1 ص 85، تفسیر خازن نوشته علاءالدین شافعی ج 3 ص 371، حیات محمد نوشته حسنین هیکل چاپ اول – باب « وانذر عشیرتک الاقربین» ) این حدیث از احادیث صحیح و درست است که مورخان آن را در آغاز بعثت پیامبر نقل کرده اند.اما سیاست و لجاجت،همه حقایق و رویدادها را وارونه جلوه داد و عوض کرد. محمد حسنین هیکل تمام حدیث را در کتابش (حیات محمد)و در صفحه ۱۰۴ از چاپ اول سال ۱۳۵۴ هجری قمری آورده است،اما در چاپ دوم و چاپهای بعدی این جمله <<وصیی و خلیفتی من بعدی>>حذف شده است!!همچنین از کتاب تفسیر طبری ج ۱۹ص۱۲۱این جمله را حذف کرده اند و به جای آن کلمات دیگری ازخودشان نوشته اند!!غافل از اینکه خود طبری همین روایت را در تاریخ خودش ج ۲ ص ۳۱۹ بطور کامل نقل کرده است.!!! حال پرسش ما این است که چرا عده ای بیشترین تلاششان آنست که حقیقت را بپوشانند تا واقعیات آشکار نشود؟چرا گاهی احادیث صحیح را توجیه می کنند و معانی دیگری را برایش جعل می کنند(همچنانکه معنای حدیث غدیر را تنها دوستی علی می دانند نه سرپرستی و ولایت علی!)و گاهی احادیثی را که با مذهبشان ناسازگار است،تکذیب می کنند،هر چند در صحاح و مسندهای خودشان آمده باشد. و گاهی نیمی از حدیث یا دو سومش را حذف می کنند و به جای آن جمله هایی از خود اضافه می کنند!و گاهی روایات موثق را مورد تشکیک و طعن قرار می دهند زیرا احادیثی روایت شده که با هوای نفسشان سازگار نبوده است.گاهی هم احادیثی را در چاپ اول کتاب نقل کرده اند و در چاپهای بعدی حذف می کنند و هیچ اشاره ای به انگیزه حذف و نادیده گرفتن حدیث نمی کنند، چرا و به چه منظور سخنان را تغییر می دهید؟چرا و به چه منظور احادیث را تحریف می کنید؟چرا و به چه منظور حقایق و رویدادها را وارونه نشان می دهید؟؟؟ لازم به ذکر است:مراکزی در قم مشغول بررسی و مقایسه کتب قدیم با کتب جدید اهل سنت هستند.این مراکز حتی با عکسبرداری از کتب مدارک خوبی را بر تحریف کتب جدید سقیفه گرایان ارائه می دهند. امید است با سرعت بیشتری این توطئه علمی مذهبی به گوش عموم مردم اعم از شیعه و سنی برسد تا معلوم شود که حق کجاست و حقیقت کدام است.انشاالله
تحریف حقایق توسط مورخین: اینک نمونه اى دیگر از تحریفات مورخین نسبت به حقایق رانقل مى کنیم , آنها چنانکه فضایل على (ع ) واهل بیت او را مخفى نگه داشته اند, هر چیزى را هم که از شان صحابه وبه خصوص خلفا بکاهد وآن را بى ارزش کند نیز مخفى کرده اند, حال این حادثه را درنظر بگیرید که هر دو جهت را دارد, هم فضایل على (ع ) را مخفى کرده وهم اعمال زشت خلفا را: مورخین و در راس آنها طبرى , نامه هایى را که میان محمد بن ابى بکر از شیعیان امیرالمؤمنین (ع ) و مـعـاویـة بـن ابـى سـفـیان رد وبدل شده است را مخفى کرده اند . زیرا در این نامه ها جانشینى امام عـلـى (ع ) اثبات و وضعیت خلفا افشا شده است , طبرى پس از نقل سند دونامه , این گونه معذرت خواسته است که در این نامه ها مسائلى است که عوام تحمل شنیدن آنها را ندارند .پس از او ابن اثیر آمده و مانند طبری عمل کرده است. سپس ابن کثیر نیز راه آنان را دنبال کرده ,اشاره اى به نامه محمد بن ابى بکر نموده ولى خود نامه را حذف کرده مى گوید: نوعى خشونت در آن است . آنچه ایـن سه مورخ انجام داده اند, از قبیح ترین انواع کتمان حقائق است , که به وضوح عدم امانت علمى آنها را نشان مى دهد. منظور آنها از این که گفته اند: عموم مردم تحمل شنیدن متن نامه ها را ندارند چیست ؟ آیـا بـه خـاطـر ایـن اسـت کـه اگـر عـوام متن دو نامه را بشنوند از عقیده خود نسبت به خلفا بر مى گردند ؟ ایـنـک مـختصرى از نامه محمد بن ابى بکر به معاویه وجواب او را ازکتاب مروج الذهب مسعودى مى آوریم : .. . از مـحـمـد بـن ابى بکر به معاویة بن صخر گمراه در اینجا نام پیامبر(ص ) را برده وبر او درود فـرسـتـاده اسـت .. .واو را پـیـامـبرى بشارت دهنده وبیم دهنده معرفی کرده اولین کسى که او را اجـابـت کرد, خضوع کرد, ایمان آورد, تصدیق کرد, اسلام آورد وتسلیم شد برادرش وپسر عمویش عـلى بن ابى طالب بود, او را بر اخبارش ازغیب تصدیق کرد, بر هر دوستى ترجیح داد, در برابر هر خطرى خود را پناه او قرار داد, در جنگ هاى او جنگید ودر صلح او صلح کرد.. . او هیچ نظیر ندارد... مـن از او پـیـروى مى کنم , هر چندنمى توانم مانند او باشم , وتو را مى بینم که با او درگیر شده اى درحالى که تو همانى که هستى , واو همان است که هست . نیت اوصادق تر از نیت همه مردم است , وفرزندان او افضل از فرزندان تمام مردم وهمسر او بهتر از تمام همسران ... امـا تو ملعون وملعون زاده اى . تو و پدرت همیشه آرزوى گمراهى براى پیامبر(ص ) داشتید وبراى خـامـوشـى نـور خـدا تـلاش مـى کردید و در این راه افراد را به دور خود جمع کرده , اموال صرف نموده ,وقبایل را علیه او تحریک مى کردید, وهمین گونه پدرت مرد وتوراه او را دنبال کردى .... سـپـس یـاران وپـیروان على را شمرد وگفت : آنها حق را در پیروى ازاو مى بینند وبدبختى را در مـخـالفت با او, پس واى بر تو!چگونه خود را معادل على یا قابل قیاس با او مى دانى ؟ در حالى که اووارث ووصـى رسـول اللّه (ص ) وپـدر فـرزنـدان او اسـت , اولین کسى است که از او پیروى کرده ونـزدیـک تـریـن مردم به او بوده , بر اسراراو آگاه واز کارهاى او مطلع بوده است . اما تو دشمن او و فـرزنـد دشمن او بوده اى , پس هر چه مى توانى در دنیاى خود از باطلى که در آن هستى لذت ببر وفـرزند عاص نیز به گمراهى تو اضافه میکند,گویا اجل تو رسیده ونیرنگ تو سست شده است . پس از ایـن مـشخص خواهد شد که عاقبت به نفع کیست وبدان که تو با خداى خویش نیرنگ مى کنى , زیرا خود را از تدبیر خداوند در امان مى بینى واز رحمت الهى نا امید . پس خدا در کمین توست وتو خودرا فریب مى دهى . وسلام بر هر که پیرو هدایت باشد. نامه معاویه در جواب محمد بن ابى بکر با اختصار : از معاویة بن صخر به ملامت گر پدر خویش محمد بن ابى بکر... در نـامـه ات فرزند ابو طالب را یادکردى وسوابق دیرینه او وقرابتش به رسول اللّه (ص ) ویارى او به پیامبر در هر خوف وخطر را یاد آورشدى , پس حجتى که بر من آوردى وعیبى که در من دیدى به خـاطـرفضیلت دیگرى است نه فضیلت خودت , بنابراین خدا را شکرمى کنم که این فضایل را از تو گـرفته وبه دیگرى داده است . وما که پدرت نیز جزء ما بود فضیلت فرزند ابو طالب را مى دانستیم وحـق او را بـر خود لازم وروا مى دیدیم , تا آن که خداوند پیامبرش را به سوى خود برده , دعوت او را ظاهر وحجت او را آشکار نـمـوده واو را به سوى خود طلبید, پس پدرت وفاروقش اولین کسانى بودند که حق على را غصب کـرده وبا او مخالفت کردند, وهمه کارها بر اساس توافق وهماهنگى میان آنها بوده است . سپس آن دونفر او را براى بیعت با خود دعوت کردند واو ابا نمود واز آنهافاصله گرفت . ولى آنها آماده حمله به او شدند وخطر عظیمى رابراى او در نظر گرفتند . سپس او با آنها بیعت وکار را تسلیم آنهاکرد, ولى آنها هیچ گاه او را در کار خود شریک نکرده واسرارخویش را به او نگفتند . تا آنکه خداوند اجل آنـهـا را رسـاند . پس پدرتو بود که این راه را هموارکرد وبراى سلطنت خود پایگاه ساخت . حال اگر این سـخن ما درست است پس این پدر تو بود که آن را به ناحق گرفت وما نیز شریک او هستیم , واگر کار پدرت در آن روز نبود مابا فرزند ابو طالب مخالفت ننموده وکار را به او تسلیم مى کردیم ,ولى مـا پدرت را دیدیم که این گونه با او رفتار کرد, ما نیز مانند اوعمل کردیم , پس هر چه مى خواهى پـدرت را عـیـب جـوئى کـن ویـا ازایـن سـخـن دسـت بـردار. اکـنـون فـهـمـیدیم که چرا طبرى , ابن اثیر وابن کثیر حاضر به افشاء این نامه ها نبودند, زیرا اینها انـگیزه درگیرى واختلاف میان مسلمین برسر خلافتى که حق على بوده است را آشکار مى کنند. ایـن مـعاویه است که به حقانیت على , اعتراف مى کند وعذر او این است که خلافت او ادامه خلافت ابـوبـکـر بـوده وبـدیـن وسـیـله فرزند اومحمد بن ابى بکر را محکوم واز ادامه سخن در این باره ساکت مى کند. ...ولـى اى مـعـاویه , آسوده خاطر باش , که اگر محمد بن ابى بکرساکت نشد وتو را رسوا کرد, طبرى , ابن اثیر وابن کثیر در این باره ساکت ماندند و حقایق را پوشاندند.!
در مقابل، افراد بسیاری از علمای اهل سنت هستند که هم هویت مشخصی دارند و هم افراد شناخته شده ای در جامعه خود بودند که از بدو تولد تا عالم شدنشان سنی مذهب بودند و بعداً مستبصر
شده و به حقیقت رسیده اند که نمونه های فراوانی را می شود نام برد. مثلاً:
1 ـ دکتر محمد تیجانی، وی در شهر قفصه «یکی از شهرهای جنوبی کشور تونس» در سال 1936 میلادی در خانواده ای سرشناس و مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در همانجا ادامه داد،
تا به رتبه مهندسی نائل آمد. ایشان از کودکی به معارف دینی علاقه فراوان داشت و با استعداد فوق العاده ای که داشت در علم و تقوی معروف گردید و در همان سنین جوانی امام جماعت شهر بود و
تدریس تفسیر و فقه نیز می نمود، وی مسافرت های متعددی به کشورهای مختلف نمود و در همین مسافرت ها و برخوردها به حقانیت مذهب شیعه پی برد و رسماً تشیع خود را اعلام نمود. در حال
حاضر ایشان با داشتن مدرک دکترای فلسفه از دانشگاه سوربن پاریس، مشغول به تدریس می باشد.
2ـ سعید ایوب مصری
3ـ احمد یعقوب اردنی
4ـ اسعد وحید فلسطینی
5ـ صالح الوردانی مصری[4]
این تعدادی از افرادی هستند که در عصر حاضر پس از استبصار خود را وقف مکتب و مذهب شیعه کرده اند. البته در طول تاریخ نیز افراد زیادی چون محقق دوانی، محقق خضری و... به آیین تشیع
گرویده اند که مجالی برای نامبردن از تمامی آنان در این نوشتار مختصر نمی باشد.
آنچه حاصل شد این بود که هیچ یک از علمای شیعه دست از تشیع برنداشته و سنی نشده اند. ولی در مقابل بسیاری از علماء آنها مستبصر شده و شیعه را به عنوان مذهب حق قبول کرده اند.
پی نوشت ها:
[1] . ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، انتشارات دارالفکر، چاپ اول، 1378، ص179.
[2] . ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ سوم، 1383، ص171.
[3] . عسکری، سید مرتضی، ولایت امام علی ـ علیه السلام ـ در کتاب و سنت، مجمع جهانی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، چاپ اول، 1424 ق.
[4] . تیجانی، محمد، اهل بیت ـ علیهم السلام ـ کلید مشکلها، ترجمه سید محمد جواد مهری، بنیاد معارف، چاپ اول، 1376، ص10.
منبع: مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه قم
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .//عدالت صحابه-اصحاب-اصحابی کالنج
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .//شافعی - مالکی - حنفی - وهابی -
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .// طب الرضا - طب الصادق - شیمی -
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .// صحیح بخاری - اصح الکتب بعد ال
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .// صحیح بخاری - اصح الکتب بعد ال
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .// مالک بن انس - امام -حنبلی - ش
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .//دعا - عرفه - تبلیغ - صحیفه سجا
راز خشونت و بی رحمی وهابی ها // دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .
برفرض کتب شیعیان را از بین بردیم با کتب خودمان چه کنیم ! با اعتقادات شیعیان که از زبان پیامبر در کتب ما پخش شده چه کنیم ؟// دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی ، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد . او شیعه شناس ، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .
دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است .
هر وهابی که میخواهد شیعه شود تا نام شیعه را میشنود فکر میکند شیعه یکی است همانطور که وهابی 4 نوع میباشد شیعه هم چندین نوع دارد شیعه واقعی شیعه قائم آل محمد مهدی موعود صاحب الزمان میباشد نه شیعه زیدیه نه شیعه عمر خان آقا خان یا دیگر شیعه ها وقتی من خواستم شیعه شوم در تحقیقاتم فقط شیعه 12 امامی قائم آل محمد (عج) را شیعه واقعی دیدم دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است . برادر سلام علیکم ورحمه" الله و برکاته امروز دوست دیروز آشنا از عمر چه خبر
هر وهابی که میخواهد شیعه شود تا نام شیعه را میشنود فکر میکند شیعه یکی است همانطور که وهابی 4 نوع میباشد شیعه هم چندین نوع دارد شیعه واقعی شیعه قائم آل محمد مهدی موعود صاحب الزمان (عج) میباشد نه شیعه زیدیه نه شیعه عمر خان آقا خان یا دیگر شیعه ها وقتی من خواستم شیعه شوم در تحقیقاتم فقط شیعه 12 امامی قائم آل محمد (عج) را شیعه واقعی دیدم دکتر عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون قرار گرفته است . // عثمان خمیس - کشف الجانی محمد تی
اعتراف بزرگترین عالم وهابی یمن عبدالمجید الزندانی در شبکه الجزیره//عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفی
عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون است.
تاثیر شگفت انگیز شبکه های شیعه //عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون است.ویکیپدیا// منبع :www
امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف از نگاه وهابی ها /در ذهن وهابی ها چه میگذرد ؟ //عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل
در ذهن وهابی ها چه میگذرد ؟ //عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون است.// منبع :www.youtube.co
(در ذهن وهابی ها چه میگذرد ؟) // عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون است.// منبع :www.youtube
چی شد شیعه شدی ؟//عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون است.// منبع :www.youtube.com/user/strai
(در ذهن وهابی ها چه میگذرد ؟)// پیامبر مـُرد ، تموم شد // شباهت به عمربن خطاب بزرگترین مشکل وهابیت // عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است ا
مگر می شود همه اشتباه کرده باشند بجز محمد عبدالوهاب//عصام یحیی عماد، محقق علوم اسلامی، و یکی از علمای وهابیت بود که شیعه شد. او شیعه شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت و فارغ التحصیل دانشگاه های مذاهب عربستان سعودی است او هم اکنون به دلیل شیعه شدن مورد تکفیر وهابیون است
صاحب سخنی که بر سخن آگاه است اول سخنش بنام بسم الله است فقط شیعه بحق میباشدبه ابجد 110 دین الهی 110 علی 110 بحق 110 علی 110 دین الهی 110 اهل دینی 110 دین الهی 110 علی 110 بحق110 حامیان110 دین الهی 110
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ به ابجد کبیر و صغیر82 اهل الهی82 الم 82بهای دین2+8 =10 فروع دین 82 با دادگاه دین82 طبیب جهان 82مهدی82 امام82طبیب جهان82امام82مهدی82+114 سوره قرآن = 196 قلب دین196+166لا اله الا الله+ 23مهدی= 385شیعه 385یاران مهدی313+72یاران امام حسین=385شیعه385شیداء385شهید الله 385
به ابجدکبیروصغیرالله86+110دین الهی =196دین اسلام196قلب دین196به ابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن =196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 قلب دین 196اسلامه مهدی196 دین اسلام196 بااماما دین الهی196 امام زمانی ها 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود196 دین اسلام 196 سوره قرآن114+52 جمعه در سال= 166 لا اله الا الله +30 روز ماه =196 دین اسلام 196به نام خداوند رحمتگر مهربان. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. نون سوگند به قلم و آنچه مى نويسند (۱). ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾. [كه] تو به لطف پروردگارت ديوانه نيستى (۲). بلکه دیوانگان عالم را با نسخه دین درمان میکنی365درمانگاه دین 365قطب عالم امکان 365روز سال امام قائم آل محمد مهدی صاحب الزمان(عج)
انتخاب الله 1120-1202 سه خلیفه قاصب = 82 امام مهدی به ابجد صغیر و کبیر 82 امام 82 الم 82 امام 82 هم اکنون امام 82 مهدی 82 به ابجد صغیر وکبیر 82 میباشد این است
به ابجدکبیروصغیرالله86+110دین الهی =196دین اسلام196به ابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196+52 هر سال 52 جمعه داریم قل هو و الله احد = 196 دین اسلام196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود دین اسلام 196 نشانه های دین الهی الله به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی
اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم خانواده پیامبر اعظم محمد (ص
شیعه یعنی حق مدارو حق پذیردر مدارحق بوود او بی نظیر
خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب12 امام در خودش و ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال 365درمانگاه دین 365قطب عالم امکان365 روز سال
به ابجد اسلام132+ 92محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +17 نماز = 351 قرآن 351 فارسی 351 +14 معصوم = 365 روز سال
به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش144 +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سالبه ابجد کبیر مهدی59
به ابجد کبیرمهدی 59امید مستضعفان جهان 59یعنی 9+5=14 معصوم در قرآن 351+14 معصوم = 365 روز365 سال قطب عالم امکان 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم
علمی صحبت کنیم به علم ابجد82 بهای دین 82 طبیب جهان 82امام 82 مهدی 82 مهدی به ابجد کبیر و صغیر 82 بهای دین 82 امام 82 مهدی 82 اهل ماه 82 امید مستضعفان جهان مهدی (عج) علم ریاضی قرآن می فرماید امام باید نشانه های روشن داشته باشد دلیل های واضع که به دین اسلام 196 و 365 روز سال و 114 سوره قرآن منطبق قرآن و ریاضی آن 351 با دلایل روشن دین باشد بهای دین 82 باشد
انتخاب الله 1120-1202 سه خلیفه قاصب = 82 امام 82 مهدی 82 طبیب جهان 82 بهای دین 82به ابجد صغیر و کبیرمهدی 82 امام 82 الم 82 امام 82 طبیب جهان82 بهای دین 82هم اکنون امام 82 مهدی 82 به ابجد صغیر وکبیر 82 میباشد این است
به ابجد امام 82 باید منتسب به قرآن 351 و 114 سوره آن و 365 روز سال و 196دین اسلام 196 و خانواده محترم رسول خدا 196 کلید اسلام 196امام کل دین 196 دین اسلام 196 یا اصل دین 196 منتسب به 14 معصوم باشد امام 82+114 سوره قرآن =196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 کلید اسلام 196به ابجد یاجانشین بحق محمد علی737-541 عمر ابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم میباشد به ابجد قرآن 351+14 معصوم = 365 روز سال یک امام باید به تمام احوال عالم دنیا آگاه باشد به ابجد مهدی 59
59امید مستضعفان جهان 59 قرآن کتب محمدی59 بمعنای 114 سوره 114+59+23 مهدی = 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 به زمین های الله 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 اساس دینی 196 قلب دین 196 دین اسلام196 با اماما اهل دینی196 منظور ضرب 14 معصوم میباشد قرآن شیعها 737-541 عمر ابوبکر = 196 ضرب 14 معصوم 196به ابجد یاجانشین بحق محمد علی737-541 = 196 گل سر سبد 14 معصوم مهدی(عج) میباشداین چه دریائیست علمیست که اعجازی حسابی میکندچشم هر بینندهاش را نقره آبی طلایی میکندخود دل است این، دلبر است این، رهنما و رهبر است منجی عالم بحق او وارث پیغمبر است مهدی صاحب زمان بر کل عالم او سر است جان عالم به فدایش وارث پیغمبر است
نفس زکیه از اصحاب حضرت مهدى علیه السلام است که آن حضرت او را پیش از ظهور خود نزد مردم مکه و عراق مى فرستد تا بشارت ظهور حضرتش را به مردم بدهد وچون او اظهار ظهور حضرت را مى نماید، اهل مکه بر او یورش مى برند واو را به قتل مى رسانند و تمام آنها که به ایشان حمله میکنند حرامزاده و اهل دوزخ می باشند اهل دین اسلام مواظب باشند موقع ای که سرورم نفس زکیه می ایستد کسی که اهل بهشت است مینشیند و فقط دوزخیان در برابر ایشان می ایستند حواستان جمع باشد حتی با یکدیگر زمزمه نکنید تا چه برسد به ایشان حمله کنید که صدرصد اهل دوزخ خواهید بود يک قبله دارند عاشقان آنهم علی المرتضاست علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست این شکاف کعبه را مقصود چیست قبله آل عباء اهل جهان مولاء علیست یک قبله دارندعاشقان آن هم علی مرتضاست يک شمع دارندعارفان آنهم علی المرتضاست يک جلوه دارداين جهان آنهم علی المرتضاست يک روح دارند شيعيان آنهم علی المرتضاست يک راه دارند رهروان آنهم علی المرتضاست يک نابغه دارد زمان آنهم علی المرتضاست منجی عالم قائم است جان علی مرتضاست او جان حیدر داردروح علی مرتضاست یارب فدایش جان ما جان علی مرتضاست دو فاطمه دارد علی هم مادرو هم جان ما باشد علی مرتضاء قائم بوود نامو نشان آن هم علی مرتضاست یارب جهان نقش روخ مهدی علی مرتضاست روی رسول مصطفاست مهدی علی مرتضاست قرآن ناطق او بوود رمز قلوب شیعه هاست مهدی علی مرتضاست خورشیدو ماه عالم است مهدی علی مرتضاست شنیده ام که از سنگ هم طلاء درست میکنی مولاء من سنگ دل بودم تو از سنگ هم طلاء درست میکنی این چه دریائیست اعجازی حسابی میکندچشم هر بینندهاش را نقره آبی طلایی میکندخود دل است این، دلبر است این، رهنما و رهبر است منجی عالم بحق او وارث پیغمبر است مهدی صاحب زمان بر کل عالم او سر است جان عالم به فدایش وارث پیغمبر است
به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه541فتنه ها 541اهله شر 541مرگ کافر541
ظالم 971-430 مقصر=541 ابوبکر عمر 541عمر ابوبکر 541 مردان گمراه 541عداوتین541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541دشمنه اسلامی541مردان گمراه541آفت کلی 541شیطان آل سعود 541 مردان گمراه541با منافقان ابله ملحد نادان541دشمنا دین های الله541شیطان نابحقی 541بنااهله منافق آل سعود541بانامرداهل دین اسلامی 541با نامرده اهل دین اسلامی541بدشمن فاسد541ملحد های منافقا آلسعود541آفتین541قاتلی541مرگ کافر541 541مجرمین بدین اسلام541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 اهله شر541به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه 541 آفت کلی 541 با دشمن ابله نادان 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 ابوبکر و عمر 541 بجای تشحیح وغسل و کفن رسول خدا ایشان را رها کردهوبا بی شرمی تمام به سقیفه برای قصب خلافت رفته بودند541 مردان گمراه541 ابله بشرا541 بدشمن فاسد541بامنافقان ابله ملحد نادان 541بادشمناابله نادان 541 541دشمنادین های الله 541دشمنه اسلامی541 آفت کلی541مرگ کافر 541 آفتین541بدشمن فاسد541 541دشمنه اسلامی541آفت کلی541 مردان گمراه541آفتین541شمرا541 عقیده باطل نامردیه
ال سعود باید از بین برود 470 اهل دین شیطان470
پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر541عمر ابوبکر541به ابجد171نابحقی171آل سعود171نابحقی 171 آل سعود 171+370شیطان=541فتنه ها541 دشمنه اسلامی 541+430 مقصر = 971 ظالم به ابجد 971 ظالم 971 -430 مقصر = 541 فتنه ها541 مجرمین بدین اسلام 541 ابجد ابوبکر عمر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 عمر ابوبکر541به ناهله منافق آل سعود 541ملحد های منافق آل سعود541عکس عمر خودشه سلمان فارسی وقتی ابولولو را نزدعمر میفرستاد می فرمود امروز شاخر مست عمر است به ابجد صغیر49 ابجد عمر22+27 ابوبکر=49 مارمولک چلپاسه49 مارمولک چلپاسه خورها 861-541 عمر ابوبکر = 320 عمری یک وهابی در بیت الله الحرام میگفت هر کسی چلپاسه نخورد اصلا" عمری نیست علمی صحبت کنیم علم ابجد علم ریاضی قرآن تقدیم میکند علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن به علم ریاضی قرآن
به ابجد ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم 971 یعنی
ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم به دست میآید ظالم 971+231 ابوبکر = 1202 ابجد کبیر ابوبکر عمر عثمان 1202 بدبخت دین اسلام 1202 بکافران محض 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد1202 ارتش کفار 1202به خائنای منافقانه اسلام 1202 1202بخبیث ملحدها 541 با فاسد ترین دشمن 541 احمقان فاسد دین اسلامی 1202به نادانترین اهل دشمن 1202 با فاسد ترین دشمن1202 بدبخت اهله عالمی 541 بکافران محض 1202 تفرقه در ادیانه اسلامی 1202 با خبیث ناهل1202 به نامرده ملحد شرور نادان 1202نااهله شر تری 1202 سران فتنه اهل حرامیانی 1202 با خبیث نا اهل 1202به بدبختیه اهل عالم 1202 اختلافهای دینی 1202بدبخت اهل عالمی 1202 بدبختان به عالم 1202بدترین دشمن اسلامی 1202 بمنافق های اشرار دینه اسلامی 1202 نفهم ترین مردان بدین ها 1202با فاسد ترین دشمن 1202بدترین دشمن اسلامی12021202 حاکمان ظالمه اهل دین ها 1202 با کافران پلیده ملحده ستمگری 1202ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند
همه عقلشون پاره سنگ میزنه اینم جاروبیل برادران طالبان بدانند وقت خود را در جهان اسلام برای مشتی شرابی بی دین تلف میکنند حیف نیست شما ادای وهابی ها را در میآوریددنیا و آخرتتان را برای چه کسانی به هدر می دهیددشمنان اسلام اگر نفهمند چشمشان کور دندشان نرم
ا
کسانی که به خودشان رحم نمیکنند میخواهند به خلافت رحم کنند این عکس سگ چلپاسه خور است عکس عمر طبق روایت اهل سنت لوچ چشم هم بوده از یک چنین عکسی معلوم است یعنی آخر آخر آخر خر پدرا عمر بوده است شاه خر موهای سر من چند تاست خرپدر عثمان ابن اپیف گفت استر مذهبی دشمن آل رسولو احمدی بزرگترین آرزوی یک وهابی در بیابان گرفتن یک چلپاسه چاغ اندازه خودش و شب خوابیدن در بقل چلپاسه میگویند تا صبح خوابهای بسیار خوش می بینی آدم خر میشود چلپاسه خور
گر عمر خواهی شوی چلپاسه خور بجای پروش مرغ و گوسفند رمع عمر میگفت بزرگترین نعمت پروردگار گرفتن چلپاسه چاغ فربه کسانی که برای خودشان احترام قائل نیستند و قانون دین الهی را زیر پا می گذارند کسانی که به خودشان رحم نمیکنند می خواهند به خلافت و مردم رحم کنند انسانهای شرابی از سنگ توالت هم نجس ترند دانشمندان میگویند روزی یک قطره الکل را بدن انسان برای نیاز میسازد و نیازی به خوردن الگل و بی حس کردن مغز نیست هر سلولی بمیرد ساخته میشود ولی با خوردن سه قطره الکل و بی حسی در مغز میلونها سلول مغز از بین میرود و دیگر ساخته نمیشود اگر مغز داشتی که الکل نجس تر از ادرار خوک نمی نوشیدی به انسانهای خوک صفت توجه کنید اینها خود را زمامدار مردم مینمامند کسانی که فهمو شعور و درک کافی ندارند زمامدار مردم بدبخت تر از خود شده اند مردم فاسد زمامداران فاسد دارند خاک عالم بر سر وهابی شرابی ای بدبخت ای کافر شرابی یک مشت کافر شرابی حرامی بر جهان حکومت میکنند ان شائ الله بزودی همه را سرنگون خواهیم کرد یدالله فوق ایدیهم 541کسکشانه دینی 541کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام541 آل سعود 171+370 شیطان = 541 عمر ابوبکر 541 کسانی مدعای سردمداری اسلام و خائن الحرمین شراب خوار وهابی عمر عمر هم از این شاش خور کمتر نبود چرا الکل نجس است چون تمام ترکیباتش مثل مدفوع و ادرار است روشن شدن حمام فین کاشان با یک شمع و لوله های بیت الخلاع مستراء شرابی های کافر رئیس پلید شاش خور وهابی
بزن تو رگ سگ پدر
بزرگترین کارخانه چلپاسه پزی در قصر ملک سلمان پادشاه مارمولک خور عربستان راه اندازی شد ملک سلمان که تمام پسر عمو های مارمولک خود را زندانی نموده از ترس خیانت و شورش همه را زندانی نموده است در ماه پیش قرار بود 90 ماشین بمب گذاری در سراسر عربستان منفجر نمایند و حکومت را سرنگون کنند ولی موفق نشدند پادشاه عربستان هم همه آنهارا زندانی نموده بزرگترین آرزوی هر وهابی درعربستان همان آرزوی عمر است که میگفت آرزو دارم روزی زیرهر سگنی دو تا چلپاسه چاغ باشد بگفته وهابی ها هر کسی چلپاسه نخورد عمری نیست یکی از عمری های مکه برایم تعریف میکرد بجای نماز جمعه ما را برای گرفتن چلپاسه در بیابانها میچرخانند خوردن چلپاسه دین و عقل را ضایع میکند عکس عمرتوسط یک یهودی از دایی زاده های عمر میگویند عمر خیلی ترسو و بز دل بوده در تمام جنگها پا به فرار میگذاشتند من یه چیزی میگم تو یه چیزی میشنوی یه مادر قهوه حقه بازی بوده که نپرس در جنگ خیبر با ابوبکر و عثمان هر سه نفری پا به فرار گذاشتند و مورد لعن پیامبر واقع شدندقیافه را قیچ هم بوده مادر جنده سامری دین اسلام خدایی این قیافه آدمه کفتار ریدتش افتخار کافران باشد شراب وجه ناپاکی یشان کرده خراب به سر مبارک لعنت در صحیح بخاری و مسلم فرموده وقتی عمر به ایران حمله کرد 145 هزار نفر را کشت و در شهری 25 هزار نفر را کور کرد و در شهر دیگر طلاء و دختران جوان را به اسارت برد مثل گروه وهابی دائش عمل میکرد سگ اگه هار شد به خودش هم رحم نمیکند خودشو گاز میگیره سگ زرد برادر شغال است یهودی برادر وهابی است سگ به صاحبش نبره کفتاره گرگ صفت عکس عمر طبق روایت اهل سنت و امت یهود. پیامبر پیامبر اسلام فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 اهله شر541دشمنه اسلامی 541 آفتین 541 عداوتین 541 قاتلی 541 آل سعود 171+370 شیطان = 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام مقصرا دین الهی 541به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 آل سعود 171+370 شیطان = 541 فتنه ها541 دشمنه اسلامی 541+430 مقصر = 971 ظالم به ابجد 971 ظالم 971 -430 مقصر = 541 فتنه ها541 عمر ابوبکر541 مقصر 430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم
ظالم 971- 430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر عمر 541 مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم به دست میآید معادله ظالم و مقصر خود عالمی دارد بی مثال جزو عجائب 8 گانه محسوب میشود عکس فوق در شکار چلپاسه توسط یک یهودی در نزدیکی سقیفه از عمر کشیده شده ایشان لوچ چشم هم بوده است از عکس معلومه خلیفه چلپاسه خورها لوچ چشم هم بوده است این خیانت به تاریخ نیست فردی که سریال عمر را بازی کرده هم باید لوچ چشم باشد لعنت خدا بر کسانی که تاریخ را هم تحریف میکنند سامری همان سم ری 310 عمر310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 جهل عرب 310دزدانه فدک فاطمه 310 عمر و ابوبکر با همکاری هم قصب خلافت نمودند
این یکی از دایی زاده های عمره خیلی خره مارمولک برینه توی دهانش برایش مهم نیست عمری ها وقتی میخواند نامزد کنند یکی دو تا مارمولک در بدن یا دست عروس می اندازند اگه عروس خوردش خوش بحالش میشه اگه ترسید عروسی منجر به طلاق میشه بگفته وهابی ها طرز گرفتن چلپاسه در کوهستان جلوی سوراخ چلپاسه دو عدد میخ بلند لای انگشت پا بگذارید چلپاسه به آدم میخ مشنگ نگاه میکند حواسش پرت میشه به این میخ ها ذول می زنه فکر میکنه پنج انگشتی شاخ دار آمده حواسش پرت میشه خیلی سریع خرشو بگیرید اگه بچه دار باشه یدفعه میزادبله چلپاسه به فرموده عمر رضی بول چلپاسه حلال است سگ و خوک مکروه است شراب اگر کمی ادرار در آن بریزند حلال میشود شرابی ها وقتی ادرار خود را در شیشه میریزند دوباره میفروشند هر چقدر شراب بنوشی فقط یک قطره جذب بدن میشود و کل شراب از ادرار خارج میگردد و هر کسی ادرار شرابی را بنوشد باز مس میکند و قتی آیه شراب نازل شد عمر فرمود گمان نکنم از پس این یکی بر بیایم و مدام جلسات شراب بر قرار میکرد و تا آخر عمر نتواست شراب بول را ترک کندای کافر شرابی تو دشمن قرآنی پیامبر فرمود پای شراب خار به بهشت نمیرسد حتی اگر حاتم طائی باشد عمری هستی وهابی هستی این است حال کسانی که با شراب به ریش دمب یابویی شما میخندندشما گمراهان امت محمد را به دوزخ خواهند برد جایگاه شرابی ها دوزخ است هر کسی کلام قرآن را ندید بگیرد کافر است
در نوشابه هایشان از کبد بچه مرده در بیمارستان و برای لوازم آرایشی از پوست بچه ها 5 شش ماهه استفاده میکنند خدا لعنت کند این زنان که کرم به صورت خود میمالند همه نجس میباشد اخیرا" شرکت یهودی از شاش خوک شرابی تهیه نموده که انسان یک هفته مشنگ شده و همه را فراموش میکند و نمیداند دوربرش چه میگذرد بیشتر زنان فاحشه از این شراب استفاده میکنند تا شوهرانشان نفهمند کجای کارند به شراب شوهر کش معروف است یا شراب بی غیرتی
ابجد 171 نابحقی 171 آل سعود 171 +370 شیطان= 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر 541 ظالم971-430 مقصر = 541 مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان +310 عمر = 971 ظالم 971-430 مقصر =عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 آفتین 541 عداوتین 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 مقصرادین الهی541 مجرمین بدین اسلام 541 مقصرا دین الهی 541به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 اولین بملحد قاصب 541 نامردان نا اهل پلید دینی 541 احمقان فاسد دین اسلام 541اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده نادان دین 541عمر ابوبکر541فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541مرگ کافر541 ابوبکر دوسال خلافت ناحق نکرده از دنیا رفت و از خلافت قصبی خیری ندید خسر الدنیا و آخره" ابوبکر رکب وبا 541
ابجد ابوبکر عمر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 عداوتین 541 آفتین 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 به ابجد ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم 971 یعنی مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم به دست میآید
ابجدشیطان22عمر22ابابکر22مقصر22بدبختی22منافقان 22مجرمان 22دشمن اسلام22مقصر 22 عمر22 ابابکر22دشمن اسلام 22
22 این آیه هم 22 حرف دارد وَ وَیْلٌ لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ 22بازم ابوبکر 27+22عمر +25عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ابجد صغیر سه خلیفه میباشد قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74 ان من المجرمین منتقمون 74 منظور خداوند در این آیه شیطان و کافران واقعی عمر ابوبکر عثمان بوده خودتان به علم ریاضی قرآن علم ابجد حساب کنید علمی خودتان به علم ابجد قرآن علم ریاضی قرآن حساب کنید علم ابجد علم خدا و علم ملائکه آسمانهاست تمام عالم به علم ریاضی برافراشته شده به علم ابجد22 دشمن اسلام 22 شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 مقصر 22 بدبختی 22 مجرمان 22 منافقان 22دشمن اسلام 22 سوره سجده آیه 22 ان من المجرمین منتقمون 74 دین اسلام مثل دین مسیح 74 فرقه شد ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 میباشدبه ابجد فتنه های دین 615-541 عمرابوبکر = 74 فرقه عمر 22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74منافق دین اسلام 467-541=74 فتنه های دین 615-541 عمرابوبکر = 74 فرقه عمر 22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74 منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان7474با عهد شکنهای دین 74با نامردان عهدشکن پلید 74دشمنان اصلی دین اسلامی74 عمرابوبکرعثمان74 فتنه های دین 615-541 عمرابوبکر = 74 فرقه عمر 22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 74منافق دین اسلام 467-541=74 فتنه های دین 615-541 عمرابوبکر = 74 فرقه عمر 22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74 منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74به ابجد شیطان22 این آیه هم 22 حرف دارد وَ وَیْلٌ لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ = 22 وویل للکافرین من عذاب شدید = علم حروف این آیه هم 22 حرف میباشد این آیه هم 22 حرف دارد وَ وَیْلٌ لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ = 74شیطان هم 22 عمر 22 ابابکر22 شیطان 22 این آیه قرآن هم 22حرف میباشد بشمار 22(اَلَّذينَ غَلَبَت أَهوَائَهُم عُقُولَهُم، يعني صحابه) معناي حقيقي كتاب خدا را تحريف كردند (حَرَّفوا) و آن را دگرگون ساختند (و غيّروه)» (عسكري، تفسير، 95؛ ن. ك. به ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر = 22 عمر ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر=22عمر22 ابابکر22 شیطان 22 این آیه قرآن 49 حرف به ابجد ابوبکر عمر49 حروف میباشد بشمار49 وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ این آیه 49 حروف ابجد ابوبکر 27+22 عمر = 49 به ابجد صغیر هم 49شیطان گمرهی49 وَ وَیْلٌ لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ = ویل للکافرین من عذاب شدید = علم حروف این آیه هم 22 حرف میباشد علم نقطه میگوید به 14 معصوم خیانت شده 22شیطان 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بناحقه 22 نابحقه 22 دشمن اسلام22 عمر 22 ابابکر22 مجرمان 22 منافقان22 عمر 22 هذیان 22 مقصر22 بدبختی22 دشمن اسلام 22 ابجد شیطان هم 22 عمر 22 ابابکراین آیه قرآن هم 22حرف میباشد بشمار 22(اَلَّذينَ غَلَبَت أَهوَائَهُم عُقُولَهُم، يعني صحابه) معناي حقيقي كتاب خدا را تحريف كردند (حَرَّفوا) و آن را دگرگون ساختند (و غيّروه)» (عسكري، تفسير، 95؛ ن. ك. به: ابوبکرابجدفساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر = 22 عمر ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر=22عمر این آیه هم 22 حرف دارد وَ وَیْلٌ لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ به ابجد شیطان 22 هذیان22مقصر22 عمر22 ابابکر22دشمن اسلام 22 بدبختی 22 نامردان 22 دینها 22 مکارا 22مجرمان 22 منافقان 22 شرابیا22 با خودسرا 22 شرخراه22سرخراه 22خیانت ها 22 گمرهه 22 مقصر22 عمر 22 شیطان22 ابابکر22 مجرمان 22 منافقان 22 اهل آتشه 22دوزخه 22درآتشه 22دوزخه 22 خردجال 22 نامردان 22دینها 22 پیامبرفرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی541 ابجد ابوبکر231+310 عمر = 541 به ابجد خیانتکاران اهل دین 1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر به ابجد خائنان 772 -541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر 231 احمق ملحد ه ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر 231با قاصبه دین الله 231 لانه جاسوسیه 231 ادیانی جعلی باطل 231 دو رویه 231 یا ابوسفیانی 231 نفاق231 فاسق 231جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541= 231 ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231 عصیان231نفاق 231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 یا ابوسفیانی 231لانه جاسوسیه231 ادیانی جعلی باطل 231 دورویه 231 با دزد گربها 231 بابی عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر نابحق دینها 231 بااحمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231بدزدروباه 231 ابوبکر = رکب وبا 231 راه دزدی 231
به ابجد احمق ها خبیث دین اسلام 1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر231
ظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541عداوتین541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541دشمنه اسلامی541 آفتین541 قاتلی541مرگ کافر 541مجرمین بدین اسلام541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 اهله شر541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 ابوبکر و عمر 541 بجای تشحیح غسل و کفن رسول خدا ایشان را رها کرده و به سقیفه برای قصب خلافت رفته بودند
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده یا 12 بار ولی نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام عمر در بدن انسان آمده شریف ترین عضوء بدن کیف میکنند عمری ها میگم افتخار کنند نام عمر در فرقه بودایی ها نام یکی از بت هایشان عمرواق میباشد چون کوچکترین بت میباشد میمونها و سگها همیشه رویش بول میکنند و تا بحال هیچ معجزه ای از بت عمر واق دیده نشده بت عمر واق شبیه گوساله میباشد اگر از پشت آن باد بدمی بت پرستان لب را به مقعد این گوساله میگذارند و محکم فشار باد وارد میکنند از دهان بت واق واق میشنونند بخاطر تبرک لبها و صدای بت نام او را عمر واق از هزاران سال پیش گذاشته اندوقتی حضرت موسی قوم خود را لعن نمود گروهی از بنی اسرائیل با قایقهایشان از ترس جانشان گوساله شان را برداشته و پشت کوه قاف فرار نمودند و در اورست سکنی گزیدند و همان دین بت پرست اجدادشان را اختیار نمودند تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت به ابجد22 شیطان 22 عمر 22 ابابکر22 مقصر 22 هذیان 22 بدبختی 22 ملحد 22لعنت22 مجرمان 22 منافقان 22 بخدا اگر ابجد ائمه من 22 میشد من دین اسلام را اختیار نمیکردم بخدا دین شیعه برترین دین 926-541= 385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 با آل قرآن 385 اصل اصل دین ها اسلامه 385 به اهل دین مبارکی 385 اهل دینی با راه الله 385مردما اهل دین 385
پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد فاطمه بر شیعه عزت میدهد درس توحیدو نبوت میدهد نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد شیعه یعنی قل هو الله احد فرقه های دین همه باطل بوود اگر نام حنبلی خرس تنبلی یک بار میآمد من حنفی نخ کنفی ای بیچاره ای بدبخت روز قیامت جواب خدا را چه خواهی داد ای گمراه دین 310 عمر310به ابجد310 گمراه دین 310 عمر 310 منکر310نیرنگ310 عمر310با قاصب کل دین 310 بناحق پلید اهله دینه310 بیداد گرانه ابله 310 احمقان اهل دینی 310 یا وهابیه منافقه 310احمقان اهل دینی310 گمراه دین 310 میشه 310 عمر 310 جهل عرب 310 منکر 310 کفری 310 اباجهل در دین 310 ابله منافقا 310 کلب کلب هار 310 جاهل منافق 310 سگ هار پلید 310 گرازه نا اهلی 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 عمر 310 حرامیان حرامزاده پلید 310 دلیله نفاق 310 اباجهل در دین310جهل عرب 310عمر310 گمراه دین 310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 عمر 310گمراه دین 310حرامیان 310 نمرودی 310 سم ری310 310جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 عمر310 جهل عرب 310 خدایی بعضی کلمات از طلاء ارزششان بیشتر است یعنی یک گنج عالم است و مثل آن پیدا نمیشود همان سامری قوم موسی و سامری قوم محمد(ص) به ابجد قرآن بسم الله الرحمان الرحیم 786-541 عمر ابوبکر= 245 به ابجد اسلامه حق 245 یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 دینه بحق الله 245 علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق فاطمه و علی میباشند به ابجد کاغذ و دواته 1447 -1202 سه خلیفه = 245 علی 110 +135 فاطمه =245 دین بحق الله 245 اسلامه حق 245 پیامبر کاغذ و دوات خواست عمر فرمود هذیان میگوید و قرآن ما را بس است
ابجد شیطان هم 22 عمر 22 ابابکر22 این آیه قرآن هم 22حرف میباشد بشمار 22(اَلَّذينَ غَلَبَت أَهوَائَهُم عُقُولَهُم، يعني صحابه) معناي حقيقي كتاب خدا را تحريف كردند (حَرَّفوا) و آن را دگرگون ساختند (و غيّروه)» (عسكري، تفسير، 95؛ ن. ك. به: ابوبکرابجدفساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر = 22 عمر ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر=22عمر22 این آیه قرآن 49 حرف به ابجد ابابکر عمر49 حروف میباشد بشمار49 وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ این آیه 49 حروف ابجد ابوبکر 27+22 عمر = 49 به ابجد صغیر هم 49شیطان گمرهی49 وَ وَیْلٌ لِلْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ شَدیدٍ = ویل للکافرین من عذاب شدید = علم حروف این آیه هم 22 حرف میباشد علم نقطه میگوید به 14 معصوم خیانت شده22شیطان 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بناحقه 22 نابحقه 22 دشمن اسلام22 عمر 22 ابابکر22 مجرمان 22 منافقان22 عمر 22 هذیان 22 مقصر22 بدبختی22 دشمن اسلام 22 ابجد شیطان هم 22 عمر 22 ابابکراین آیه قرآن هم 22حرف میباشد بشمار 22(اَلَّذينَ غَلَبَت أَهوَائَهُم عُقُولَهُم، يعني صحابه) معناي حقيقي كتاب خدا را تحريف كردند (حَرَّفوا) و آن را دگرگون ساختند (و غيّروه)» (عسكري، تفسير، 95؛ ن. ك. به: ابوبکرابجدفساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر = 22 عمر ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر=22عمر
به ابجد شیطان 22 هذیان 22 عمر22 ابابکر22 دشمن اسلام 22 بدبختی 22 نامردان 22 دینها 22 مکارا 22مجرمان 22 منافقان 22 شرابیا22 با خودسرا 22 شرخراه22سرخراه 22خیانت ها 22 گمرهه 22 مقصر22 عمر 22 شیطان22 ابابکر22 مجرمان 22 منافقان 22 اهل آتشه 22دوزخه 22درآتشه 22دوزخه 22 خردجال 22 نامردان 22دینها 22 پیامبرفرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی541 ابجد ابوبکر231+310 عمر = 541 به ابجد خیانتکاران اهل دین 1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر به ابجد خائنان 772 -541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر 231 احمق ملحد 231
به ابجد احمق ها خبیث دین اسلام 1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر231
ظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541عداوتین541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541دشمنه اسلامی541 آفتین541 قاتلی541مرگ کافر 541مجرمین بدین اسلام541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 اهله شر541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها 541 بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 ابوبکر و عمر 541 بجای تشحیح غسل و کفن رسول خدا ایشان را رها کرده و به صقیفه برای قصب خلافت رفته بودند
از اهل سنت بدون حب و بغض میپرسیم جواب میخواهیم : اگر به عقیده شما خلافت باید به شورا و اجماع گذارده شود پس چرا عمر را اجماع مسلمین خلیفه نکرد بلکه او به وصیت ابوبکر خلیفه شد ؟ شما میفرمایید پیغمبر خلیفه ای تعیین نکرده بود و ابوبکر را اجماع مسلمین خلیفه نمود . ما میپرسیم چرا ابوبکر از پیغمبر تبعیت نکرد و خلافت را پس از خود به شورا واگذار نکرد؟
ابوبکر در نامه های خود مینوشت از جانب ابوبکر خلیفه رسول خدا . پس اگر پیغمبر خلیفه معین نکرده بود ابوبکر چرا خلافت خود را منسوب به پیغمبر میدانست ؟
جریان انتخاب خلیفه پس از عمر به شکل تازه ای درآمد و خلافت را در شورای شش نفری محدود نمود و مخالفین و مخالفین از آنها را محکوم به قتل دانست . اگر خلافت با اجماع و شورا حاصل میشود باید همه مردم در آن شرکت کنند . تشکیل شورای شش نفری چه معنی داشت ؟ گذشته از این آراء اکثریت در هر شورایی معتبر و قابل اجراست . دیگر کشتن اقلیت و مخالفین یعنی چه؟
نبی الله در موقع شهادت کاغذ و دواتی میخواست تا چیزی بنویسد . عمر ضمن توهین به آن حضرت فقط یک حرامزاده میتواند خاتم پیغمبران را دیوانه بخواند گفت ایشان هذیان میگوید یعنی دیوانه شده است و احتیاجی به وصیت نیست کتاب خدا ما را کافی است . همین حرفی که وهابی ها و گروهشان دائش میزنند و انسانهای بی گناه را میکشند ما میپرسیم اگر وصیت لازم نبود و کتاب خدا کافی بود پس وصیت ابوبکر و عمر در موقع وفاتشان بر خلاف این قول بود و معنی قرآن و علم آنرا کسی بهتر از امیرالمومنین علی بن أبی طالب نمیدانست . زیرا قرآن بر پیغمبر نازل شده و آنحضرت فرمودند : انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیات الباب چرا خداوند در قرآن ازسگ نام برده ولی از 74 فرقه دین نامی برده نشده چون سگ پاچه صاحبشو گاز نمیگیره سگی که صاحبشو نشناسه سگ نیست 310 سگ هار پلید 310کلب کلب هار310 عمر گمراه دین 310 عمر 310 منکر310نیرنگ310 عمر310با قاصب کل دین 310 بناحق پلید اهله دینه310 بیداد گرانه ابله 310 احمقان اهل دینی 310 یا وهابیه منافقه 310احمقان اهل دینی310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 عمر 310 گراز ناهلی 310 جهل عرب 310 دلیله نفاق 310 اباجهل در دین 310 عمر 310 دلیله نفاق 310 اباجهل در دین 310 عمر 310 حرامیان 310 کفری 310 منکر310 عمر 310 جاهل منافق 310 ابله منافقا 310 عمر 310 نمرودی 310 حرامزاده پلید 310 عمر جهل عرب 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 اباجهل در دین 310 عمر 310جهل عرب 310 فرمود دز زمان جاهلیت هیچ گناهی نبوده که مرتکب نشده باشم لواط زنا با محارم کسی که مادرش عمه اش و پدرش دائی و پدر بزرگش باشد میشه همین دائش جهاد نکاه حلال میشود یه لغمه به هر سگی بدهی امکان نداره ازت تشکر نکنه برات دم تکان نده تا ابد یادشه و یادش نمیره سگ صاحبش را میشناسد میداند صاحبش بر او ولایت دارد ولی خداوند کسانی که در دین ولایت ندارند در قرآن نامی از آنها که کمتر از سگ را نام نبرده شما اسم فرقه ات چیست اهل سنت در قرآن چیزی بنام اهل سنت نداریم شافعی در قرآن نیست در انجیلو زبور هم نیست حنفی در قرآن نیست شافعی در قرآن نیست خنبلی خرس تنبلی ولی سگ که صاحبش را میشناسد در قرآن نامش آمده ولی در غدیر خم تمام این فرقه ها ی بیشعور ولایت علی و پیامبر را دیدند ولی ندید گرفتند و خود را به نفهمی زدند چون تازه از بت پرستی هنوز خارج نشده بودند امام علی فرمود ابوبکر رکب وبا و عمر تا سن 41 سالگی هنوز بت پرست بودند در نامه عمر به معاویه عمر فرمود من به خدای محمد ایمان نیاورده به لات و اوزی قسم من به نیاکان پدرانم پایبندم وقتی دین را بی خیال بشی فرق نمیکند تو هم بت محسوب می شوی و برای قصب خلافت به خواهر و مادرت هم رحم نمی کنی کسی که به خواهر مادرش رحم نکند میخواهد به خلافت رحم نکند ابوبکر و عمر بجای تشحیح بدن مطهر رسول خدا را رها و به سقیفه بنی ضاعده محل تجمع یهودیان بنی قراضه رفتند برای قصب خلافت علی با چند تن از شیعیانش تنها بدن مطهر رسول خداراغسل داده و پیامبر را بخاک سپردند واجب رسول خداست یا قصب خلافت خلافتی که بدون سالار غدیر امام علی و شیعیانش باشد باطل است قرآن میفرماید انی جاعلک لناس اماما ما قرار میدهیم در بین مردم امام را در غدیر خم امام توسط پیامبر انتخاب شد و دست علی بالا رفت پیامبر فرمود هر که من مولای اویم این علی مولای اوست اینم آدرس فقط از کتب اهل سنت
فی ریاضی القرآن علم کلام علم ابجد علم نقطه فی لغت القرآن عالم
ابجد آل سعود 171 +370 شیطان370-171 آل سعود= عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر541 آفتین 541 عداوتین 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 مقصرادین الهی541 مجرمین بدین اسلام 541 مقصرا دین الهی 541به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 اولین بملحد قاصب 541 نامردان نا اهل پلید دینی 541
به ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم 971+ 231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه کفر 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ظالم 971 - 310 عمر =661 عثمان 661 - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اندبه ابجدخیانت کار عالمی 1433-1202سه خلیفه=231 ابوبکرابجدفساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر = 22 عمر ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر =22عمر 22شیطان22ابابکر22عمر 2222لعنت 22بدبختی 22بدیها22لعنت 22ملحدمنافقان22مجرمان22شیطان22بکذابه22مقصر22هذیان22عمر22بدبختی22لامذهب22 22قصبی22عمر22 ابابکر22 رکب وبا22 دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت تمام ناخلف ها و ناحقها دوسال نشده ازدنیامیروند قاتلان امام حسین دوسال نشده مختار همه را به درک فرستاد هر کسی بناحق 22باشد مرسی 22 بنی صدر دوسال نشده پا به فرار گذاشت فی ابحد الصغیر ابجدشیطان22بکذابه22مقصر22هذیان22عمر22 بدبختی22 لامذهب22قصبی 22عمر22 ابابکر22 رکب وبا22دروغ22کلک22کید22 خدعه22 نیرنگ 22روباه22احمقه22گمرهه22 منکر 22عمر2 2 ابابکر22دشمن اسلام22 22شیطان 22بدیها 22 بدبختی22بدیها 22دشمن اسلام22 سست ایمان 22باابلیس22آدم کشه 22جنگ طلب 22مرگی 22 بدشمن نادان22 دشمن اسلام22 عمر22ابابکر 22بناحقه 22 نابکار22دینها 22بجنایت22خیانته22 نکبتها بمکر22باخدعه22 بنامرد22دینها22 بنامرد22پررو22جاطلبا22 سرکشها22کسکشها 22 جنگ طلبا22نیرنگ22 ناخلفه22بناحقه 22 درآتشه 22دوزخه 22 احمقه22 نابکار22 ابابکر 22 ملحد شیطان22 عمر22نیرنگ22کلک22کج فهم 22نکبتها22 بدزده22اسلامی22نابکار 22مکارا22روباه 22باخدعه22 ناخلفه 22عمر22 بدبختی22هذیان 22مقصر 22احمقه22شیطان22بناحقه 22منافقان 22شرمی 22بکنی 22منافقان 22فاجرن 22عمر 22مجرمان 22 22عمر22ابابکر 22رکب وبا22 نیرنگ22 کلک22کید 22لعنت22شیطان 22عمر22 ابوبکر 22ملحد22دشمن اسلام 22 22عمر22 ابابکر22 دشمن اسلام 22 بناحقه نابکاردینها22شیطان22نابکار22دینها22جنگطلب22 بناحقه 22ناخلفه22بدشمن نادان22مجرمان 22منافقان 22عمر 22ابابکر 22شیطان 22پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541
ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر310+231 ابوبکر = 541 عمر ابوبکر541 به کافر دین الهی اسلام 541عمر ابوبکر رکب وبا541
با توجه به اينکه در تمامي منابع معتبر شيعه واقعه غدير به طور کامل همراه با وقايع قبل و اتفاقات بعد از آن ذکر شده است از ذکر منابع شيعه در زمينه سند واقعه غدير خودداري کرده و صرفا منابع اهل سنت را ذکر کرديم.
زمانی که بخواهیم مسائل مربوط به فضائل و شئون اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را در منابع تسنن بررسی کنیم باید نیم نگاهی به مواجهه صورت گرفته با عترت پیامبر اکرم (ص) در طول تاریخ اسلام داشته باشیم تا بدانیم که میراث مکتوب پیش روی ما، در چه فضایی شکل گرفته است.
به این موضوع که خود مستقیماً حائز اهمیت زیاد و نیازمند ارائه بحث تفصیلی است، به طور اختصار اشاره میکنیم:
پس از رسول اکرم (ص) در دوران خلفا، نقل احادیث آن حضرت بسیار محدود و نوشتن آن ممنوع گردید تا رسوایی 3 خلیفه روشن نگردد و این منع تا پایان قرن اول ادامه یافت. امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ دوران 25 ساله پیش از خلافت خود را چنین توصیف فرموده است: «صبر کردم در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم» (نهجالبلاغه / خطبه 3) حضرت از جمله در توصیف فشارهای جان فرسایی که در این دوره بر ایشان وارد میشد فرمودهاند: «اگر سخن گویم، میگویند برای به دست آوردن قدرت، حریص است و اگر سکوت کنم میگویند از مرگ میهراسد»(خطبه 5) و این نشان میدهد که امام ـ علیه السلام ـ در بیان اوصاف و ویژگیهای خویش تا چه حد در تنگنا بودهاند.
مظلومیت امیرالمومنین ـ علیه اسلام ـ حتی در دوران پنجساله حکومت، خود حدیث دردناک دیگری است. از آن پس نیز که کار به دست معاویه افتاد و دشمنی با علی (ع) سکه رایج روزگار گشت. لعن آن ولی برگزیده خداوند در سراسر بلاد گسترده اسلامی مقرر شد و تا شصت سال ادامه یافت.
جعل حدیث در طعن امام متقیان مشمول جوایز بزرگ حکومتی شد و شیعهکشی در دستور کار حاکمان قرار گرفت که تا امروز به اشکال مختلف ادامه دارد. منابع حدیثی اهل سنت در چنین فضایی شکل گرفت و این چنین است که به طور مثال «صحیح بخاری» ـ به عنوان مهمترین منبع حدیثی تسنن ـ از دروازه شهر علم پیامبر، حضرت علی (ع)، تنها نوزده حدیث نقل کرده است ولی از شخصی همچون «ابوهریره» که ـ صرف نظر از تحلیل شخصیت او ـ در اواخر عمر پیامبر اکرم (ص) مسلمان شد، بیش از پانصد حدیث.
در اکثر طول تاریخ اسلام، فرهنگ رایج، شیعهگی را جرم میشمرده و از شیعیان به رافضیان تعبیر میشده اما عجب اینجاست که در همین فضا، فضائل علی ـ علیه السلام ـ و حتی حقانیت امامت آن حضرت، کتب اهل سنت را آکنده است. «بررسی غدیر در منابع تسنن» باید با این توجه و از این زاویه صورت پذیرد.
غدیر در «الغدیر»
علامه امینی اصل حدیث غدیر را از یکصد و ده صحابی و هشتاد و چهار نفر از تابعان (مستند به منابع تسنن) نقل کرده است. ایشان همچنین نام سیصد و شصت دانشمند اهل سنت را که در آثار خود این حدیثها آوردهاند، ذکر کرده است.
این مقدار کافی است تا معلوم شود اصل ماجرای غدیر متواتر بوده و در این که چنین واقعهای رخ داده، تردیدی راه ندارد.
در اینجا نمونههایی را (به نقل از جلد اول الغدیر) میآوریم:
ـ متقی هندی، دانشمند مشهور تسنن در «کنز العمال» روایتی را از زیدبن ارقم و ابوسعید خدری به نقل از طبری به این شرح آورده است: «رسول خدا (ص) هنگام بازگشت از حجةالوداع، در غدیر خم فرود آمد سپس به پا خواست و فرمود: ...من در میان شما دو چیز گرانقدر به جا میگذارم؛ کتاب خدا .... و عترت من، اهل بیتم... این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا این که در کنار حوض بر من وارد شوند.
سپس فرمود: خدا مولای من است و من مولای هر مؤمنم آنگاه دست علی را گرفت و فرمود: هر که من مولای اویم، این علی مولای او است.»
این حدیث را حاکم نیشابوری در کتاب مهم «المستدرک علی الصحیحین» نقل کرده و آن را بر شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است. معنای این سخن آن است که حدیث فوق مطابق ملاکهای لحاظ شده در صحیح بخاری و صحیح مسلم که مهمترین منابع حدیثی تسنناند، معتبر است.
ـ برخی از جمله شیخ الاسلام حموئی، حافظ ابونعیم اصفهانی و حاکم حسکانی نقل کردهاند که پیامبر خدا در غدیر خم فرمودند: «الله اکبر بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خداوند بر رسالت من و ولایت علی بن ابیطالب پس از من.»
ـ حافظ هیثمی به نقل از طبرانی و دیگران نقل کردهاند که پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، از حاضران بر توحید و رسالت خویش اقرار گرفت سپس فرمود: «هر کس خدا و رسولش مولای اویند، این علی مولای اوست...»
ـ در بسیاری از آنچه در منابع تسنن نقل شده، قبل از جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» این سخن از رسول خدا (ص) نقل شده که از حاضران اقرار گرفتند: «آیا من از شما به خودتان اولی (صاحب اختیارتر) نیستم؟» و همه گفتند «بلی یا رسول الله»
علامه امینی نام شصت و چهار نفر از دانشمندان اهل سنت که این سخن را نقل کردهاند، ذکر کرده است. بنابراین پیامبر اکرم (ص) بالاترین شأن خود که صاحب اختیاری مومنین است مقدمه اعلام مولا بودن حضرت علی ـ علیه السلام ـ قرار دادهاند.
از اینجا میتوان به روشنی دریافت که معنای «مولی» در عبارت یاد شده سرپرستی بر مسلمانان است و نه فقط دوستی؛ زیرا اعلام این که صرفاً علی را دوست بدارید، هماهنگی و سازگاری با آن مقدمه مهم ندارد.
ـ در بخش دیگر علامه این نزدیک به سی مورد از احتجاجات نقل شده به ماجرای غدیر خم را که از سوی امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ و دیگران صورت پذیرفته نقل کرده است.
دریافت شاعران از حادثه غدیر در طول دوازده قرن
صاحب «الغدیر» در کنار بررسیهای عمیق و گسترده در اسناد حدیث غدیر، در اقدامی ابتکاری با جمعآوری اشعاری که از روز غدیر تا قرن دوازدهم هجری در عالم اسلام سروده شده، نشان داده است که سرایندگان این اشعار، از حادثه غدیر چه پیامی را دریافتهاند.
نخستین این شعرا «حسان بن ثابت انصاری» است که شعر خود را در غدیر خم و با کسب اجازه از رسول خدا قرائت کرده است. علامه 12 منبع تسنن برای این شعر ذکر کرده و ترجمه دو بیت آن چنین است: «سپس فرمود ای علی برخیز که به امامت و هدایتگری تو پس از خویش خشنود گشتم. پس هر که من مولای اویم این شخص مولای اوست و شما پیروان راستین او باشید.» (الغدیر 2/347)
شاعر دیگر، صحابی جلیلالقدر رسول خدا (ص)، «قیس بن سعد بن عباده» است که به نقل منابع تاریخی، ابیاتی را در جنگ صفین، در برابر امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ قرائت کرده و ترجمه دو بیت آن چنین است: «علی امام ما و دیگران است که آیه قرآن درباره او نازل شد، در روزی که پیامبر (ص)فرموده: "هر که من مولای اویم این علی مولای اوست"» (الغدیر 2/ 67)
حال پس از مروری بسیار گذرا بر موضوع «غدیر در منابع تسنن» باید از نظریه پردازانی که امامت را به گونهای غیر از معنای معهود آن تفسیر میکنند و در تضعیف منابع شیعی نیز راه افراط و غلو را پیش میگیرند، پرسید: «دریافت و تحلیل شما از غدیر خم چیست؟ و چگونه این واقعه تردیدناپذیر را با تفسیرهایتان از امامت و تشیع مطابقت میدهید؟»
یک کارشناس مسائل دینی با اشاره به اینکه با بررسی متون تاریخی می بینیم که در متون اهل سنت هم سندات واقعه غدیر خم کم نیست، گفت: به عنوان مثال در کتاب تاریخ بغداد که متعلق به خطیب بغدادی یکی از علماء بزرگ اهل سنت است در جلد هشتم به جریان غدیر اشاره شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر سید علیرضا واسعی در برنامه شبهای آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما گفت: دست هایی وجود دارد که می خواهند برای از بین بردن اتحاد مسلمانان روابط شیعه و سنی را تاریک کنند اما با دقت به این موضوع باید متوجه باشیم که بیان حقایق در محافل علمی اجتناب ناپذیر بوده و باید رعایت شود و چاره ای جز بیان این حقایق نیست.
وی اظهار داشت: بعضی این شبهه را وارد می کنند که نام امام علی(ع) چرا در قرآن نیامده ما اگر بسندگی قرآن را بپذیریم این موضوع مورد تأمل است. اما قرآن خودش ما را ارجاع می دهد به سنت نبوی، و در سنت نبوی و در متون حدیثی و روایی اهل سنت هم سخنان پیامبر(ص) درباره امام علی(ع) موجود است.
دکتر واسعی افزود: این که ما بگوییم قرآن کافی است و ما باید فقط به قرآن بسنده کنیم نقض خود قرآن است زیرا تأکید قرآن این است که شما باید به پیامبر(ص) که مبین، مفسر و الگوی تمام عیار قرآن است مراجعه کنید و آن چه که در قرآن است با سنت و سیره نبوی است که معنا پیدا می کند.
وی گفت: بعضی این مسئله را مطرح می کنند که شیعه داستان غدیر را از خودش ساخته است. این سخن بسیار ضعیفی است که به شیعه نسبت داده اند. اگر انسان بخواهد به هر چیزی نسبتی اشتباه بدهد می تواند. درست است که داستان غدیر در متون شیعی بسیار مفصل وارد شده و این تفصیل گویی، طبیعی است اما ما باید به تم اصلی دقت کنیم که آیا اصل موضوع را هم شیعه از خودش ساخته و یا در تاریخ به وقوع پیوسته است؟
وی تأکید کرد: ما وقتی که متون تاریخی را بررسی می کنیم می بینیم که در متون اهل سنت هم سندات این واقعه کم نیستند. به عنوان مثال در کتاب تاریخ بغداد که برای خطیب بغدادی یکی از علماء بزرگ اهل سنت است در جلد هشتم به جریان غدیر اشاره شده و می گوید غدیر خم روز 18 ذی الحجه است که در این روز، روزه ثوابش با روزه چند ماه برابری می کند و این روزی است که پیامبر دست علی(ع) را گرفت و خطاب به جمع گفت من کنت مولاه فهذا علی مولاه.
این استاد تاریخ ادامه داد: پس از این که خطیب بغدادی سخنان پیامبر(ص) را بیان می کند می گوید بعد از این سخنان خلیفه دوم عمربن الخطاب دست علی را گرفت و گفت مبارک باشد بر تو ای کسی که مولای من هستی و مولای هر مسلمی. در کتاب تاریخ مدینة الدمشق ابن عساکر نیز این مطلب در جلد 42 با همان مقدمه و تبریک عمر بیان شده است. ابن کثیر دمشقی نیز یکی از نویسندگان و شخصیت های بزرگی است که به تعصب شهره است حتی او نیز در جلد 5 کتاب البدایة و النهایة موضوع غدیر را آورده است.
وی با تأکید بر این که دست هایی وجود دارد که می خواهد روابط بین شیعه و سنی را تاریک کند گفت: در دنیای خارج از محافل علمی باید تعاملات شیعه و سنی زیاد باشد. اما در محافل علمی چاره ای جز بیان حقایق نیست و بنابراین باید این نکته در اینجا مطرح شود که کسانی که ادبیات عرب را بدانند معنای مولا را خوب متوجه می شوند، عمربن الخطاب صحابه مورد مقبول دنیای اهل سنت به خوبی معنای کلمه مولا را می دانست که بعد از سخن پیامبر(ص) به امام علی (ع) تبریک گفت زیرا اگر معنای مولا دوستی بود اینجا دیگر تبریک عمربن الخطاب معنا نداشت.
واسعی تصریح کرد: آن زمان مردم به خوبی معنای مولا را دریافتند و عده ای به امام علی تبریک گفتند و عده ای دیگر نیز به تقابل پرداختند لذا می دانستند که فضای جدیدی در عرصه سیاسی و اجتماعی در حال گشودن است.
وی بیان داشت: این که بعضی این شبهه را وارد می کنند که پیامبر مردم را در غدیر جمع نکرده اند کاملا موضوعی فرعی است زیرا علمای اهل سنت نیز به فراوانی احادیثی را نقل می کنند که راویانش انگشت شمار هستند اما آن ها را قابل استناد می دانند زیرا می گویند سخن، سخن پیامبر(ص) است و نباید از کنار آن گذشت.
وی در پایان تأکید کرد: حجة الوداع در سال آخر پیامبراتقاق افتاد و اولین حج پیامبر(ص) بود. بنابراین جمعیت زیادی با پیامبر به حج آمده بودند و آمار چند هزار نفر را بیان می کند و مسلما پیامبر(ص) سخن خود را به قصد شنیدن مخاطبان مطرح کردند و نعوذبالله ایشان هرگز حرفی کم فایده و بی فایده بیان نمی داشتند. ديدگاه اهل سنت نسبت به واقعه غدير خم با ذكر نظر امام غزالي و اشاره به منابع؟
ديدگاه شيعه و اهل سنت را در قالب چند سوال و پاسخهاي آنها از كتاب امام شناسي تقديم ميداريم. پرسش 61 . آيا غدير خم دليل بر امامت حضرت على(ع) است؟ شيعه چه دليلى براين مطلب دارد؟ از نظر شيعه واقعه غدير خم سندى قطعى و غيرقابل انكار بر امامت و پيشوايى حضرت على پس از رحلت پيامبر و لزوم پيروى از آن حضرت است. اين مسأله از چهار طريق قابل بررسى است: 1. معنا كاوى واژه ولايت، 2. آيات قرآن، 3. تفسير پيامبر، 4. قرائن و شواهد خارجى. يك. معناى ولايت واژه ولايت در معانى مختلفى چون مالك، آزادكننده، نزديك، همسايه، ياور، اولى و سزاوارتر به كارى و... به كار رفته است. ليكن لغت شناسان و فرهنگنامهها عمدتاً كلمه ولايت و مشتقات آن مانند مولى و ولى را به معناى سرپرستى، عهدهدارى امور، سلطه، استيلا، رهبرى و زمامدارى معنا كردهاند. در اين جا معناى اين كلمه با برخى از مشتقاتش از كتابهاى لغت اهل سنت نقل مىشود: - راغب اصفهانى مىنويسد: وِلايت، يعنى يارى كردن و وَلايت يعنى زمامدارى و سرپرستى امور، و گفته شده است كه وِلايت و وَلايت مانند دِلالت و دَلالت است و حقيقت آن «سرپرستى» است؛ ولى و مولا نيز در همين معنا به كار مىرود. الراغب الاصفهانى، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص 570. - ابن اثير مىنويسد: ولى؛ يعنى ياور و هر كس امرى را بر عهده گيرد، مولا و ولى آن است. سپس مىگويد: و از همين قبيل است حديث «من كنت مولاه فعلى مولاه» و سخن عمر كه به على (ع) گفت: «تو مولاى هر مومنى شدى»؛ يعنى «ولى مؤمنان گشتى». ابن اثير، ابوالحسن على بن عبدالواحد، النهايه فى غريب الحديث و الاثر، ج 5، ص 227. - صاحب صحاح اللغه مىنويسد: هر كس سرپرستى امور كسى را به عهده گيرد، ولى او است. الجوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح فى لغه العرب، تحقيق احمد بن عبدالغفورعطار، بيروت، دارالعلم للملايين، ج 6، ص 2528. - مقاييس اللغه آورده است: هر كس زمام امر ديگرى را به عهده گيرد، ولى او است. معجم مقاييس اللغه، ج 6، ص 141. دو. آيات قرآن در رابطه با حادثه غدير سه آيه نازل شده است: 1. آيه ابلاغ، 2. آيه اكمال دين، 3. آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ». پيوند دو آيه پيشين با واقعه غدير و چگونگى دلالتشان بر مسأله امامت از نظر گذاشت بنگريد پرسشهاى 11. 12.. آنچه اكنون بايد مورد توجه قرار داد آيه سوم است. براساس آنچه در منابع شيعه و سنى علامه امينى، در كتاب الغدير 30 مورد از منابع اهل سنت را در اين رابطه بررسى و معرفى كرده است. بنگريد: الغدير، ج 1، ص 246-239. روايت شده است پس از انتشار سخنان پيامبر در غدير خم، شخصى به نام «جابر بن نظر» يا «حارث بن النعمان الفهرى» نزد پيامبر آمد و عرض كرد: «اى محمد از جانب خدا به ما گفتى شهادت دهيم كه جز خداى يگانه پروردگارى نيست و شهادت دهيم كه تو پيامبر خدايى و نماز بخوانيم و روزه بداريم و حج انجام دهيم و زكات بپردازيم. اما به اين حد راضى نگشتى و پسرعمويت را بر ما سرورى بخشيدى و گفتى: «هر كه را من مولاى اويم، على مولاى او است». اكنون بگو اين سخن را از پيش خود گفتى، يا از جانب خدا؟ پيامبر فرمود: «سوگند به آن كه جز او خدايى نيست اين مطلب از سوى خداوند است». در اين هنگام او برگشت و به سوى اسب خود شتافت در حالى كه مىگفت: خدايا! اگر آنچه محمد مىگويد حق است پس سنگى بر ما ببار يا ما را به عذابى دردناك گرفتار كن. هنوز به اسب خود نرسيده بود كه از جانب حق سنگى بر سرش باريد و او را بر زمين كوبيد و جانش را بگرفت. آن گاه اين آيه نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ»؛ معارج(70)، آيات 3-1. «پرسندهاى از عذاب واقع شوندهاى پرسيد كه اختصاص به كافران دارد (و) آن را بازدارندهاى نيست. (و) از جانب خداوند صاحب درجات (و مراتب) است». قرآن در اين آيه لجاجت شخص مورد نظر را نكوهيده و آن را گونهاى از كفر قلمداد كرده كه در بردارنده عذابى نابخشودنى است. بنابراين قرآن در اين باره سه آموزه دارد: 1. الهى بودن جريان غدير را تأييد مىكند. 2. برداشت امامت و رهبرى امام على(ع) از سخنان پيامبر را تأييد مىكند. 3. مخالفت و عناد با مسأله فوق را كفر و مستوجب عقاب معرفى مىكند. اين همه خود نشانگر اهميت و جايگاه عظيم مسأله امامت در كنار رسالت است. سه. توضيح پيامبر بهترين شارح و بيانگر مراد گوينده يك سخن خود اوست و چه حجتى قاطعتر از تفسير و توضيح گوينده بر معنا و مراد او از كلامش؟ روايات متعددى در منابع شيعه و سنى وجود دارد كه پيامبر(ص) در برابر پرسش ديگران به توضيح مراد خويش از چگونگى ولايت اميرمؤمنان(ع) پرداختهاند. اكنون به جهت اختصار به ذكر دو روايت بسنده مىكنيم: 3-1. حسين بن اسماعيل جرجانى به سند خود از پيامبر نقل مىكند كه از آن حضرت در مورد معناى «من كنت مولاه على مولاه» پرسيدند حضرتش پاسخ داد: خدا مولاى من است يعنى او بر من نسبت به خودم و تصرف در امورم اولوليت دارد و با وجود او من از خود اختيارى ندارم. مراد در اينجا اختيار تشريعى است، يعنى برخلاف دستور او مجاز به تصرف در امور نيستم و تنها بايد اوامر او را پيروى كنم. من نيز مولاى مؤمنانم يعنى به تصرف در امور آنان بر خودشان مقدم هستم و در عرض من آنان نبايد از پيش خودكارى بكنند، و هر كس كه من مولاى او و مقدم بر او از خودش مىباشم و با وجود من اختيارى از خود ندارد، پس على مولاى اوست و از نفس خودش بر او مقدم است و با وجود على نبايد از پيش خود كارى كند». شمس الاخبار، ص 38، به نقل از: صلوه العارفين؛ الغدير، ج 1، ص 386. 3-2. شيخ الاسلام حموينى آورده است كه در روز غدير وقتى پيامبر فرمودند: «من كنت مولاه فعلى مولاه...» سلمان برخاست و پرسيد: اى رسولخدا! اين چگونه ولايتى است؟ پيامبر فرمود: «ولايتى مانند ولايت من؛ هر كس كه من نسبت به خودش بر او سزاوارترم پس على نيز بر او از خودش سزاواتر است». «ولاء كولاى، من كنت اولى به من نفسه فعلى اولى به من نفسه»، الغدير، ج 1، ص 387. جهت آگاهى بيشتر بنگريد: همان، ص 390-386. چهار. قرائن و شواهد 4-1. معرفى ثقلين؛ چنان كه گذشت پيامبر(ص) در موارد متعددى به معرفى اهل بيت و تعيين راهبرد دائمى پيروى از قرآن و عترت پرداختهاند از جمله حضرتش در جريان غدير فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتى»؛ «من در ميان شما دو چيز گرانبها به وديعت مىگذارم: كتاب خدا و عترتم را». در اين جا پيامبر اهل بيت(ع) را در كنار قرآن قرار داد و التزام به آن دو را راه نجات و رستگارى معرفى نمود و در رأس عترت طاهرين مسأله ولايت امام على(ع) را بيان نمود. اين مسأله نشان مىدهد كه ولايت امام على(ع) سرآغاز پيروى جدايىناپذير از قرآن و عترت است و اين همان امامت و زعامت بلافصل آن حضرت در امور دينى و دنيايى است. 4-2. پيامبر در مقدمه سخن به مسأله ايفاى رسالت و اولويت خود بر مؤمنان انگشت گذارده و از مردم در اين رابطه اقرار گرفتند؛ سپس بلافاصله موضوع ولايت امام على(ع) را طرح نمودند. اين نشان مىدهد كه نوع ولايت مطرح شده در اين جا از همان سنخ ولايت و اولويت پيامبر بر مؤمنان است كه به موجب آن پيامبر خدا حق تقدم و تصرف بلامنازع در شئون دينى، سياسى و اجتماعى مسلمانان را دارد. 4-3. اينكه پيامبر(ص) پس از طرح ولايت علىبن ابىطالب(ع) بىدرنگ دست به دعا برداشته و بر تنها گذاشتن و يارى نكردن او نفرين مىفرستد، قرينه روشنى است بر اين كه ولايت مورد نظر از نوع ولايت زعامت و رهبرى است، نه چيزهايى مانند محبت و علاقه قلبى صرف، زيرا آنچه با اطاعت، نصرت و يارى همگانى جامعه تلازم دارد، پيشوايى و رهبرى امت است، نه امورى چون صرف محبت و علاقه قلبى. 4-4. اعلام همگانى؛ مسأله غدير از عمومىترين خطابهاى پيامبر بوده است. زيرا: اولاً، آن حضرت مكانى پيش از جدا شدن و انشعاب مسافران را انتخاب كرد تا همگى در سخنرانى آن حضرت حضور داشته باشند. ثانياً، دستور داد به كسانى كه از آن مكان گذشته بودند خبر داده شود كه برگردند و براى كسانى كه هم عقب مانده بودند بمانند تا از راه برسند. ثالثاً، دستور داد شاهدان به غايبان اطلاع دهند و اين خبر بزرگ را به گوش همگان برسانند. اين همه دلالت بر اين دارد كه مسأله مورد نظر براى امت اسلامى بسيار مهم و حياتى بوده است. اين در شرايط آخر عمر پيامبر(ص) كه همه احكام و عقايد دينى بيان شده، با هيچ چيز سازگار نيست جز با مسأله امامت و خلافت كه بدون اعلام صريح و قاطع آن براى عموم، استمرار خط رسالت گرفتار مشكل خواهد بود و دين ناقص خواهد ماند. اگر چنين نباشد آيا عاقلانه است كه پيشواى بزرگ مسلمانان در آخرين سخنرانى عمومى خود براى جمعيت باشكوه حجگزاران، در آن گرماى سوزان مسافران خسته و كوفته را گرد آورد و با اين تأكيدات با آنان سخن بگويد و از همه آنچه گذشت معنا و مقصودى كمتر از تعيين تكلف آينده مسلمانان و ارائه راهبردى جهت حفظ سلامت و صيانت دينى و رهبرى دينى امت داشته باشد و مثلاً صرفاً در پى اعلام دوستى و محبت حضرت على(ع) باشد. 4-5. چنان كه در بحث از آيه اكمال گذشت، پيامبر(ص) پس از اعلام ولايت اميرمؤمنان فرمود: «الله اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولايت على بعد از من». در اين جا بايد توجه داشت كه حتى اگر كسى نزول آيه اكمال را در رابطه با واقعه غدير نپذيرد، خود سخن پيامبر در اين باره كه ولايت امام على را اكمال دين معرفى مىكند دليل روشنى بر مقصود آن حضرت از ولايت امامت و زعامت است. نكته مهم در اين جا اين است كه: اولاً چه معنايى از ولايت غير از امامت كه استمرار خط رسالت و تداوم آن است با اكمال دين سازگار است؟ افزون بر آن اگر معناى ديگر مانند ولايت محبت در نظر باشد ديگر قيد «بعد از من» زايد است زيرا محبت حضرت على(ع) مقيد به زمان پس از رحلت پيامبر نيست. معنا ندارد منظور پيامبر را اين بگيريم كه بعد از رحلت من، على را دوست بداريد! زيرا محبت على با حيات پيامبر قابل جمع است و تنها رهبرى امام على(ع) است كه پس از آن حضرت مورد نظر است زيرا در يك زمان وجود دو پيشوا در عرض هم ممكن نيست. 4-6. پس از اين واقعه پيامبر فرمود: «مرا مبارك باد گوييد! خداى تعالى مرا نبوت عطا فرمود و اهل بيتم را امامت». بنگريد: الغدير، ج 1، ص 274. 4-7. پس از سخنان پيامبر مردم با حضرت على(ع) بيعت كردند به طورى كه سرور و شادمانى و مبارك باد گويى و بيعت سه روز به طول انجاميد الغدير، ج 1، ص 283-269. افزون بر عموم مردم سركردگانى چون ابوبكر، عمر و عثمان و... با آن حضرت بيعت كردند. عمر بن الخطاب در بيعت با آن حضرت گفت: «هنيئاً لك يابن ابىطالب اصبحت و امسيت مولى كل مؤمن و مؤمنه»؛ الغدير، ج 1، ص 272.. نكته اساسى در اين جا اين است كه بيعت با هيچ معنايى جز خلافت و اولويت سازگار نيست و سخنان كسانى چون ابوبكر و عمر در اين بيعت نيز به همين معنا قابل حمل است. 4-8. همه حاضران از خطابه پيامبر مسئله امامت و پيشوايى حضرت على(ع) را فهميدند و بلافاصله حسان بن ثابت انصارى از پيامبر اجازه گرفت و اشعارى زيبا سرود كه در يكى از ابيات آن مىگويد:
فقال له قم يا على! فاننى
رضيتك من بعدى اماما و هاديا
پيامبر به او فرمود: اى على! برخيز خرسندم كه تو امام و هادى بعد از من مىباشى. ذكر اين نكته بايسته است كه: اولاً، «تقرير»؛ يعنى سكوت و عدم مخالفت پيامبر در برابر يك سخن يا رفتار نزد همه مسلمانان حجت و جز سنت است. بنابراين اگر مسئله غدير معنايى غير از امامت داشت چرا پيامبر سخنان حسان بن ثابت را نفى نكردند، بلكه تأييد كرده او را تشويق فرمود. ثانياً، اين مسأله نشان مىدهد كه ديگران هم دقيقاً همين معنا را از واقعه غدير فهميدهاند. اگر چنين نبود اعتراض نكردند كه منظور پيامبر امامت و هدايت امت نبوده است. در بسيارى از سخنان ديگر صحابه نيز همين معنا نمودار است و حتى مخالفان ولايت اميرمؤمنان(ع) نيز همين برداشت را داشتهاند. نمونه آن در ماجراى حارث بن نعمان فهرى بيان شد. 4-9. اميرمؤمنان(ع)، ائمه اطهار(ع) و برخى از ديگر صحابه و تابعين در اثبات امامت بارها به حديث غدير استناد كردهاند. جهت آگاهى بيشتر بنگريد: پرسش 22. قرائن و مستندات ديگرى نيز در دلالت حديث غدير بر ولايت امامت وجود دارد كه رعايت اختصار ما را از بررسى آنها معذور مىدارد. جهت آگاهى بيشتر بنگريد: الغدير، ج 1، ص 411-362. اهلسنت و غديرخم پرسش 62 . آيا اهل سنت مسأله غدير را قبول دارند؟ اگر قبول دارند آن را چگونه توجيه مىكنند و چه پاسخى براى آن وجود دارد؟ با توجه به تواتر احاديث مرتبط به غدير و نقل بسيار فراوان آن در منابع روايى، تاريخى، تفسيرى و حتى ادبى فرق و مذاهب مختلف اسلامى جاى هيچگونه ترديد در آن وجود ندارد. از همينرو غالب قريب به اتفاق اهل سنت نسبت به واقعه غدير ديدگاه مثبتى داشته و به انكار آن نمىپردازند. آنچه آنان را گرفتار دشوارى كرده است چگونگى توجيه و تفسير آن براساس مبانى و پيش انگارههايشان در باب امامت است. اين مسأله باعث شده است كه آنان به تكاپوهاى سختى افتند و دست به دامان توجيهات گوناگون و متنوعى گردند. عليرغم همه اين تكاپوها هنوز نتوانستهاند در برابر دلالت صريح و آشكار سخنان پيامبر(ص) مبنى بر ولايت و امامت حضرت على(ع) توجيه خردپذير و معقول ديگرى ارائه كنند. اين مسأله باعث شده است كه بسيارى از عالمان سنى دلالت سخنان پيامبر(ص) بر امامت و خلافت حضرت على(ع) و يا معنايى نزديك آن را بپذيرند. برخى از اين گروه عبارتند از: 1. شمس الدين سبط ابن الجوزى در تذكره الخواص ص 18 2. كمال الدين ابن طلحه شافعى در مطالب السؤول ص 16. 3. ابوعبدالله الشافعى در كفايه الطالب ص 658 و... در عين حال برخى از ايشان كوشيدهاند در عين پذيرش چنين حالتى توجيهاتى ارائه كنند كه يا خلافت و پيشوايى ديگر خلفا نيز سازگار افتد. اينك به بيان پارهاى از مهمترين و رايجترين اين توجيهات مىپردازيم: يك. بيان افضليت و برترى امام على(ع) برخى از معتزله مانند شيخ ابوالقاسم بلخى و ابن ابىالحديد بر آنند كه مقصود پيامبر صرفاً بيان احق، افضل و سزاوارتر بودن حضرت على(ع) براى حكومت است، نه نصب آن حضرت بر اين منصب ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 297-296، بيروت، داراحياء التراث العربى ؛ محمدحسن قدردان قراملكى، امامت على و توجيههاى مخالفان، (مقاله) فصلنامه قبسات، ش 45، پائيز 1386.. نقد 1. تعابيرى كه پيامبر اكرم(ص) در غدير خم و در جاهاى ديگر به كار بردهاند به صراحت بر نصب آن حضرت بر امامت دلالت دارد. مثلاً: «من كنت مولاه فعلى مولاه؛ ان هذا اخى و وصيى و خليفتى فيكم فاسمعوا له و اطيعوا»؛ الغدير، ج 2، ص 279.؛ «..همانا اين شخص(ع) برادر و وصى و جانشين من در ميان شماست، پس به او گوش فرا دهيد و فرمانش را اجابت كنيد». «يا على انت الامام و الخليفه بعدى»؛ ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 2، ص 42 و 43، بيروت: دارالفكر، 1421ق.؛ «اى على! تو امام و جانشين پس از من هستى». «ان علياً امام اوليائى»؛ السيد ابن طاووس الحسنى، التحصين، ص 563 ؛ الغدير، ج 3، ص 118 و 119.؛ «على امام دوستان من است». «امام من آمن بى»؛ «همانا تو پيشواى كسانى هستى كه به من ايمان آوردهاند». امثال اين عبارات هرگز با چنين توجيهى سازگار نيست. جالب آن كه ابن ابىالحديد خود به چنين مشكلى اشاره نموده و سرانجام مىنويسد: «اصل نصوص بر ادعاى شيعه ظاهر است» همان، ج 9، ص 307.. 2. استناد اميرمؤمنان و ديگر ائمه و حضرت صديقه طاهره و بزرگانى از صحابه چون سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و... به حادثه غدير در مورد اثبات امامت و خلافت امام على(ع) با برترى صرف و بدون نصب بر امامت سازگارى ندارد. 3. اميرمؤمنان بارها از حق مسلم خويش در خلافت سخن گفته و از غصب آن توسط ديگران به درگاه الهى شكايت برده است. بنگريد: نهج البلاغه، خ 3 و 74؛ نيز: شرح ابن ابى الحديد، ج 9، ص 306. چنين چيزى در صورتى صحيح مىنمايد كه آن حضرت بر خلاف نصب گرديده باشند. 4. امامت مرجعيت دينى است، نه صرف رهبرى سياسى كه بتوان آن را به هر كسى واگذار نمود، بلكه نياز به ويژگىها و شرايط خاصخود دارد كه تشخيص و تعيين آن جز از جانب مرجعى الهى امكانپذير نيست. اين ويژگى امامت با صرف بيان برترى بدون تعيين سازگارى ندارد. 5. اسلام و شايسته سالارى؛ يكى از اركان مهم در انديشه اسلامى شايستهسالارى است. روايات شيعه و سنى از پيامبر اكرم(ص) آمده است: «كسى كه كارى از امور مسلمانان را بر عهده گيرد» «من تقدم على قوم من المسلمين و هو يرى ان فيهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين» ؛ (الغدير، ج 8، ص 291، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چ شش، 1374، نيز: شهيد الباقلانى، ص 190).. يا «كسى كه كارى از امور مسلمانان را بر عهده كسى گذارد در صورتى كه مىداند فرد مناسبترى براى آن وجود دارد، كه به كتاب خدا و سنت پيامبر داناتر است، به خدا و رسول او و همه مسلمانان خيانت كرده است» «من استعمل عاملا من المسلمين و هو يعلم ان فيهم اولى بذلك منه و اعلم بكتاب الله و سنته نبيه فقد خان الله و رسوله و جميع المسلمين». (همان).. بنابراين حتى اگر حديث غدير صرفاً به برترى اميرمؤمنان دلالت داشته باشد، به استناد اين حديث پيشگامى ديگران در امامت و خلافت و هم سپردن امر امامت به ديگران خيانت به خدا و رسول و امت اسلامى است. 6. احاديث تفسيركننده؛ چنان كه گذشت پيامبر خود به توضيح مراد خويش از چگونگى ولايت اميرمؤمنان پرداختهاند با وجود آن هر گونه تفسير و تاويل ديگرى از كلام پيامبر ناموجه و در اصطلاح اجتهاد در مقابل نص است، نه فهم و استنباط از آن. دو. كانديداتورى خلافت گمانه ديگر آن است كه مقصود پيامبر در واقعه غدير خم معرفى اميرمؤمنان به عنوان كانديداى مورد حمايت و علاقه آن حضرت است و لاجرم مسأله بار حقوقى و الزام شرعى ندارد. بنابراين دست ديگران براى كانديدا شدن باز است و مردم نيز در گزينش يا عدم گزينش امام على براى خلافت آزادند و كنار گذاشتن ايشان هيچ منع شرعى ندارد. احمد قبانچى، خلافه الامام على بالنص ام بالنصب، ص 11، 13، 14، 40، 136، قم، منشور سيدى، 2004 م. نقد: 1. اشكالاتى كه بر انگاره پيشين وارد بود بر اين گمانه نيز وارد است و هرگز نمىتوان ظهور قاطع كلام پيامبر را بر صرف كانديداتورىِ فاقد الزام شرعى تفسير كرد. اگر مقصود پيامبر صرف اعلام كانديداى مورد علاقه خود بود، استناد به اولويت شرعى خود و تقدم شرعى حكم خويش بر تصميمات اشخاص در امور خود، و قرينسازى ولايت اميرمؤمنان بر چنين ولايت و اولويتى كه از ولايت الهى مايه گرفته است بىجا بود. 2. حوادثى كه در حاشيه واقعه غدير رخ داده است با كانديداتورى صرف سازگار نيست، از جمله اين حوادث مسأله حرث بن نعمان فهرى است. آيا معرفى يك كانديدا بدون نصب بر امامت و ولايت به معناى سرورى بخشيدن و موجب طلب مرگ مىشود؟ در چنين صورتى شخص مىتواند به ديگرى رأى دهد و از كانديداى ديگر حمايتكنند. اين مسأله و تصريح فرد ياد شده در گفتگو با پيامبر كه پسر عموى خود را بر ما سرورى و برترى دادى به خوبى نشان مىدهد كه فهم عمومى از اين جريان نصب به امامت بوده است. افزون بر آن در هيچ موردى پيامبر چنين فهمى را تخطئه نكرده، بلكه آن را تقرير و تثبيت كردهاند. 3. به فرض ابتدا پيامبر اميرمؤمنان را به عنوان كانديداى خلافت معرفى كرده باشند، ليكن در پى اين رخداد بيعت با آن حضرت انجام گرفت و از جمله كسانى كه در اين بيعت شركت آشكار نمودند ابوبكر و عمر بن الخطاب بودند كه ضمن بيعت به آن حضرت تبريك گفتند. بنابراين با وجود بيعت عمومى كانديداتورى به انتخاب رسمى تبديل شده و داراى الزام شرعى و اجتماعى شده است. لاجرم جانشينى بلافصل امام على به اين وسيله تثبت گرديده و هر حركتى در جهت خلافت آن باشد نقض بيعت با ولى و امام مشروع است و در منطق قرآن بغى تلقى مىشود. در اين زمينه جهات ديگرى نيز نقل شده است كه در پرسشهاى بعدى مورد بررسى قرار خواهد گرفت. پرسش 63 . بعضى از اهل سنت مىگويند ما مثل شما قضيه غدير را قبول داريم، اما شما سخنان پيامبر را به امامت تفسير مىكنيد، در حالى كه ما از آن دوستى مىفهميم. و ما هم على(ع) را دوست داريم و به او احترام مىگذاريم. نظر شما در اين باره چيست؟ يكى از گمانهها در معناى سخن پيامبر كه فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه» ولايت محبت است چرا كه واژه ولايت در محبت نيز به كار رفته است. ليكن در اينجا چند نكته را بايد در نظر داشت: يك. اگر نظر كسانى كه مسأله ولايت محبت را مطرح مىكنند اين است كه چنين مبنايى هم در كنار ديگر مراتب ولايت مانند امانت و پيشوايى در كلام پيامبر نهفته است سخن قابل قبولى است و هيچ تضادى با ديدگاه شيعه ندارد. چنين انگارهاى مؤيد قول كسانى از بزرگان اهل سنت مانند ابن طلحه شافعى (متوفى 654) و... مىباشد جهت آگاهى بيشتر بنگريد: الغدير، ج 1، صص 399- 391.. او پس از توضيحاتى درباره اين كه خداوند على(ع) و پيامبر(ص) را در آيه مباهله نفس يگانه معرفى كرده است در همين باره مىگويد: «پيامبر در اين حديث (حديث غدير) همان ولايتى را براى على(ع) نسبت به جميع مؤمنان اثبات كرد كه خداوند براى خويش ثابت كرده بود، يعنى او اولى به مؤمنان، ياور مؤمنان، سرور مؤمنان است و هر معنايى كه از لفظ «مولى» به دست مىآيد و بر پيامبر خدا اثباتپذير است، براى على(ع) نيز اثبات مىشود». كمال الدين طلحه الشافعى، مطالب السؤول، ص 16. دو: اگر مرادشان اين باشد كه پيامبر منحصراً دوستى را در نظر داشتهاند و سخن ايشان مراتب بالاتر و ولايت را شامل نمىشود از جهاتى مورد نقد است از جمله: 1. چنين معنايى در صورتى راست مىآيد كه قرائن موجود به نفع آن گواهى دهند و قرينهاى در استعمال كلمه مولى در ولايت به معناى اولويت و امامت و پيشوايى در كار نباشد، در حالى كه همه قرائن ياد شده بر معناى دوم دلالت دارند و هيچ قرينهاى برخصوص محبت وجود ندارد. 2. غالب آنچه در نقد توجيهات پيشين بيان شد مانند: نقدهاى شماره 1،2،3،و 6 برگمانه يك، و نقدهاى شماره 2 و 3 بر گمانه دو بر اين پنداره نيز وارد است. 3. چنان كه گذشت بسيارى از منابع معتبر لغت عرب كه مولفان آن نيز سنى مذهب هستند واژه ولايت در كلام پيامبر(ص) را ولايت زعامت و رهبرى معنا كردهاند. 4. خطاب تهديد گونه الهى: اگر حادثه غدير صرفاً براى اعلان دوستى حضرت على(ع) با مؤمنان يا دوستى مؤمنان با ايشان بود آيا با اين آيه سازگارى دارد كه: «اگر آن را ابلاغ نكنى، رسالت الهى را انجام ندادهاى»؟ آيه تبليغ و سپس آيه اكمال نشان مىدهد كه ولايت مورد ابلاغ در روز غدير مسأله مهم و جديدى است كه بدون آن دين ناقص است و مورد پسند الهى نيست، در حالى مودت و محبت اهل بيت(ع) قبلاً نازل و ابلاغ شده بود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» ؛شورى (42) آيه 23.؛ «بگو: به ازاى آن (رسالت) پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان». بنابراين فرو كاستن معناى ولايت به محبت و مودت و انحصار به آن، مغاير قرائن قرآنى است. 5. دلدارى خدايى: خداوند پيامبر(ص) را دلدارى داده، مىفرمايد: در راستاى اجراى اين مأموريت، خداوند تو را در مقابل توطئههاى مردم محافظت مىكند: «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ مائده(5)، آيه 67.. از اين فراز برمىآيد كه پيامبر(ص) بيم آن داشته كه در صورت ابلاغ رسمى ولايت برخى بر اثر هواى نفسانى به مقابله برخاسته و دست به توطئه بزنند. اكنون سؤال مىشود با اعلام دوستى حضرت على(ع) چه جاى خوف از توطئه بود؟ چنين تعابيرى با هيچ معنايى از ولايت جز ولاء زعامت و امامت سازگارى ندارد. آيا خردپذير است كه پيشواى بزرگ مسلمانان، در آخرين و بزرگترين سخنرانى تاريخى خود، براى شركت كنندگان در كنگره عظيم حج، در آن بيابان خشكزار و گرماى سوزان، مسافران خسته و كوفته را گرد آورد و با اين همه تأكيدات و مقدمه چينىها با آنان سخن بگويد و تنها مقصودش اين باشد كه بگويد: «على را دوست داشته باشيد» و سپس آنان را موظف كند كه اين منشور بزرگ تاريخى را به گوش همگان برسانند! 6. اين كه پيامبر(ص) در دعاى خويش مسئله يارى كردن امام على(ع) را مطرح مىكنند و بر تنها گذاشتن و يارى نكردن او نفرين مىفرستد، قرينه روشنى است بر اينكه ولايت مورد نظر، از نوع ولايت زعامت و رهبرى است، نه صرف محبت و علاقه قلبى؛ زيرا آنچه با اطاعت، نصرت و يارى همگانى تلازم دارد، پيشوايى و رهبرى امت است، نه صرف محبت و علاقه قلبى. 7. در دعاى پيامبر آمده است: «حق را همپاى او بپادار» بر پايى حقيقت همراه با امام على(ع)و همپايى آن دو با امامت و رهبرى دينى تناسب دارد.به عبارت ديگر پيشوايى و مرجعيت دينى وسياسى امام على(ع) است كه مىتواند به برپايى حقيقت همگام با آن حضرت بينجامد؛ اما صرف اين كه مردم آن حضرت را دوست داشته باشند، بدون اين كه امامت و مرجعيت دينى در كار باشد چه نسبتى با اين سخن دارد؟ 8. چنانكه گذشت پيامبر(ص) بعد از اين حادثه فرمود: «الله اكبر! بر اكمال دين و اتمام نعمت و خوشنودى خدا به رسالت من و ولايت على(ع) بعد از من» نكته مهم در آنجا اين است كه اگر مقصود از «ولايت» محبت باشد، ديگر قيد «بعد از من»، زايد است؛ زيرا محبت حضرت على(ع) مقيد به زمان پس از رحلت پيامبر(ص) نيست. معنا ندارد منظور پيامبر(ص) را اين بگيريم كه بعد از رحلت من، على را دوست بداريد! زيرا محبت على(ع) با حيات پيامبر(ص) قابل جمع است؛ بلكه رهبرى دينى امام على(ع) است كه پس از آن حضرت مورد نظر است؛ زيرا در يك زمان وجود دو پيشوا در عرض هم ممكن نيست. 9. در گذشته آمد كه پس از سخنان پيامبر و به دستور آن حضرت مردم با حضرت على(ع) بيعت كردند. مگر دوستى بيعت دارد؟ بيعت به معناى تعهد و التزام به فرمان بردارى و تبعيت است و حتى ابوبكر و عمر نيز با آن حضرت بيعت كردند. با وجود اين چگونه مىتوان كلمه مولى در سخن پيامبر(ص) رابه معناى دوستى و محبت محض انگاشت؟ 10. اين كه پيامبر(ص) ولايت حضرت على(ع) را در كنار ولايت خود و همسنگ و همسان با آن معرفى كردند دليل روشنى است براين كه نمىتوان آن را به صرف محبت و دوستى تعريف كرد؛ بلكه مشتمل بر كاملترين درجات ولايت يعنى رهبرى دينى و دنيايى است. 11. در مواردى صحابه به صراحت اعلام كردهاند كه پيامبر(ص) حضرت على(ع) را «نصب» فرمود. شهاب الدين همدانى از عمربن خطاب چنين نقل كرده است: «پيامبر(ص) على(ع) رابه عنوان پيشوا نصب نموده و فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه...»؛ «خدايا تو گواه من بر آنان هستى». عمر گفت: «اى رسول خدا! جوانى خوش سيما و نيك بوى در كنار من گفت: اى عمر! همانا پيامبر پيمانى بست كه آن را نقض نمىكند جز كسى كه منافق باشد». آنگاه پيامبر(ص) دست مرا گرفت و فرمود: «اى عمر! او جبرييل بود، نه انسان. او مىخواست آنچه را كه درباره على(ع) به شما گفتم تأكيد كند»شهاب الدى ن همدانى، مودة القربى؛ نيز: قندوزى الحنفى، ينابيع الموده، ص 249 ق: الغدير، ج 1، ص 57.. تعبير نصب در سخن عمر كاملاً مطابق با ديدگاه شيعه است و با صرف محبت و دوستى بدون امامت و خلافت سازگارى ندارد. در اين زمينه قرائن و دلايل بسيار ديگرى وجود دارد كه به جهت اختصار به اين مقدار بسنده مىشود. پرسش 64 . يكى از دوستان سنى مىگفت: پيامبر(ص) در روز غدير حضرت على(ع) را براى خلافت بعد از عثمان معرفى كردند، نه خليفه اول بعد از خودشان. آيا اين درست است؟ اين مسأله پيشينهاى در ميان برخى از عالمان اهل سنت دارد. آنان پس از بررسى كاربردهاى گوناگون واژه «مولى» به اين نتيجه رسيدند كه اين واژه در خطبه غدير بالاترين مراتب ولايت كه امامت و زعامت و اولويت است را شامل مىشود و هيچ گريزى از پذيرش اين معنا و نصب اميرمؤمنان على(ع) براى خلافت و امامت وجود ندارد. ليكن با توجه به آنچه عملاً در تاريخ اتفاق افتاده بر آن شدند كه منظور پيامبر امامت و خلافت بلافصل حضرت على(ع) نيست تا مانع و مغاير با خلافت ديگران باشد. بلكه خلافت در زمان وقوع آن يعنى پس از عثمان است. شهاب الدين دولت آبادى (متوفى 1049) مىنويسد: «منظور از حديث «من كنت مولاه فعلى مولاه» اين است كه على(ع) در زمان خلافت و امامتش ولايت دارد» شهاب الدين ابى بشيرالدين دولت آبادى، هدايه السعداء؛ ق: الغدير، ج 1، ص 397.. محمدبن عبدالسعيد بن محمد كشى نيز بر آن است كه پيامبر(ص) براى حضرت على (ع) در زمان پس از عثمان و همزمان با معاويه جعل خلافت كرده است، نه پيش از آن ابوشكور محمدبن عبد السعيد بن محمد الكشى السالمى الحنفى، التمهيد فى بيان التوحيد؛ ق: الغدير، ج 1، ص 397.. نقد بر خلاف اين گمانه دلايل فراوانى وجود دارد كه امامت و ولايت بلافصل حضرت على(ع) را ثابت مىكند، از جمله: يك - آيات قرآن 1- آياتى كه در رابطه با ولايت اميرمؤمنان(ع) چه در قضيه غدير و چه پيش از آن نازل شده است، غالباً به گونههاى مختلفى بر ولايت و خلافت بىفاصله اميرمؤمنان (ع) پس از پيامبر(ص) دلالت دارنداز جمله: 1-1. آيه ولايت: در آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛ مائده (5)، آيه 55. سخن از ولايت به نحو انحصارى آمده است. قرآن با واژه «انما» كه دلالت بر انحصار دارد ولايت را در ولايت خدا و رسول و اميرمؤمنان(ع) منحصر مىكند. مفاد اين آيه اين است كه تا زمانى كه على بن ابيطالب(ع) وجود دارد ولايت به ديگرى نمىرسد، همانطور كه با وجود پيامبر هيچ كس در عرض آن حضرت ولايتى ندارد. نتيجه اين آيه چيزى كمتر از امامت و ولايت بلافصل حضرت على(ع) پس از پيامبر(ص) نيست، زيرا امامت و خلافت با واسطه مستلزم پذيرش خلافت ديگران با وجود امام على(ع) است و اين معارض انحصار ذكر شده در آيه است. 1-2. آياتى كه در قضيه غدير نازل شده مانند آيه ابلاغ و آيه اكمال نيز كاملاً با امامت و خلافت بلافصل سازگارى دارد. زيرا هيج خردمندى نمىپذيرد كه اين همه تأكيد الهى بر ابلاغ مسألهاى مهم، كه عدم ابلاغش مساوى با ترك رسالت الهى است و دين تنها با آن كامل ومايه خرسندى خدا مىشود، اين باشد كه وقتى پس از عثمان مردم حضرت على(ع) را برگزيدند، آنگاه او امام مردم است. پس از آن هم قضاياى امثال حرث بن نعمان فهرى و نزول عذاب نمىتواند به خاطر اين باشد كه على(ع) تنها در يك دوره پنج ساله پس از عثمان به خلافت مىرسد. اگر واقعاً مسأله چنين بود هيچ نيازى به اختصاص به ذكر و اين همه تأكيدات و مسايل جانبى نداشت و تدارك چنين برنامه سنگين و تأكيدات شديدى كاملاً نابخردانه مىنمود. دو. سخنان پيامبر(ص) سخنان پيامبر اعظم(ص) نوعاً دلالت بر خلافت بلافصل مىكند از جمله: 2-1. از نظر قواعد زبان شناختى دلالت وجريان عرف بشرى همواره اگر كسى ديگرى را به عنوان جانشين خود معرفى كند و يا منصبى را براى او اعلام نمايد و قرينهاى بر فاصله زمانى بر قرار نسازد دلالت بر جانشينى بلافصل آن منصب دارد و اگر خلاف اين را اراده كرده باشد بايد به صراحت آن را باز گويد؛ در حالى كه در سخن پيامبر(ص) هيچ مطلبى دال براين كه مرادشان ولايت پس از عثمان باشد وجود ندارد. بنابراين بر اساس قواعد و متدلوژى همگانى فهم، سخنان پيامبر ظهور در خلاف و امامت بلافصل دارد، نه پس از سه خليفه ديگر. 2-2. در مواردى، چه در غدير و چه غير آن، پيامبر تصريح به ولايت حضرت على(ع) پس از خودشان كردهاند. از جمله: - پس از نزول آيه اكمال در غدير خم فرمودند: «الله اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضاى خدا به رسالت من و ولايت على بعد از من» الغدير، ج 1، ص 231.. - «همانا على پس از من ولى شماست» ابن كثير، البدايه و النهايه، ج 7، ص 369. بيروت، دارالمعرفه. 1419 ق.. - «اى على تو امام و خليفه پس از من هستى» ابن عساكر، تاريخ مدينه دمشق، ج 2، ص 42 و 43، بيروت: دارالفكر، 1421 ق.. با وجود چنين تصريحاتى چگونه مىتوان گفت منظور پيامبر خلافت 25 سال بعد و پس از درگذشت عثمان مىباشد كه مردم با ازدحام و اصرار خود على(ع) را به رهبرى برگزيدند و اگر آن هم اتفاق نمىافتاد، براساس اين پنداره، سخن پيابر(ص) هيچ و پوچ مىنمود!! 2-3. شمول و فراگيرى سخن پيامبر(ص) تنها با ولايت بلافصل سازگار است. زيرا سخن پيامبر اين است كه «هركس را كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست» كلمه هر كس شامل همه آحاد جامعه اسلامى حتى كسانى كه پس از پيامبر رهبرى امت را بر عهده گرفتند نيز مىشود. بنابراين ولايت علىبن ابى طالب(ع) شامل حال آنان نيز مىشده و با وجود آن ديگر جايى براى ولايت آنان نبوده است؛ بنابراين چنين عموميتى مستلزم نفى هر ولايتى غير از ولايت حضرت(ع) پس از رحلت پيامبر(ص) است و اين همان امامت و ولايت بلافصل است؛ زيرا ولايت بعد از عثمان يعنى اين كه آن حضرت بر كسانى كه در دوران پيش از آن زيسته و از دنيا رفتهاند ولايت نداشته باشد و اين نقص تماميت و عموميت ولايتى است كه پيامبر به آن تصريح كردند. 2-4. دستور پيامبر(ص) به بيعت با اميرمؤمنان(ع) دليل بر خلافت بلافصل است و معنى ندارد براى خلافت پس از سه خليفه ديگر در روز غدير بيعت گرفته شود. سه. سيره علوى روش برخورد امام على(ع) با واقعه غدير نشانگر آن است كه آن حضرت از كلام پيامبر(ص) امامت و خلافت بلافصل را درك كردهاند. اين مسأله را در استنادات آن حضرت به واقعه غدير و شكايت به درگاه خدا از غصب حق خويش به روشنى مىتوان دريافت بنگريد: پرسش 22. . از طرف ديگر آن حضرت نزديكترين فرد به پيامبر(ص) بوده و از مقام عصمت برخوردار است و حداقل در نزد اهل سنت از صحابيانى است كه سخنش در نهايت اتقان و اعتبار و حجيت است. بر اساس سخن پيامبر(ص) كه شيعه و سنى از آن حضرت نقل كردهاند «الحق مع على و على مع الحق...»؛ ينابيع المودة، ص 244. برداشت و درك آن حضرت از كلام نبوى عين حقيقت است و با رأى احدى پس از پيامبر برابرى نمىكند. بنابراين برخورد امام على(ع) با قضيه غدير دليل روشنى بر امامت و ولايت بلافصل آن حضرت است. چهار. سيره قرائن خارجى قرائن متعددى بر ولايت بلافصل امام على(ع) دلالت دارد. در اينجا به جهت اختصار به ذكر يك نمونه اكتفا مىشود: 4-1. بيعت با اميرمؤمنان؛ چنان كه گذشت در روز غدير همه و به ويژه خلفاى سه گانه با اميرمؤمنان بيعت كرده و به ويژه عمر و ابوبكر پس از تبريكگويى به آن حضرت اعلام داشتند كه تو پيشوا و سرور ما و همه مؤمنان گشتى الغدير، ج 1، ص 271.. اين تعبير به خوبى نشانگر ولايت اميرمؤمنان(ع) به اعتراف خود آنان است. در حالى كه نفى خلافت بلافصل معنايى عكس اين دارد. در نفى خلافت بلافصل خلفا هستند كه بر همگان از جمله حضرت على(ع) اعمال ولايت مىكنند و اين عمل با آن بيعت و آن گفتار در تناقص است. 4-2. نگاهى دوباره به آنچه در حادثه غدير رخ داده است براى كشف اين كه مراد از آن خلافت بلافصل يا با فاصله است راهگشاست در اين زمينه توجيحات ديگرى نيز ذكر شده است. جهت آگاهى بيشتر بنگريد: الف. محمد حسن قدردان قراملكى، امامت على(ع) و توجيههاى مخالفان، (مقاله)، فصلنامه قبسات، ش 45؛ ب. الغدير، ج 1، ص 391 - 399..
هدایت یافتگان
على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ
على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ در سال 1956 در روسيه متولد شد در سال 1979 دانشكده فلسفه و در سال 1984 مدرسه روحانى مسكو را به پايان رساند و در موضع (( كليساى ارتدوكس روسيه و دولت در اتحاد شوروى در سال هاى 1991 - 1971)) از تز دكتراى خود دفعا كرد. در سال 1995 از انجام وظايف كشيشى كناره گرفت و در مصاحبه با مجله مسلمانان (شماره 2،3 ماه مه - ژوئن 1999) به طور رسمى خود را مسلمان ناميد : من خود را پيرو قرآن مقدس و پيغمبر محمد (ص) مى دانم. و به غير از خداى واحد و يگانه الله خداى ديگرى وجود ندارد و محمد (ص) فرستاده اوست. در فوريه 1999 از تز ديگر خود در موضوع (( دياليكتيك افسانه و اسطوه شناسى )) دفاع كرد.
خانم والريا پورخووا
خانم والريا پورخووا اسلام شناس و مترجم و مفسر معانى قرآن به زبان روسى است او بيست سال پيش به دين مبين اسلام گرويده است و به نظر كارشناسان بهترين ترجمه قرآن به زبان روسى را ارائه نموده است، همسر وى محمدى عبد الرشيد كه از صاحب نظران علوم دينى و مسائل قرآنى و آشنا به زبان روسى است بر ترجمه وى نظارت داشته است. درباره اهميت اين ترجمه بايد اذعان داشت كه يكى از خلأهاى آشنايى روسى زبانان خصوصا پژوهشگران و انديشمندان با قرآن از ميان رفته و دسترسى مستقيم به قرآن براى آنها فراهم آمده خانم دكتر والريا پروخووا درباره چگونگى انجام اين مهم ميگويد مطالعه قرآن آنچنان مرا شيفته كرد كه تصميم به ترجمه آن به زبان روسى گرفتم وى مبنى بر اين كه در حديث نبوى وارد شده قرآن را بياموزيد و به ديگران تعليم دهيد اضافه كرد يا اين ترجمه خواسته ام كه نداى قرآن را به گوش هموطنان روسى خود برسانم .
دانشمندان عرب در تفسیر کلمه (مولی) در فرمایش رسول خدا که فرمود : (من کنت مولاه) وجوهی ذکر کردهاند که یکی از آنها به معنای مالک است و... معنای دهمین آن اولی و برتر است ، خداوند فرمود: این مولای شما است ، به این معنا است که او اولی و برتر به شما است ، و چون ثابت شد که مولی به معنای اولی است ؛ پس حمل لفظ مولی در این حدیث بر کسی که مالک بندهای باشد جائز نخواهد بود ؛ چون پیامبر مالک علی و علی بنده رسول خدا و آزاد شده او نبود ، و نیز حمل آن بر کسی که پسر عموی دیگری است جایز نیست ؛ زیرا او پسر عمویش بود . و نه بر هم پیمان ، چون این قضیه مربوط به کسانی است که ضرر دیدهاند و پیمان بر کمک و همراهی می بندند . و نه بر یاری و کمک ؛ زیرا این معنی در خود کلمه موجود است . و نه بر کسی که سر پرستی (ضمان جریره) را دارد و نه بر همسایه که چنین حملی لغو است و نه بر آقا و سروری که اطاعتش لازم است .
پس مقصود از کلمه مولی در این حدیث غیر از معنای دهم آن که اطاعت محض و مخصوص ؛ یعنی همان حمل بر اَولی نخواهد بود ، و معنایش این میشود : کسی که من اولی و برتر از جان وی به خود او هستم پس علی هم اولی و برتر از جان او به او است. من در این معنی و تفسیر تنها نیستم ؛ بلکه ابو الفرج اصفهانی نیز در کتابش مرج البحرین این حدیث را از اساتیدش نقل کرده و میگوید : رسول خدا دست علی را گرفت و فرمود : کسی که من ولی و سرپرست او و برتر از جانش به وی هستم ؛ پس علی سرپرست او است .
از این تعابیر فهمیده میشود که همه معانی کلمه مولی در نهایت باز گشت به وجه دهم آن دارد که جمله : آیا من بر جان مؤمنان برتر از خودشان نیستم ؟ و این نص آشکاری است در اثبات امامت و پذیرفتن طاعت و پیشوائی .
سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ، تذکرة الخواص.
ثقلین و غدیر در کنار هم از لسان پیامبر
حضرت على علیه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در زیر درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نکشید از زیر درخت بیرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه این است که گواهى میدهید ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود:مگر نه این است که گواهى میدهید ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمایند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر این ، کسى که خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى این شخص (على علیه السّلام) مولاى اوست. اینک ، در میان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم که هرگاه به آنها تمسک کنید ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى ، کتاب خدا است که ریسمان استوار میان شما و خدا مىباشد که یک طرف آن در دست حق تعالى است و طرف دیگرش در اختیار شماست و دیگرى ، اهل بیت من است.ابن حجر بعد از نقل این روایت بر صحت آن تصریح کرده و به طرق آن نیز اشاره کرده و میگوید :سند این روایت صحیح است . حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی علیه السلام و گروهی از صحابه نقل کرده است . در این روایت چیزهای است که در آنها نیست . اصل حدیث را ترمذی نیز نقل کرده است.ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفای852 هـ) المطالب العالیة زوائد المسانید الثمانیة ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقیق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ .
مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر
اعتراف وحشتناک ابن تیمیه در مورد حدیث ثقلین و غدیر
و آنچه را که مسلم نقل کرده این است که رسول خدا صلی الله علیه وآله در غدیر خم فرمود: من دو چیز گرانبها در بین شما باقی گذاشتم کتاب خدا، سپس سفارش و ترغیب کرد به کتاب خدا، سپس فرمود : و عترت من ، اهل بیت من ، شما را به خدا سفارش میکنم درمورد اهل بیتم ، این را سه بار تکرار کرد و این روایتی است که تنها مسلم آن را نقل کرده است .
ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبویة، ج7، ص318، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
اعتراف وحشتناک دیگر ابن تیمیه در مورد حدیث ثقلین و غدیر
در روایت صحیح از پیامبر صلی الله علیه وآله ثابت شده است که آن حضرت در غدیر خم (میان مکه و مدینه) در حضور مردم خطبه خواند و فرمود: همانا من دو چیز گرانبها در میان شما میگذارم، یکی کتاب خدا است. آنگاه مردم را درباره آن سفارش کرد. سپس فرمود: وعترت من ، اهل بیت من. شما را به خدا سفارش میکنم درمورد اهل بیتم . این جمله را سه مرتبه تکرار کرد.
و حسن و حسین از بزرگان اهل بیت رسول خدا و نزدیکترین افراد به آن حضرت است؛ چنانچه در روایت صحیح ثابت شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله کسایش را بر علی، فاطمه، حسن و حسین انداخت پس از آن فرمود: خدایا این ها اهل بیت من هستند پس رجس و پلیدی را از آنها دور کن و آنها را پاک گردان.
ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبویة، ج4، ص561، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به راه خویش ادامه مىدادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آنجا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم.رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهدهدار مىشود ؛ طولى نمىکشد ، دعوت الهى را اجابت مىکنم و دو اثر گرانبار (یا گرانبها) در میان شما به جاى مىگذارم که اگر از آنان پیروى نمایید، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد: یکى کتاب خداست و دیگرى عترت من است. سپس دست على علیه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم! چه کسى از جان و مال شما از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داناتر و اولی تر به جان و مال است آنگاه فرمود:بر هر کسی من ولایت دارم، علی نیز مولای اوست.
یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است
که همراه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به راه خویش ادامه مىدادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آنجا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم.رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهدهدار مىشود ؛ طولى نمىکشد ، دعوت الهى را اجابت مىکنم و دو اثر گرانبار (یا گرانبها) در میان شما به جاى مىگذارم که اگر از آنان پیروى نمایید، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد: یکى کتاب خداست و دیگرى عترت من است. سپس دست على علیه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم! چه کسى از جان و مال شما از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داناتر و اولی تر به جان و مال است آنگاه فرمود:بر هر کسی من ولایت دارم، علی نیز مولای اوست.
اعتراف به صحت حدیث غدیر
ترمذی از أبو طفیل
أبی سریحه و یا زید بن أرقم (تردید از شعبه است) از رسول خدا نقل کردهاند که آن حضرت فرمود : «هرکس من مولای او هستم ، پس علی مولای او است» .این حدیث حسن و صحیح است ، شعبه این روایت را از میمون بن عبد الله از زید بن أرقم از رسول خدا صلی الله علیه واله نقل کرده است . أبو سریحه همان حذیفة بن أسید غفاری صحابی رسول خدا است .الترمذی ، محمد بن عیسى أبو عیسى السلمی (متوفای279هـ) ، سنن الترمذی ، ج 5 ، ص 633 ، ح3713 ، بَاب مَنَاقِبِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : أحمد محمد شاکر وآخرون ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت .
محمد ناصر البانی بعد از نقل این روایت میگوید :
أخرجه الترمذی و قال : «حدیث حسن صحیح» .قلت : وإسناده صحیح على شرط الشیخین .
ترمذی آن را نقل کرده و گفته است که این روایت حسن و صحیح است و من میگویم که سند آن با شرائطی که بخاری و مسلم برای صحت روایت قائل هستند ، صحیح است .الألبانی ، محمد ناصر ، سلسلة الأحادیث الصحیحة ، ج4 ، ص331ـ 332 ، ناشر : مکتبة المعارف ـ الریاض .
ابن ماجه قزوینی از سعد بن أبی وقاص
عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل کرده است که در یکى از سالهاى حج که معاویة به مکّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به ملاقات او رفت . در این هنگام ، حاضران براى خوشحال کردن ، معاویه ، از حضرت على علیه السّلام بدگویی مىکردند .
سعد ، از شنیدن نکوهش آنان ، خشمناک شد و گفت : چنین سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى مىگوئید که خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم فرمود :
«من کنت مولاه فعلىّ مولاه» .
و شنیدم خطاب به حضرت على علیه السّلام، مىفرمود:
«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»
و شنیدم که فرمود:«لاعطینّ الرّایة رجلا یحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم جنگ را به مردى مىسپارم که خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را دوست مىدارد.
ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 45 ، ح121 ، باب فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر - بیروت .
محمد ناصر البانی نیز بعد از نقل روایت میگوید :
أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحیح (ألبانی، محمّد ناصر ، سلسة الأحادیث الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ،)
ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب
عدی بن ثابت از براء بن عازب نقل کرده است که در «حجة الوداع» که افتخار همراهى با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را داشتیم ، در بازگشت ، در یکى از مسیرها دستور داد براى نماز جمع شویم و در آنجا دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود :
«ألست أَوْلى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آیا من سزاوارتر نیستم به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصدیق کرده و بله گفتند . باز فرمود :
«ألست أولى بکلّ مؤمن من نفسه ؛ آیا من نسبت به تک تک مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نیستم ؟ » .
باز هم تصدیق کرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على علیه السّلام کرده و فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اکنون که فرموده مرا تصدیق کردید ، بدانید که على به هر مؤمنى همان مقام اولویت را دارد که من نسبت به آن مؤمن دارم.
سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على علیه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذلیل فرما » .
ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر - بیروت .
البانی بعد از نقل این روایت میگوید :صحیح .
محمّد ناصر الألبانی ، صحیح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة
ابن حجر عسقلانی از امیر مؤمنان علیه السلام
حضرت على علیه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در زیر درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نکشید از زیر درخت بیرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه این است که گواهى میدهید ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :مگر نه این است که گواهى میدهید ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمایند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر این ، کسى که خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى این شخص (على علیه السّلام) مولاى اوست. اینک ، در میان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم که هرگاه به آنها تمسک کنید ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى ، کتاب خدا است که ریسمان استوار میان شما و خدا مىباشد که یک طرف آن در دست حق تعالى است و طرف دیگرش در اختیار شماست و دیگرى ، اهل بیت من است .
ابن حجر بعد از نقل این روایت میگوید :سند این روایت صحیح است . حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی علیه السلام و گروهی از صحابه نقل کرده است . در این روایت چیزهای است که در آنها نیست . اصل حدیث را ترمذی نیز نقل کرده است .
ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفای852 هـ) ، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقیق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ
بزار از زید بن یثیع
ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعید بن وهب و زید بن یثیع به اتفاق همگان روایت کرده اند که از حضرت على علیه السّلام شنیدیم ، سوگند مىداد که اگر کسى از شما از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در روز غدیر خم آن چه را درباره من فرموده ، شنیده است ، شهادت خود را اعلام نماید . سیزده تن از حاضران از جای برخواستند و شهادت دادند که از آن حضرت صلّى اللّه علیه و آله شنیدیم ، فرمود : مگر نه این که من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصدیق کردند . در این هنگام دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود :
«من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .
البزار ، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفای292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مکتبة العلوم والحکم - بیروت ، المدینة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .
هیثمی بعد از نقل این روایت میگوید :رواه البزار ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة وهو ثقة .این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند ، غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است
الهیثمی ، علی بن أبی بکر (متوفای 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة ، بیروت – 1407هـ .
بزار از سعد بن أبی وقاص
عائشه دختر سعد از پدرش نقل کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله دست علی علیه السلام را گرفت و فرمود : آیا من از مؤمنین نسبت به خودشان سزاوارتر نیستم ؟ هر کس که من مولای او هستم ، علی مولای او است .
البزار ، أبو بکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفای292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقیق : د. محفوظ الرحمن زین الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مکتبة العلوم والحکم - بیروت ، المدینة الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .
هیثمی بعد از نقل روایت میگوید :
رواه البزار ورجاله ثقات .این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن مورد اعتماد هستند .مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 107 ، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی الوفاة: 807 ، ناشر : دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة ، بیروت – 1407 .
طبرانی از زید بن أرقم
یحیی بن جعده از زید بن ارقم روایت کرده است که همراه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به راه خویش ادامه مىدادیم تا به غدیر خم رسیدیم . در آن جا درختى بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آن درخت اشاره کرد و اصحاب زیر آن درخت را تمیز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود که ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز ندیده بودیم .در آنجا بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به ایراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هیچ پیغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنکه نیمى از مقدار زندگى پیغمبر پیشین خود را عهدهدار مىشود ؛ طولى نمىکشد ، دعوت الهى را اجابت مىکنم و دو اثر گران بار (یا گرانبها) در میان شما به جاى مىگذارم که اگر از خواسته و رویه آنان پیروى نمایید ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهید شد: یکى کتاب خداست و دیگرى عترت من است .سپس دست على علیه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه کسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داناتر و اولیتر به جان و مال است آنگاه فرمود :«من کنت مولاه فعلىّ مولاه» .
المعجم الکبیر ، ج 5 ، ص 171 ، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی الوفاة: 360 ، ناشر : مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانیة ، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی .البانی بعد از نقل این روایت میگوید :أخرجه الطبرانی ( 4986 ) و رجاله ثقات .طبرانی آن را نقل کرده و روایان آن مورد اعتماد هستند .
البانی ، محمد ناصر ، السلسلة الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة .
اعتراف اهل سنت در مورد رجال حدیث غدیر
شمس الدین ذهبی (متوفای748هـ)
محمد بن جریر طبری اسناد روایت غدیر خم را در چهار جلد جمع آوری کرده است که من قسمتی از آن را دیدم و از گستردگی روایات آن شگفت زده شدم و یقین کردم که این اتفاق افتاده است .
شمس الدین ذهبی (متوفای748هـ)
من یک جلد از کتاب أسناد حدیث غدیر را که ابن جریر نوشته بود را دیدم و از زیاد بودن أسناد آن گیج و مبهوت شدم .
محمود الالوسی بغدادی (متوفای1270هـ)
ذهبی گفت : این حدیث به صورت متواتر نقل شده است و من یقین کردم که از رسول خدا صلی الله علیه وآله صادر شده است، اما جمله: «اللهم وال من والاه» نیز سندش قوی است
ابن حجر عسقلانی (متوفای 852 هـ )
حدیث : «من کنت مولاه فعلی مولاه» را ، ترمذی ونسائی با سند صحیح نقل کرده اند ، سندهای بسیاری دارد ، که همه آنها را ابن عقده در کتاب مستقلی جمع آوری کرده است و بسیاری از اسناد آن صحیح و یا حسن هستند.
ابن حجر الهیثمی (متوفای974هـ)
در صحت حدیث غدیر شکی نیست ؛ زیرا گروهی مانند : ترمذی ، نسائی و احمد آن را با سند نقل کرده اند ، اسناد این حدیث فراوان است و شانزده تن از اصحاب آن را روایت کرده اند ، و در نقلی که احمد دارد می گوید : سی نفر از اصحاب در زمان خلافت علی علیه السلام وقتی که علی از آنان در خواست گواهی بر شنیدن این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه وآله نمود ، شهادت دادند که آن را از پیامبر شنیدهاند
بیشتر سندهای این حدیث صحیح و حسن است و سخن کسی که بر سند آن بخواهد ایراد میگیرد ، ارزش توجه ندارد.
جلال الدین سیوطی (متوفای 911هـ)
این حدیث را امام احمد ومسلم از براء بن عازم نقل کرده اند و احمد مجدداً آن را از بریده بن حصیب و ترمذی و نسائی و ضیاء مقدسی از زید بن ارقم آن را نقل کره اند، هیثمی می گوید: رجال سند احمد همه ثقه هستند و در مورد دیگری گفته است راویان آن راویان صحیح بخاری هستند .سیوطی می گوید: حدیث غدیر متواتر است.
علت ایراد این حدیث آن است که اسامه به علی گفت : تو مولای من نیستی ؛ بلکه مولای من پیامبر است ، رسول خاد صلی الله علیه وآله پس از شنیدن این سخن فرمود : هر کس من مولای او هستم ، علی نیز مولای او است .
جلال الدین سیوطی (متوفای 911هـ)
هیثمی گفته است که راویان مسند احمد مورد اعتماد هستند و در جای دیگر گفته که روایان آن راویان صحیح بخاری هستند و مصنف (سیوطی) گفته است که حدیث غدیر متواتر است .
أبو حامد غزالی (متوفای505هـ)
از خطبههای رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر کس من مولا و سرپرست او هستم ، علی مولا و سرپرست او است . عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریک گفت :
«افتخار ، افتخار ای ابوالحسن ، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولای دیگری هستی.»این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبری علی (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب علی (علیه السلام) به رهبری امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روزها ، عمر تحت تأثیر هوای نفس و علاقه به ریاست و رهبری خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلی تغییر داد و با لشکر کشیها ، برافراشتن پرچمها و گشودن سرزمینهای دیگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلی هموار کرد و [مصداق این آیه قرآن شد :]
پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معاملهاى کردند .
ملا علی قاری (متوفای1014هـ)
حدیث غدیر بدون شک صحیح است ؛ بلکه بعضی از حافظان آن را متواتر دانسته اند ؛ چون در نقل احمد آمده است :
این حدیث را در زمان خلافت علی علیه السلام بعد از اختلافی که در باره آن پیش آمد، سی تن از اصحاب شهادت دادند که آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیده اند.
علامه اسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی (متوفای 1162هـ)
حدیث: «من کنت مولاه فعلی مولاه» را طبرانی و احمد وضیاء در کتابش المختارة، از زید بن ارقم وعلی و سی نفر از صحابه نقل کرده اند، پس حدیث متواتر و مشهور است.
العجلونی الجراحی ، إسماعیل بن محمد ، کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، ج 2 ، ص 361 ، رقم : 2591
محمد ناصر البانی (1332هـ . 1914م ؛ 1420هـ - 1999م)
رای حدیث غدیر سندهای بسیاری ذکر شده است که افراد زیادی مانند هیثمی در کتابش المجمع اسناد آن را ذکر کرده اند ، ومن آنچه آوردهام اندکی از آن است که هر کسی پس از آشنائی با اسناد آن یقین به صحت پیدا می کند . ابن عقده همه راههای نقل آن را در کتابی مستقل جمع کرده است و ابن حجر بنا بر بعضی از اسناد ، آن را صحیح و بر بعضی از اسناد ، حسن دانسته است .
خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحیح هستند ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است ... .
البانی ، محمد ناصر (معاصر) ، السلسلة الصحیحة ، ج 4 ، ص 249
محمد بن اسماعیل صنعانی (متوفای1182هـ)
گروهی از بزرگان و پیشوایان در دانش حدیث ؛ مانند : احمد حنبل و حاکم نیشابوری و ابن ابی شیبه و ابن ماجه حدیث : من کنت مولاه... را با سند روایت کردهاند . برخی از پیشوایان آن را از احادیث متواتر شمرده اند .
الحسنی الصنعانی ، محمد بن إسماعیل الأمیر ، توضیح الأفکار لمعانی تنقیح الأنظار ، ج 1 ، ص 243 ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید ، ناشر : المکتبة السلفیة - المدینة المنورة .
سبط بن جوزی (متوفای 654هـ)
دانشمندان متخصص در تاریخ اسلام اتفاق دارند که قصه غدیر بعد از باز گشت رسول خدا صلی الله علیه وآله از حجة الوداع در هیجدهم ذی الحجة اتفاق افتاد ، اصحاب و یارانش را صد و بیست هزار نفر بودند جمع کرد و درسخنرانی اش فرمود : هر کس من او را مولا و رهبرم ؛ پس علی ، مولا و رهبر او است ، در این روایت با صراحت نه با کنایه و اشاره رسول خدا صلی الله علیه وآله علی را پیشوا قرار داد.
سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ، تذکرة الخواص
علامه شمس الدین الجزری الشافعی (متوفای833هـ)
وی پس از نقل حدیث غدیر می گوید: این حدیث از این جهت حسن واز جهات زیادی صحیح و از جهت امیر المؤمنین علی و رسول خدا متواتر است، گروههای زیادی از گروههای زیادی دیگر آن را روایت کرده اند، سخن کسانی که بدون آگاهی از دانش حدیث آن را ضعیف دانسته اند ارزشی ندارد ونباید به آن اعتنا کرد.
الجزری الشافعی ، أبی الخیر شمس الدین محمد بن محمد بن محمد ، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه
«مولی» به معنای «اولی»
محمد بن اسماعیل بخاری (متوفای 256هـ) :
وی در تفسیر سوره حدید مینویسد :باب تفسیر سُورَةُ الْحَدِیدِ قال مُجَاهِدٌ ... «مَوْلَاکُمْ» أَوْلَى بِکُمْ .
مجاهد گفته است : (مولاکم) به معنای (اولی) و برتر به شما است .
البخاری الجعفی ، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ) ، صحیح البخاری
الکلبی ، محمد بن السائب ، (متوفى 146 هـ) ؛
محمد بن سائب کلبی از علمای پرآوازه لغت عرب در قرن دوم از کسانی است که تصریح کرده است که «مولی» به معنای «اولی» میآید .
فخر رازی ، مفسر مشهور اهل سنت در تفسیر آیه « هی مولاکم وبئس المصیر (الحدید / 15) » مینویسد :در لفظ (مولی) چند نظریه وجود دارد ، یکی از آن سخنان از ابن عباس است که گفته است: (مولاکم) یعنی فرجام و عاقبت . توضیح آن این است که (مَولی) از (وَلِی) به معنی نزدیک بودن است ؛ یعنی آتش جایگاه شما است که به آن نزدیک می شوید و به آن می رسید .
سخن دوّم از کلبی است که میگوید : (مولی) یعنی اولی و بر تر از شما به خود شما است .
الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب ، ج 29 ، ص 198 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .
أبو حیان اندلسی ، نظر کلبی را این گونه نقل میکنند :
( هو مولانا ) ناصرنا وحافظنا وقال الکلبی هو أولى بنا من أنفسنا فی الموت والحیاة .(او مولای ما است) یاور و نگاهدار ما است ، کلبی گفته است : مولی به معنای اولی و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگی است .تفسیر البحر المحیط ، ج 5 ، ص 53 ، تحقیق : الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارک فی التحقیق 1) د.زکریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل ، ناشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1422هـ -2001م .
أبو حیان اندلسی ، نظر کلبی را این گونه نقل میکنند :
( هو مولانا ) ناصرنا وحافظنا وقال الکلبی هو أولى بنا من أنفسنا فی الموت والحیاة .(او مولای ما است) یاور و نگاهدار ما است ، کلبی گفته است : مولی به معنای اولی و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگی است البغوی ، الحسین بن مسعود (متوفای516هـ) ، تفسیر البغوی ، ج 2 ، ص 299 ، تحقیق : خالد عبد الرحمن العک ، ناشر : دار المعرفة - بیروت
أبی عبیدة ، معمر بن المثنی ، (متوفای 210هـ)
«هِیَ مَوْلاَکُمْ» أولى بکم .این مولای شما است ؛ یعنی اولی و برتر است به شما .
التیمى ، أبو عبیدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن
أبو بکر الأنباری (متوفای 328هـ)
ابوبکر انباری گفته : مولی به معنای اولی است ، و این فرمایش خداوند : (النار هی مولاکم) ؛ یعنی نار اولی است برای شما . در شعر لبید هم به معنای اولی آمده است : دو گروه متخاصم گمان بردند که ترسناک تر و سزاوارتر برای ترس و وحت پشت سر و روبرو است .
الأنباری ، أبو بکر محمد بن القاسم (متوفای328هـ) ، الزاهر فی معانی کلمات الناس
إبن منظور الأفریقی (متوفای 711هـ)
ابن منظور مصری که کتاب لسان العرب او از برترین کتابهای لغت به شمار میرود ، با استشهاد به شعر معروف لبید تصریح میکند که «مولی» در این شعر به معنای «أولی» است :
وأما قول لبید : فعدت کلا الفرجین تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فیرید أنه أولى موضع أن تکون فیه الحرب .
(ترجمه شعر قبلا ذکر شد) در شعر لبید : از (مولی المخافة) این چنین قصد شده است که : سزاورتر و بر ترین مکان که در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .الأفریقی المصری ، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ) ، لسان العرب ، ج 15 ، ص 410 ، ناشر : دار صادر - بیروت ، الطبعة : الأولى
الدقیقی النحوی (متوفای614هـ)
وی نیز که از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار میورد ، تصریح میکند که «مولی» به معنای «اولی» میآید :
وقال تعالى : «مأواکم النار هی مولاکم» أی أولى بکم .
خداوند فرمود : جایگاه شما آتش است، یعنی آتش اولی و برتر است برای شما .
الدقیقی النحوی ، سلیمان بن بنین (متوفای614هـ) ، اتفاق المبانی وافتراق المعانی ، ج 1 ، ص 138 ، تحقیق : یحیى عبد الرؤوف جبر ، ناشر : دار عمار - الأردن ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ 1985م
الحسینی الزبیدی (متوفای 1205هـ)
الزبیدی در تاج العروس به استشهاد به شعر معروف لبید تصریح میکند که «مولی» در این شعر به معنای «أولی» است :
وأما قول لبید : فعدت کلا الفرجین تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فیرید أنه أولى موضع أن تکون فیه الحرب .
(ترجمه شعر قبلا ذکر شد) در شعر لبید : از (مولی المخافة) این چنین قصد شده است که : سزاورتر و بر ترین مکان که در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .
الحسینی الزبیدی ، محمد مرتضى (متوفای1205هـ ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 40 ، ص 254 ، تحقیق : مجموعة من المحققین ، ناشر : دار الهدایة
أبو البقاء الکفوی (متوفای 1094هـ) :
کفوی از بزرگان لغت در قرن یازدهم است . وی در کتاب مشهورش الکلیات در باره کلمه (مولی) می نویسد :
«مأواکم النار هی مولاکم» أی : هی أولى بکم .
جایگاه شما آتش است ؛ یعنی اولی و سزاوار تر برای شما است .
الکفوی الحنفی ، أبو البقاء أیوب بن موسى الحسینی ، (متوفای1094هـ) ، الکلیات معجم فی المصطلحات والفروق اللغویة ، ج 1 ، ص 870 ، تحقیق : عدنان درویش - محمد المصری ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1419هـ - 1998م
ابن حجر عسقلانی متوفی 852
ابن حجر عسقلانی در شرح این مطلب مینویسد :
قوله مولاکم أولى بکم قال الفراء فی قوله تعالى «مأواکم النار هی مولاکم» یعنی أولى بکم وکذا قال أبو عبیدة وفی بعض نسخ البخاری هو أولی بکم وکذا هو فی کلام أبی عبیدة .
فراء در توضیح آیه شریفه : (ماواکم النار هی مولاکم) گفته است : مولی به معنای اولی و برتر به شما است ، ابوعبیده نیز چنین گفته است و در بعضی از نسخههای بخاری به معنای «او اولی به شما است» آمده است ، و همچنین است در سخن ابوعبیده .
العسقلانی الشافعی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) ، فتح الباری شرح صحیح البخاری ، ج 8 ، ص 628 ، تحقیق : محب الدین الخطیب ، ناشر : دار المعرفة - بیروت .
معنای واژه «ولی» در فرهنگ خلفا
ابوبکر و عمر خود را «ولی رسول خدا» میدانستند :
مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیحش به نقل از خلیفه دوم مینویسد :پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ابوبکر گفت : من جانشین رسول خدا هستم ، شما دو نفر (عباس و علی ) آمدید و تو ای عباس میراث برادر زادهات را درخواست کردی و تو ای علی میراث فاطمه دختر پیامبر را .ابوبکر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چیزی به ارث نمیگذاریم ، آنچه میماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناهکار ، حیلهگر و خیانتکار معرفی کردید و حال آن که خدا می داند که ابوبکر راستگو ، دین دار و پیرو حق بود .پس از مرگ ابوبکر ، من جانشین پیامبر و ابوبکر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو حیله گر و گناهکار خواندید .النیسابوری ، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ) ، صحیح مسلم ، ج 3 ، ص 1378 ، ح 1757 ، کِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّیَرِ، بَاب حُکْمِ الْفَیْءِ ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت .
در این روایت خلیفه دوم تصریح میکند که ابوبکر خود را ولی = خلیفه رسول خدا میدانست ؛ ولی شما دو نفر او را تکذیب کرده و وی را خیانت کار و ... میدانستید ، من نیز خودم را ولی = خلیفه رسول خدا میدانم و شما دو نفر مرا دروغگو خیانت کار و ... میدانید.
الإمام أبی عوانة یعقوب بن إسحاق الاسفرائنی متوفی 316هـ
عمر گفت : و چون رسول خدا از دنیا رفت ابوبکر گفت : من ولی و جانشین پیامیرم ، و همانگونه که او رفتار کرد من نیز چنان خواهم رفت ؛ سپس عمر به علی و عباس گفت : شما خیال میکردید که أبو بکر ظالم و فاجر است ... سپس من بعد از ابوبکر دو سال حکومت کردم و روش رسول و ابوبکر را ادامه دادم ...
نکته مهم در این روایت این است که ابوبکر میگوید : «أنا ولی رسول الله (ص) بعده» کلمه «بعده» مطلب را روشن تر و ما را بهتر به مقصود میرساند .حال سؤال این جا است که چرا باید کلمه (ولی) و (مولی) که در سخن رسول باید با هزاران تأویل حمل بر غیر مراد متکلم شود ولی در سخن دیگران نیازی نباشد ؟
إبن أبی شیبة الکوفی متوفای235 ه
عمر گفت : و چون رسول خدا از دنیا رفت ابوبکر گفت : من ولی و جانشین پیامیرم ، و همانگونه که او رفتار کرد من نیز چنان خواهم رفت ؛ سپس عمر به علی و عباس گفت : شما خیال میکردید که أبو بکر ظالم و فاجر است ... سپس من بعد از ابوبکر دو سال حکومت کردم و روش رسول و ابوبکر را ادامه دادم ...إبن أبی شیبة الکوفی ، أبو بکر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ) ، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار
نکته مهم در این روایت این است که ابوبکر میگوید : «أنا ولی رسول الله (ص) بعده» کلمه «بعده» مطلب را روشن تر و ما را بهتر به مقصود میرساند .حال سؤال این جا است که چرا باید کلمه (ولی) و (مولی) که در سخن رسول باید با هزاران تأویل حمل بر غیر مراد متکلم شود ولی در سخن دیگران نیازی نباشد ؟
ابوبکر خود را «ولی امر مسلمین» میدانست :
متقی هندی گوید: خداوند محمد را پیامبر و سرپرست و پیشوای مؤمنان قرار داد ، و به وجود او بر ما منت گذاشت تا آن که او را نزد خودش خواند ، مردم را آزاد گذاشت تا خودشان بر اساس مصلحتها پیشوا بر گزینند ؛ پس مرا به سرپرستی بر گزیدند ، به کمک خدا نه از چیزی می ترسم و نه سرگردانی احساس می کنم .
ابوبکر خود را «ولی امر مسلمین» میدانست :
ابن عساکر گوید: وقتی که با ابوبکر بیعت شد خطبهای خواند که به خدا سوگند بعد از او چنین خطبهای خوانده نشد ، پس از حمد و ثنای الهی گفت : من به امر رهبری شما برگزیده شدم ؛ ولی از آن خوشنود نیستم ، دوست داشتم یکی از شما این مسؤولیت را میپذیرفت ...
انتصاب عمر به عنوان ولی
ابوبکر به عثمان گفت بنویس : این سفارشی است به مسلمانان ؛ اما بعد ... سپس بیهوش شد ، عثمان نوشته را ادامه داد ، عمر بن خطاب را جانشین خودم بر شما قرار دادم ، سپس ابوبکر به هوش آمد ، گفت : آنچه نوشتهای برایم بخوان ؟ عثمان خواند و نام عمر را برد ، ابوبکر تکبیر گویان به عثمان گفت : خدا تو را پاداش نیکو دهد .
آنگاه ابوبکر دستها را بلند کرد و گفت : خداوندا من عمر را بدون اجازه پیامبرت جانشین قرار دادم ، جز صلاح آنان و جلوگیری از فتنه قصدی نداشتم ، تو خود آگاه تری که من در آستانه سفرم ، پس تلاش کردم تا بهترین و نیرومند ترین آنان را که حریص بر پیشرفت آنان باشد بر گزینم . او را از جانشینان هدایتگر که از پیامبر رحمت و صالحان پیروی نماید قرار ده ، و مردم را شایسته رهبری او گردان .
و نیز این عهد نامه را برای مسلمانان شام و فرماندهان ارتش فرستاد و به آنان گوشزد نمود که : بهترین فرد از میان شما را امیر و رهبر شما قرار دادم .
التمیمی البستی ، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم (متوفای354 هـ) ، الثقات ، ج 2 ، ص 192 ـ 193 ، تحقیق السید شرف الدین أحمد ، ناشر : دار الفکر ، الطبعة : الأولى ، 1395هـ – 1975
انتصاب عمر به عنوان ولی
ابوبکر در نامهای به فرماندهان ارتش نوشت : عمر را بر شما جانشین قرار دادم ، و در این کار جز خیر خواهی برای مسلمین نخواستم ، سپس ابو بکر از دنیا رفت و شب بدنش دفن شد .
الجزری ، المبارک بن محمد ابن الأثیر (متوفای544هـ) ، معجم جامع الأصول فی أحادیث الرسول ، ج 4 ، ص 109 .
استفاده از ماده «خلیفه» و «ولی» در این روایت ، نشانگر آن است که در آن زمان مردم از این دو کلمه یک معنی استنباط میکردهاند و «ولی» همان معنایی داشته است که «خلیفه» داشته است .
نه تنها خلیفه اول برای انتصاب عمر از واژه «ولی» استفاده میکند ؛ بلکه صحابه نیز در اعتراضی که به ابوبکر داشتند ، از دو کلمه «ولی» و «خلیفه» در کنارهم استفاده کردهاند
مقارنه ولایت رسول خدا و ولایت امیر مؤمنان علیها السلام
رسول خدا صلی الله علیه وآله قبل از جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» از مردم اقرار گرفت که آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم ؟ «ألست أولی بکم من انفسکم» . وقتی همه مردم سخن آن حضرت را تصدیق کردند ، بلا فاصله بعد از آن فرمود : پس هرکس من مولای او هستم ، علی نیز مولای او است .
بسیاری از روایات غدیر که از طریق اهل سنت نقل شده ، جمله «الست أولی بالمؤمنین من انفسهم» را به همراه دارد که ما در مقاله «تواتر حدیث غدیر» به این روایات اشاره و صحت آنها را ثابت کردهایم . ولی در این جا فقط به شش روایت بسنده میکنیم :
1 . در روایت ابن ماجه آمده است که آن حضرت فرمود :
فقال أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُ أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَهَذَا وَلِیُّ من أنا مَوْلَاهُ ... .
فرمود: آیا من از جان مؤمنان به آنان بر تر نیستم؟ گفتند: آری چنین است، فرمود: آیا من نسبت به هر مؤمنی بر جان او برتر نیستم؟ گفتند: آری چنین است، فرمود: این علی رهبر و سر پرست هر کسی است که من مولای او هستم.....
ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای275 هـ) ، سنن ابن ماجه ،
محمد ناصر البانی نیز بعد از نقل روایت میگوید :
این روایت را ابن ماجه نقل کرده است و سند آن نیز صحیح است.
أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحیح .
ألبانی ، محمّد ناصر ، سلسة الأحادیث الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة .
اعتراف به امامت درحدیث غدیر
محمد بن طلحة شافعی (متوفای 658هـ) :
وی در کتاب کفایة الطالب که آن را در باره مناقب امیر مؤمنان علیه السلام نگاشته است ، بعد از نقل روایت « ولو کنت مستخلفاً أحداً لم یکن أحد أحق منک لقدمک فی الإسلام وقرابتک من رسول الله ، وصهرک ... ؛ اگر بنا بود جانشین برگزینم هیچ کس سزاوارتر از تو به جهت پیشگامیات در اسلام و نزدیک بودن به پیامبر خدا و داماد او بودن نیست) مینویسد :
وهذا الحدیث وإن دل على عدم الاستخلاف ، لکن حدیث غدیر خم دلیل على التولیة وهی الاستخلاف ، وهذا الحدیث أعنی حدیث غدیر خم ناسخ لأنه کان فی آخر عمره ( ص ) .
این حدیث اگر چه از ظاهر آن بر میآید که رسول خدا جانشین تعیین نکرد ؛ ولی حدیث غدیر خم دلیل بر تعیین سرپرست است که همان جانشینی رسول خدا است ؛ بنا بر این حدیث غدیر خم ناسخ حدیث قبل میشود ؛ چون حدیث غدیر در آخر عمر مبارک رسول الله ایراد شده و متأخر است .
الگنجی الشافعی ، الإمام الحافظ أبی عبد الله محمد بن یوسف بن محمد القرشی ، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب.
استدلال های امام علی به غدیر
حضرت على علیه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند مىدهم هر مرد مسلمانى که غدیر خم را به خاطر دارد و سخنى را که در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است ، از جا برخیزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بپا خاستند ـ ابو نعیم گفته است که افراد بسیارى شهادت دادند ـ و اعلام کردند آن هنگام که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست امیر المؤمنین على علیه السّلام را به دست مبارک خود گرفت خطاب به مردم فرمود :
آیا میدانید که من شایستهتر به مؤمنان از خود آنها مىباشم ؟ همگى فرمایش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را تصدیق کردند . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
هر کس من مولای او هستم ، این [علی] مولای او است ، پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .
ابو طفیل گفت : از میان جمع در حالى بیرون رفتم که در خودم احساس ناراحتى مىکردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به دیدار «زید بن ارقم» رفتم و به او گفتم : از على چنین و چنان شنیدم و ناراحت شدم ! «زید» گفت : آنچه را که شنیدى انکار مکن ! به دلیل آن که، آنچه را که استماع کردهاى من خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدهام !
هیثمی بعد از نقل روایت میگوید :
رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة وهو ثقة .
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علی بن أبی بکر الهیثمی (متوفای807 هـ ) ج 9 ، ص 104 ، ناشر : دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة , بیروت – 1407 .
این روایت را احمد نقل کرده و راویان آن ، راویان صحیح بخاری هستند ؛ غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است.
سعید بن وهب گوید : حضرت على علیه السّلام در رحبه ، حاضران را سوگند داد که هر کس در روز غدیر خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است از جا برخیزد . در این هنگام پنج تن و یا شش تن برخاستند و گواهى دادند که آنان در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در محل غدیر شنیدند، خطاب به مردم فرمود:هر کس من مولای او هستم ، این علی نیز مولای اوست.هیثمی بعد از نقل روایت میگوید :رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح .(مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 104 )
ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعید بن وهب و زید بن یثیع نقل کرده است که هر سه به اتفاق هم گفتند که شنیدیم حضرت على علیه السّلام سوگند مىداد که هر کسى از شما از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در روز غدیر خم آن چه را درباره من فرموده ، شنیده است ، شهادت خود را اعلام نماید . سیزده تن از حاضران از جای خود برخاستند و گواهى خود را اعلام داشتند که از آن حضرت صلّى اللّه علیه و آله شنیدیم ، فرمود :
آیا من از جان مؤمنان سزاوراتر از خود آنها نیستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصدیق کردند . در این هنگام دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود : «من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه واحبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .
هیثمی بعد از نقل روایت میگوید :رواه البزار ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة وهو ثقة .مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 105 .
این روایت را بزار نقل کرده و تمام راویان آن ، راویان صحیح بخاری هستند ، غیر از فطر بن خلیفه که او نیز قابل اعتماد است .
أبی اسحاق از سعید بن وهب و از «زید بن یثیع روایت کرده است که هر دو تن گفتند : حضرت على علیه السّلام در رحبه ، حاضران را سوگند داد که هر کس در روز غدیر خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است از جا برخیزد . در این هنگام شش تن از کنار سعید بن وهب و شش تن از کنار زید بن یسع برخاستند و گواهى دادند که آنان در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در محل غدیر شنیدند ، خطاب به مردم فرمود :
آیا خداوند از مؤمنان به خودشان سزاوارتر نیست ؟حاضران گفتند :آرى ! خدا بر همگى آنان اولویت دارد.رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
بارخدایا هرکه من مولای او هستیم ، این علی مولای اوست ، بارخدایا دوست بدار کسانی که او را دوست دارند و دشمن باش با کسی که با او دشمنی ورزد.
اعتراف وحشتناک البانی در مورد استدلال حضرت علی در مورد غدیر را ببینیم
عبد الله پسر احمد در آنچه بر مسند احمد افزوده است ، از سعید بن وهب و زید بن یثیع نقل کرده که این دو نفر گفتهاند : علی در رحبه مردم را سوگند داد که هر کس حدیث غدیر را از رسول خدا شنیده است از جا بر خیزد . بعد از شش نفر از کنار سعید و شش نفر از کنار زید شهادت دادند ... و در حدیث چهارم ـ در طریق داشت دوّم و سوّم ـ نیز این روایت گذشت . سند آن نیکو است و بزار نیز همانند آن را به شکل کاملتری نقل کرده است. و برای این روایت سندهای بسیاری وجود دارد که طایفه بزرگی از علما آن را نقل کردهاند ؛ از جمله هیثمی در مجمع الزوائد .
من نیز تا اندازهای که در توانم بود این روایات را بعد از تحقیق سندهای آن ، آنهایی را که سندش قطعی بوده نقل کردم وگر نه این روایت طرق بسیاری دارد . و ابن عقده نیز آن را در کتابی جداگانه آورده است .
ابن حجر عسقلانی در باره حدیث غدیر گفته : بعضی از روایات غدیر صحیح و بعضی از آن حسن هستند . و خلاصه این که این حدیث با هر دو قسمتش [ من کنت مولاه ... اللهم وال من والاه] صحیح است ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم نقل شده ؛ چنانچه برای کسانی که در سند آن تحقیق کردهاند ، مطلب آشکاری است و من به اندازه کافی آن را ذکر کردم .
پروفسور خالد بلانكين شيپ تا سال (1973م) عضو كليساى پروتستان در آمريكا بود و در اين سال به دين مبين اسلام مشرف شد وى در سال (1983م) فوق ليسانس خود را در رشته تاريخ اسلامى از دانشگاه قاهره دريافت كرد و در سال (1988م) توانست در رشته تاريخ كه يكى از رشته هاى خاورشناسى است از دانشگاه واشنگتن نائل به درجه پرفسورى PH.D شود . او در بخش اديان دانشگاه تمپل آمريكا عضو افتخارى بوده و به همراه پروفسور محمود ايوب كه سمت استادى در آن دانشگاه دارد دپارتمانى را با نام اديان شناسى تأسيس نموده اند كه در زمينه حديث، فقه، تاريخ، سيره پيامبران براى دانشجويان تدريس مىكنند . او درباره اسلام مى گويد: گسترش اسلام بسيار مهم است ، زيرا اسلام دينى است که رستگارى ديگران را نيز مى خواهد.یک کارشناس مسائل دینی با اشاره به اینکه با بررسی متون تاریخی می بینیم که در متون اهل سنت هم سندات واقعه غدیر خم کم نیست، گفت: به عنوان مثال در کتاب تاریخ بغداد که متعلق به خطیب بغدادی یکی از علماء بزرگ اهل سنت است در جلد هشتم به جریان غدیر اشاره شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر سید علیرضا واسعی در برنامه شبهای آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما گفت: دست هایی وجود دارد که می خواهند برای از بین بردن اتحاد مسلمانان روابط شیعه و سنی را تاریک کنند اما با دقت به این موضوع باید متوجه باشیم که بیان حقایق در محافل علمی اجتناب ناپذیر بوده و باید رعایت شود و چاره ای جز بیان این حقایق نیست.
وی اظهار داشت: بعضی این شبهه را وارد می کنند که نام امام علی(ع) چرا در قرآن نیامده ما اگر بسندگی قرآن را بپذیریم این موضوع مورد تأمل است. اما قرآن خودش ما را ارجاع می دهد به سنت نبوی، و در سنت نبوی و در متون حدیثی و روایی اهل سنت هم سخنان پیامبر(ص) درباره امام علی(ع) موجود است.
دکتر واسعی افزود: این که ما بگوییم قرآن کافی است و ما باید فقط به قرآن بسنده کنیم نقض خود قرآن است زیرا تأکید قرآن این است که شما باید به پیامبر(ص) که مبین، مفسر و الگوی تمام عیار قرآن است مراجعه کنید و آن چه که در قرآن است با سنت و سیره نبوی است که معنا پیدا می کند.
وی گفت: بعضی این مسئله را مطرح می کنند که شیعه داستان غدیر را از خودش ساخته است. این سخن بسیار ضعیفی است که به شیعه نسبت داده اند. اگر انسان بخواهد به هر چیزی نسبتی اشتباه بدهد می تواند. درست است که داستان غدیر در متون شیعی بسیار مفصل وارد شده و این تفصیل گویی، طبیعی است اما ما باید به تم اصلی دقت کنیم که آیا اصل موضوع را هم شیعه از خودش ساخته و یا در تاریخ به وقوع پیوسته است؟
وی تأکید کرد: ما وقتی که متون تاریخی را بررسی می کنیم می بینیم که در متون اهل سنت هم سندات این واقعه کم نیستند. به عنوان مثال در کتاب تاریخ بغداد که برای خطیب بغدادی یکی از علماء بزرگ اهل سنت است در جلد هشتم به جریان غدیر اشاره شده و می گوید غدیر خم روز 18 ذی الحجه است که در این روز، روزه ثوابش با روزه چند ماه برابری می کند و این روزی است که پیامبر دست علی(ع) را گرفت و خطاب به جمع گفت من کنت مولاه فهذا علی مولاه.
این استاد تاریخ ادامه داد: پس از این که خطیب بغدادی سخنان پیامبر(ص) را بیان می کند می گوید بعد از این سخنان خلیفه دوم عمربن الخطاب دست علی را گرفت و گفت مبارک باشد بر تو ای کسی که مولای من هستی و مولای هر مسلمی. در کتاب تاریخ مدینة الدمشق ابن عساکر نیز این مطلب در جلد 42 با همان مقدمه و تبریک عمر بیان شده است. ابن کثیر دمشقی نیز یکی از نویسندگان و شخصیت های بزرگی است که به تعصب شهره است حتی او نیز در جلد 5 کتاب البدایة و النهایة موضوع غدیر را آورده است.
وی با تأکید بر این که دست هایی وجود دارد که می خواهد روابط بین شیعه و سنی را تاریک کند گفت: در دنیای خارج از محافل علمی باید تعاملات شیعه و سنی زیاد باشد. اما در محافل علمی چاره ای جز بیان حقایق نیست و بنابراین باید این نکته در اینجا مطرح شود که کسانی که ادبیات عرب را بدانند معنای مولا را خوب متوجه می شوند، عمربن الخطاب صحابه مورد مقبول دنیای اهل سنت به خوبی معنای کلمه مولا را می دانست که بعد از سخن پیامبر(ص) به امام علی (ع) تبریک گفت زیرا اگر معنای مولا دوستی بود اینجا دیگر تبریک عمربن الخطاب معنا نداشت.
واسعی تصریح کرد: آن زمان مردم به خوبی معنای مولا را دریافتند و عده ای به امام علی تبریک گفتند و عده ای دیگر نیز به تقابل پرداختند لذا می دانستند که فضای جدیدی در عرصه سیاسی و اجتماعی در حال گشودن است.
وی بیان داشت: این که بعضی این شبهه را وارد می کنند که پیامبر مردم را در غدیر جمع نکرده اند کاملا موضوعی فرعی است زیرا علمای اهل سنت نیز به فراوانی احادیثی را نقل می کنند که راویانش انگشت شمار هستند اما آن ها را قابل استناد می دانند زیرا می گویند سخن، سخن پیامبر(ص) است و نباید از کنار آن گذشت.
وی در پایان تأکید کرد: حجة الوداع در سال آخر پیامبراتقاق افتاد و اولین حج پیامبر(ص) بود. بنابراین جمعیت زیادی با پیامبر به حج آمده بودند و آمار چند هزار نفر را بیان می کند و مسلما پیامبر(ص) سخن خود را به قصد شنیدن مخاطبان مطرح کردند و نعوذبالله ایشان هرگز حرفی کم فایده و بی فایده بیان نمی داشتند.
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی نداردبه ابجدبرترین دین 926-541 عمر ابوبکر= 385 شیعه 385 دین ناب الله محمد علی 385فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر385فلسفه دین الله 385بیداریهای اسلامی385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله 385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 این عدد 385شیعه را از راست بخوانی میشه ابجد 5 تن خانواده محترم رسول خدا 538 اهل دین قرآن اسلام 583 به ابجد اهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام = 583شبکه نور 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 این عدد نورانی را از راست بخوانی میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرندپیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد امت اسلام باید ید واحده باشند هزار چهارصد سال کعبه دست شما بوده 5 سال هم دست فرزندان پیامبر باشد وگرنه ما مجبور میشویم با جهاد حق خود را طلب بمب اتمی 495 - 110 علی علی بمب اتمی دوست ندارد علی شیعه میخواهد = 385 شیعه 385 دنیا به دنبال شیعه 385 شدن میباشد علی شیعه می خواهد شیعیان علی قدرتشان برتر از بمب اتمی میباشد 385 شیعه 385+110 دین الهی = 495 بمب اتمی ان شاء الله مردم جهان بزودی شیعه قائم آل محمد خواهند شد و حق را بپذیرند حکومت امام مهدی هیچ بنده ای شب سر گرسنه به زمین نخواهد گذاشت عدل امام مهدی همه جا یکسان استشما اجازه بفرمائید فقط یک هفته با هم حج مفرده میرویم ما منتظر دستور حکم رهبر برزگ اسلام سید علی هستیم اگر یک هفته بیشتر شد مرا لعن بفرستید روشی جدید که از فضای هر شهر میشود از آسمان روی سرشان فرود آمدبدون اینکه رادارها و دیدبانها ما را ببینند این روش موشکهای بالستیک ایران است در هر مرحله میتوانند بیست نفر را با خود حمل کنندشما اجازه بفرمائید فقط یک هفته با هم حج مفرده میرویم ما منتظر دستور حکم رهبر برزگ اسلام سید علی هستیم اگر یک هفته بیشتر شد مرا لعن بفرستید روشی جدید که از فضای هر شهر میشود از آسمان روی سرشان فرود آمدبدون اینکه رادارها و دیدبانها ما را ببینند این روش موشکهای بالستیک ایران است در هر مرحله میتوانند بیست نفر را با خود حمل کنندنام شیعه 5 بار در قرآن آمده نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد به ابجد امت اهل دین شیعه926 -541 عمر ابوبکر = 385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 مرد عالم 385 کسی مثل شیعه نیست شیعه فقط مثل خودش بی مانند است به ابجد امت یهودا 467+74 دینی74 فرقه =541 اهله شر 541 فتنه ها 541 آفتین 541 دین یهود مسیح و دین اسلام 74 فرقه شده به ابجد 541 +182دین مسیح 623 حماقت دینی 623 -182 = 541 فتنه ها 541 اهله شر541 لطفابه ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 دشمنه اسلامی 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 آفتین 541 عداوتین 541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541عمر ابوبکر 541 میباشند 541احمقان فاسد دین اسلام 541 با ناکسهای اهل قرآن 541 مقصرا دین الهی 541 فاسد ترین نامرد اهل دین 541 مجرمین بدین اسلام 541مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 کافر پلید دین اسلام 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541مرگ کافر 541اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده دین 541 با ناکس های اهله قرآن 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بنامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمن بدین اسلام 541 مردان گمراه 541 احمقان فاسد دین اسلام541 نام شیعه چند بار در قرآن آمده است 5 بار ولی نام هیچ یک از 74 فرقه باطل یک بار هم در قرآن نیامده است شک نکن همه تو درآوردی میباشد و باطل باطل شیطان به خدا قول داده دهنشونو سرویس کنه ولایت ندارند شما ولایت نداری یعنی میری توی بیابان خشک و بی آبو علف بیل بزنی و برای هیچ کسی هم کار نکنی صاحب کار هم نداشته باشی مثل الاغ فقط جفتک بزنی و کسی هم بهت مزد نده فرقه های دین همه گمراه میباشند عمر 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 دلیل نفاق 310 اباجهل در دین 310 جهل عرب 310 ابله منافقا 310 جاهل منافق 310 حرامیان 310 نیرنگ 310 گمراه دین 310 عمر 310 منکر 310 کفری 310 جهل عرب 310 عمر 310 دین اسلام زمان پیامبر فقط یک فرقه بوده است در قرآن نام شیعه 5 بار آمده است نام فرقه من درآوردی شما یک بار هم آمده اینقدر بدبخت نباشید خود را گول نزنید روز قیامت جواب قرآن را چگونه میدهید شیعه یعنی حق مدارو حق پذیر در مدار حق بوود او بی نظیر نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فقط نام شیعه چندین باردر قرآن آمده خدایی اگر نام هر یک از فرقه های باطل دین فقط یک بار در قرآن ذکر میشد این حرامیان سه کانال تلویزیون و سه ماهواره بعلت کمک مالی فقط آن آیه زبور و تورات هم بود می گذاشتند روی صفحه و زیرش مینوشتند به علت کمبود مالی تو را به خدا کمک کنید به گدایان دین کمک کنید اینه آل سقوط74 عمر ابوبکر عثمان 74 اینم آیه قرآن ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 دشمنه اسلامی 541 به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ابجد نامشان 541عدو اهل دین قرآنی541 بدشمن فاسد 541مجرمین بدین اسلام541 مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بانامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541به ابجد آفتین 541 عداوتین 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 اولین قاصب دینه541 با ناکسهای اهله قرآن541 توهین دینها 541 مردان فاسد ملحد دین 541 نامردها پلید دین اسلام 541 دشمنه اسلامی541 اهله شر 541 فتنه ها 541 مرگ کافر541 عمر ابوبکر 541منافقان پلیده دین 541 کافر پلید دین اسلام 541 دشمنه اسلامی541مجرمین بدین اسلام 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 منافقان پلید دین 541 مقصرا دین الهی 541فاجران دین اسلامی 541 فتنه ها 541 میباشد بناحق ترینه 826 -385 شیعه = 541 ابجد ابوبکرعمر 541 دشمنه اسلامی 541آفت کلی 541 به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 دشمنه اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541 منافقان پلید دین 541 عمر ابوبکر 541 به ناکس منافق قرآن 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 منافقان پلید دین 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541
شیطان 370- 60پلیدیها =310 عمر خطای کاری 851-541 عمر و ابوبکر = 310 عمر =دوزخی های پلید 631 - 144 قرآن یا 12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 بناحق ترینه 826 -385 شیعه = 541 عمر ابوبکر 541دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 اهله شر541 آفت کلی 541دشمنه اسلامی 541 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد به ابجد امت اهل دین شیعه926 -541 = 385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 مرد عالم 385 کسی مثل شیعه نیست شیعه فقط مثل خودش بی مانند است به ابجد امت یهودا 467+74 دینی74 فرقه =541 اهله شر 541 فتنه ها 541 آفتین 541 دین مسیح و دین اسلام 74 فرقه شده به ابجد 541 +182دین مسیح 623 حماقت دینی 623 -182 = 541 فتنه ها 541 اهله شر541 لطفابه ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 دشمنه اسلامی 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 آفتین 541 عداوتین 541 مجرمین بدین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541عمر ابوبکر 541 میباشند 541احمقان فاسد دین اسلام 541 با ناکسهای اهل قرآن 541 مقصرا دین الهی 541 فاسد ترین نامرد اهل دین 541 مجرمین بدین اسلام 541مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 کافر پلید دین اسلام 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541مرگ کافر 541اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام541 فاجران دین اسلامی541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده دین 541 با ناکس های اهله قرآن 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بنامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمن بدین اسلام 541 مردان گمراه 541 احمقان فاسد دین اسلام541 به ابجد شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 مقصر 22 بدبختی 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کید 22 کلک22 22مکارا 22روبا 22مجرمین22منافقان 22 ملحد22لعنت22شیطان 22عمر22حراما ابابکر22لعنت22ملحد22به ابجدصغیر22تباهی 22مقصر22عمر22ابابکر22 شیطان 22مجرمان 22نابکار 22 ابابکر22عمر22مجرمان22نابکار22احمقه22شرابی22 سرکشها 22مکارا22شرمسارا 22دشمن اسلام 22بدزده 22اسلامی22 باخودسرا 22بظلمت بنفاقه 22نفرت 22 بکذابه 22 جاطلبا 22سرکشها 22 مکارا22نکبتها 22آدم کشه دشمن اسلام 22 شرابیا ایدز 22لواط 22فاحشه22درآتشه 22دوزخه22باخائن ها بدبختی22شرمسارا22 خبیسی 22 پستری 22بدشمن نادان 22نابکار 22 با خدعه22نیرنگ22آدم کشه22جنگ طلب22بدائشه22نکبتها22بنافقه22منافقان 22مجرمان 22خبیسی 22بکذابه 22سرکشها 22دشمن اسلام22 گمرهه 22دینها 22منافقان 22 دروغ 22 کلک22کید22بدزده 22 دینه 22 اسلامی 22نیرنگ22روبا22بنامردا 22باخودسرا 22سرکشها22باخائنها22خارترا 22حمارا 22سرکشها 22پارگینا حراما 22شیطان 22عمر 22ابابکر 22دشمن اسلام 22بپلید 22شرور22 باحسودا 22خیانته 22 بدرک 22دری22به آتشه 22اهل آتشه22درآتشه22دوزخه22بخبیث22ملحد22 22دشمنی 22 شرابیا 22 لاشخورا 22 سرخرها 22 با خودسرا22سرکشها 22کسکشها 22دشمن اسلام22 بدجنسیا 22 یا بدجنس 22 بخبیث22پررو 22 گمرهه 22روباه 22 نامردان 22 مجرمان 22منافقان 22 گمرهه 22 دینها22 بخبیث22احمقه22 درآتشه دوزخه 22 عمر22 ابوبکر 22شیطان 22 ملحد 22 لعنت 22هذیان22مقصر22عمر22شیطان 22 احمقه22 بجاطلب22 احمقه22 در آتشه 22دوزخه 22 دشمن اسلام 22 عمر 22 ابابکر22 مقصر 22 هذیان 22 شیطان 22 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی ازوهابی ها دائشی گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها بانامرد22 ۲۲کلک۲۲نیرنگ 22 بظلمت ۲۲ دوزخه22 نیرنگ۲۲لامذهب۲۲نفرت ۲2انزجار22ناخلفه 22نابحقه22 پررو۲۲خائن هست ۲۲عمر22 مقصر22بمنافقا ۲۲شرابیا ۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲ شیطان ۲۲ نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد
به ابجد ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم 971 یعنی
ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971 اهل مجرمین ناکسین مارقین 971 ظالم به دست میآید ظالم 971+231 ابوبکر = 1202 ابجد کبیر ابوبکر عمر عثمان 1202 بدبخت دین اسلام 1202 بکافران محض 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد1202 ارتش کفار 1202به خائنای منافقانه اسلام 1202 1202بخبیث ملحدها 541 با فاسد ترین دشمن 541 احمقان فاسد دین اسلامی 1202به نادانترین اهل دشمن 1202 با فاسد ترین دشمن1202 بدبخت اهله عالمی 541 بکافران محض 1202 تفرقه در ادیانه اسلامی 1202 با خبیث ناهل1202 به نامرده ملحد شرور نادان 1202نااهله شر تری 1202 سران فتنه اهل حرامیانی 1202 با خبیث نا اهل 1202به بدبختیه اهل عالم 1202 اختلافهای دینی 1202بدبخت اهل عالمی 1202 بدبختان به عالم 1202 ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند
به این آیه ولایت توجه کنید این آیه 59 حروف به ابجد مهدی 59 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین 59 این آیه قرآن 59 کلمه دارد و بخاطر مولاء مهدی و ائمه شیعه نازل شده به ابجد مهدی59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 به ابجد اسلامه 137+59 مهدی =196 دین اسلام 196اساس دینی 196 کلید اسلام 196دین الله بجهانه 196 بدین های الهی الله 196 امام بدین الهی 196 امام کل دین 196 با اماما دین الهی 196 ادیان دین الله 196 با مذهب اسلامی 196 مومنین 196 فقیها 196 دین اسلام یا اصل دین 196 اساس دینی 196196
«ما از کسانی هستیم که میدانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمیدانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است
قال رسوالله = انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها" 854-541 عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313 نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد راه حق 26+26 علی =52 هر سال 52 جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سالدوست داشتنی ترین مرد جهان قائم آل محمد(عج) است چه کسانی امام مهدی را خیلی دوست دارند یاران مهدی313 نرجس 313 رمزالله 313+72 شهید کربلاء = 385 شیعه فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام هیچ یک از فرقه های تو در آوردی در قرآن نیامده که نیامده اگر میآمد میپذیرفتم یاران امام مهدی در آخر الزمان فرماندهان اصلی 313 نفر رمز الله 313 هر سال313 روز و 52 جمعه داریم 313+52=365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم به ابجد اسلامه 137+59 مهدی = 196 دین اسلام 196
به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196به ابجد 196دین اسلام 196کلید بدین الله 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196دین اسلام 196کلید بدین الله 196ضرب 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا حضرت محمد را 14 معصوم 196میباشد به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 دین اسلام 196کلید اسلام 196 امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 دین باید نشانه داشته باشه 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 به ابجد کبیر دستور الله 737 - 541 عمر ابوبکر = 196دین اسلام به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 یا اصل دین 196 اساس دینی 196 196 196 دین اسلام 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 ضرب 14 معصوم میباشد196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 196 بدین راستی 737 -541 عمر ابوبکر = 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 بدینی بحقی 196 قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی به ریاضی قرآن علم ابجد 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 ضرب 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا میباشد 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 به ابجد جانشین الله 431-541 عمر ابوبکر= 110 دین الهی110 علی 110 پلیسی 110 نگین 110 دین الهی110 علی 110 پلیسی110 نامت 110 یاعلی حقا پلیس عالمی 110 پلیسی 110 با رهبر کل جهان اسلام 651-541 عمر ابوبکر= 110 علی 110 دین الهی 110 نان جو 110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم همه فرقه های جوانمرد دین بزودی حق را پذیرفته و شیعه خواهند شد به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 بااماما دین الهی196 امام کل دین 196کلید اسلام 196کلید اسلام 196 به ابجدکلید بدین الله 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم میباشد 196 امام کل دین196 امام بدین الهی 196 دين اسلام 196 اصول دينه 196بدین های الهی الله 196 یا اصل دین 196 اساس دینی 196 با اماما دین الهی 196 یا اصل دین 196 اساس دینی 196به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی 196 بااماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كرد
به ابجدحق 12+ناحق15= 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی =196 دین اسلام 196 اساس دینی 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196دین اسلام196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش = 365 روز سال اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است اگر امکان داره دشمنان شیعه یه کم خجالت بکشید آخه پررو نیستید خیلی خیلی خر تشریف دارید جناب خر سلام به ابجد 22مقصر22شیطان 22 ابابکر22 عمر 22 بدبختی 22بناحق22 نابحق 22مقصر22دروغ 22 هذیان22کلک 22نیرنگ 22 روبا22 ابوبکر22 رکب وبا 22 روباه22 مکارا 22 دشمن اسلام 22 آدمکشه 22 با خدعه 22 عمر 22 جنگ طلب 22دشمن اسلام 22 دشمن حق 22 مکارا 22 نکبتها 22 دشمن اسلام 22 فاجرن 22 سرکشها22 کسکشها 22 به جاطب22 بنفاقه 22 بکذابه 22 منافقان 22 فاجرن 22 مجرمان 22 نفرت 22 بدشمن نادان 22 پررو 22 بظلمت 22 شرابیا 22 انزجار22قصبی 22بدزده 22 دینه 22 اسلامی 22بدشمن نادان 22 نابکار22 دینها 22شرابیا 22 خبیسا 22 با خائن ها 22 پسترها 22 خبیسا 22 نابکار 22 دینها 22 نکبتها 22 بدائشه 22 بدزد اسلامی 22 جنگ طلب 22 دشمن حق 22 آدم کشه 22 با خدعه 22 نیرنگ 22عمر 22 شیطان22 ابابکر 22 بظلمت 22 درآتشه 22 دوزخه 22 22 دشمنان شیعه اگر امکان دارد فقط یه کم خجالت بکشیدصاحب اصلی کعبه به ابجد کبیر385 صاحب اصل کعبه الله 385 شیعه میباشدپیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعهابجد نام شیعه 25 عدالت 25 کعبه 25 راستگوها 25 بامردها 25ره حق 25 به امرخدا 25بهترها 25 اصل حق 25 جلوه خدا 25 قرآنی 25 ومردان 25 خدایی25مهندسی25دکترا25 تقوا ی25 به امرخدا25خدایی25با روح 25 قرآنی 25باروح 25بااسلامی25با مهدی 25 انسانیته25 حقا بحق 25 ره حق 25با مهدی 25 شیعه 25 کعبه25 صاحب اصلی کعبه به ابجد کبیر385 صاحب اصل کعبه الله 385 شیعه میباشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعهیکی از شاهزاده های آل سعود فرمود بن سلمان خیلی ابله تر از صدام است ایشان با روشهای غلط سیاسی بجای وحدت بین مسلمین با بی شرمی تمام مهمانان خانه خدا را هم می کشد ایشان که طرفدار شیعیان است و شیعه شده فرمود سال گذشته 20 میلیون ایرانی و عراقی به زیارت سالار کربلاء حسین ابن علی رفتند و خون از بینی کسی ریخته نشد آن هم با پای پیاده دو میلیون حاجی به حج آمده و یک میلیون کشته و مریض برگشتند آل سعود با انتشار گازه سمی در حجاج باعث این بلایا گردید تا بتواند به آدم ربایی دست بزند جهان بزودی در انتظار یک اتفاق تاریخی بزرگ قرار دارد و سران بی لیاقت عربستان در حد و اندازه مهمان نوازی حاجیان هم نیستند کویتی ها اگر باز بی هوشند بهوش آیند و تا دیر نشده بخود آیند ایران برادر شماست و عربستان دشمن شماست توجه کنیدبه ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 اولین قاصب اهل بیتی 54 به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ابجد نامشان 541عدو اهل دین قرآنی541 بدشمن فاسد 541مجرمین بدین اسلام541 مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بانامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541به ابجد آفتین 541 عداوتین 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 اولین قاصب دینه541 با ناکسهای اهله قرآن541 توهین دینها 541 مردان فاسد ملحد دین 541 نامردها پلید دین اسلام 541 دشمنه اسلامی541 اهله شر 541 فتنه ها 541 مرگ کافر541 عمر ابوبکر 541منافقان پلیده دین 541 کافر پلید دین اسلام 541 دشمنه اسلامی541مجرمین بدین اسلام 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 منافقان پلید دین 541 مقصرا دین الهی 541فاجران دین اسلامی 541 فتنه ها 541 میباشد به ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 دشمنه اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541 منافقان پلید دین 541 عمر ابوبکر 541 به ناکس منافق قرآن 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 منافقان پلید دین 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541
دولت سعودی از اول انقلاب با ما بنایی ناسازگاری داشته و ما همیشه کوتاه آمدیم. یکی از انگیزه های اصلی صدام برای حمله به ایران، دولت سعودی بود. بعد از اینکه صدام به کویت حمله کرد، پادشاه عربستان نطقی علیه او کرد. صدام جواب داد و گفت به خاطر شما تعداد زیاد و دهها هزار جوان عراقی را فدای شما کردم و به ایران حمله کردم، ولی شما در قطعنامه ۵۹۸ من را محکوم کردید؟ من به این دلیل به کویت حمله کردم. پادشاه عربستان در مجلس تشریفاتی خود صحبت کرد ما ۳۰ میلیارد دلار به تو دادیم و چقدر به تو پول دادیم. حمله به کویت باعث شد پشت پرده این دو کشور رو شود. میزان همکاری دولت عربستان با صدام در جنگ چقدر بود. بعد در دوره ای ما وارد دوره تنش زدایی شدیم. آقای هاشمی رفسنجانی این ایده را داشتند با عربستان تعامل کنیم تا بتوانیم با کشورهای کوچک منطقه کار کنیم. این ایده ایشان بود. رفتند دنبال این پروژه و مدتی این تنش زدایی بود. دوباره ولی شروع شد. اینها در سوریه آمدند. بعد عراق و بحرین و یمن. الان ۸ سال است دولت عربستان وارد ماجرایی شده. دولتمردان قبل عاقلتر بودند و پشت صحنه کار می کردند. علنا نمی گفتند ما پول می دهیم. یا نیروی نظامی به سوریه نمی فرستند. دولتمردان جدید علنا این کارها را می کنند و لشکر می کشند و نیرو می فرستند. یکی از پایه های ناامنی در منطقه، دولت عربستان است. ولی اینکه در سوریه، روسیه و چین فعال شده، یک واقعیتی است. ۳-۴ روز است جنگنده های روسیه مراکز شورشیان را بمبماران می کنند. به طور جدی نیرو فرستادند. احتمالا در عراق هم روسیه دخالت کند. چون جریان تروریسم را علیه خود می دانند. چین نیز احساس خطر می کنند و احتمال دارد در آینده در شرق کشور ما حوادث جدیدی اتفاق بیفتد. داعش مقداری نیرو به شمال افغانستان برده و در تاجیکستان و آسیای مرکزی احتمالا حوادث جدیدی دارد. چین در آنجا بیشتر از سوریه شرکت می کنند. در سوریه جدی نیست ولی اگر حوادث تاجیکستان و ازبکستان و افغانستان شروع شود چین حتما دخالت می کند. بعید می دانم این حوادث تبدیل به جنگ جهانی شود ولی حوزه تهدیدات زیاد می شود. وسط این تهدیدات ایرانی است که باید روز به روز اقتدارش را افزایش دهیم و امنیت این مردم را با چنگ و دندان حفظ کنیم.
راهبرد اصلی ما در قبال عربستان باید چه باشد؟ مردم ما هنوز صبر و حوصله به خرج دهند. من به آینده خوش بین نیستم. روندی که در دولت عربستان است روند خوبی نیست. مگر اینکه اتفاقی در عربستان صورت گیرد. ما عربستان را چیزی نمی دانیم. عربستان کسی در مقابل جمهوری اسلامی نیست. ایران تنها کانون امنیت در ۱۰ سال آینده است. اطراف ایران آشوب و جنگ می شود و فقط ایران می تواند امنیت را به منطقه برگرداند. ۱۰ سال آینده اقتدار و اقتصاد در ایران است و هر چه روی این ها حرکت کنیم می توانیم کشور را پیشرفت داده و باعث آسایش و امنیت منطقه شویم. تبت یدا ابی لهبن و تب بریده باد دستی که بخون حجاج نشانه رفت داغی رسید و باغ منا را برشته ساختدر روز عید، خرمنی از خیل کشته ساخت شیطان ز رمی خویش، گرفت آخر انتقام با ماتمی که قلب حرم را برشته ساخت آل سعود، محشری از خون و اشک و آهدر سوگ حاجیان ز حج برنگشته ساخت آل سقوط دستش به خون شد دگر مثل معاویه یزید شمر عمر حجاج را چو دانه تسبیح بر زمین افکند و تار و پود دلم رشته رشته ساخت «تبت یدا ابی لهب »آری بریده بادآن دستها که در حرم از کشته پشته ساخت با پارههای جامه احرام حاجیانفرشی سفید از پر و بال فرشته ساخت شاید که میرود ز منا سوی کربلااین کاروان که بیرقش از خون نوشته ساخت شیطان با گاز بر حاجیان زده بی شک همه گردیده اند خفه خواستند با حسین هم چنین کنند لا کن امام دستشان بخواند رفت کربلاء تا شیعه باشد او کشت دشمنش لیکن بی یارو بی سلاح امروز دگر نبوت ماشده کوتاه کنیم دست شیطان ز سرخانه خدا ه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 آبروی دین محمدی 385 فلسفه دین الله 385 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم نیامده نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد ما منتظر حکم سید خراسانی هستیم اگر عربستان نیروهای به اسارت گرفته در حج را پس ندهد بر سر ش آوار شویم و چنان درسی به وهابی ها بدهیم که تاریخ هرگزبخود ندیده باشد و ننوشته باشد فقط منتظر حکم رهبریم آتش زدند بر خیمه آل عباء کشتند حضرت خیرالنساء آتش زدن سالی به خیمه ها کشتند حجاج خانه خدا رو شد دست بخون آلوده وهابی بی خدا بردند به اسارات عده ای زما آگاه شدند که شیعه بحق است دین ما شیطان بهم ریخت صحنه این ماجرا سیر الی الله شد به خون حاجیان لایق شدن قربان شدند برای عشق حاجیان مهمان کشی رسم دیرینه اهل نفاق آتش زدند خانه علی را منافقان
به ریاضی قرآن علم ابجدبه معادله ظالم و مقصر توجه فرمائید مقصر۴۳۰+ ۲۳۱ابوبکر =661عثمان ۶۶۱ عثمان 661 + ۳۱۰ عمر= ۹۷۱ظالم971 - 430 مقصر =541 ابوبکر عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید نام شیطان در قرآن مجید در 63 بار آمده این همان عدد انگشتان دست که انگشت شهادت را می بندی خوانده میشود 63 یعنی بیاخ حق با سه تن نیست در 63 آیه نام شیطان آمده است و در 11 آیه نام ابلیس و در 17 آیه نام شیاطین آمده است .به ابجد خر 800- 430 مقصر = 370 شیطان 370-60 پلیدیها = 310 عمر از شیطان خر تر بوده است ابجد ابوبکر عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم 971 -310 عمر = 661 عثمان مقصر430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971-430مقصر= 541 ابجد ابوبکر عمر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 آفتین 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر541 قاتلی 541عمر ابوبکر541... مقصر۴۳۰+ ۲۳۱ابوبکر =عثمان ۶۶۱ + ۳۱۰ عمر= ۹۷۱ظالم ظالم بی دین و جاطلب ابوبکر و عمر بوده است در این برهه هم افراد زیادی جا طلب و خائن هستند که حاضرند با کشتن دیگران به مقام و موقعیتی برسند برایشان مهم نیست چه اتفاقی برای مردم بیفتد فقط به فکر منافع خودشان میباشند و اصلا" به عدالت25 شیعه 25 کعبه 25 عدالت 25 توجهی ندارند
نور هدایت 40 امامت غدیر40برمزالله 40 ابجد نام شیعه 25 عدالت 25 کعبه 25 راستگوها 25 بامهدی 25عدالت 25 تقواء 25 ومردان 25به امرخدا25 خدایی 25 به امر خدا 25 بهترها 25 اصل حق 25 با مهدی 25 جلوه خدا 25 قرآنی 25 به امر خدا 25 بسلطانه25 نام آدم چند بار در قرآن آمده است نام آدم 25 بارعیسی 25 بار در قرآن آمده نام شیعه 5 بار 5 ضربدر 5 = 25 آدم باش نام آدم 25 بار در قرآن آمده نام شیعه 5 بار بنام 5 تن خانواده محترم رسول خدا و فرزندان ایشان را 5 تن و 12 امام میگویند ولی نام هیچ فرقه دیگری یک بار هم در قرآن نیامده که نیامده در زمان پیامبر فقط یک فرقه وجود داشت طبق آیه قرآن شیعه آل ابراهیم و شیعه آل محمد و در غدیر خم شیعه آل علی میگفتند پیامبر فقط دست مولاء علی را بالا برد و فرمود هر که من مولای اویم این علی مولای اوست به عمر و ابوبکر دست خر دادند ابوبکر رکب وبا قصب خلافت نمود و دو سال نشده از دنیا خارو ذلیل از دنیا رفت من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن علم ابجد فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن هم شیعه ل محمد علم ابجد سرآمد تمام علوم ریاضی قرآن میباشد بعد از علم ابجد علم حروف و بعد از علم حروف علم نقطه میباشد 5 فرقه حق 5 خانوانده محترم رسول خدا 5 تن آل عباء آیه مباهله و حدیث کثاء که حدیث آن در کتب اهل سنت میباشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385با اسلام ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385فلسفه دین الله 385آبروی دین محمدی 385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385دین حق اسلامی385دین ناب الله محمد علی 385 با اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 زنده باد دین بحق حسین 385 قانون الهی بدین الله 385 قانون اساسی الهی 385 شیعه 385 قانون بدین الهی الله 385 سربازه الهی دین 385 با راه دین الهی الله 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام385قانون الله بدین الهی 385 قانون الهی بدین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385 فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعه385 با شیعه دین اسلام محمد علی 686-541 عمر ابوبکر = 245 اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 منظور علی فاطمه کوثر و دختر گرامی رسول خدا و دامادش علی 245 اسلامه حق میباشند نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام شما وفرقه شما یک بار هم نیامده واقعا" والله اگر نام فرقه های شما حنبلی خرس تنبلی شافتعی اگر یک بار در قرآن نام فرقه شما میآمد ما خوشحال میشدیم تو رابه الله قسم باید خجالت بکشید آدم چقدر باید پست و نادان باشه که بر دین باطل بناحق اسرار بورزد تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت به ابجد 22شیطان 22 مقصر 22 عمر22 دشمن اسلام 22 شیطان 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بناحقه 22 نابحقه 22 دشمن اسلام22 عمر 22 ابابکر22مجرمان 22 منافقان 22 دروغ 22 کلک22کید22 22نیرنگ22روبا22بنامردا 22 شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22دشمن اسلام 22تباهی 22 چرا دین اسلام 74 فرقه شد
نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد74 ان من المجرمین منتقمون74 سوره سجده آیه 22 ما از مجرمان انتقام میگیریم این آیه ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد 74 والشجرتها ملعونه 74 ان من المجرمین منتقمون74شیطان گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر74 میباشد نمیشه که دین اسلام 74 فرقه باشه همه هم گمراه قرآن فرموده لا اکراه فی الدین پیامبر فرمود کسی که بگوید خدا یکیست و جز او خدایی نیست لا اله الا الله بگوید او مسلمان است و ریختن خونش حرام استچرا وهابی ها و دائشی ها براحتی خون مسلمانان را میریزند نمیدانم عمر هم همینطور بود وقتی به ایران حمله کرد 145 هزار نفر را کشت و در شهری 25 هزار نفر را کور کرد و در شهری دیگر تمام اموال و طلای زنان را به غارت برد به ابجد
74 والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلام با مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد اینم آیه قرآن 74ان من المجرمین منتقمون74 فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر =74 فرقه ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد دین اسلام 74 فرقه شد 74 فرقه ابجد سه خلیفه میباشد74 (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74والشجرتها الملعونه 74 دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74والشجرتها الملعونه74 دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467- 541 ابوبکر عمر= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74اسراف کاران 614- 541 عمر و ابوبکر رکب وبا = 73 بافرقه باطل در دین74والشجرتها الملعونه74ان من المجرمین منتقمون74 نام شیعه جلوه قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فرقه های دیگری باطل بوودشیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بدیها 22 دشمن اسلام 22 به ابجد بن غارت گر 1853 -1312چهار خلیفه =541 کافری حربیی541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآیدبه لطف الله امروز وارد علم ریاضی در علم نقطه و علم حروف شدیم در اکثر رسائل مرقوم است که، عامل را برای هر عمل، در علوم غریبه، دانستن حروف و اعداد از ضروریات می باشد. حقیقت نقطه سرِّی است الهی، که نه به لفظ ادا می شود و نه به صورت ونه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملون به رنگی و نه محدود به حدی بلکه، محجوب از حواس است. چنانکه در عین "پیدایی پنهان" و در عین "پنهانی عیا"وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی "12 الله محمد علی 12 است.5 دین حق 5 اسلام 5 دین حق 5 + 7نقطه نبوت = 12 اسلام غدیر خمی 12باشیعیان بحقی 12 نور معرفت قرآن 12 عشق تمام الله 12 بحقیقت نقطه سر12 الله5+4 محمد+3 علی= 12نام اسماعیل 12 بار در قرآن آمده است اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی12 دشمنای شیاطین 12 12نام اسماعیل 12 بار در قرآن آمده 12 الله محمد علی 12 هدف قرآن اسلام 12 راه قرآن محمدی 12راه علی بحق است 12 هدف پیامبرانی 12 نجات دین اسلام12 نور دین اسلامی 12 هدف الله قرآن 12 با حقیقت دین 12 هدف اسلام قرآن 12 با دین حق اسلام 12نماز ستونه دینه 12 اصل نقطه اسلام12 بادین حق تشیع 12 اصول دین اسلام 12 دین بحق اسلامی12 فرقه ها حق قرآن 12 پاکترین دین ها نقطه اصلی دینی 12دین اصلی قرآنی 12راه دین اسلامی 12 هدف اسلام قرآن 12 هدف پیامبرانی 12 هدف قرآنی الله 12 اصل دین حق تشیع 12 باپیروان قرآن12 راه بحق علی است 12 با پیروان قرآن 12 نجات دین اسلام 12 الله محمد علی 12راه الهی الله 12 با دین اهل بهشت 12 بدین اسلام قرآن12اسرار دین الهی 12 نور قرآن اسلام 12 آبرو اهل اسلام 12 دین بحق اسلامی 12 اهداف دین قرآن 12 اسلامه بحق علی 12 سره دین اسلام 12 معجزه دین الهی 12 باقائم آل محمد 12 دین حق تشیع 12 با پیروان قرآن 12 عشق قرآن کریمی 12 باحقیقت اسلام 12 حقیقت دین الهی 12سره درونی قرآن 12 "وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی 12 به ابجد اسلام 12 حق 12 واجب 12 اخلاق 12 هوا 12 قلب 12 زبان12 نجاتبخش 12 حضرت امام مهدی 12 دوازده همین نور هدایت است دوازدهمین امامه گل سر سبد پیامبران الهی 12 امام حضرت مهدی 12 نور چشم پیامبر 14گل سر سبد چهارده معصوم 18 در 18 ذالحجه" در غدیر خم توسط پیامبر جانشینان ایشان به مردم معرفی گردید نقطه نبوت 7+ 5 دین حق = 12 هم علم نقطه هم علم حروف به= حقانیت دین حق12 رمز الله 12 الله قرآن محمد 12کعبه علی فاطمه 12با شیعیان بحقی 12 طبق حدیث پیامبر که جانشینان بعد از من 12 نفرند ما هر کاری کردیم این 12 نفر را یک طوری جور کنیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب در آمد به ابجد حق 12 اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماهای سال 12 واجب 12 حم 12 قلب 12 هوا 12 نجاتبخش 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد جانها 12 اسلام 12 حق 12 دوازدهیمن سوره قرآن یوسف زهراء پادشاه عالمین میباشد خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی بنا نهاده است برادران یوسف 12 نفرند پیامبر فرمود خلفای بعد از من 12 نفرند و همگی فرزندان فاطمه دخترم میباشند یکی از علمای اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود ما به هر دری زدیم تا این 12 نفر را طبق حدیث پیامبر یه طوری جورش کنیم ولی نتوانستیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب درآمد با سلام درود بر شما که کلامتان حق است با سلام اگر خطها ریز میباشد کنترل را بگیر و غلتک روی موس را به جلو بچرخان بزرگ نمایی میشود یکی از بزرگان اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود طبق حدیث پیامبر که خلفای بعد از من 12 نفرند ما هر کاری کردیم این 12 نفر را یه طوری جورش کنیم دست روی هر کی گذاشتیم قاتل از آب در آمد با سلام درود بر شما که کلامتان حق است به ابجد حق 12 اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماهای سال 12 واجب 12 حم 12 قلب 12 هوا 12 نجاتبخش 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد12 جانها 12 اسلام 12 حق 12 دوازدهیمن سوره قرآن یوسف زهراء پادشاه عالمین میباشد خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی بنا نهاده است برادران یوسف 12 نفرند پیامبر فرمود خلفای بعد از من 12 نفرند و همگی فرزندان فاطمه دخترم میباشند یکی از علمای اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود ما به هر دری زدیم تا این 12 نفر را طبق حدیث پیامبر یه طوری جورش کنیم ولی نتوانستیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب درآمد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر میباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه 49عمر ابوبکر 49 میباشند قرآن شناسنامه شیطان و ماهیت او را این طور بیان می دارد که از آیات متعدد قرآن استفاده می شود که ماده اولیه شیطان[التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،ج6،ص68] «آتش» بوده است؛ مثلاً، در آیه ای می فرماید: «و اذقلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس کانَ من الجنّ ففسق عن امر ربّه.» [سوره کهف/آیه 5] چنان که ملاحظه می شود، این آیه شریفه، ابلیس را از جن می داند.
ابلیس اسم خاص همان شیطانی است که اغواگر حضرت آدم بود و خدای تعالی در قرآن گاهی با عنوان «ابلیس» و گاهی با عنوان «شیطان» از او تعبیر می کند.[آیاتی که در آن ها از او با عنوان ابلیس یادکرده است: مانند: «و اذقلنا للملائکةِ اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین» (بقره:34) و نیز ر. ک: حجر: 3132 / اسرا: 61/ کهف: 50 / طه: 116/ ص: 7475. در بعضی موارد نیز با عنوان شیطان از او نام می برد: مانند: «یا بنی آدم لایفتننّکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنّة.» (اعراف: 27) و نیز ر.ک: بقره: 26 / طه: 120. ضمنا از جمله آیاتی که به خوبی دلالت می کنند بر این که این شیطان همان ابلیس است آیات 61-65 اسراء می باشند.]
خود شیطان هم خلقت خود را از آتش می داند، آن جا که خداوند از او سؤال می کند: چه چیزی مانع سجده کردن تو بر آدم شد، گفت: «انا خیرٌ منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ.»
در جای دیگر، می گوید: «أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا»[اسراء:61] به تصریح قرآن، شیطان از فرمان خدا سرپیچی کرد: «أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ»[بقره: 34] ؛ «کان من الجنّ استکبرو کان من الکافرین؛[ص:74] «انّ الشیطان کان للرّحمن عصّیا.»[مریم: 44] و قرآن شیطان را دارای ذریّه می داند، آن جا که می فرماید: «واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدوٌ بئس للظالمین بدلاً.» [کهف: 50]
قرآن در آیات متعددی، شیطان را دشمن آشکار انسان می داند و انسان را از پی روی او برحذر می دارد: «و انّ الشیطان للانسان عدوٌ مبینٌ»[یوسف: 5] ؛ افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدّوٌ.» [کهف: 50] و خداوند چهار وسیله و برنامه برای شیطان در اضلال و اغوای دیگران برمی شمرد:
1. «واستفزز من استطعت منهم بصوتک»؛ هر که را توانستی با صدایت تحریک کن و وسوسه نما.
2. «واجلب علیهم بخیلک و رجلک» ؛ با فریادت لشگر سواره و پیاده را به جانب آنان روانه کن.
3. «و شارکهم فی الاموال و الاولاد» ؛ و با آنان در اموال و اولاد شریک شو.
4. «و عدهم»؛ و به آن ها وعده (دروغین) بده و (آن ها را بفریب)».
خود شیطان هم خلقت خود را از آتش می داند، آن جا که خداوند از او سؤال می کند: چه چیزی مانع سجده کردن تو بر آدم شد، گفت: انا خیرٌ منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ
با این سابقه و شناسنامه ای که شیطان برای خودش درست کرده است انسان ها را از امور خیر باز می دارد و شروع می کند به پرداختن این کارها:
1. وعده فقر؛ انسان را از انفاق و ادای زکات و خمس بازداشتن تا مبتلا به فقر نشود: «الشیطان یعدُکم الفقر». [بقره:268]
2. امر به فحشا؛ «… و یأمرکم بالفحشاء»
3. امر به منکر؛ «فانه یأمر بالفحشاء و المنکر» [نور: 21]
4. ترساندن دوستان خود (تا مبادا جهاد کرده، با کفّار مواجه شوند)؛ «انّما ذلکم الشیطان یخوّف اولیاءه فلاتخافوهم و خافون ان کنتم مؤمنین» [آل عمران: 175]
5. ایجاد دشمنی بین مسلمانان از طریق شرب خمر و قماربازی: «انّما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر» [مائده: 91]
6. بازداشتن انسان از یاد خدا: «و امّا ینسینک الشیطان بعد الذکری فلا تعقد بعد الذکری مع القوم الظالمین» (انعام:68)؛ «استحوذ علیهم الشیطان فانسیهم ذکراللّه» [مجادله: 19]؛
7. در آرزو قرار دادن: «یعدهم و یمنیّهم و ما یعدهم الشیطان الاّ غرورا» [نساء: 120]؛
8. جدال در مورد خدا: «و من النّاس من یجادل فی اللّهِ بغیر علمٍ و یتّبع کلَّ شیطانٍ مرید». [حج: 3]
نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است دشمنان شیعه اگر امکان دارد فقط یه کم خجالت بکشیدصاحب اصلی کعبه به ابجد کبیر385 صاحب اصل کعبه الله 385 ابجد نام شیعه 25 عدالت 25 کعبه 25 راستگوها 25 بامردها 25ره حق 25 به امرخدا25 25بهترها 25 اصل حق 25با مهدی 25 بسلطانه 25 قرآنی 25 اصل حق 25 به امر خدا 25 بهترها 25 جلوه خدا 25 جلوه خدا 25 قرآنی 25ومرانه 25 آل الله 25 با خداونده 25خدایی25مهندسی25دکترا25 تقوا ی25 به امرخدا25خدایی25با روح 25 قرآنی 25باروح 25بااسلامی25با مهدی 25 انسانیته25 تقواء25 عدالت 25حقا بحق 25 ره حق 25 یکی از شاهزاده های آل سعود فرمود بن سلمان خیلی ابله تر از صدام است ایشان با روشهای غلط سیاسی بجای وحدت بین مسلمین با بی شرمی تمام مهمانان خانه خدا را هم می کشد ایشان که طرفدار شیعیان است و شیعه شده فرمود سال گذشته 20 میلیون ایرانی و عراقی به زیارت سالار کربلاء حسین ابن علی رفتند و خون از بینی کسی ریخته نشد آن هم با پای پیاده دو میلیون حاجی به حج آمده و یک میلیون کشته و مریض برگشتند آل سعود با انتشار گازه سمی در حجاج باعث این بلایا گردید تا بتواند به آدم ربایی دست بزند جهان بزودی در انتظار یک اتفاق تاریخی بزرگ قرار دارد و سران بی لیاقت عربستان در حد و اندازه مهمان نوازی حاجیان هم نیستند کویتی ها اگر باز بی هوشند بهوش آیند و تا دیر نشده بخود آیند ایران برادر شماست و عربستان دشمن شماست توجه کنید صدام با پول عربستان 320 میلیارد دلار به ایران و کویت حمله کرد وگرنه خودش هیچ پوخی نبوده یکی از شاهزاده های آل سعود فرمود بن سلمان خیلی ابله تر از صدام است ایشان با روشهای غلط سیاسی اصلا" ایشان یک دیوانه احمق است بجای وحدت بین مسلمین با بی شرمی تمام مسلمانان یمن و مهمانان خانه خدا را هم می کشد ایشان که طرفدار شیعیان است و شیعه شده فرمود سال گذشته 20 میلیون ایرانی و عراقی به زیارت سالار کربلاء حسین ابن علی رفتند و خون از بینی کسی ریخته نشد آن هم با پای پیاده دو میلیون حاجی به حج آمده و یک میلیون کشته و مریض برگشتند آل سعود با انتشار گازه سمی در حجاج باعث این بلایا گردید تا بتواند به آدم ربایی دست بزند جهان بزودی در انتظار یک اتفاق تاریخی بزرگ قرار دارد و سران بی لیاقت عربستان در حد و اندازه مهمان نوازی حاجیان هم نیستند
دولت سعودی از اول انقلاب با ما بنایی ناسازگاری داشته و ما همیشه کوتاه آمدیم. یکی از انگیزه های اصلی صدام برای حمله به ایران، و کویت دولت سعودی بود. بعد از اینکه صدام به کویت حمله کرد، پادشاه عربستان نطقی علیه او کرد.که ما 30 میلیارد دلار به شما برای نابودی ایران و کویت بشما دادیم صدام جواب داد و گفت به خاطر شما تعداد زیاد و دهها هزار جوان عراقی را فدای شما کردم و به ایران حمله کردم به کویت حمله کردم ولی شما در قطعنامه ۵۹۸ من را محکوم کردید؟ من به این دلیل به کویت حمله کردم. پادشاه عربستان در مجلس تشریفاتی خود صحبت کرد ما ۳۰ میلیارد دلار به تو دادیم و چقدر به تو پول دادیم. حمله به کویت باعث شد پشت پرده این دو کشور رو شود. میزان همکاری دولت عربستان با صدام در جنگ چقدر بود. بعد در دوره ای ما وارد دوره تنش زدایی شدیم. آقای هاشمی رفسنجانی این ایده را داشتند با عربستان تعامل کنیم تا بتوانیم با کشورهای کوچک منطقه کار کنیم. این ایده ایشان بود. رفتند دنبال این پروژه و مدتی این تنش زدایی بود. دوباره ولی شروع شد. اینها در سوریه آمدند. بعد عراق و بحرین و یمن. الان ۸ سال است دولت عربستان وارد ماجرایی شده. دولتمردان قبل عاقلتر بودند و پشت صحنه کار می کردند. علنا نمی گفتند ما پول می دهیم. یا نیروی نظامی به سوریه نمی فرستند. دولتمردان جدید علنا این کارها را می کنند و لشکر می کشند و نیرو می فرستند. یکی از پایه های ناامنی در منطقه، دولت عربستان است. ولی اینکه در سوریه، روسیه و چین فعال شده، یک واقعیتی است. ۳-۴ روز است جنگنده های روسیه مراکز شورشیان را بمبماران می کنند. به طور جدی نیرو فرستادند. احتمالا در عراق هم روسیه دخالت کند. چون جریان تروریسم را علیه خود می دانند. چین نیز احساس خطر می کنند و احتمال دارد در آینده در شرق کشور ما حوادث جدیدی اتفاق بیفتد. داعش مقداری نیرو به شمال افغانستان برده و در تاجیکستان و آسیای مرکزی احتمالا حوادث جدیدی دارد. چین در آنجا بیشتر از سوریه شرکت می کنند. در سوریه جدی نیست ولی اگر حوادث تاجیکستان و ازبکستان و افغانستان شروع شود چین حتما دخالت می کند. بعید می دانم این حوادث تبدیل به جنگ جهانی شود ولی حوزه تهدیدات زیاد می شود. وسط این تهدیدات ایرانی است که باید روز به روز اقتدارش را افزایش دهیم و امنیت این مردم را با چنگ و دندان حفظ کنیم.
پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد 40حجب فاطمه40 نور هدایت 40 امامت غدیر 40 نام آدم چند بار در قرآن آمده نام آدم 25 بارعیسی 25 بار در قرآن آمده نام شیعه 5 بار 5 ضربدر 5 = 25 آدم باش نام آدم 25 بار در قرآن آمده نام شیعه 5 بار بنام 5 تن خانواده محترم رسول خدا و فرزندان ایشان را 5 تن و 12 امام میگویند ولی نام هیچ فرقه دیگری یک بار هم در قرآن نیامده که نیامده در زمان پیامبر فقط یک فرقه وجود داشت طبق آیه قرآن شیعه آل ابراهیم و شیعه آل محمد و در غدیر خم شیعه آل علی میگفتند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن علم ابجد فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن هم شیعه آ ل محمد علم ابجد سرآمد تمام علوم ریاضی قرآن میباشد بعد از علم ابجد علم حروف و بعد از علم حروف علم نقطه میباشد 5 فرقه حق 5 خانوانده محترم رسول خدا 5 تن آل عباء آیه مباهله و حدیث کثاء که حدیث آن در کتب اهل سنت میباشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385با اسلام ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385فلسفه دین الله 385آبروی دین محمدی 385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385دین حق اسلامی385دین ناب الله محمد علی 385 با اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 زنده باد دین بحق حسین 385 قانون الهی بدین الله 385 قانون اساسی الهی 385 شیعه 385 قانون بدین الهی الله 385 سربازه الهی دین 385 با راه دین الهی الله 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام385قانون الله بدین الهی 385 قانون الهی بدین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385 فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعه385 با شیعه دین اسلام محمد علی 686-541 عمر ابوبکر = 245 اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 منظور علی فاطمه کوثر و دختر گرامی رسول خدا و دامادش علی 245 اسلامه حق میباشندپیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعه آبروی دین محمدی385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعه نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام شما وفرقه شما یک بار هم نیامده واقعا" باید خجالت بکشید کمی شرم کنید آدم چقدر باید پست و نادان باشه که بر دین باطل بناحق اسرار بورزد تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت به ابجد شیطان 22 مقصر 22 عمر22 دشمن اسلام 22 شیطان 22 ابابکر 22 بدبختی 22لا مذهب 22مرگی 22آدم کشه 22 بناحقه 22 نابحقه 22 دشمن اسلام22 عمر 22 ابابکر22 مجرمان 22 منافقان 22 دروغ 22 کلک 22کید22 22نیرنگ22روبا22بنامردا 22 شیطان 22 عمر22ابن ملجم 22 قطمه 22 ابابکر22عمر 22 به ابجد فساد تباهی 563 - 541 عمر ابوبکر = 22 عمر 22 ابابکر22 نابکار 22دینها 22بجنایت22خیانته22 نکبتها 22بمکر22باخدعه22 بنامرد 22دینها22 بنامرد22پررو22جاطلبا22 سرکشها22 کسکشها 22 جنگ طلبا22 نیرنگ22 ناخلفه22بناحقه 22 درآتشه 22دوزخه 22 احمقه22 نابکار22 ابابکر 22 ملحد شیطان 22عمر22نیرنگ22کلک22 بکج را22نکبتها22بدزده22 اسلامی 22مکارا22روباه 22باخدعه22 ناخلفه 22عمر22 بدبختی22هذیان 22مقصر 22احمقه 22شیطان 22بناحقه 22منافقان 22شرمی 22بکنی 22منافقان 22فاجرن22 عمر22مجرمان22ملحد22لعنت 22عمر22ابابکر 22رکب وبا22 نیرنگ 22کلک22کید 22لعنت 22 22شیطان 22عمر22 ابوبکر 22ملحد 22دشمن اسلام 22 22عمر22 ابابکر22 دشمن اسلام 22 بناحقه 22 نابکار22 دینها 22 شیطان22 نابکار22دینها22جنگ طلب 22ایدز 22لواط 22 سرکشها22گورخر22لاشخورا 22 باخون آشامه باخفاشی22بناحقه22ناخلفه 22بدشمن نادان 22 بدرک 22 ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت تمام ناحقها دوسال نشده سرنگون میشوند قاتلان امام حسین دوسال نشده همه به دست حضرت مختار علیه سلام کشته شدند محمد عمر مرسی دوسال نشده سرنگون شد گناه او این بود در مرکز اسلام نام نجس عمر 22 شیطان 22 ابابکر 22 را به زبان نجس خود آورد بختیار دوسال نشده سرنگون شد بنی صدر دوسال نشده پا به فرار گذاشت درسته یا نه لعنت خدا بر کسی که دروغ بگوید بزودی مجرمان دین در پیشگاه الهی جواب گو ی و جنایتکاران حقه باز مشخص خواهند شد22آیه 22 سوره سجده ابجد سه خلیفه وهابی میباشد 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ابجدسه خلیفه ابوبکرعمر عثمان اینطور ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 دین اسلام 74 فرقه پلیدشدند که ابجد ابوبکر عمر عثمان با عث 74و الشجرتها الملعونه74 منظور عمر22 +27 ابوبکر+25عثمان= 74 میباشد نام شیعه جلوه قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فرقه های دیگری باطل بوودشیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بدیها 22 دشمن اسلام 22به لطف الله امروز وارد علم ریاضی در علم نقطه و علم حروف شدیم در اکثر رسائل مرقوم است که، عامل را برای هر عمل، در علوم غریبه، دانستن حروف و اعداد از ضروریات می باشد. حقیقت نقطه سرِّی است الهی، که نه به لفظ ادا می شود و نه به صورت ونه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملون به رنگی و نه محدود به حدی بلکه، محجوب از حواس است. چنانکه در عین "پیدایی پنهان" و در عین "پنهانی عیان"12 الله محمد علی 12 است.5 دین حق 5 اسلام 5 دین حق 5 + 7نقطه نبوت = 12 نور هدایت
به دشمنی که در حال سقوط است رحم نکنید یکی از شاهزاده های آل سعود فرمود بن سلمان خیلی ابله تر از صدام است ایشان با روشهای غلط سیاسی بجای وحدت بین مسلمین با بی شرمی تمام مهمانان خانه خدا را هم می کشد ایشان که طرفدار شیعیان است و شیعه شده فرمود سال گذشته 20 میلیون ایرانی و عراقی به زیارت سالار کربلاء حسین ابن علی (ع) رفتند و خون از بینی کسی ریخته نشد آن هم با پای پیاده دو میلیون حاجی به حج آمده و یک میلیون کشته و مریض برگشتند آل سعود با انتشار گازه سمی در حجاج باعث این بلایا گردید تا بتواند به آدم ربایی دست بزند جهان بزودی در انتظار یک اتفاق تاریخی بزرگ قرار دارد و سران بی لیاقت عربستان در حد و اندازه مهمان نوازی حاجیان هم نیستندنور هدایت 40 امامت غدیر 40 نام آدم چند بار در قرآن آمده نام آدم 25 بارعیسی 25 بار در قرآن آمده نام شیعه 5 بار 5 ضربدر 5 = 25 آدم باش نام آدم 25 بار در قرآن آمده نام شیعه 5 بار بنام 5 تن خانواده محترم رسول خدا و فرزندان ایشان را 5 تن و 12 امام میگویند ولی نام هیچ فرقه دیگری یک بار هم در قرآن نیامده که نیامده در زمان پیامبر فقط یک فرقه وجود داشت طبق آیه قرآن شیعه آل ابراهیم و شیعه آل محمد و در غدیر خم شیعه آل علی میگفتند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن علم ابجد فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن هم شیعه ل محمد علم ابجد سرآمد تمام علوم ریاضی قرآن میباشد بعد از علم ابجد علم حروف و بعد از علم حروف علم نقطه میباشد 5 فرقه حق 5 خانوانده محترم رسول خدا 5 تن آل عباء آیه مباهله و حدیث کثاء که حدیث آن در کتب اهل سنت میباشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385با اسلام ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385فلسفه دین الله 385آبروی دین محمدی 385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385دین حق اسلامی385دین ناب الله محمد علی 385 با اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 زنده باد دین بحق حسین 385 قانون الهی بدین الله 385 قانون اساسی الهی 385 شیعه 385 قانون بدین الهی الله 385 سربازه الهی دین 385 با راه دین الهی الله 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام385قانون الله بدین الهی 385 قانون الهی بدین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385 فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 به ابجد اهل دین مردان قرآن کریمی 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعه385 با شیعه دین اسلام محمد علی 686-541 عمر ابوبکر = 245 اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 منظور علی فاطمه کوثر و دختر گرامی رسول خدا و دامادش علی 245 اسلامه حق میباشند نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام شما وفرقه شما یک بار هم نیامده واقعا" والله اگر نام فرقه های شما حنبلی خرس تنبلی شافتعی اگر یک بار در قرآن نام فرقه شما میآمد ما خوشحال میشدیم تو رابه الله قسم باید خجالت بکشید آدم چقدر باید پست و نادان باشه که بر دین باطل بناحق اسرار بورزد تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت به ابجد 22دشمن اسلام 22شیطان 22 مقصر 22 عمر22 دشمن اسلام 22شیطان 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بناحقه 22 نابحقه 22 دشمن اسلام22 عمر 22 ابابکر22 مجرمان 22 منافقان 22 دروغ 22 کلک22کید22 22نیرنگ22روبا22بنامردا 22 شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 چرا دین اسلام 74 فرقه شد از قرآن 351 بپرسیم خبیث امت 1553-351 قرآن = 1202 سه خلیفه دشمن قرآن بوده اند اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفت این آیه قرآن هم به ابجد صغیر جدا هم به ابجد کبیر بازم جدا ابجد ابوبکر عمر عثمان 1202 میباشد والله شما یک آیه به ابجد کبیر و صغیر فقط امام علی بیاورید من نامردم وهابی نشوم خیلی شما بیچاره اید 1202 بکافران محض 1202 به ابجد با خیانت بنبی با خیانت بنبی 1128 -1202 سه خلیفه = 74 باز ابجد صغیر سه خلیفه ابوبکر عمر عثمان 74 ان من المجرمین منتقمون 74 این آیه قرآن به ابجد ابوبکر عمر عثمان میفرمایدما مجرمان را سخت انتقام میگیریم 74و الشجرتها الملعونه74 به ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 مقصر 430+231 ابوبکر +310 عمر = 971 ظالم به دست می آید خیانت کار عالمی 1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر با پلیدترین ملحدها 772-541عمر ابوبکر= 231 ابوبکر 231+310 عمر = 541 +430مقصر = 971 ظالم به دست میآید = 541 +430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید مقصر 430+310 عمر +231 ابوبکر =971 ظالم ابوبکر رکب وبا =971 ظالم به دست میآیدبه ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه کفر 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ظالم 971 - 310 عمر =661 عثمان 661 - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر+231 ابوبکر = 661 عثمان ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اند به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 اولین قاصب اهل بیتی 541 دروغگوهای پلید عالمند 541 به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ابجد نامشان 541 میباشد
نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد74 ان من المجرمین منتقمون74 سوره سجده آیه 22 ما از مجرمان انتقام میگیریم این آیه ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد 74 والشجرتها ملعونه 74 ان من المجرمین منتقمون74شیطان گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر74 میباشد نمیشه که دین اسلام 74 فرقه باشه همه هم گمراه قرآن فرموده لا اکراه فی الدین پیامبر فرمود کسی که بگوید خدا یکیست و جز او خدایی نیست لا اله الا الله بگوید او مسلمان است و ریختن خونش حرام استچرا وهابی ها و دائشی ها براحتی خون مسلمانان را میریزند نمیدانم عمر هم همینطور بود وقتی به ایران حمله کرد 145 هزار نفر را کشت و در شهری 25 هزار نفر را کور کرد و در شهری دیگر تمام اموال و طلای زنان را به غارت برد به ابجد به ابجد با خیانت بنبی با خیانت بنبی 1128 -1202 سه خلیفه = 74 باز ابجد صغیر سه خلیفه ابوبکر عمر عثمان 74 ان من المجرمین منتقمون 74 این آیه قرآن به ابجد ابوبکر عمر عثمان میفرمایدما مجرمان را سخت انتقام میگیریم 74و الشجرتها الملعونهشجره ملعونه عمر و ابوبکر و عثمان 74 ابجد صغیرشان میباشد 74
74 والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلام با مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد اینم آیه قرآن 74ان من المجرمین منتقمون74 فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر =74 فرقه ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد دین اسلام 74 فرقه شد 74 فرقه ابجد سه خلیفه میباشد74 (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74 دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74والشجرتها الملعونه74 دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467- 541 ابوبکر عمر= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74اسراف کاران 614- 541 عمر و ابوبکر رکب وبا = 73 بافرقه باطل در دین74والشجرتها الملعونه74ان من المجرمین منتقمون74 نام شیعه جلوه قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد فرقه های دیگری باطل بوودشیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بدیها 22 دشمن اسلام 22 به ابجد بن غارت گر 1853 -1312چهار خلیفه =541 کافری حربیی541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآیدبه لطف الله امروز وارد علم ریاضی در علم نقطه و علم حروف شدیم در اکثر رسائل مرقوم است که، عامل را برای هر عمل، در علوم غریبه، دانستن حروف و اعداد از ضروریات می باشد. حقیقت نقطه سرِّی است الهی، که نه به لفظ ادا می شود و نه به صورت ونه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملون به رنگی و نه محدود به حدی بلکه، محجوب از حواس است. چنانکه در عین "پیدایی پنهان" و در عین "پنهانی عیا"وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی "12 الله محمد علی 12 است.5 دین حق 5 اسلام 5 دین حق 5 + 7نقطه نبوت = 12 اسلام غدیر خمی 12باشیعیان بحقی 12 نور معرفت قرآن 12 عشق تمام الله 12 بحقیقت نقطه سر12 الله5+4 محمد+3 علی= 12نام اسماعیل 12 بار در قرآن آمده است اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی12 دشمنای شیاطین 12 12نام اسماعیل 12 بار در قرآن آمده 12 الله محمد علی 12 هدف قرآن اسلام 12 راه قرآن محمدی 12راه علی بحق است 12 هدف پیامبرانی 12 نجات دین اسلام12 نور دین اسلامی 12 هدف الله قرآن 12 با حقیقت دین 12 هدف اسلام قرآن 12 با دین حق اسلام 12نماز ستونه دینه 12 اصل نقطه اسلام12 بادین حق تشیع 12 اصول دین اسلام 12 دین بحق اسلامی12 فرقه ها حق قرآن 12 پاکترین دین ها نقطه اصلی دینی 12دین اصلی قرآنی 12راه دین اسلامی 12 هدف اسلام قرآن 12 هدف پیامبرانی 12 هدف قرآنی الله 12 اصل دین حق تشیع 12 باپیروان قرآن12 راه بحق علی است 12 با پیروان قرآن 12 نجات دین اسلام 12 الله محمد علی 12راه الهی الله 12 با دین اهل بهشت 12 بدین اسلام قرآن12اسرار دین الهی 12 نور قرآن اسلام 12 آبرو اهل اسلام 12 دین بحق اسلامی 12 اهداف دین قرآن 12 اسلامه بحق علی 12 سره دین اسلام 12 معجزه دین الهی 12 باقائم آل محمد 12 دین حق تشیع 12 با پیروان قرآن 12 عشق قرآن کریمی 12 باحقیقت اسلام 12 حقیقت دین الهی 12سره درونی قرآن 12 به خدا 12 آل خدا 12 ساعت 12 ماه های سال 12 "وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی 12 به ابجد اسلام 12 حق 12 واجب 12 اخلاق 12 هوا 12 قلب 12 زبان12 نجاتبخش 12 حضرت امام مهدی 12 دوازده همین نور هدایت است دوازدهمین امامه گل سر سبد پیامبران الهی 12 امام حضرت مهدی 12 نور چشم پیامبر 14گل سر سبد چهارده معصوم 18 در 18 ذالحجه" در غدیر خم توسط پیامبر جانشینان ایشان به مردم معرفی گردید نقطه نبوت 7+ 5 دین حق = 12 هم علم نقطه هم علم حروف به= حقانیت دین حق12 12 الله قرآن محمد 12کعبه علی فاطمه 12با شیعیان بحقی 12 طبق حدیث پیامبر که جانشینان بعد از من 12 نفرند ما هر کاری کردیم این 12 نفر را یک طوری جور کنیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب در آمد به ابجد حق 12 اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماهای سال 12 واجب 12 حم 12 قلب 12 هوا 12 نجاتبخش 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد جانها 12 اسلام 12 حق 12 دوازدهیمن سوره قرآن یوسف زهراء پادشاه عالمین میباشد خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی بنا نهاده است برادران یوسف 12 نفرند پیامبر فرمود خلفای بعد از من 12 نفرند و همگی فرزندان فاطمه دخترم میباشند یکی از علمای اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود ما به هر دری زدیم تا این 12 نفر را طبق حدیث پیامبر یه طوری جورش کنیم ولی نتوانستیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب درآمد با سلام درود بر شما که کلامتان حق است با سلام اگر خطها ریز میباشد کنترل را بگیر و غلتک روی موس را به جلو بچرخان بزرگ نمایی میشود یکی از بزرگان اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود طبق حدیث پیامبر که خلفای بعد از من 12 نفرند ما هر کاری کردیم این 12 نفر را یه طوری جورش کنیم دست روی هر کی گذاشتیم قاتل از آب در آمد با سلام درود بر شما که کلامتان حق است به ابجد حق 12 اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماهای سال 12 واجب 12 حم 12 قلب 12 هوا 12 نجاتبخش 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد12 جانها 12 اسلام 12 حق 12 دوازدهیمن سوره قرآن یوسف زهراء پادشاه عالمین میباشد خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی بنا نهاده است برادران یوسف 12 نفرند پیامبر فرمود خلفای بعد از من 12 نفرند و همگی فرزندان فاطمه دخترم میباشند یکی از علمای اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود ما به هر دری زدیم تا این 12 نفر را طبق حدیث پیامبر یه طوری جورش کنیم ولی نتوانستیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب درآمد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر میباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه 49عمر ابوبکر 49 میباشند ستایش خدا را که برای فرقه های باطل در علم نقطه و حروف جایگاهی نیست بنابر این برای آنکه اسرار حروف و اعداد منطبق با اسرار درونشان ظاهر شود و معانی و مفاهیم و جایگاه وجودی خود را در آسمان و ملکوت آن، و زمینها و ملکوت آن، و در سِّر عالم دنیا و سِّر عالم آخرت و حتی از علوم آینده و گذشته محققان و مدبران را آگاه سازند و همچنین به ظاهربینان و باطن بینان در کشف خواهش هایشان کمک کنند : 1- پروردگار عالم با رمز مقطعات در کلام کریمش، به پیغمبر بزرگوار خود حضرت محمد ﷺ باب اسرار را باز کرده است و با کنایات و اشارات و تمثیل انسان را به تدبر واداشته است. حروف را باب کلام خود قرار داد و خود را متکلم بذات معرفی نمود و به انسان توفیق داد که معجزه کلامش، قرآن را از قلب مبارک رسولش و نطق نورانی حجتش، امیرالمؤمنین (ع) بشنویم و در اثر زحمات و رنجهای این عزیزان تفسیر و تعلیم و عمل خالصانه را از این عزیزان بیاموزیم تا مگر هدایت و به نور قرآن منورگردیم و ما هم حروف و کلمات عمل مان را در لوح تکلیف بنا به وسع ضعیفمان منطبق بر آیات الهی قرار دهیم. بنابر این جای بسی تفکر است که، خداوند با خلق 28 حرف کل مفاهیم و معانی وعوالم دنیا و آخرت را در کتابش قرآن جای داده است. چنانچه تمام کتابهای آسمانی کتاب الله است ولی قرآن هم "کتاب الکریم الله" است و هم "کلام الله" و چنین است که پروردگار خود حافظ آن می باشد و حریم قرآن بکر و دست نخورده می ماند الی یوم القیامت . چرا که مخلوق هرگز قدرت ورود در حریم کلام خالق را ندارد و این اعجاز اول بار به دست مبارک مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) ثبت، نقطه گذاری، و حرکت گذاری شد و علوم صرف و نحو و تجوید را پایه گذاری نمودند. و اهمیت این همه زیبایی در حدیث مبارکی از ایشان این چنین نقل می گردد: "ان کلما فی الکتب المنزله فی القران و کلما فی القران فی الحمد و کلما فی الحمد فی البسمله وکلما فی البسمله فی الباء و کلما فی الباء فی النقطه و انا نقطه تحت الباء". "حقیقت این است و جز این نیست که همه کتابها در قرآن نازل شده اند و همه قرآن در سوره مبارکه حمد و همه حمد در بسم الله و همه بسم الله در باء و همه باء در نقطه و من نقطه زیر باء هستم".
نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد74 ان من المجرمین منتقمون74 سوره سجده آیه 22 ما از مجرمان انتقام میگیریم این آیه ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد 74 والشجرتها ملعونه 74 ان من المجرمین منتقمون74شیطان گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر74 میباشد نمیشه که دین اسلام 74 فرقه باشه همه هم گمراه قرآن فرموده لا اکراه فی الدین پیامبر فرمود کسی که بگوید خدا یکیست و جز او خدایی نیست لا اله الا الله بگوید او مسلمان است و ریختن خونش حرام است
74 والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلام با مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد اینم آیه قرآن 74ان من المجرمین منتقمون74 فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر =74 فرقه ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد دین اسلام 74 فرقه شد 74 فرقه ابجد سه خلیفه میباشد74 (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74 دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74والشجرتها الملعونه74 دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467- 541 ابوبکر عمر= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74اسراف کاران 614- 541 عمر و ابوبکر رکب وبا = 73 بافرقه باطل در دین74والشجرتها الملعونه74ان من المجرمین منتقمون74 بنابراین، حقیقت نقطه سرِّی است الهی، که نه به لفظ ادا می شود و نه به صورت ونه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملون به رنگی و نه محدود به حدی بلکه، محجوب از حواس است. چنانکه در عین "پیدایی پنهان" و در عین "پنهانی عیان" است. "وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12با شیعیان بحقی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی 12 به ابجد اسلام 12 حق 12 واجب 12 اخلاق 12 هوا 12 قلب 12 زبان12 نجاتبخش 12 امام حضرت مهدی 12 دوازده همین نور هدایت است دوازدهمین امامه گل سر سبد پیامبران الهی 12 امام حضرت مهدی 12 نور چشم پیامبر 14گل سر سبد چهارده معصوم 18 در 18 ذالحجه" در غدیر خم توسط پیامبر جانشینان ایشان به مردم معرفی گردید نقطه نبوت 7+ 5 دین حق = 12 هم علم نقطه هم علم حروف به= حقانیت دین حق12 الله قرآن محمد 12کعبه علی فاطمه 12 ابن عباس رئیس مفسرین چنین روایت می کند که مولا امیرالمؤمنین (ع) از اول شب تا آخر شب راجع به باء بسم الله حدیث می فرمود که من اندکی از آن را می فهمیدم و فرمود قسم به خدا اگر بخواهم باء بسم الله را تفسیر کنم (لاوقرت سبعین بعیرا) برای باء بسم الله اینقدر معانی بیان می کردم که اگر می نوشتند بایستی بار 70 شتر نمایند. وقال علی (ع) :"بالباء ظهر الوجود و باالنقطه تبین العابد و المعبود". و فرمود: "بوسیله باء، کل وجود ظاهر شدند و بوسیله نقطه رابطه عابد و معبود روشن و بیان میگردد"(او میزان و صراط و امام مبین راه و قسیم النار و الجنه است)7 قال الصادق (ع): فی تفسیر "و من یؤت الحکمه فقط اوتی خیراً کثیرا".امام فرمودند: "هر کس که حکمت به او داده شد به تحقیق به او خیر کثیر داده شد" .حکمت چیست؟ فرمود:"ان الحکمه هی الولایه المطلقه فان نقطه الولایه قد عَمَتِ الوجود و لا یشد منها شی من الغیب و الشهود و تلک النقطه قد جمعت فیها جمیع اسرار الحروف و فی الحروف جمعت و بنیت اسرار الکلمات و فی الکلمات استجنت اسرارالمعانی فالمعانی غیب فی الکلمات و الالفاظ و الکلمات غیب الحروف و الحروف غیب فی الالف المتحرکه و هی غیب فی الالف لینه و هی غیب فی النقطه فهی غیب الغیوب و سر الاسرار". و آن بطور مجمل اینطور معنی می گردد که "حکمت همان ولایت مطلقه است.که ظهورپروردگار عالم به آن 7خوشبختی 7 تمام عشق 7 نقطه ولایت 7 پیغمبر7نقطه ولایت7 +5نقطه امامت = 12مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده 7 میباشد( ثبع المثانی من القرآن 12 ) در علم نقطه مراد 12 امام شیعه میباشد قرآن ناطق 12 امام میباشد خداوندی که به تمام روشنی ها و تاریکیهای وجود و ندیدنی ها مسلط است و بدون سختی غیب را مشهود می گرداند و آن نقطه ایست که تمام اسرار حروف در آن جمع است و در حروف اسرار کلمات بنا نهاده و جمع گردیده، اسرار معانی و در معانی احوالات غیبی، و کلمات و الفاظ را در خود جمع و کلمات اسرار غیب حروف را آشکار می کند. و حروف، اسرار غیب حرف الف را (البته الفی که متحرک شده است یعنی همزه) و اسرار آن الف لَیِنَت و نرمی درون آنست که آن اسرار نقطه است و آن نقطه غیب الغیوب و سِرالاسرار است" .علم نقطه خود اقیانوس بی کران الهی میباشددر قرآن ( ثبع المثانی من القران 12 مراد نام ائمه شیعه 12 امامی قائم آل محمد میباشد سلامو درود خدا و جمیع ملائکه جن و انس بر او باد که نمونه تمام عالم است و جلوه زیبای خلقت خداست
12نمونه ادیان حق 12 اشارات تمثیل 12 بت شکنان انبیاء 12دشمن شیاطین 12 عشق ناب قرآن کریم 12عشق بپیامبر 12با عشق پیامبرا 12 بکلام الهی نور 12 تسبیح ملائکها 12 بنقطه پرگار عشق12 (12 ثبع المثانی من القران) 12 یعنی نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بارآمده 7خوشبختی 7 تمام عشق 7 نقطه ولایت 7 پیغمبر7نقطه ولایت7 +5نقطه امامت = 12مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده 7 میباشد( ثبع المثانی من القرآن 12 ) در علم نقطه مراد 12 امام شیعه میباشد قرآن ناطق 12 امام میباشد =7قسیم النار والجنه 7 وارث انبیاء 7 نقطه ولایت 7 +5 نقطه امامت = 12 خداوند اضلاع کعبه را 12 وساعت را 12 ماه های سال را هم 12 جانشینان پیامبر را هم 12 نفر از اهل بیت پیامبر قرار داد به ابجد صغیر اسلام 12به ابجد کبیر اسلام 132 یعنی 2ضربدر 3+1 = 7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده است عدد هفت یعنی 5 تن و آزادی 2 با انگشت دستها بلند هفت را نشان بده علامت پیروزی آیه مباهله 5 تن آل عباء میباشد 2 هم علامت پیروزی و سربلندی در هدف است خلیفه واقعی الله 978-971 ظالم = 7 نام 12 امام در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده میباشد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. 47 شجره مطهره 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 اسلام ناب محمدی 47و 12 امام با مادرشان کوثر قرآن هم حروف اسمشان 47 و این است اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی47 اسلام ناب محمدی47 شجره مطهره شجره مطهره 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی فرزندان دختر پیامبر که یک سوره بنامش آمده اسامی 12 امام 47 شجره مطهره 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47منظور خانواده رسول خدا 12 امام فرزندان دختر رسول خدا میباشند 47 حروف میباشد شجره مطهره 47 محمدا علی 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47شجره مطهره 47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه 49 میباشد به ابجد کبیر ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 عداوتین 541 شرکیه ها 541 اهل شر 541 شرما 541 مرگ کافر 541 قاتلی 541 ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین 541دشمنه اسلامی541شرما 541فتنه ها 541 541دشمنه اسلامی541 عمر و ابوبکر 9 4 اهل دروغ 1251- 1202 = 49اهل کفار اسلام 49 با اشرار دین اسلام 49 باناحق عالمه 49اهل کفار اسلام 49 شجره ملعونه 49 بنامردان کافر 49 ناحقه امت محمد 49 بدترین خلق امت 49 منافق بدین اسلام 49 بی دین امت اسلام 49 بناحق عالمی 49 کلمها خبیثه 49 کشجره خبیثه 49شجره ملعونه 49مجرم بدین اسلام49 ابجدصغیر ابوبکر و عمر 49 میباشد عمر 22+27 ابوبکر = 49 بدشمن اسلام دشمن قرآن 49 شجره ملعونه 49 عمر ابوبکر 49اهله دروغ 1251- 1202 سه خلیفه = 49 ابوبکر 27+22 عمر =49اهل کفار اسلام 49 با اشرار دین اسلام 49 باناحق عالمه 49اهل کفار اسلام 49 شجره ملعونه 49 بنامردان کافر 49 ناحقه امت محمد 49 بدترین خلق امت 49 منافق بدین اسلام 49 بی دین امت اسلام 49 بناحق عالمی 49 کلمها خبیثه 49 کشجره خبیثه 49شجره ملعونه 49مجرم بدین اسلام49 به ابجد شیطان منافقی 651-110 دین الهی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 به ابجد محمد 92+ عهد شکن ۴۴۹ =۵۴۱ عمر و ابوبکر عهد خود را شکستند = بغدیر ۱۲۱۶- ۱۴ معصوم = ۱۲۰۲ ابجد عمر ابوبکر و عثمان ۱۲۰۲ دشمن خدا بوده اند ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر =541 ابوبکر و عمر ۵۴۱ مقصر ۴۳۰+۳۱۰ عمر +۲۳۱ ابوبکر = ۹۷۱ ظالم یا 971 خطاء کار دینها 971 یا ظالم 971به دست میآید۹۷۱ – ۳۱۰ عمر = ۶۶۱ عثمان+ ۳۱۰=ظالم ۹۷۱ظالم +۲۳۱ ابوبکر = ۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه کفر ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون ۱۲۰۲ ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲ دزده غافله ادیان 1202 میباشد ظالم منهای مقصر میشه ابوبکر و عمر ۵۴۱ طریق اسلام ۴۵۱- ۵۴۱ عمر و ابوبکر = ۱۱۰ علی مولاء طریق اسلام میباشدامام باقر(ع) میگفت چه کنم یاور ندارم انداره این سه تا بزها یار با وفا ندارم اگه داشتم دستور جهاد میدادم به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 به اولین قاصبان احمق پلید541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی541عمر ابوبکر541فتنه ها541پیمان شکنان پلیدی541منافقان نادان پلیده دین 541 به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541دشمنه اسلامی541 به اولین قاصبان احمق پلید541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 نامهای ادیان و فرقه هادر قرآن نیامده فقط شیعه در قرآن چندین بار آمده ولی نام هیچ یک از فرقه های عمری 310 گمراه دین 310 عمر 310 کفری 310 گمراه دین 310 عمر 310 اباجهل در دنی 310منکر 310 حرامیان 310 نیرنگ 310 ابله منافقا310 جاهل منافق 310 اباجهل در دین 310 جهل عرب 310 عمر 310 نیرنگ 310 منکر 310 ابجد ابوبکر 231 احمق ملحد 231 با کج فهم های دین 231 براه کج 231 راه دزدی 231 خط پلیده دینها 772-541 عمر ابوبکر= 231 ابوبکر 231 خلط پلید ابلیسی ها 772-541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر عمر عثمان 1202 بکافران محض 1202 دزده غافله ادیان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد سه خلیفه 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 کلی بدعته541ما پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 کلی بدعته541 385اهل دین هدف دین اسلام385شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 به ابجد برترین دین926-541 عمر ابوبکر= 385 شیعه میباشد385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 مرد عالم 385اهل دین ناب الهی اسلامند 385 با آل قرآن 385 شیعه385 مرد عالم 385 اهل دین هدف دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 قانون الهی بدین الله 385 حدیث نبوی و ابجد= قرآن الهی 397 -541 عمر ابوبکر =144 ضرب 12 امام در خودش144 یعنی114سوره قرآن +30 جزء آن=144 به ابجد فاتح دین اسلام 685 منهای541 ابوبکر و عمر = 144 ضرب 12 امام در 12 = 144 آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" ولا تفرقو 144 ریسمانی الهی 12 امام میباشد به ابجد 313رمز الله 313در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار هفت بار آمده 3+1+3 = 7 هفت دوره کعبه 7 سنگ به سه شیطان در مکه ابوبکر عمر عثمان فقط یاران مهدی میتوانند انتقام دین خدا را از قاصبان بدین را بگیرند313 ره حق 313 رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 این عدد نورانی را از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دختر فاطمه باشد به ابجد لا اله الا الله 166 +92 محمد +110 علی +17 نماز = 385 فقط وضوء و نماز شیعیان پذیرفته میشود چه کسانی امام زمان را خیلی خیلی دووست دارند به ابجد یاران مهدی 313 نرجس 313 رمز الله 313 +72 یاران حسین کربلاء = 385 شیعه خیلی خیلی امام زمانش را دوست دارد از خودش بیشتر اینجانب حاضرم برای مولایم جانم را بدهم یک وهابی گمراه هم برای بی عقلیش جانش را میدهد ولی ما برای خدا و مولایمان حاضریم جان بدهیم پیامبر فرمود یا علی انت و شیعتک هم الفائزون فقط علی و شیعیانش اهل نجات هستند این" 28" حرف اسماء باری تعالی جل شأنه هستندکه فرشتگان به این اسمها تسبیح خداوند عزّ و جّل می گویند: اینها الفاظ قرآن مجید هستند و همه اسمها از اینها ترتیب می یابند . علم نزد خداست و به هر که بخواهد می دهد . امام حسین (ع) فرمودند: آن علمی که جدم خاتم النبیین ﷺ بدان خوانده شده علم حروف است و علم حروف در لام است و علم لام در الف است و علم الف در نقطه و علم نقطه در معرفت اصلیه و علم معرفت اصلیه در علم ازل و علم ازل در مشیت و علم مشیت در علم غیب هویت است.حروف، ظهور نقطه هستند و نقطه، مظهر مشیت غیبی است که بدین صورت در عالم طبیعت تجلی می نماید و حروف ظهور تجلیات غیوب است که به عرصه شهود می رسد. و نقطه قرآن آن نقطه غیبی است که بصورت نقطه، بر قلب پیامبر ﷺ تجلی نموده و بصورت حروف نقش بسته است علم نقطه خود اقیانوس بی کران الهی میباشد نمونه=7قسیم النار والجنه 7 وارث انبیاء 7 پیغمبر 7 نقطه ولایت 7 +5 نقطه امامت =دین نمونه = 12 بنقطه پرگار عشق12 ثبع المثانی من القرآن 12 خداوند اضلاع کعبه را 12 وساعت را 12 ماه های سال را هم 12 جانشینان پیامبر را هم 12 نفر از اهل بیت پیامبر قرار داد دین نمونه12 بنقطه پرگار عشق (12 ثبع المثانی من القران)12 وارثان بحق بدین محمد 12 وصی محمد 7 =7قسیم النار والجنه 7 وارث انبیاء 7 نقطه ولایت 7 +5 نقطه امامت = 12 خداوند اضلاع کعبه را 12 وساعت را 12 ماه های سال را هم 12 جانشینان پیامبر را هم 12 نفر از اهل بیت پیامبر قرار داداین" 28" حرف اسماء باری تعالی جل شأنه هستندکه فرشتگان به این اسمها تسبیح خداوند عزّ و جّل می گویند: اینها الفاظ قرآن مجید هستند و همه اسمها از اینها ترتیب می یابند . علم نزد خداست و به هر که بخواهد می دهد .12وارثان بحق بدین محمد 12 سرورمردان و زنان 14 +4 بهشت = 18 ذالحجه در غدیر خم محمد 92+18 = 110 علی 110 دین الهی 110 را به عنوان جانشین خود انتخاب نمود "وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی 12 به ابجد اسلام 12 حق 12 واجب 12 اخلاق 12 هوا 12 قلب 12 زبان12 نجاتبخش 12 حضرت امام مهدی 12 دوازده همین نور هدایت است دوازدهمین امامه گل سر سبد پیامبران الهی 12 امام حضرت مهدی 12 نور چشم پیامبر 14گل سر سبد چهارده معصوم 18 در 18 ذالحجه" در غدیر خم توسط پیامبر جانشینان ایشان به مردم معرفی گردید نقطه نبوت 7+ 5 دین حق = 12 هم علم نقطه هم علم حروف به= حقانیت دین حق12 12 الله قرآن محمد 12کعبه علی فاطمه 12با شیعیان بحقی 12 طبق حدیث پیامبر که جانشینان بعد از من 12 نفرند ما هر کاری کردیم این 12 نفر را یک طوری جور کنیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب در آمد به ابجد حق 12 اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماهای سال 12 واجب 12 حم 12 قلب 12 هوا 12 نجاتبخش 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد جانها 12 اسلام 12 حق 12 دوازدهیمن سوره قرآن یوسف زهراء پادشاه عالمین میباشد خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی بنا نهاده است برادران یوسف 12 نفرند پیامبر فرمود خلفای بعد از من 12 نفرند و همگی فرزندان فاطمه دخترم میباشند یکی از علمای اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود ما به هر دری زدیم تا این 12 نفر را طبق حدیث پیامبر یه طوری جورش کنیم ولی نتوانستیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب درآمد با سلام درود بر شما که کلامتان حق است با سلام اگر خطها ریز میباشد کنترل را بگیر و غلتک روی موس را به جلو بچرخان بزرگ نمایی میشود یکی از بزرگان اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود طبق حدیث پیامبر که خلفای بعد از من 12 نفرند ما هر کاری کردیم این 12 نفر را یه طوری جورش کنیم دست روی هر کی گذاشتیم قاتل از آب در آمد با سلام درود بر شما که کلامتان حق است به ابجد حق 12 اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماهای سال 12 واجب 12 حم 12 قلب 12 هوا 12 نجاتبخش 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد12 جانها 12 اسلام 12 حق 12 دوازدهیمن سوره قرآن یوسف زهراء پادشاه عالمین میباشد خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی بنا نهاده است برادران یوسف 12 نفرند پیامبر فرمود خلفای بعد از من 12 نفرند و همگی فرزندان فاطمه دخترم میباشند یکی از علمای اهل سنت که بتازگی شیعه شده فرمود ما به هر دری زدیم تا این 12 نفر را طبق حدیث پیامبر یه طوری جورش کنیم ولی نتوانستیم به هر کی رسیدیم قاتل از آب درآمد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه عمر ابوبکر 49 میباشد ستایش خدا را که برای فرقه های باطل در علم نقطه و حروف جایگاهی نیست بنابر این برای آنکه اسرار حروف و اعداد منطبق با اسرار درونشان ظاهر شود و معانی و مفاهیم و جایگاه وجودی خود را در آسمان و ملکوت آن، و زمینها و ملکوت آن، و در سِّر عالم دنیا و سِّر عالم آخرت و حتی از علوم آینده و گذشته محققان و مدبران را آگاه سازند و همچنین به ظاهربینان و باطن بینان در کشف خواهش هایشان کمک کنند : 1- پروردگار عالم با رمز مقطعات در کلام کریمش، به پیغمبر بزرگوار خود حضرت محمد ﷺ باب اسرار را باز کرده است و با کنایات و اشارات و تمثیل انسان را به تدبر واداشته است. حروف را باب کلام خود قرار داد و خود را متکلم بذات معرفی نمود و به انسان توفیق داد که معجزه کلامش، قرآن را از قلب مبارک رسولش و نطق نورانی حجتش، امیرالمؤمنین (ع) بشنویم و در اثر زحمات و رنجهای این عزیزان تفسیر و تعلیم و عمل خالصانه را از این عزیزان بیاموزیم تا مگر هدایت و به نور قرآن منورگردیم و ما هم حروف و کلمات عمل مان را در لوح تکلیف بنا به وسع ضعیفمان منطبق بر آیات الهی قرار دهیم. بنابر این جای بسی تفکر است که، خداوند با خلق 28 حرف کل مفاهیم و معانی وعوالم دنیا و آخرت را در کتابش قرآن جای داده است. چنانچه تمام کتابهای آسمانی کتاب الله است ولی قرآن هم "کتاب الکریم الله" است و هم "کلام الله" و چنین است که پروردگار خود حافظ آن می باشد و حریم قرآن بکر و دست نخورده می ماند الی یوم القیامت . چرا که مخلوق هرگز قدرت ورود در حریم کلام خالق را ندارد و این اعجاز اول بار به دست مبارک مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) ثبت، نقطه گذاری، و حرکت گذاری شد و علوم صرف و نحو و تجوید را پایه گذاری نمودند. و اهمیت این همه زیبایی در حدیث مبارکی از ایشان این چنین نقل می گردد: "ان کلما فی الکتب المنزله فی القران و کلما فی القران فی الحمد و کلما فی الحمد فی البسمله وکلما فی البسمله فی الباء و کلما فی الباء فی النقطه و انا نقطه تحت الباء". "حقیقت این است و جز این نیست که همه کتابها در قرآن نازل شده اند و همه قرآن در سوره مبارکه حمد و همه حمد در بسم الله و همه بسم الله در باء و همه باء در نقطه و من نقطه زیر باء هستم". بنابراین، حقیقت نقطه سرِّی است الهی، که نه به لفظ ادا می شود و نه به صورت ونه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملون به رنگی و نه محدود به حدی بلکه، محجوب از حواس است. چنانکه در عین "پیدایی پنهان" و در عین "پنهانی عیان" است. "وز غایت ظهور عیانش پدید نیست" "نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"12 بنقطه پرگار عشق12الله محمد علی 12 امام حضرت مهدی 12با شیعیان بحقی 12 سر اسرار درونی 12 بحقیقت نقطه سری 12 اسرار به کلمات 12 اصل دین اسلامی 12 به ابجد اسلام 12 حق 12 واجب 12 اخلاق 12 هوا 12 قلب 12 زبان12 نجاتبخش 12 امام حضرت مهدی 12 دوازده همین نور هدایت است دوازدهمین امامه گل سر سبد پیامبران الهی 12 امام حضرت مهدی 12 نور چشم پیامبر 14گل سر سبد چهارده معصوم 18 در 18 ذالحجه" در غدیر خم توسط پیامبر جانشینان ایشان به مردم معرفی گردید نقطه نبوت 7+ 5 دین حق = 12 هم علم نقطه هم علم حروف به= حقانیت دین حق12 الله قرآن محمد 12کعبه علی فاطمه 12 ابن عباس رئیس مفسرین چنین روایت می کند که مولا امیرالمؤمنین (ع) از اول شب تا آخر شب راجع به باء بسم الله حدیث می فرمود که من اندکی از آن را می فهمیدم و فرمود قسم به خدا اگر بخواهم باء بسم الله را تفسیر کنم (لاوقرت سبعین بعیرا) برای باء بسم الله اینقدر معانی بیان می کردم که اگر می نوشتند بایستی بار 70 شتر نمایند. وقال علی (ع) :"بالباء ظهر الوجود و باالنقطه تبین العابد و المعبود". و فرمود: "بوسیله باء، کل وجود ظاهر شدند و بوسیله نقطه رابطه عابد و معبود روشن و بیان میگردد"(او میزان و صراط و امام مبین راه و قسیم النار و الجنه است)7 قال الصادق (ع): فی تفسیر "و من یؤت الحکمه فقط اوتی خیراً کثیرا".امام فرمودند: "هر کس که حکمت به او داده شد به تحقیق به او خیر کثیر داده شد" .حکمت چیست؟ فرمود:"ان الحکمه هی الولایه المطلقه فان نقطه الولایه قد عَمَتِ الوجود و لا یشد منها شی من الغیب و الشهود و تلک النقطه قد جمعت فیها جمیع اسرار الحروف و فی الحروف جمعت و بنیت اسرار الکلمات و فی الکلمات استجنت اسرارالمعانی فالمعانی غیب فی الکلمات و الالفاظ و الکلمات غیب الحروف و الحروف غیب فی الالف المتحرکه و هی غیب فی الالف لینه و هی غیب فی النقطه فهی غیب الغیوب و سر الاسرار". و آن بطور مجمل اینطور معنی می گردد که "حکمت همان ولایت مطلقه است.که ظهورپروردگار عالم به آن 7خوشبختی 7 تمام عشق 7 نقطه ولایت 7 پیغمبر7نقطه ولایت7 +5نقطه امامت = 12مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده 7 میباشد( ثبع المثانی من القرآن 12 ) در علم نقطه مراد 12 امام شیعه میباشد قرآن ناطق 12 امام میباشد خداوندی که به تمام روشنی ها و تاریکیهای وجود و ندیدنی ها مسلط است و بدون سختی غیب را مشهود می گرداند و آن نقطه ایست که تمام اسرار حروف در آن جمع است و در حروف اسرار کلمات بنا نهاده و جمع گردیده، اسرار معانی و در معانی احوالات غیبی، و کلمات و الفاظ را در خود جمع و کلمات اسرار غیب حروف را آشکار می کند. و حروف، اسرار غیب حرف الف را (البته الفی که متحرک شده است یعنی همزه) و اسرار آن الف لَیِنَت و نرمی درون آنست که آن اسرار نقطه است و آن نقطه غیب الغیوب و سِرالاسرار است" .علم نقطه خود اقیانوس بی کران الهی میباشددر قرآن ( ثبع المثانی من القران 12 مراد نام ائمه شیعه 12 امامی قائم آل محمد میباشد سلامو درود خدا و جمیع ملائکه جن و انس بر او باد که نمونه تمام عالم است و جلوه زیبای خلقت خداست
12نمونه ادیان حق 12 اشارات تمثیل 12 بت شکنان انبیاء 12دشمن شیاطین 12 عشق ناب قرآن کریم 12عشق بپیامبر 12با عشق پیامبرا 12 بکلام الهی نور 12 تسبیح ملائکها 12 بنقطه پرگار عشق12 (12 ثبع المثانی من القران) 12 یعنی نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بارآمده 7خوشبختی 7 تمام عشق 7 نقطه ولایت 7 پیغمبر7نقطه ولایت7 +5نقطه امامت = 12مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده 7 میباشد( ثبع المثانی من القرآن 12 ) در علم نقطه مراد 12 امام شیعه میباشد قرآن ناطق 12 امام میباشد =7قسیم النار والجنه 7 وارث انبیاء 7 نقطه ولایت 7 +5 نقطه امامت = 12 خداوند اضلاع کعبه را 12 وساعت را 12 ماه های سال را هم 12 جانشینان پیامبر را هم 12 نفر از اهل بیت پیامبر قرار داد به ابجد صغیر اسلام 12به ابجد کبیر اسلام 132 یعنی 2ضربدر 3+1 = 7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده است عدد هفت یعنی 5 تن و آزادی 2 با انگشت دستها بلند هفت را نشان بده علامت پیروزی آیه مباهله 5 تن آل عباء میباشد 2 هم علامت پیروزی و سربلندی در هدف است خلیفه واقعی الله 978-971 ظالم = 7 نام 12 امام در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده میباشد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. 47 شجره مطهره 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 اسلام ناب محمدی 47و 12 امام با مادرشان کوثر قرآن هم حروف اسمشان 47 و این است اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی47 اسلام ناب محمدی47 شجره مطهره شجره مطهره 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی فرزندان دختر پیامبر که یک سوره بنامش آمده اسامی 12 امام 47 شجره مطهره 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47منظور خانواده رسول خدا 12 امام فرزندان دختر رسول خدا میباشند 47 حروف میباشد شجره مطهره 47 محمدا علی 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 مونه بدینی 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47شجره مطهره 47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47 جان ها قرآن محمد 47 به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47 آیاته دینی 47به اصله اسلامی 47 دانش قرآنی 47 اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره 47شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر مباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه 49 میباشد به ابجد کبیر ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 عداوتین 541 شرکیه ها 541 اهل شر 541 شرما 541 مرگ کافر 541 قاتلی 541 ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین 541دشمنه اسلامی541شرما 541فتنه ها 541 541دشمنه اسلامی541 عمر و ابوبکر 9 4 اهل دروغ 1251- 1202 = 49اهل کفار اسلام 49 با اشرار دین اسلام 49 باناحق عالمه 49اهل کفار اسلام 49 شجره ملعونه 49 بنامردان کافر 49 ناحقه امت محمد 49 بدترین خلق امت 49 منافق بدین اسلام 49 بی دین امت اسلام 49 بناحق عالمی 49 کلمها خبیثه 49 کشجره خبیثه 49شجره ملعونه 49مجرم بدین اسلام49 ابجدصغیر ابوبکر و عمر 49 میباشد عمر 22+27 ابوبکر = 49 بدشمن اسلام دشمن قرآن 49 شجره ملعونه 49 عمر ابوبکر 49اهله دروغ 1251- 1202 سه خلیفه = 49 ابوبکر 27+22 عمر =49اهل کفار اسلام 49 با اشرار دین اسلام 49 باناحق عالمه 49اهل کفار اسلام 49 شجره ملعونه 49 بنامردان کافر 49 ناحقه امت محمد 49 بدترین خلق امت 49 منافق بدین اسلام 49 بی دین امت اسلام 49 بناحق عالمی 49 کلمها خبیثه 49 کشجره خبیثه 49شجره ملعونه 49مجرم بدین اسلام49 به ابجد شیطان منافقی 651-110 دین الهی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 به ابجد محمد 92+ عهد شکن ۴۴۹ =۵۴۱ عمر و ابوبکر عهد خود را شکستند = بغدیر ۱۲۱۶- ۱۴ معصوم = ۱۲۰۲ ابجد عمر ابوبکر و عثمان ۱۲۰۲ دشمن خدا بوده اند ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر =541 ابوبکر و عمر ۵۴۱ مقصر ۴۳۰+۳۱۰ عمر +۲۳۱ ابوبکر = ۹۷۱ ظالم یا 971 خطاء کار دینها 971 یا ظالم 971به دست میآید۹۷۱ – ۳۱۰ عمر = ۶۶۱ عثمان+ ۳۱۰=ظالم ۹۷۱ظالم +۲۳۱ ابوبکر = ۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه کفر ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون ۱۲۰۲ ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲ دزده غافله ادیان 1202 میباشد ظالم منهای مقصر میشه ابوبکر و عمر ۵۴۱ طریق اسلام ۴۵۱- ۵۴۱ عمر و ابوبکر = ۱۱۰ علی مولاء طریق اسلام میباشدامام باقر(ع) میگفت چه کنم یاور ندارم انداره این سه تا بزها یار با وفا ندارم اگه داشتم دستور جهاد میدادم به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 به اولین قاصبان احمق پلید541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی541عمر ابوبکر541فتنه ها541پیمان شکنان پلیدی541منافقان نادان پلیده دین 541 به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541دشمنه اسلامی541 به اولین قاصبان احمق پلید541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 نامهای ادیان و فرقه هادر قرآن نیامده فقط شیعه در قرآن چندین بار آمده ولی نام هیچ یک از فرقه های عمری 310 گمراه دین 310 عمر 310 کفری 310 گمراه دین 310 عمر 310 اباجهل در دنی 310منکر 310 حرامیان 310 نیرنگ 310 ابله منافقا310 جاهل منافق 310 اباجهل در دین 310 جهل عرب 310 عمر 310 نیرنگ 310 منکر 310 ابجد ابوبکر 231 احمق ملحد 231 با کج فهم های دین 231 براه کج 231 راه دزدی 231 خط پلیده دینها 772-541 عمر ابوبکر= 231 ابوبکر 231 خلط پلید ابلیسی ها 772-541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر عمر عثمان 1202 بکافران محض 1202 دزده غافله ادیان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد سه خلیفه 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 کلی بدعته541ما پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 کلی بدعته541 385اهل دین هدف دین اسلام385شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 به ابجد برترین دین926-541 عمر ابوبکر= 385 شیعه میباشد385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 مرد عالم 385اهل دین ناب الهی اسلامند 385 با آل قرآن 385 شیعه385 مرد عالم 385 اهل دین هدف دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 قانون الهی بدین الله 385 حدیث نبوی و ابجد= قرآن الهی 397 -541 عمر ابوبکر =144 ضرب 12 امام در خودش144 یعنی114سوره قرآن +30 جزء آن=144 به ابجد فاتح دین اسلام 685 منهای541 ابوبکر و عمر = 144 ضرب 12 امام در 12 = 144 آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" ولا تفرقو 144 ریسمانی الهی 12 امام میباشد به ابجد 313رمز الله 313در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار هفت بار آمده 3+1+3 = 7 هفت دوره کعبه 7 سنگ به سه شیطان در مکه ابوبکر عمر عثمان فقط یاران مهدی میتوانند انتقام دین خدا را از قاصبان بدین را بگیرند 313 رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 این عدد نورانی را از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دختر فاطمه باشد به ابجد لا اله الا الله 166 +92 محمد +110 علی +17 نماز = 385 فقط وضوء و نماز شیعیان پذیرفته میشود چه کسانی امام زمان را خیلی خیلی دووست دارند به ابجد یاران مهدی 313 نرجس 313 رمز الله 313 +72 یاران حسین کربلاء = 385 شیعه خیلی خیلی امام زمانش را دوست دارد از خودش بیشتر اینجانب حاضرم برای مولایم جانم را بدهم یک وهابی گمراه هم برای بی عقلیش جانش را میدهد ولی ما برای خدا و مولایمان حاضریم جان بدهیم پیامبر فرمود یا علی انت و شیعتک هم الفائزون فقط علی و شیعیانش اهل نجات هستند این" 28" حرف اسماء باری تعالی جل شأنه هستندکه فرشتگان به این اسمها تسبیح خداوند عزّ و جّل می گویند: اینها الفاظ قرآن مجید هستند و همه اسمها از اینها ترتیب می یابند . علم نزد خداست و به هر که بخواهد می دهد . امام حسین (ع) فرمودند: آن علمی که جدم خاتم النبیین ﷺ بدان خوانده شده علم حروف است و علم حروف در لام است و علم لام در الف است و علم الف در نقطه و علم نقطه در معرفت اصلیه و علم معرفت اصلیه در علم ازل و علم ازل در مشیت و علم مشیت در علم غیب هویت است.حروف، ظهور نقطه هستند و نقطه، مظهر مشیت غیبی است که بدین صورت در عالم طبیعت تجلی می نماید و حروف ظهور تجلیات غیوب است که به عرصه شهود می رسد. و نقطه قرآن آن نقطه غیبی است که بصورت نقطه، بر قلب پیامبر ﷺ تجلی نموده و بصورت حروف نقش بسته است علم نقطه خود اقیانوس بی کران الهی میباشد نمونه=7قسیم النار والجنه 7 وارث انبیاء 7 پیغمبر 7 نقطه ولایت 7 +5 نقطه امامت =دین نمونه = 12 بنقطه پرگار عشق12 ثبع المثانی من القرآن 12 خداوند اضلاع کعبه را 12 وساعت را 12 ماه های سال را هم 12 جانشینان پیامبر را هم 12 نفر از اهل بیت پیامبر قرار داد دین نمونه12 بنقطه پرگار عشق (12 ثبع المثانی من القران)12 وارثان بحق بدین محمد 12 وصی محمد 7 =7قسیم النار والجنه 7 وارث انبیاء 7 نقطه ولایت 7 +5 نقطه امامت = 12 خداوند اضلاع کعبه را 12 وساعت را 12 ماه های سال را هم 12 جانشینان پیامبر را هم 12 نفر از اهل بیت پیامبر قرار داداین" 28" حرف اسماء باری تعالی جل شأنه هستندکه فرشتگان به این اسمها تسبیح خداوند عزّ و جّل می گویند: اینها الفاظ قرآن مجید هستند و همه اسمها از اینها ترتیب می یابند . علم نزد خداست و به هر که بخواهد می دهد .12وارثان بحق بدین محمد 12 سرورمردان و زنان 14 +4 بهشت = 18 ذالحجه در غدیر خم محمد 92+18 = 110 علی 110 دین الهی 110 را به عنوان جانشین خود انتخاب نمود
همه اسمها از اینها ترتیب می یابند . علم نزد خداست و به هر که بخواهد می دهد .12وارثان بحق بدین محمد 12 سرورمردان و زنان 14 +4 بهشت = 18 ذالحجه در غدیر خم محمد 92+18 = 110 علی 110 دین الهی 110 را به عنوان جانشین خود انتخاب نمود